وضع خيلى خوب است، خيلى!
زمان مثل برق مى گذرد و به كُندى ما توجه نمى كند.
به نوشته جوان؛ نمى دانم چرا زمان نمى فهمد كه بعضى از باشگاه هاى ما هنوز تكليفشان مشخص نيست؟ مگر عقربه هاى ساعت نمى بينند كه پرسپوليس و پاس هنوز سرمربى خود را انتخابات نكرده اند؟ اگر مى بيند پس چرا از حركت نمى ايستد؟
ساعت كه توجهى به اين حرف ها ندارد، لااقل بياييم و ما متوجه گذر زمان بشويم و يك بار آسمان و زمين را به رسميت بشناسيم و نگذاريم فرصت ها از دست برود. من نمى دانم، ولى انگار آنانى كه مى دانند مى گويند: وقتى كه قرار است در نيمه مرداد مسابقات ليگ اغاز شود، بايد الان تيم ها دوران بدنسازى خود را سپرى كنند! ن
مى دانم، شايد تمام عوامل تعيين كننده فاقد ارزش علمى هستند كه پرسپوليسى ها و پاسى ها هنوز دنبال تهيه وسايل اوليه هستند! هر كدامشان حرفى مى زنند اما واقعيت اين است كه ۲۴ ساعت حرف زدن باعث به ثمر رسيدن يك گل هم نمى شود.
گل را بازيكن مى زند. مربى به او ياد مى دهد، او هم گل مى زند. مربى و بازيكن تمرين برگزار مى كنند، آماده مى شوند، بعد حاصل اين تلاش ها تبديل به گل مى شود. گلى كه درون دروازه حريفان مى رويد.
وقتى تيم هنوز سرمربى خود را نشناخته است، گيريم بهترين بازيكنان را خريدارى كند، حاصلش چه مى شود؟ آيا بازيكنان بدون آمادگى، بدون هماهنگى مى توانند توفيقى به دست آورند؟ اگر مى توانند به باشگاه هاى دنيا اعلام كنيم كه اين قدر به خودشان سخت نگيرند و ماه ها قبل از پايان يك فصل، به فكر فصل بعد خود نباشد.
حقير كه نمى فهمم، شايد شما خواننده گرامى بدانيد كه چطور مى شود يك تيم نه وضعيت مديرعاملش كاملاً مشخص باشد، نه سرمربى درست و حسابى داشته باشد و نه در خريد بازيكن حال و روزش خوش باشد.
اما داعيه قهرمانى در فصل بعد را در سر بپرورد. اگر چنين ادعايى جايز است چرا رئال مادريد و منچستريونايتد مدعى آن نيستند؟ باور كنيد اگر از آخرتم نمى ترسيدم مى نوشتم كه...؛ اصلاً چه كار به اين كارها دارم. ان شاءالله همه مسائل حل مى شود. خيلى وضع خوب است. خيلى!!


