وفای به عهد؛ مسئله این است
از زمان پيدايش انسان تا کنون به وفاي به عهد يا خوش قولي به عنوان يکي از برترين خصائل اخلاقي و فضايل معنوي نگريسته مي شود . وفاي به عهد و پايبند بودن به وعده و پيمان، از ريشه دار ترين اصول اخلاقي حاکم بر روابط انسانهاست، و چه از لحاظ فطري و چه از لحاظ معنوي عهد شکني به عنوان خيانت شناخته شده و هيچ امري آنرا توجيه پذير نمي سازد.
در دين مبين اسلام نيز بر اين امر به شدت تاکيد شده به طوريکه آيات متعددي در خصوص ضرورت وفاي به عهد بر پيامبر اسلام (ص) نازل گرديده است قران کريم وفاي به عهد و پيمان را جزء ايمان و نشانه مومنين دانسته و مي فرمايد: (همانا رستگار شدند مومنان، آنها که در نمازشان خضوع دارند، آنها که از لغو و بيهودگي رويگردانند؛ آنانکه به امانتها و عهد و پيمانهاي خود وفا دارند)1 اهميت اين امر زماني روشن مي گردد که پيامبر اسلام عدم رعايت وفاي به عد را معادل خروج از دين اعلام مي کند (هر کس وفا در پيمان ندارد دين ندارد)
حضرت علي (ع) مسئله وفاي به پيمان را يک مسئله عمومي و انساني مي دانستند و در نامه خود به مالک اشتر چنين مي فرمايند : (مبادا با مردمي عهد و پيمان برقرار بکني و بعد هر جا که ديدي منفعت اين است که عهد و پيمان را نقض بکني، آن را نقض نمايي )
پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي ، ديدگاه سياست مبتني بر اخلاق وارد صحنه سياست شد . اين ديدگاه که بر پايه آموزه هاي ديني و مذهبي ماست ، به دولتمردان و دست اندر کاران حکومت امر مي نمايد که ( پست ها و سمت ها براي خدمت هستند و نه براي کسب قدرت. در نتيجه، هر نوع تلاشي بايد در جهت اقامه ي حق و عدل، خدمت بيش تر، مسؤوليت پذيري افزون تر و ارايه ي ايده هاي نو، به منظور تداوم انقلاب اسلامي و پاسداري از ارزش هاي آن باشد و نه براي عرضه و خودخواهي و رقابت براي قدرت، دنيا طلبي، فزون خواهي، و مقام پرستي. 2)
در واقع از ديدگاه انقلاب اسلامي سياست و اخلاق دو امر تکميل کننده يکديگرند سياست بدون اخلاق عبارتست از دروغ ، حيله حرمت شکني ، تهمت و استفاده از هر ابزار غير انساني براي رسيدن به قدرت بيشتر در حالي که سياست همراه با اخلاق هيچ يک از اين موارد را بر نمي تابد و تنها هدف آن خدمت رساني و سوق دادن جامعه به آرمان هاي بزرگ اسلامي آن است.
امام خميني (ره) نيز بارها اين امر را به مسوولين تذکر مي دادند و همواره از آنها مي خواستند تا به عهد خود با ملت پايبند بوده و اين امر را تنها راه براي حفظ رابطه مردم و مسولين مي دانستند .
رهبر معظم انقلاب نيز،بارها، با توصيه به دولتمردان به همراه كردن سرعت در كارهاو دقت و پرهيز از شتاب زدگي و همچنين تدبير و درايت در تصميم گيري ها، تاکيد مي کنند: «بايد با پيگيري و نظارت جدي تلاش شود تا وعده هايي كه به مردم داده مي شوند، به مرحله ي عمل برسند . . . و در مواردي كه امكان برآورده شدن خواسته هاي مردم نيست بايد صادقانه به آنان گفته شود تا به توقعات مردم دامن زده نشود».
اکنون که در بحبوحه دوره تبليغات انتخابات رياست جمهوري ، شاهد ارائه وعده ها يي از سوي بعضي از کانديداهاي محترم هستيم که به جاي ارائه برنامه و راهکارهاي عملي جهت برون رفت از مشکلات سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي تنها به دنبال جلب آرا به هر قيمتي هستند .
در اين اين افراد همه از نيروهاي انقلاب و دلسوز نظام بوده و هستند شکي نيست اما در شرايط کنوني کشور، دادن وعده هايي که احساسي، غير کارشناسي، و غير قابل تحقق باشند، و نيز عملي نشدن اين وعده ها، موانعي جدي بر سر راه پيشرفت و توسعه ي کشور ايجاد کنندو درادامه و با گذشت زمان به ايجاد نا رضايتي منجر شده و گلايه ي مردم را بر مي انگيزد.
موارد اينچنيني در انتخابات هاي گذشته به خصوص در دوره نهم کم و بيش اتفاق افتاد و اين شيوه، از لحاظ سياسي نيز تبعات منفي زيادي در نحوه نگرش مردم به عملکرد دولت و سطح توقعات ملت در بر داشت چون وقتي وعده اي داده مي شود، به دنبال آن وعده، انتظاري ايجاد مي شود و وقتي افزايش انتظارات با افزايش امکانات همراه نباشد، شکاف امکانات و انتظارات ايجاد شده و مي تواند منجر به ايجاد نارضايتي هاي سياسي نظير نااميدي و ياس، عدم مسؤوليت پذيري سياسي ـ اجتماعي، و در بد ترين حالت انزواي سياسي ـ اجتماعي شود. به همين خاطر، عمل نکردن به وعده ها، ممکن است هزينه هايي سنگين را به نظام تحميل کند.
آنچه واضح است گذشت زمان ، نحوه عملکرد کانديداهاي رياست جمهوري و اجراي شعارهاي تبليغاتي و برنامه هاي آنها به خوبي روشن مي سازد اگرچه ممکن است در هجمه هاي تبليغاتي افرادي بتوانند با استفاده از وعده ها و تبليغات زياد به جاي ارائه برنامه به قدرت دست يابند اما مطمئنا آينده به خوبي در مورد آنها قضاوت خواهد نمود .
در واقع اصلاح شيوه تبليغات و روي آوردن به روش هاي صحيح و برخورد صادقانه و شفاف با مردم، و پرهيز از وعده دادن ها به خصوص وعده هاي غير عملي و بيان حقيقت ها و تنگنا ها و ارايه ي راهکار هاي مناسب، هم موجب رشد و تعالي سياسي و فکري جامعه و مردم مي شود، هم مردم را در انتخاب صحيح کمک مي کند و هم جامعه را، از تبعات و پيامد هاي منفي تبليغات، مصون و محفوظ نگاه مي دارد.
1- سوره مومنون، آيه 1الي 8.
2- آئين معاشرت در اسلام – علي اصغر صرفه جو



