شاه کلیدی برای جان گرفتن ورزش
محسن رضایی در حالی وارد صحنه انتخابات شد که در نخستین گام مهم ترین و
جدیترین شعارش در حوزه ورزش که با اقبال روبرو شد چرا که تداعی گر خواست
تمامی اقشار مردم از جمله ساکنان خانه ملت است مبنی بر ایجاد مکانیزم
پاسخگوسازی و برخوردپذیری حوزه مدیریت ورزش با ایجاد وزارت ورزش بود.
به گزارش خبرنگار ورزشی "تابناک"، بازیهای بزرگ ورزشی در راس آنها بازیهای
آسیایی و المپیک، مهم ترین، جدی ترین و دشوارترین و شاید حتی دقیق ترین
معیار برای سنجش عملکرد ورزش ملل تلقی میشود و این معیار از آن حیث
همواره مدنظر قرار می گیرد که تمامی کشورهای هرآنچه در توان دارند، بسیج
میکنند تا سرآمد ورزششان که محصول نهایی عملکرد بلندمدت حوزه ورزش
همگانی، حرفهای و قهرمانی هر کشوری است را مشاهده نمایند.
آنچه مسلم است اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان از جمله آلمان، روسیه،
چین، ژاپن، هلند، فرانسه، انگلیس، ایرلند، استرالیا، کره جنوبی، اوکراین،
جامائیکا، اسپانیا، رومانی، مقدونیه، کانادا، برزیل، چک و بلاروس که
همواره بخش اعظمی از نشانها و افتخارات بازیهای المپیک و سایر رویدادهای
بزرگ جهانی را در اختیار داشتهاند، یک الگوی واحد برگزیدهاند و آن وزارت
ورزش بوده که در برخی کشورها به صورت کاملاً تخصصی چنین نهادی وجود داشته
و در بسیای از کشورها نیز با یک یا چند حوزه با محورهای توریسم وگردشگری،
جوانان، علم و تکنولوژی، رفاه، خانواده و فرهنگ درآمیخته شده است. به عنوان نمونه در استرالیا و کانادا وزارت ورزش با چرخش مدیریتی
قابل توجهی وجود دارد، در ایتالیا، فرانسه و رومانی وزارت ورزش و جوانان
به عنوان سیاستگذار این مباحث به فعالیت میپردازند.
اما
تشکیل وزارت ورزش چه دستاوردهایی برای چه بخشهایی به همراه خواهد داشت،
که به شاه کلید برنامههای ورزشی رضایی برای جان گرفتن این بخش مبدل شده است؟ در پاسخ به این پرسش
باید به واسطه چند وجهی بودن محصول این تغییرات ساختاری که به نوعی موانع
تشکیل چنین وزارتخانهای را نیز برطرف میسازد، بدین شکل آن را تشریح کرد.
الف- اجرای اصل 44 قانون اساسی در نظام اداری ورزش
در
صورتی که سازمان تربیتبدنی با یکی یا هر دو سازمان میراث فرهنگی و
گردشگری و سازمان ملی جوانان ادغام شده و وزارتی با تحت عنوان وزارت ورزش،
جوانان و توریسم تشکیل شود، به شکلی قابل توجه در راستای اجرای اصل 44
قانون اساسی مبنی بر کاهش دامنه مدیریت دولتی و واگذاری امور به بخش خصوصی
در نظام اداری ورزش گام برداشته خواهد شد. اگرچه در این زمینه برخی
معتقدند، قرار گرفتن ورزش به عنوان یک زیرمجموعه در وزارتخانهای تحت
عنوان یک معاونت، توجه به این بخش را به شکلی چشمگیر کاهش خواهد داد اما
برای جلوگیری از کاهش توجه به مدیریت ورزش نیز میتوان با الگوبرداری از
برخی وزارتخانههای مشابه در سایر کشورها، با تشکیل دو یا سه دپارتمان به
جای معاونت، جایگاه هریک از این مقولات را حفظ کرد. ذکر این نکته ضروری
است که در صورت عدم نتیجه بخش بودن این مدل، کشورهای اروپایی که عمدتاً
از جایگاه ارزشمندی در ورزش به لحاظ وسعت ورزش همگانی و همچنین میزان
مدالآوری برخوردارند، از این الگو تبعیت نمیکردند.
ب- افزایش استقلال کمیته المپیک و فدراسیونها و کاهش برخورد سیاسی
با
تشکیل وزرات ورزش، این حوزه نقشی ستادی و پشتیبانی را برعهده خواهد داشت
که در بحث امکانات و اعتبارات به پشتیبانی حوزههای مختلف ورزشی
میپردازد. این کمکها قطعاً با تغییر ماهیت دستگاه ورزش فارغ از
وامخواهی از فدراسیونها خواهد شد و عملاً تصمیمات تخصصی و کلان ورزش
همچون بسیاری از کشورهای جهان و مطابق با استانداردها در کمیته ملی المپیک
و تصمیمات تخصصیتر و جزئیتر در فدراسیونهای ورزشی که متولی اصلیشان
رئیس کمیته ملی المپیک خواهد بود، اتخاذ میشود. بدین شکل امکان برخورد یا سوءاستفاده سیاسی از ورزش نیز به شکلی
وسیع از دسترس دولتها خارج شده و فدراسیونها که حق عزل آنها توسط رئیس
دستگاه ورزش در اساسنامههای تخصصی که برای آنها تدوین میشود، حذف خواهد
شد، نیز به حداقل ممکن تصور خواهد شد.
ج- آغاز تخصصگرایی و پاسخگویی
اگرچه
امکان دارد رئیسجمهور، وزیری با سوابق اندک در حوزهای معرفی کند اما در
خصوص وزارتخانههای حساس، بعید است وزیری بدون سوابق مرتبط مکفی معرفی شده
و از مجلس رای اعتماد بگیرد و همچون معاونان رئیسجمهور امکان عزل و نصب
سلیقهای حتی بدون در اختیار داشتن حداقل سوابق مرتبط امکانپذیر نیست. از
سویی دیگر وزیر ورزش، جوانان و توریسم، میبایست برخلاف معاون رئیسجمهور
برابر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی پاسخگو باشد و بدین سبب هر خط
مشی ناصحیحی را به واسطه آن نتایجش میتواند، منجر به عدم کسب رای اعتماد
در صحن علنی و پایین کشیده شدن از کرسی وزارت شود، به کار نخواهد بست و در
سیاستگذاری نیز با بهرهگیری از نگاه کارشناسان، از تصمیمات بدون پشتوانه
تا حدود زیادی جلوگیری خواهد نمود. به واقع آغاز فعالیت وزارت ورزش، آغاز
پاسخگویی دولت به ملت در این مقوله است که جزو دلمشغولیهای مردم تلقی
میشود.
د- توسعه دامنه دیپلماسی ورزشی
یکی از دلایلی که در چند دهه اخیر شاهد یک دیپلماسی وسیع و پایدار در ورزش
کشور نبودهایم، نوع ساختار فعلی دستگاه ورزش است که صرفاً بخش ورزش را در
اختیار دارد. بر این مبنا در حالی که وزارت ورزش، جوانان و گردشگری سایر
کشورها برای عقد توافقنامه همکاری میبایست با دو یا سه نهاد ایران(سازمان
ملی جوانان، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سازمان تربیتبدنی) تفاهم
کنند و در صورت تامین زمینه این تفاهم چند جانبه دشوار، عموماً یکی از این
سه سازمان با تفاهنامه موافقت نمیکرد، عملاً همکاریهای وسیع بینالمللی
با کشورهای صاحب قدرت و جایگاه در جهت تبادل اطلاعات ورزشی و همچنین حمایت
متقابل در مجامع بینالمللی محقق نشده که این امر به ورزش ایران لطمات
فراوانی در مجامع بینالمللی انتخاباتی وارد ساخته و ایران را از دانش روز
ورزش و برخورداری از آخرین دستاوردهای علوم ورزشی کشورهای فعال در این بخش
محروم ساخته است. با تشکیل وزارت ورزش، جوانان و توریسم، قطعاً این مشکل
نیز به کلی برطرف خواهد شد و دامنه دیپلماسی ورزشی ایران نسبت به سالهای
اخیر رشد چشمگیری خواهد داشت. قطعاً چنین رویکردی لزوم بازتشکیل ادارات کل
روابط عمومی و روابط بینالملل را در وزارت ورزش، به شکلی جداگانه الزامی
خواهد بود که البته به طور حتم بخشی از تکالیف حوزه بینالملل که مرتبط با
مباحث قهرمانی است نیز کاملاً به کمیته ملی المپیک واگذار خواهد شد.
البته به جز چهار محور فوقالاشاره که بسیاری از مباحث را در زیرمجموعه
خود در بر گرفته، دغدغههای دیگر نیز ضرورت چنین تغییر ساختاری که در
برنامه ورزشی محسن رضایی نقش محوری دارد را مورد توجه قرار میدهد که شاید
ذکر آنها در این مبحث نگنجد و تنها مبحثی که اجازه چنین تغییر ساختاری را
نداده دولتهای وقت بودهاند که علاقهای به محدود شدن اختیاراتشان در
حوزه ورزش نداشتهاند که قطعاً این مهم در دولت "تعهد و کارآمدی" تحقق
خواهد یافت و دولت خود برای اجرای چنین طرحی گام به پیش گذاشته و لایحه
تشکیل وزارتخانه ورزش با یک یا دو همراه که سازمان ملی جوانان و سازمان
میراث فرهنگی خواهد بود را تقدیم مجلس خواهد کرد.
متن تکمیلی را در تابناک ورزشی بخوانید.


