بدترین وضعیتی که در تاریخ جنگ با آن مواجه شدهایم!
صدام اعلام کرد، «مهران مهریهٔ فاو است و تا زمانی که ایران در فاو است ما هم محکم و استوار در مهران خواهیم ماند» در عراق سه روز تعطیل عمومی اعلام کردند و مردم جشن گرفتند. صدام هم میگفت: «ما نمیخواهیم ارتش عراق تنها از مرزهای عراق دفاع کند، بلکه میخواهیم ارتش عراق سپر امت عرب و شمشیر از نیام برکشیده علیه دشمنان باشد».
به گزارش «تابناک»، فروردین ۱۳۶۵ در ایران جشن فتح فاو برپا بود و فرماندهان از سال سرنوشت و پایان مقتدرانهٔ جنگ میگفتند. امام خمینی (ره) آن سال را سال استقامت نامید و حوادث آن سال نشان داد امام خوب معادلات جهانی را میشناخت.

منطقه عملیاتی مهران
میگفتند هدف ما دفاع غیر ساکن است و در رسانهها حملههای عراق به دفاع متحرک مشهور شد. بهار سال ۱۳۶۵، فصل حملههای دنباله دار عراق بود؛ ۱۵ فروردین به ارتفاعات دربندیخان، ۱۸ فروردین به شرهانی، ۲۲ فروردین به ارتفاعات سومار، ۴ اردیبهشت به سیدکان، ۶ اردیبهشت به جزیرهٔ جنوبی مجنون، ۱۰ اردیبهشت به فکه، ۱۹ اردیبهشت به پیچ انگیزه و ۲۴ اردیبهشت به حاج عمران حمله کردند. زمینهایی که تصرف میکردند استراتژیک نبود، اما با تبلیغات پیروزیهایشان را بزرگ جلوه میدادند.
ایرانیها از حملات مکرر ارتش عراق غافل گیر شدند. عراق بعد از یکی دو ماه اول جنگ دیگر عملیات تهاجمی نداشت و هویزه را هم در ماه چهارم جنگ و در ضدحملهٔ عملیات نصر از ایران گرفته بود. عراق پس از آن در زمین در لاک دفاعی بود و تنها جنگ شهرها و جنگ نفتکشها را گسترش داده بود. علی شمخانی معاون فرماندهی سپاه میگوید: بعد از عملیات والفجر ۸ خط مشی عراق، آفند در همه جا شد و ما پدافند در همه جا و ما این را نمیخواستیم.
وضعیت سختی شده بود. آقای هاشمی در نماز جمعه به مردم روحیه میداد، اما در جلسات خصوصی میگفت از سال ۱۳۶۰ تاکنون این بدترین وضعیتی است که در تاریخ جنگ با آن مواجه شدهایم. هر روز خبری از حملهٔ عراقیها و درخواست کمک میرسید. دشمن هم قلق ما دستش آمده بود، یا حمله میکرد یا فیگور حمله میگرفت و ما گمان میکردیم میخواهد حمله کند.
علی شمخانی در جلسه فرماندهان: «اگر مجموعه تلکسهایی که ما را وادار به عکس العمل در رابطه با تحرکات دشمن کرده بررسی شود میبینیم گزارش شده که سردشت از دست رفته، مریوان از دست رفته، خرمشهر از دست رفته، پاوه را احاطه کردهاند. اگر این طور باشد، با پنج برابر توان فعلی سپاه هم نمیتوانیم پاسخ گوی این درخواستها باشیم. این ناشی از ضعف اطلاعاتی ماست. دشمن یک سیم خاردار برمی دارد، ما دلیل حمله میگیریم. پناهنده میفرستد تا ما را به نتیجه برساند که عراق قرار است به فلان جا حمله کند. ما نباید به این شکل به کار اطلاعاتی ادامه دهیم».
در سال ۱۳۶۵ گزارشها نشان میداد، عراق بناست به مهران حمله کند، فرماندهان مانده بودند، فکر فاو باشند یا مهران. رحیم صفوی: «بهتر است لشکرهای ۴۱ ثارالله (ع) ۵ نصر و تیپ امام رضا (ع) سریعا به مهران اعزام شوند». فرماندهای دیگر: «اگر عراقیها به فاو حمله کنند، چه کنیم؟» رحیم صفوی: «من هم نگران فاو هستم اما فعلا هم چارهای برای اعزام نیرو به مهران نداریم».
جلسههای پی در پی و بحثهای مختلفی انجام شد. محسن رضایی میگفت: «هدف دشمن زمینگیر کردن توان تهاجمی ماست تا از عملیات سرنوشتساز ما جلوگیری کند. با این حملهها هم زمان میگیرد هم موازنهٔ سیاسی را در مقابل پیروزیهای ما برقرار میکند؛ چیزی که مورد توافق مشترک بین ابرقدرتهاست، این است که ایران نباید بر عراق پیروز شود و عراق نباید بر ایران پیروز شود».
صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی، پیشنهاد میکند سپاه را در دفاع شریک کنیم. دست کم سپاه در آن منطقهای که قصد حمله دارد خودش دفاع را به عهده بگیرد. عزیز جعفری: «عراق فهمیده ما فقط سالی یک بار حملهٔ گسترده داریم، میخواهد تمرکز و سازماندهی ما را بر هم بزند. ما سه راه بیشتر نداریم. ادامهٔ حمله در فاو، عملیات محدود برای پس گرفتن مناطق اشغال شده، افزایش نیرو در مناطقی که دشمن میخواهد به آنها حمله کند». شمخانی «عنصر منتظر در جنگ همیشه بازنده است چون میدان و شرایط جنگ را طرف مقابل انتخاب کرده و به وی تحمیل میکند». تعدادی از فرماندهان دیگر هم معتقد به حملهاند.

اما مهران در مقابل فاو ارزش استراتژیکی نداشت. فرمانده عراقی «مهران شهری است که ما در جریان اشغال اول با خاک یکسانش کرده بودیم و جز تلی از خاک و ویرانه چیزی از آن نمانده بود، اما بار دیگر انتخاب شد تا با اشغال مجددش شکست عظیم فاو جبران شود. در حالی که برای همهٔ ما روشن بود که شهری ویران است و هیچ نقش مهم اقتصادی و نظامی ندارد و هرگز قابل قیاس با فاو و اهمیت فوق العاده آن نخواهد بود».
ساعت یک نیمه شب ۱۳۶۵/۲/۲۷همزمان با اعزام نیروهای کمکی ایران به مهران عراق هم به مهران حمله کرد. اول آتش سنگینی بر مهران بارید، بعد از دو محور شمالی و جنوبی پیش رفتند سمت مهران. تصرف ارتفاعات، کلید تصرف مهران بود. لشکر ۸۴ خرم آباد (ارتش) و تیپ ۴ لشکر ۲۱ حمزه (ارتش) با شش گردان پیاده و دو گردان زرهی، با عراقیها درگیر شدند و عقب نشینی کردند.
رزمندگان ایلامی اصلیترین مدافعان مهران در حملهٔ عراق بودند. پس از عقب نشینی نیروهای پدافندی ارتش، به تیپ ۱۱۴ امیر المومنین دستور دادند هر چه در توان دارد برای نبرد با عراقیهای مهاجم بسیج کند. محمد کرمی راد، فرمانده تیپ، تمام ماشینهای موجود را به خط کرد و رزمندگان ایلامی را به جنگ عراقیها فرستاد. آنها تلاش میکنند مدافعانی را که عقب نشینی کردهاند دوباره به خط مقدم برگردانند، اما تلاش سرهنگ علی یاری، فرمانده قرارگاه مقدم ارتش در غرب، هم بیفایده است و غافل گیری و دستپاچگی از تهاجم عراقیها زیاد است.
مهران از دست رفته بود، اما مدافعان همچنان برای توقف پیش روی عراق در ارتفاعات اطراف مهران میجنگیدند، اگر عراقیها تمام ارتفاعات منطقه را نمیگرفتند موقعیتشان در مهران آسیب پذیر بود و پس گرفتن مهران قدری آسانتر میشد. رزمندگان تیپ ۱۱۴ امیرالمومنین تمام هم و غمشان را برای حفظ ارتفاعات گذاشتهاند.
«توان نیروهای فرمانده، که اغلب ۱۷ تا ۲۳ سال دارند، به خاطر گرمای شدید کم شده است. برخی از زور خستگی به سختی در پشت خاکریزها به خواب رفتهاند. فرمانده، مدام آب و غذا و مهمات درخواست میکند و نیروهایش را به صبر و استقامت توصیه میکند.» رزمندگان تیپ ۱۱۴ امیرالمومنین تا روز ۲۸ اردیبهشت به تنهایی با نیروهای پرشمار دشمن میجنگیدند و در روز ۲۸ نیروهایی از لشکر ۵ نصر، لشکر ۴۱ ثارالله و تیپ ۲۱ امام رضا به کمکشان آمدند. «تا حدی وضعیت دفاعی منطقه بهتر شد. مدافعان ایرانی، در نبردی سخت، مانع سقوط ارتفاعات شمال مهران شدند و آن قدر روحیه گرفتند که روز ۳۰ اردیبهشت، پس از دو روز دفاع سخت، به عراقیها حمله کردند ولی نتوانستند پیش روی کنند.
روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت، ایرانیها دوباره حمله کردند و ارتفاعات ۳۰۷، ۳۱۰، ۳۴۵ و ۳۳۰ و تپهٔ رضاآباد را آزاد کردند. عراقیها هم تیپهای جدیدی به منطقه وارد کردند تا تپههایی را که از دست داده بودند پس بگیرند، اما رزمندههای ایرانی با تمامی حملههای عراق روزهای یکم و دوم خرداد عراقیها را شکست دادند و عراقیها هم به اشغال شهر مهران و برخی ارتفاعات منطقه اکتفا کردند.

عراقیها جشن گرفتند و گفتند نیروهای طلایی صدام در عملیات خون خواهی قهرمانان مهران را فتح کردند. سرباز عراقی: «رادیو با چنان آب و تابی خبر فتح مهران را پخش کرد که گویا تهران را فتح کردهایم». صدام اعلام کرد: «مهران مهریهٔ فاو است و تا زمانی که ایران در فاو است ما هم محکم و استوار در مهران خواهیم ماند.» میگفتند ایران از عقب نشینی ارتش عراق به مرزهای بین المللی سواستفاده کرده و این سزایش است. عقب نشینی ایران در فاو در مقابل عقب نشینی عراق از مهران خواهد بود و الا شهر مهران را در اشغال خود نگه میداریم. درعراق سه روز تعطیل عمومی اعلام کردند و مردم جشن گرفتند. چند کشور عربی هم میگفتند «ایران فاو را پس بدهد، مهران را پس بگیرد.» صدام هم میگفت «ما نمیخواهیم ارتش عراق تنها از مرزهای عراق دفاع کند، بلکه میخواهیم ارتش عراق سپر امت عرب و شمشیر از نیام برکشیده علیه دشمنان باشد».
ارتش عراق اعلام کرد در حال بازسازی نیروهایش برای حملهٔ دیگری است و بچههای اطلاعات گزارش دادند عراق میخواهد به قصرشیرین حمله کند. اوضاع پیچیده شد و امام خمینی از فرماندهان جنگ خواست مهران را آزاد کنید.
منبع: (برگرفته ازکتاب راوی: نجات شهر)
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۵
انتشار یافته: ۴۴
«توان نیروهای فرمانده، که اغلب 17 تا 23 سال دارند، به خاطر گرمای شدید کم شده است. برخی از زور خستگی به سختی در پشت خاکریز ها به خواب رفته اند. فرمانده، مدام آب و غذا و مهمات درخواست می کند و نیروهایش را به صبر و استقامت توصیه می کند.»
پاسخ ها
مهدی
| ۱۷:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۷
پاسخ ها
عباس
| ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
پاسخ ها
علی
| ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۸
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




