مراسم نكوداشت دكتر مهدي گلشني
کد خبر: ۴۹۲۱۹
| | 5310 بازدید
امروز در غرب موضوع ارتباط و جايگاه علم و دين بيش از هر زمان ديگري مورد توجه قرار گرفته است؛ در همين راستا، پيشنهادات مقام معظم رهبري (مدظله) در طرح عناويني چون توليد علم و نظريهپردازي، جنبش نرمافزاري ميباشد، تأكيدي براي يافتن راههاي عملي در تعيين جايگاه دين در رابطه با علم ميباشد.متأسفانه در سالهاي پس از انقلاب اسلامي عليرغم تلاشهاي زيادي براي برقراري رابطه بين حوزه و دانشگاه از طريق تأسيس شوراهاي فرهنگي، اعزام طلاب به كشورهاي غربي براي اخذ مدارك علمي بويژه در علوم انساني، برگزاري سمينارها و همايشهاي متعدد براي ايجاد تحولات در عرصههاي علمي، هنوز به شكل روشني منزلت واقعي دين اسلام در علوم رايج تبين نگرديده است؛ و حتي با گسترش كمّي مراكز عالي آموزش و امكان تحصيلات عاليه براي جوانان، احساس انفعال نسبت به غرب افزايش يافته و بعضاً دربين برخي اقشار جامعه و مجريان احساس حقارت به علم و تكنولوژي غربي گسترش يافته است.
به اين منظور ميبايست مراكز تحقيقاتي تمركز خود را بيشتر به طرحهاي بنيادين و مطالعات زيربنايي و محتوايي نسبت به علوم حوزوي و دانشگاهي و براي توليد علوم انساني برمبناي دين، خصوصيات بومي و فرهنگي ايران معطوف مي نمايد كه تاكنون چنين اقدامي صورت نگرفته است و كماكان اين دو مقوله موازي يكديگر و با اهداف خود به تربيب جوانان ميپردازند امّا در نهايت موفقيت از آن نظريهاي است كه معادله اجرايي براي تربيت كارشناس در اداره جامعه را دارا باشد. نكته قابل توجه اينكه، امروز در جامعه ما افراد معتقد به توليد علم برمبناي دين و توانمند ديدن دين اسلام در توليد محتواي علمي بسيار معدود هستند.
از معدود افرادي كه در اين حوزه تلاش بسياري در معرفي ارتباط علم و دين نموده اند، دكتر مهدي گلشني رئيس سابق پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ميباشد. اينك كه ايشان پس از 15 سال رياست پژوهشگاه ديگر در اين موقعيت قرار ندارند، مراسم نكوداشتي به مناسبت پاسداشت از زحمات و خدمات ايشان در تاريخ شنبه 9/3/88 از ساعت 30/13-30/15 توسط اعضاي علمي در پژوهشگاه برگزار ميشود.
در ادامه اين نوشتار، مطالب مختصري از فعاليتهاي ايشان وفرازهايي از نظرات استاد در مورد رابطه چگونگي توسعه علمي كشورو رابطه آن با دين ارائه ميگردد.
معرفي اجمالي
دكتر مهدي گلشني، متولد 1317، اصفهان
تحصيلات
-ليسانس فيزيك از دانشگاه تهران، 1339
-دكتراي فيزيك از دانشگاه كاليفرنيا (بركلي / آمريكا)، 1348
مسئوليتها
-عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي شريف (از 1349 تاكنون)، استاد دانشگاه صنعتي شريف (از 1364 تاكنون)
-عضو پيوسته فرهنگستان علوم (از ابتداي آن) و رئيس گروه علوم پايه آن (از 1369 تا 1379)
-سرپرست گروه علوم پايه شوراي عالي برنامهريزي (از 1369 تا 1380)
-عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي (از 1375 تاكنون)
-رئيس دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي شريف (از 1352 تا 1354و از 1366 تا1368)
-معاون آموزشي و دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف (از 1357 تا 1359)
-رئيس (و بنيانگذار) گروه فلسفه علوم دانشگاه صنعتي شريف (از 1374تاكنون)
-رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي (از 1372 تا 1388 )
برخي عضويتها در مجامع علمي
-فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران
-انجمن فيزيك ايران
-انجمن مدرسان فيزيك آمريكا
-انجمن بينالمللي علم و دين (كمبريج، انگلستان)
-انجمن اروپايي علم و الهيات
-مركز الهيات و علوم طبيعي (بركلي، آمريكا)
-مركز اسلام و علم (كانادا)
-مؤسسه علم و دين مِتانِكسوس (فيلادلفيا، آمريكا)، و...
خدمات علمي- فرهنگي
-پايهگذاري گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف (اولين نهادي كه در ايران عهدهدار تربيت دانشجو در رشته فلسفه علم است)
-مشاركت در راهاندازي دوره دكتراي فيزيك در دانشگاه صنعتي شريف (اولين دوره دكتراي فيزيك در ايران)
-پايهگذاري تحقيقات در زمينه «فيزيك بنيادي» در ايران
-فعال كردن تحقيقات در زمينههاي «علم و دين» و «فيزيك و فلسفه» در ايران
-مشاركت در برنامهريزي و تأسيس مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات
-عضو مؤسس انجمن بينالمللي علم و دين (كمبريج، انگلستان)
-مشاوره و مشاركت در پروژه كنفرانس علم و جستجوي معنويت (1998 ـ بركلي، آمريكا) كه نقطه عطفي در تاريخ مناسبات علم و دين در غرب محسوب ميشود.
-راه اندازي مركز تحقيقات امام علي(ع)، پژوهشكده اقتصاد، گروه انديشه سياسي اسلام، گروه غرب شناسي و گروه علم و دين در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
برخي آثار
-قرآن و علوم طبيعت، (تهران: انتشارات اميركبير، 1364)؛ چاپ سوّم: نشر مطهر، 1380.
-تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر، (تهران: انتشارات اميركبير، 1369)؛ چاپ سوّم: نشر فرزان روز، 1380، با پيشگفتاري از مرحوم استاد محمدتقي جعفري (ره)؛ (برنده جايزه كتاب سال 1370).
-از علم سكولار تا علم ديني، (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1377)؛ چاپ دوّم: 1380.
ترجمه عربي اين كتاب در بيروت در دست انتشار است.
-علم و دين و معنويت در آستانه قرن بيست و يكم، (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1379).
From Physics to Metaphysics, (Tehran: Institute for Humanities and Cultural Studies, 1997).
English Translation of the Holy Qur’an, Vol. 1 (Tehran: Islamic Propagation Organization, 1991)
Can Science Dispense with Religion? ed., (Tehran: Institute for Humanities and Cultural Studies, 1998)
برخي نظرات دكتر مهدي گلشني:
• ما علم و فناوري را براي چه ميخواهيم و قصد داريم به كجا برسيم و اصلاً طالب چه نوع توسعهاي هستيم خيلي روشن نيست. اينكه آرمانمان چيست، مشخص نيست. بعضي افراد تصور ميكنند كه براي جبران عقبافتادگي هايمان فقط كافي است علم و فنآوري را از خارج بياوريم، اما از اين واقعيت كه علم و فنآوري در يك زمينه فرهنگي مناسب رشد ميكند و در يك زمينه فرهنگي مناسب از آن ميتوان به نحو بهينه استفاده كرد غافلند، از علوم انساني كه فرهنگزاست و افراد را به مملكت پايبند و هويت را تقويت ميكند، غفلت دارند. فقدان تعلق به فرهنگ بومي و احساس حقارت نسبت به غرب است كه ما را به اين وضع كشانده است. حتي اگر بخواهيم علم و فناوريمان پيشرفت كند بايد فرهنگ بوميمان را تقويت كنيم. ( پژوهشگران،12و13/ 1386)
• علم معاصر با جنبههاي فيزيكي جهان سرو كار داردو از واقعيتهاي فوق حسّي آن غافل است. اين امر سبب شده است كه علم نگرشي محدود از واقعيت بدست دهد و علم و محصولات آن نيز به عنوان ابزارهاي شيطاني براي انحراف انسان از مسير تعيين شده به وسيله خداوند، به كار گرفتهشود. راه حل قضيه در تغيير جهت و هدف علم است: اينكه چهارچوبي وحدتبخش به كارگيريم تا تمامي سطوح واقعيت و جنبههاي حيات انساني را دربرگيرد. (پژوهشگران ـ 14و15/1387)
• تلقي اسلامي از علم، دانش و واقعيت را به تجربه و استدلال نظري محدود نميكند و مطالعه علمي طبيعت را به تنهايي كامل نميداند. بلكه با در نظرگرفتن وحي و شهود، جنبه هاي فيزيكي و معنوي انسان و جهان را نيز درنظربگيرد و مدعي است كه واقعيت بيش از آن است كه از طريق حواس انسانها دركشود. (پژوهشگران –14و15/1387)
• امروزه ما در دارالاسلام، و از جمله ايران، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي زيادي داريم، ولي به نظر بنده اهداف كلان روشن در پيش رو نداريم. براي اثبات اين ادعا كافي است به شاخصهاس برجستگي علمي در جامعه خود نظرافكنيم. الان مهمترين شاخص براي پيشرفت علمي ما تعداد مقالات چاپ شده در مجلات نمايه شده توسط ISI يا مجلات علمي- پژوهشي است، بدون اينكه تأثير علمي اين مقالات يا كيفيت آنها مطرح باشد. اما ويژگي اين مقالات چيست؟ اين مقالات عمدتاً حاشيهزني بر علم رايج در غرب است مثلاً معادلهاي توسط دانشمندي غربي پيشنهاد شده؛ جواب جديدي براي آن مييابيم؛ تركيب شيميايي خاصّي در غرب ساخته شده، اصلاحات جزيي در آن ايجاد ميكنيم. بطور خلاصه تفريعات كارهاي آنها را انجام مي دهيم. گاهي دانشجوي ما بي آنكه سروته قضايا را بفهمد در چرخهاي ميافتد كه حاصلش توليد مقاله است، نه فهم قضايا. در حال حاضر يكي از اهداف مهّم علم كه گسترش مرزهاي دانش است با مقالهنويسي، كه از نشانههاي توليد علم است، خلط شده است. (پژوهشگران- 16و17/1387)
• دولت و مجلس و ساير نهادها بايد از امكانات مشورتي جامعه علمي بهره بگيرند و علماي ما را از حالت انفعال درآورند. اگر جامعه علمي احساس كند كه نظرش مهم است به نحو ديگري عمل ميكند. مشكل ما اين نيست كه متفكر نداريم، چنان كه بعضي از خود بزرگ بينان قائلند، بلكه مشكل اين است كه از متفكران استفاده شايسته نميشود و آنها به حالت انفعال درآمدهاند. اولويتهاي علمي و تكنولوژي ما را بايد جوامع علميمان تعيين كنند نه بوروكراتها. اگر ما به سرمايههاي داخلي مان توجه بيشتر بكنيم، هم در جذب نيروهاي بيرون رفته موفق خواهيم بود و هم توليدات علمي كشور فزوني خواهد يافت. (پژوهشگران- 16و17/1387)
• يكي از مشكلات فرهنگي ما در زمان حاضر عقده حقارتي است كه نسبت به غرب وجود دارد. تا برنامهاي ارائه ميدهيد، ميپرسند آيا شبيه آن در غرب نيز هست يا نه؟ اگر اين عقده حقارت شكسته نشود، هر قدر برنامه¬ريزي هم كنيم فايده¬اي ندارد. احياي هويت ملي باعث ميشود كه دانشجو به مملكت احساس تعلق كند و اگر هم به دليلي به خارج رفت برگردد. (پژوهشگران- 16و17/1387)
• به نظر بنده نوعي تفكر فرهنگي غلط درباره اهداف برنامههاي علم و فناوري عامل عمده در عقبافتادگي جهان اسلام است. مثلاً الآن اين تفكر غلط در جهان اسلام رايج است كه براي قدرتمند شدن بايد فقط تكنولوژي را فراگرفت و لذا بيشتر در مقابل انتقال يا مونتاژ تكنولوژي بودهاند تا نوآوري علمي. سرمايهگذاريها هم عمدتاً بر روي فناوريها بوده است. (پژوهشگران- 16و17/1387)
• متأسفانه در سالهاي اخير عدهاي در جهان اسلام، از جمله كشور ما، پاكستان و تركيه تقصير عدم رشد علم در جهان اسلام را به گردن دين و تفكر اسلامي انداختهاند. امّا اين مغالطه است. آن چيزي كه واقعاً تمدن اسلامي را به راه انداخت اصرار قرآن و سنت برمطالعه طبيعت و فهم جهان و بهكارگيري درست علم براي آباداني زمين بود. البته شروع نهضت علمي با ترجمه متون علمي- فلسفي از زبانهاي ديگر بو ولي خود اين كار هم ريشه در قرآن و سنت داشت، چنان كه جرج سارتن صريحاً اقرار ميكند:
«من بار ديگر ميپرسم، چگونه ميتوان فهم درستي از علم مسلمانان داشت اگر نقل آن حول قرآن را كاملاً درك نكنيم؟».(پژوهشگران- 16و17/1387)
• در حال حاضر دو حقيقت روشن پيشروي ما است:
• غرب از نظر علم و صنعت بسيار پيشرفت كرده است و دنياي اسلام عقب مانده است.
• غرب در عين ترقي، انسان غربي را در ورطه پوچي انداخته و كل بشريت را در معرض نابودي قرار داده است. كاري كه ما بايد بكنيم اين است كه اوّلاً عقبماندگي خود را جبران كنيم و ثانياً با احياي معارف اسلامي بشريت را بهسوي رفاه و خوشبختي سوق دهيم.
الآن ما در همه ابعاد علم و تكنولوژي عقب هستيم و در اين جهات دنبال اخذ آنها از غربيان ميباشيم و آنها هم تنها چيزهايي را كه مصلحتشان ايجاب ميكند در اختيار ما قرار ميدهند.
• ما بايد از همه علوم جهان زيركانه استفاده كنيم و به علم روز مجهز شويم، ولي نسخهاي كه براي كشورمان ميپيچيم بايد ملّي باشد و در آن، شرايط ديني، ملّي و اجتماعيمان ملحوظ شده باشد. اين امر مستلزم حركتي جهادگونه از طرف جامعه علمي ايران و عزمي قوي در مسئولان كشور است. (پژوهشگران- 16و17/1387)
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


