خونین شهر خرمشهر نشد!
بیتردید خرمشهر، نقطه عطف جنگ، نماد مقاومت و پیروزی و مقدسترین نقطه دفاع مقدس، شلمچه در کنار خرمشهر معنا پیدا میکند و آبادان مدیون مقاومت خرمشهر است. مرکز مقاومت خرمشهر یک مسجد است که منارههای آن، ندای آسمانی الله اکبر، شهادت به وحدانیت پروردگار و شهادت به رسالت پیامبر اعظم (ص) و ولیخدا حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) را با حنجره پاک مدافعان و فاتحان این شهر به عرش میرساند.
در خرمشهر ماشین جنگی دشمن به کمک مردمانی متوقف و زمینگیر شد که نتیجه آن، سقوط نکردن آبادان بود و راه جنگ در کوچه پس کوچههای و خیابانهای خرمشهر تغییر کرد. کردم خرمشهر این بهای سنگین را با سنگر قرار دادن خانهها و شهرشان برای ایران اسلامی پرداخت کردند و خود هشت سال با دست خالی در سختترین شرایط مادی و معنوی در سراسر ایران پراکنده شدند و به امید روزی نشستند تا با تلاشهای دوباره شهر زیبای خود را زنده کرده و دست در دست دولت اسلامی خرابها را آباد کنند.
وقتی حضرت امام خمینی (ره) در روزهای پایانی عمر پر برکتشان در پیامی تاریخی خطاب به مهاجران جنگ تحمیلی با قدردانی از مقاومت و صبر این عزیزان اعلام کردند که دولت اسلامی مناطق و شهرهای آنان را بهتر از پیش بازسازی و آنها را به اوطان خویش بازمیگرداند.
پایان جنگ تحمیلی و فراخوان مردم برای بازگشت به شهرهایشان، بیش از همه خرمشهریها را خوشحال کرد تا بار دیگر، خاطرات خوب خود را در شهری که همت دولت و آنان را میطلبید، جستجو کنند تا شاهد دوباره عمران و رونق بندر خرمشهر به عنوان بزرگترین بندر تجاری کشور باشند تا شاهد دوباره گرمی فضای انبوه مساجد و حسینیههاس شهر در عشق به اهل بیت عصمت و طهارت باشند تا شاهد رونق روستاها و کشاورزی منطقه باشند تا شاهد دستاوردهایی باشند که ماحصل خون شهیدان مقاومت و فتح خرمشهر است.
بسیاری از خرمشهریها، در حالی که در هشت سال غربت از دیار خود، بسیاری از عزیزان خویش ار در دورترین نقاط ایران برای همیشه جا گذاشته بودند و تنها خاطرات آنان را با خود به همراه داشتند به دیار خویش بازگشتند. مدت بسیاری از عمر ستاد بازسازی نگذشته بود که بسیاری از دلسوزان پی بردند این راه دولت سازندگی به ترکستان میرسد.
افرادی که شایستگی کاری و اجرایی نداشتند و در میان آنان بودند، افرادی که شخصیت اخلاقی آنان نیز زیر سؤال بود، زمام کاری را در دست گرفتند که به هیچ شایستگی آن را نداشتند تحقیر مردم شریف و محجوب خرمشهر در اتاقهای اداره بی در و پیکر بازسازی فراموشی دنی نیستند برنامهها نادرست و نبود شناخت از جو منطقه و نداشتن درک درست از مشکلات بر جای مانده و نپرداختن به کارهای مهم زیر بناییی به ویژه در بخشهای برق، آب و فاضلاب، خدمات شهری، امنیت، اشتغال، آموزش و پرورش و مسائل فرهنگی، راه ناکجا آباد در ابدای خرمشهر رقم زد و وعده رئیسجمهوری وقت (هاشمی رفسنجانی) برای ایجاد جزیره رفاه تنها در حد حرف باقی ماند که ماند.
در این زمان بسیاری از خرمشهری ها که به شهر خود بازگشته بودند، با دیدن این اوضاع پشیمان بودند، در حالی که خرمشهریها هشت سال جنگ شدید، آوارگی، از دست دادن عزیزان خود و از دست رفتن همه مایملک خود را به خاطر حفظ اسلام و ایران تحمل کرده بودند، در شهری پای گذاشته بودند که عملکرد دولتمردان را از آن جدا کرده بود، به مردم میگفتند که نقاط مرغوب شهر که خانههای آنان در آن بود، در طرح قرارداد خانههای مردم را به اندک قیمتی خریدند و مغازه پردرآمد برای آن اداره و یا آن نهاد در آن راهاندازی و ایجاد کردند. آیتالله سید ابوالحسن نوری، امام جمعه جانباز خرمشهر، دایرهالمعارف و شاهد عینی همه این بیمهریها در 21 سال گذشته بوده است.
وی ابتدا میگوید در آغاز بازسازی دولت مردم را به سفرهای دعوت کرد که در آن خبری از غذا نبود. عدم شناخت از منطقه، مشورت با دلسوزان شهر، انجام کارهای ناپخته و غیرکارشناسی به اینجا پایان یافت که کارها شود که تنها عید پیمانکاران باشد که نمونه آن را در موضوع آب خرمشهر دیدیم که جای تأسف بسیار دارد.
این سخنان امام جمعه شهر، نشان میدهد که سوءمدیریت و نبود نظارت بر حسن انجام امور از دلایل اصلی این ناکامیها بوده است. شک نیست که تاوان حیف و میلها انجام گرفته را تنها مردم بیپناه خرمشهر دادند. در همان هشت سال اول پس از بازسازی بسیاری از شهروندان خرمشهری که وضعیت را چنین دیده بودند از شهر و دیار خود دست شستند و به مناطق دیگری از کشور هجرت کردند.
برخی نیز در جستوجوی زندگی بهتر خارج از کشور را برگزیدند و این در حالی است که کودکان دیروز خرمشهر، نسل دوم و نوپای کنونی خرمشهر را تشکیل میدادند و شرایط سخت دیروز در آوارگی و غربت را در خرمشهر زیبایی که پدر و مادر آنها برایشان ساخته بودند، جستجو میکردند با روی کار آمدن دولت اصلاحات و تقریبا سفرهای متعدد رئیس این دولت (سید محمد خانمی) مردم خرمشهر امید داشتند وضعیت تلخ هشت سال دولت سازندگی را دولت اصلاحات جبران کند و این در حالی بود که بیکاری آرام آرام به مردم فشار وارد میکرد، حجم خرابیهای شهر بسیار بود، روستاییان مناطق گوناگون خرمشهر به ویژه منطقه شلمچه در خرابههای شهر ساکن بودند، وضعیت برق نامطلوب بود، کشاورزی و صنایع تبدیلی آن با محوریت محصول خرما مورد توجه نبود، افت تحصیلی نمایان بود و عدهای نیز در شهر با نامهایی به دنبال بهره بردن از رانتهای موجود در منطقه بوند و آرام آرام خود را برای به چنگ آوردن امکانات شهر آماده میکردند.
محمد خاتمی وعده داد که بیکاری خرمشهر را تا رقم 10 درصد پایین آورد، آب شیرین سالم را به منطقه برساند، رونق بازرگانی را احیا کرده و خرمشهر را با این پنانسیل از وضعیت موجود بیرون سازد. توفیقات اون نیز مانند گذشتگانش هاشمی رفسنجانی بود. هر چند او توانست با سیاست قطرهچکانی و دادن تسهیلات معافیت سود بازرگانی و بازسازی بهینه بندر خرمشهر تکانی به این منطقه دهد، اما مشکلاتی همچون به کار نگرفتن مدیران برنامهریز و کارا، شرایط ناپایدار کشور همسایه عراق، عدم درک درست مسئولان محلی از حمایت از تسهیلات دولتی و تشویق سرمایهگذاران، نظارت دقیق برای جلوگیری از فساد در دستگاههای اقتصادی و باز هم گوش ندادن به نصایح دلسوزان خرمشهر نشان داد که این سیاست قطره چکانی نیز با بنبست روبهرو خوهاد شد و دولت و دولتها فقط در حرف، نگاه ویژه به خرمشهر دارند.
در بخش آب و فاضلاب وزیر نیروی این دولت با اعتنایی کامل به مشکلات مردم خرمشهر و شهر همسایه آبادان، خودرأیی و خودکامگی را پیشه خود ساخت و مردم این مناطق را با مشکلاتشان تنها گذاشت که داستان معروف شورش آب را در آبادان باعث شد کارهای ناپخته مسئولان در خوزستان و ریختن گسترده پساب طرح نیشکر که بدون کارشناسی به رودخانه کارون سرازیر شد، مشکل جدیدی به نام آب را نیز به پرونده ناکامی بازسازی خرمشهر افزود تا مردم این دیار، این بار با بشکه و گاری و آنها که دستشان به دهانشان میرسد، با خرید آب معدنی، فشاری دیگر را تحمل کنند تا در سایه این مشکلات پیمانکاران مربوط به طرح توزیع آب که در آغاز کار با دمپایی و اتومبیل کرایه تاکسی وارد خرمشهر شدند با ماشینهای مدل بالای خارجی و پولهای فراوان خرمشهر را ترک کنند تا در شهری که کمیته امداد و بهزیستی شلوغترین ادارات آنها هستند، به ریش مردم فقیر که دولتمرادان آنان را ولینعمت خود میدانند با صدای بلند بخندند.
دولت خانمی نیز با پروندهای ناقصی در حالی که نتوانست به وعدهاش درباره کاهش 15 درصدی بیکاری عمل کند تنها در بخش توسعه و رونق بندر و بهبود نسبی وضعیت برق گامهایی بردارد، شانزده سال پس از عملکرد دولتهای هاشمی و خاتمی، بیکاریها و فقر ادامه یافت و صنعت دکهداری و شغلهای کاذب، به هم خوردن ترکیب جمعیت شهرستان، مهاجرت بسیاری از شهروندان شهر، آبروریزی فاضلاب که با زندگی مردم اکنون آمیخته شده است، بهداشت و درمان متزلزل، وجود بیش از 40 درصد خرابیها در شهر، روستاهای آبادنشده، وضعیت شکننده اجتماعی و فرهنگی، بیانضباطی و عدم وجود یک فرهنگ عمومی پایدار، مسئولان فوقالعاده ضعیف و نالایق محلی، عدم نظارت دولت مرکزی، رواج رانتخواری و پارتیبازی، دامن زدن عدهای به مسائل قومی، شورای شهر ناتوان و خدمات تحلیلرفته شهری، خانههایی که در دوره اول بازسازی ناقص ترمیم وحالا باید دوباره ساخته شوند، ناامنی محسوس، کثیفی و بدنمایی چهره عمومی شهر، حل نشدن مشکل آب، ناهنجاریهای اجتماعی در برخی از رفتارهای سرزده در سطح خرمشهر مانند سرقت سیمهای شبکه برق، قلاب انداختن و استفاده از برق غیرمجاز، وجود ولگردان بدپوشش در سطح شهر و حکومت سگها در شبهای خرمشهر میراث بر جای مانده پس از شانزده سال عملکرد دو دولت پس از جنگ در خرمشهر است که میتوان با برشمردن تعداد دیگری از این مشکلات، سطور بیشتری را از آنها ارایه داد.
با روی کار آمدن دولت مهرورزی و عدالتگستر محمود احمدینژاد و قولهای او انتظار این بود که دولت نگاه متفاوتتری نسبت به خرمشهر داشته باشد اما آنچه پس از چهار سال از این دولت نیز دیده شد، دستهایی خالی بود که باعث شد نزدیک به 50 درصد مردم خرمشهر در انتخابات اخیر مجلس دوره هشتم به پای صندوق نروند. وضع خرمشهر در این چهار سال تغییر نکرد و عقبگرد نیز داشت.
بندر خرمشهر اکنون با رکود کامل روبهرو است و دولت با ناتوانی در سیاست خارجی خود هنوز نتوانسته است که دولت عراق را که مسئولان آن سالها میهمان سفره جمهوری اسلامی ایران بودهاند، متقاعد سازد که در لایروبی مشترک اروندرود اقدامهای سازنده و اجرایی گام نهد همین وضعیت در تجارت منطقه شلمچه دیده میشود و عراق در سالهای اخیر هرگاه که خواسته این مرز را به مدتهای طولانی و کوتاه بست تا حضور تجاری ایران در جنوب عراق به شدت ضعیف شود. تجارت با عراق، ایجاد پایانه کانتینری با استفاده از قابلیتهای بندر خرمشهر و بندر امام خمینی(ره)، صدور مجوز دایمی برای رفتوآمد راحت بازرگانان ایرانی و عقبماندگی پایانه مرزی شلمچه از استانداردهای لازم، خرمشهر را از ثروتی مهم محروم کرده است.
وعده بهینه کردن آب آشامیدنی خرمشهر نیز که رئیسجمهوری با جدیت وعده آن را داد نیز در حد حرف ماند و مردم خرمشهر نتوانستند بیرون آمدن فتاح، وزیر نیرو را که احمدینژاد قول داده بود شاهد باشند گماردن مدیران ضعیفتر برای خرمشهر نیز یکی از دستاوردهای دولت نهم برای این شهر بحرانزده بود که بر دامنه مشکلات مردم منطقه افزود.
در مورد عملکرد مدیران ضعیف محلی باید به شورای شهر و شهرداری خرمشهر اشاره داشت که در چند ساله گذشته محل تسویهحسابهای افرادی خاص بوده است که مستقیما بسیاری از آنان توسط خیرخواهان شهر از جمله امام جمعه دلسوز خرمشهر مورد خطاب و عتاب قرار گرفتهاند. هنوز فریاد امام جمعه خرمشهر درباره حیف و میل سیزده میلیارد تومان در شهرداری خرمشهر در یادها مانده است. شهرداری و شورای شهر خرمشهر با مدیریت ضعیف و دمدستی خود، شهری را برای شهروندان خرمشهری ترسیم کردهاند که هر بیننده تازهواردی به این شهر در بدو ورود پی میبرد که چگونه پا در شهری با ساختار درهم و ناموزون به نام خرمشهر گذاشته است.
تمرکز همه خدمات صنفی و عمومی در یک نقطه شهر، نبود نظام مهندسی و هماهنگ در ساختمانسازی، نداشتن اعتقاد به زیباسازی نمای ساختمانهای شهر، کثیفی شدید بازار و مناطق گوناگون شهر، ناتوانی در ارتقای خدمات شهری، استفاده نکردن از پتانسیلهای گردشگری منطقه با توجه به سفر سالانه بیش از سه میلیون نفر به خرمشهر، پاسخگو نبودن به افکار عمومی، نگاه قشری در انتصابات، عدم توجه به مسائل فرهنگی و تفریحات سالم برای مردم شهر بخشی از ناتواناییهای سالهای اخیر شوراهای شهر خرمشهر و شهرداران ضعیف این شهر بوده است. آنان حتی تاکنون توانستهاند برای تعیین پلاکهای منازل خرمشهر، اقدامی کنند.
متأسفانه این روند در حالی رخ داده که باید اعتراف کرد خود مردم منطقه در به وجود آوردن آن، مقصرند. از نمونههای جالب توجه شهرداری شورای شهر خرمشهر این است که اجازه صدور انبار، سردخانه، مغازه در فضای خانههای مسکونی و یا ساختمانهای بلند مشرف بر بسیاری از خانههای محلات خرمشهر از شاهکارهای شهرداری خرمشهر است.
گرانی و اجحاف به مردم از بسیاری از دیگر شهرهای ایران در خرمشهر به خوبی دیده میشود. فروش ارزاق عمومی به ویژه میوه و مواد خوراکی در شرایط غیربهداشتی را میتوان به راحتی در این شهر مشاهده کرد. راهیان نوری که این سالها وارد خرمشهر میشوند، در سال جاری از عقبگرد شدید خرمشهر، شوری شدید آب، کثیفی شهر، شخم زدن خیابانهای خرمشهر و ضعف عملکرد مسئولان آن اظهار شگفتی و تعجب کردند و آن را مایه شرمساری توصیف کردند. آنان بر این نکته تأکید کردند که پایتخت دفاع مقدس در کوران این بیتوجهیها به یک شهر عقبافتاده تبدیل شده است.
در این شهر آنها دیدند که امکانات بهداشتی و درمانی خرمشهر دستخوش شدید سوءمدریت است. نبود نظارت بر کار داروخانهها و فرار پزشکان از این شهر، نبود تخصصهایی همچون چشمپزشکی و پوست و مغر و اعصاب و به تازگی نیز کوچ پزشکان عمومی و افت شدید بهداشت عمومی از جمله مشکلات در این بخش است. بحرانهای زیست محیطی مدر منطقه نیز در دو سال گذشته شدت پیدا کرده است تا معلوم شود در 21 سال گذشته، توجه نکردن به کمربند سبز منطقه چگونه یک بحران فراگیر را به وجود آورده است.
کندی عملکرد پاکسازی میادین مین در شلمچه که بر بازگشت روستاییان منطقه، تجارت و احیای نخیلات عظیم و کشتهای منطقه شلمچه تأثیر بسزایی گذاشته است، خرمشهر را از داشتن یک فیلتر طبیعی که در کاهش دمای منطقه نیز سهم داشت، محروم ساخت. در سالهای پس از صدام معدوم نیز هیچگاه با حکومت جدید عراق درباره همکاری در کنترل بیابان رو به گسترش جنوب عراق که در جریان سیاستهای دو دهه گذشته رژیم بعثی به وجود آمد، همکاری لازم انجام نشد. به علاوه عراقیها همگان به آلودگی اروندرود ادامه میدهند.
این دامنه توسط عامل صنعتی، کشاورزی و غیره در حوزه کارون خرمشهر نیز در داخل انجام میگردد و به همه اینها باید عدم پاسخگویی مسئولان مربوط درباره آلودگی در خاک و هوای منطقه به دلیل استفاده از جنگافزارهای نامتعارف در سه دهه اخیر و در سه جنگ شدید نیز اشاره کرد.
در ادامه این بررسیها باید گذری به منطقه آزاد اروند کرد که ظاهرا برای رونق شهرهای خرمشهر و آبادان به وجود آمد. این طرح از ابتدا ناقص بود، مدیریتهای ناپایدار در این منطقه، گماردن افراد و مدیران بازنشسته استان که کارنامههای بعضا ضعیفی در دوران مدیریتشان داشتهاند، به کارگیری نزدیکان و وابستگاه مسئولان و قدرتمندان منطقه، مشخص نشدن مأموریتهای منطقه آزاد، تیز کردن دندان رانتخواران منطقه برای بردن منافع از منطقه آزاد، پرداخت حقوقهای میلیونی و بی حساب و کتاب، آوردن گرانی به این شهرها از دستاوردهای اولیه منطقه آزاد اروند است.
منطقهای که قرار بود اشتغال و رونق را به خرمشهر و آبادان سرازیر کند، خرمشهریها میپرسند چگونه وقتی بخش اعظم درآمد منطقه آزاد اروند از عواید بندر خرمشهر تأمین میشود، دفتر مرکزی آن باید در آبادان باشد؟ آنان خواستار اعلام بیلان عملکرد و وضعیت مالی این منطقه هستند تا بدانند این منطقه به کام چه کسی رقم خورده است.
در بخش گمرکات نیز اداره کل گمرک خرمشهر با تشدید سختگیریها به دلیل اتفاقات سالهای 1386 و 1387 و فسادهای مالی برخی از ترخیصکاران و کارکنان گمرک خرمشهر و همچنین بحران اقتصادی جهان، افت شدیدی بر فعالیتهای بازرگانی وارد شده است و بسیاری از فعالان اقتصادی در این عرقه را به بنادر بوشهر و عباس کوچاند که در زمینه اشتغال جوانان این شهر بسیار اثر نامطلوب گذاشته است.
شرکتهای حملونقل و فعالان عرصه خدمات و واحدهای صنفی نیز از این بابت دچار زیان شدهاند. روند رکورد را د رشرکت کشتیسازی شهید موسوی نیز خبر میدهند از داخل برخی از بانکها هم خبر میرسد برخی از افراد وابسته به قدرتمندان منطقه به راحتی میتوانند به وامهای بانکهای دولتی دست پیدا کنند تا مشخص شود در خرمشهر بسیار کوچک خیلی خبرهاست. به اینها باید افت تحصیلی به ویژه در مدارس پسرانه را نیز اضافه کرد.
توجه نکردن به فرهنگ دفاع مقدس نیز در خرمشهر یک پدیده تلخ است پس از 21 سال هنوز گلزار شهدای شهر به ساماندهی نرسیده، مبلمان شهری دفاع مقدس و تعیین وقایع اتفاق افتاده د رجای جای این شهر که به خون بیش از بیست هزار شهید و دهها هزار جانباز آغشته است، عدم دقت در وقایعنگاری و ماندگاری حوادث تاریخی خرمشهر در قبل، حین و پس از جنگ تحمیلی در این شهر پرحادثه در مرکز فرهنگی دفاع مقدس از نمونههای آن است. ضمن اینکه باید به غبار گرفتن تصاویر شهدای این شهر نیز اشاره کرد که در هیاهوی غفلت مدیران ملی و محلی رخ داده است. اکنون خرمشهر تنها شهر استان خوزستان است که نتوانسته است یادواره شهدای خود را برگزار کند.
در این نوشتار بسیاری از مشکلات خرمشهر ناگفته ماند چراکه قلم از بیان آن به شدت شرم دارد. واقعیتهای تلخی که انسانهای باایمان و آزاده را به شدت میآزارد و تأسف عمیق را برمیانگیزد. اکنون مسئولان سه دولت باید شرمنده امام خمینی(ره) نیز باشند که نتوانسته قول ایشان به مهاجران جنگ تحمیلی را مبنی بر آبادی شهرها و مناطق آنان به ویژه خرمشهر، برآورده سازد. مردم خرمشهر نیز که بسیاری از آنان از منطقه مهاجرت کردهاند به شدت از اینکه در سوم خرداد بدون در نظر گرفتن حقوق آنان سروصداهای نمایشی به عمل میآید آزردهخاطر میشوند.
آنان میگویند به نام ما دکان ایرانخودرو و سایپا گرم میشود. آنان دل پرخونی نیز از صداوسیما دارند که به خوبی مشکلات خرمشهر را در دو دهه سانسور کرد این صداوسیما حتی به اندازه فوتبال و نود نخواست برای خرمشهر برنامههای واقعی بسازد و به دنبال متهمان اصلی بدبختیهای مردم شهری باشد کهدر آن هنگام برخی انتخابات شناسنامهها به قیمت هزار تومان معامله میشود. کاش میشد بهاین کنکاش رسید که چرا پس از 21 سال در خرمشهر سرقت افزایش پیدا کرده است و چرا چهار نسل هنوز در بدبختیهای ماحصل از جنگ درگیرند و چرا از مراسمهای سالگرد آزادسازی خرمشهر در این شهر استقبال نمیشود به طوری که در یکی از آنان صدای یکی از فرماندهان ارشد سپاه را نیز درآورد اکنون مردم در خرمشهر بیشتر وعدهها و عملکردهای مسئولان را با داستان چوپان دروغگو مقایسه میکنند و خرمشهر ...



