مردم ايران و بوش سخنران!
سخنراني بوش در حيات سياسي ايرانيان، زماني رخ ميدهد كه رهبر انقلاب در سفر خود به يزد با اشاره به حساس بودن شرايط و نشانههاي آن پس از انقلاب خاطرنشان كردند: همواره بايد مراقب خطر بازگشت استبداد و سلطه بيگانگان بود...طبيعي است كه غيبت متغير اصلي ثبات سياسي، يعني «مردم» در آزمون دمكراسي و يا نبود حضور علايق و سلايق گوناگون، ميتواند آن را به مخاطره اندازد و بوش سخنران را خشنود کند.
کد خبر: ۵۲۱۹
| | 8684 بازدید
چند روز پيش، جورج بوش در نطق راديويي خود و پيش از سفر دورهاي به خاورميانه اعلام كرد: ما از دمكراتها و اصلاحطلبان از بيروت و بغداد تا دمشق و تهران، حمايت خواهيم كرد.
رهبر انقلاب نيز در آستانه انتخابات، تذكرات مهمي بيان كرده و ضمن ننگ دانستن حمايت آمريكا از هر گروهي، مردم و گروههاي سياسي را به هوشياري توصيه كردند.
...اين مسئله در حيات سياسي ايرانيان و در تقويم ايام انتخاباتي، زماني رخ ميدهد كه آيتالله خامنهاي در سفر خود به يزد و در جمع مسئولان اجرايي با اشاره به حساس بودن شرايط و نشانههاي آن پس از پيروزي انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: «همواره بايد مراقب خطر بازگشت استبداد و سلطه بيگانگان بود و شايد دهها سال ديگر ملت ايران بايد مراقبت كند تا جريان مردمسالاري ديني كه هم ضد استبداد و هم ضد سلطه است، به يك فرهنگ عميق و ماندگار در ميان مردم تبديل شود».
...يكي از مكانيزمهايي كه در مردمسالاري ديني نيز بر آن تأكيد شده و ميتواند جنبه استبدادگريزي و استبدادستيزي را تقويت نمايد، انتخابات پرشور، سالم و در عين حال آزاد است كه مشاركت حداكثري را به دنبال داشته است. طبيعي است كه غيبت متغير اصلي ثبات سياسي، يعني «مردم» در آزمون دمكراسي و يا نبود حضور علايق و سلايق گوناگون، ميتواند آن را به مخاطره اندازد. انتظار ميرود ابزارهاي حضور مردم به ويژه از سوي شوراي نگهبان به گونهاي مطلوب در همه لايههاي جامعه كنوني ايران فراهم شود. اين ابزارها را قانونگذار نيز جزو وظايف ذاتي آن شورا دانسته است. به نظر ميرسد برخورد تنگنظرانه با اين مسئله به مصلحت نظام و مردم نيست.
بوش در سخنراني دو روز پيش خود در ابوظبي با ايراد دوباره اتهامات به ايران، سخن از آزادي و عدالت براي همه مردم جهان به ويژه مردم منطقه و ايران به ميان آورد. جالب آن که عدالت و آزادی یکی شعار اصلی دولت کنونی و دیگری شعار محوری اصلاح طلبان است.
اين مطلب از دو منظر حايز اهميت است؛ نخست اينكه مكان و محلي كه بوش صداي خود را به جهانيان ميرساند، خود بيش از همه جاي چالش و ايراد دارد و صداقت! بوش در «ارسال پيام به ملت ايران!» را روشن ميكند. وضعيت كشورهاي عربي خاورميانه به ويژه در بحث آزادي و دمكراسي بر همه آشكار و مبرهن است. در برخي از اين كشورها، زنان به تازگي حق رأي پيدا كردهاند و يا حتي اجازه گرفتن گواهينامه رانندگي به آنها داده ميشود؛ از لحاظ نظام انتخاباتي نيز يا فاقد آن هستند و يا اگر انتخاباتي هم برگزار مي شود، نمايشي و محدود به آريستوكراسي است.
...به همين پرسش اگر در مورد اصلاحطلبي هم برخوردي عميق داشته باشيم، درمييابيم كه گفتمان اصلاحطلبانه بوش و آنچه مدنظر وي از اصلاحطلبي در ايران است (براندازي) با آنچه در ذهن نيروهاي فعال سياسي موسوم به اصلاحطلب در ايران وجود دارد، بسيار متفاوت است.
قصد و هدف نگارنده، دفاع يا توجيه فعاليتهاي حزب يا نيروي خاصي نيست، بلكه از اين فراتر هدف ما داير بر درك تفاوتها و اختلافات در تعابير است. مخاطبان داخلي، خود بهتر ميتوانند دريابند كه آيا مصداق اصلاحطلبي مدنظر بوش قرار ميگيرند يا خير، اما برچسب زدن و تخريب كردن عدهاي با هدف بيرون راندن از چرخه انتخابات سياسي كشور، نتيجهاي جز تهديدزايي و امنيتزدايي براي كشور ما ندارد.
...اگر يك جمعبندي از دو نكته پيش داشته باشيم، درمييابيم كه مسئله سلطه بيگانگان كه به عنوان يك تهديد از سوي رهبر انقلاب اسلامي از آن ياد شده، داير و ناظر بر نحوه فعاليتهاي نيروهاي داخلي در يك روند ميانمدت و بلندمدت است (دست كم از لحاظ كوتاهمدت سلطه جز با حمله مستقيم نظامي توسط بيگانگان امكانپذير نيست كه اين رخداد نيز با توجه به مسائلي كه در صحنه بينالملل وجود دارد، چندان محتمل نيست). تاريخ نيز در كشور ما مؤيد اين نكته است كه سلطه بر ما جز از طريق ما امكانپذير نبوده است؛ وارفتگي و برخورد منفعلانه از يك سو و تعميق اختلاف مابين نيروهاي داخلي از سوي ديگر، اين سلطه را تسريع ميبخشيدند...
رهبر انقلاب نيز در آستانه انتخابات، تذكرات مهمي بيان كرده و ضمن ننگ دانستن حمايت آمريكا از هر گروهي، مردم و گروههاي سياسي را به هوشياري توصيه كردند.
...اين مسئله در حيات سياسي ايرانيان و در تقويم ايام انتخاباتي، زماني رخ ميدهد كه آيتالله خامنهاي در سفر خود به يزد و در جمع مسئولان اجرايي با اشاره به حساس بودن شرايط و نشانههاي آن پس از پيروزي انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: «همواره بايد مراقب خطر بازگشت استبداد و سلطه بيگانگان بود و شايد دهها سال ديگر ملت ايران بايد مراقبت كند تا جريان مردمسالاري ديني كه هم ضد استبداد و هم ضد سلطه است، به يك فرهنگ عميق و ماندگار در ميان مردم تبديل شود».
...يكي از مكانيزمهايي كه در مردمسالاري ديني نيز بر آن تأكيد شده و ميتواند جنبه استبدادگريزي و استبدادستيزي را تقويت نمايد، انتخابات پرشور، سالم و در عين حال آزاد است كه مشاركت حداكثري را به دنبال داشته است. طبيعي است كه غيبت متغير اصلي ثبات سياسي، يعني «مردم» در آزمون دمكراسي و يا نبود حضور علايق و سلايق گوناگون، ميتواند آن را به مخاطره اندازد. انتظار ميرود ابزارهاي حضور مردم به ويژه از سوي شوراي نگهبان به گونهاي مطلوب در همه لايههاي جامعه كنوني ايران فراهم شود. اين ابزارها را قانونگذار نيز جزو وظايف ذاتي آن شورا دانسته است. به نظر ميرسد برخورد تنگنظرانه با اين مسئله به مصلحت نظام و مردم نيست.
بوش در سخنراني دو روز پيش خود در ابوظبي با ايراد دوباره اتهامات به ايران، سخن از آزادي و عدالت براي همه مردم جهان به ويژه مردم منطقه و ايران به ميان آورد. جالب آن که عدالت و آزادی یکی شعار اصلی دولت کنونی و دیگری شعار محوری اصلاح طلبان است.
اين مطلب از دو منظر حايز اهميت است؛ نخست اينكه مكان و محلي كه بوش صداي خود را به جهانيان ميرساند، خود بيش از همه جاي چالش و ايراد دارد و صداقت! بوش در «ارسال پيام به ملت ايران!» را روشن ميكند. وضعيت كشورهاي عربي خاورميانه به ويژه در بحث آزادي و دمكراسي بر همه آشكار و مبرهن است. در برخي از اين كشورها، زنان به تازگي حق رأي پيدا كردهاند و يا حتي اجازه گرفتن گواهينامه رانندگي به آنها داده ميشود؛ از لحاظ نظام انتخاباتي نيز يا فاقد آن هستند و يا اگر انتخاباتي هم برگزار مي شود، نمايشي و محدود به آريستوكراسي است.
...به همين پرسش اگر در مورد اصلاحطلبي هم برخوردي عميق داشته باشيم، درمييابيم كه گفتمان اصلاحطلبانه بوش و آنچه مدنظر وي از اصلاحطلبي در ايران است (براندازي) با آنچه در ذهن نيروهاي فعال سياسي موسوم به اصلاحطلب در ايران وجود دارد، بسيار متفاوت است.
قصد و هدف نگارنده، دفاع يا توجيه فعاليتهاي حزب يا نيروي خاصي نيست، بلكه از اين فراتر هدف ما داير بر درك تفاوتها و اختلافات در تعابير است. مخاطبان داخلي، خود بهتر ميتوانند دريابند كه آيا مصداق اصلاحطلبي مدنظر بوش قرار ميگيرند يا خير، اما برچسب زدن و تخريب كردن عدهاي با هدف بيرون راندن از چرخه انتخابات سياسي كشور، نتيجهاي جز تهديدزايي و امنيتزدايي براي كشور ما ندارد.
...اگر يك جمعبندي از دو نكته پيش داشته باشيم، درمييابيم كه مسئله سلطه بيگانگان كه به عنوان يك تهديد از سوي رهبر انقلاب اسلامي از آن ياد شده، داير و ناظر بر نحوه فعاليتهاي نيروهاي داخلي در يك روند ميانمدت و بلندمدت است (دست كم از لحاظ كوتاهمدت سلطه جز با حمله مستقيم نظامي توسط بيگانگان امكانپذير نيست كه اين رخداد نيز با توجه به مسائلي كه در صحنه بينالملل وجود دارد، چندان محتمل نيست). تاريخ نيز در كشور ما مؤيد اين نكته است كه سلطه بر ما جز از طريق ما امكانپذير نبوده است؛ وارفتگي و برخورد منفعلانه از يك سو و تعميق اختلاف مابين نيروهاي داخلي از سوي ديگر، اين سلطه را تسريع ميبخشيدند...
متن کامل را در ستون سمت راست بخوانید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


