ناكامي در اوج ثروت
پرسپوليس پس از قهرماني در هفتمين دوره ليگ برتر، دستخوش تغيير و تحولهاي غيرمنتظره شد. حبيب كاشاني كه گفته ميشد بيشتر يك مدير سياسي است تا ورزشي، كارنامه موفقي از خود به جاي گذاشت و پرسپوليس تحت مديريتش را پس از 6 سال به مقام قهرماني رساند، اما در حالي كه پيشبيني ميشد به دليل همين كارنامه، حداقل يك سال ديگر در اين باشگاه ماندني شود با اعلام استعفا ترجيح داد تا هواداران پرسپوليس او را با قهرماني تيم محبوبشان به ذهن بسپارند. كاشاني به اين ترتيب از حاشيه و جنجال در فوتبال فرار كرد و مهمترين علت آن را خستگي و نياز به استراحت عنوان كرد.
به نوشته جام جم، پس از آن، اتفاقات تازهاي در پرسپوليس رخ داد. داريوش مصطفوي پس از سالها دوري از فوتبال در پايان هفتمين دهه زندگياش دوباره در مسند قدرت و مديريت در فوتبال، آن هم در باشگاهي مثل پرسپوليس قرار گرفت؛ انتخابي كه شايد كمتر كسي فكرش را ميكرد.
در اين ميان هيات مديره هم دچار تغييراتي شد. اضافه شدن آخوندي (عضو فعال در سازمان تربيت بدني) و هدايتي كه پيش از اين تقاضاي خريد بخش اعظمي از سهام باشگاه پرسپوليس را به سازمان ورزش ارائه كرده بود با هدف بهبود روابط هيات مديره با سازمان تربيت بدني و تقويت و شارژ مالي باشگاه پرسپوليس صورت گرفت، اما با گذشت زمان شايعاتي دهان به دهان پيچيد، شايعاتي كه از شكاف ميان اعضاي هيات مديره و شخص مديرعامل حكايت داشت و به واقعيت هم نزديك بود.
انتقاد وارد به پرسپوليس در طول ليگ هشتم در سايه قرار گرفتن مديرعامل بود. درست يا نادرست، هدايتي به دليل صرف هزينه بسيار در باشگاه پرسپوليس همواره به دخالتهايي در امور مديريتي متهم بود تا اين كه انتصاب وي به عنوان رئيس هيات مديره، حوزه اختياراتش را گسترش داد. همين مسائل سبب شد تا داريوش مصطفوي عنان كار را از دست رفته ببيند. او كه در تمام دوران مديريت در پرسپوليس همه چيز را خوب توصيف ميكرد و از دوستيها و برادريهاي حاكم در اين باشگاه ميگفت به خانه فرستاده شد تا عباس انصاريفرد عنوان مديرعاملي پرسپوليس را مقابل نام خود ببيند.
اما آيا به راستي مديرعامل در پرسپوليس جايگاه تعريف شدهاي در ليگ هشتم داشت؟ ميتوانست براحتي تصميم بگيرد و آن را لازمالاجرا بداند يا به قول يكي از اعضاي هيات مديره به هر حال مدير عامل تنها مجري مصوبات هيات مديره بود؟
گفته ميشود در اين فصل در پرسپوليس فضايي حاكم بوده است كه از سرمربي و مربي گرفته تا بازيكن، همه به نوعي توجيه شدهاند. كسي كه پول به آنها ميدهد رئيس است و حرف اول را ميزند. با حاكم شدن اين تفكر جايي براي اعمال قدرت مديرعامل باقي ميماند؟
اين ادعا را بيشتر كساني كه اين فصل از نزديك با پرسپوليس ارتباط داشتند تاييد ميكنند. به ياد بياوريد روزي را كه علي كريمي عليه عباس انصاريفرد مصاحبه كرد. كريمي از طرف مديرعامل از حضور در تمرينها محروم شد، اما با گذشت چند ساعت همه چيز با اصلاح مصاحبه مديرعامل ختم بخير شد يا حتي در مورد بركناري افشين پيرواني كار به برگزاري جلسه و حرف و حديثهاي حاشيهاي كشيد تا قاطعيت نقش مديرعامل در پرسپوليس زيرسوال برود.
موضوع قابل تامل ديگر در پرسپوليس صرف هزينه هنگفت در طول ليگ هشتم بود. دوران مديريت حبيب كاشاني، شخصي مثل هدايتي حضور نداشت تا خيال همه از بابت خرج و مخارج غيرمنتظره راحت باشد، حتي امتياز حق پخش تلويزيوني هم نبود. اين فصل به گفته خود اعضاي هيات مديره (البته در جلسات خصوصي كه اخبارش به بيرون نيز راه پيدا كرده است) باشگاه پرسپوليس حدود 10 ميليارد تومان هزينه كرده است.
در توضيح رقمهاي كلان هزينه شده در باشگاه پرسپوليس براي هشتمين دوره ليگ برتر همين بس كه حدود 10 بازيكن بين 300 تا 400 ميليون تومان قرارداد بستهاند، قراردادهايي كه تنها تا سقف 200 ميليون تومان آن در هيات فوتبال به ثبت رسيده است.
كساني كه در 2 دوره مديريت در پرسپوليس يعني ليگ هفتم و ليگ هشتم در اين باشگاه فعاليت داشتند مهمترين تفاوت دوره مديريت كاشاني در پرسپوليس را نسبت به دوره مديريت مصطفوي و هدايتي و بعدتر انصاريفرد، پايين آمدن نقش واسطهها در نقل و انتقال بازيكن در ليگ هفتم عنوان ميكنند.
به نقل از منابع موثق و مستندات موجود در دوران مديريت حبيب كاشاني در پرسپوليس، تنها محمد نصرتي قرارداد 260 ميليون توماني داشته است كه همين مبلغ در هيات فوتبال نيز ثبت شده كه علت تفاوت قيمت نصرتي با ديگر بازيكنان نيز به گفته مدير برنامههايش در همان زمان لغو سفر به تركيه براي عقد قرارداد با يكي از باشگاههاي اين كشور عنوان شد.
در كنار تمام اينها بايد هزينه هنگفت بازگرداندن افشين قطبي و از دست دادن وي در ميانه راه (بالغ بر يك ميليارد تومان) و استخدام نلو وينگادا (حدود 700 هزار دلار براي يك سال و نيم) را نيز اضافه كرد و پرداختهاي نامشخص ديگر كه پرسپوليس را از اين نظر در طول تاريخ باشگاه ركورددار كرده است.
در اين گزارش بر آنيم تا علت ناكامي پرسپوليس در هشتمين دوره ليگ برتر را جستجو كنيم. پرسشهاي بيپاسخي در اين ميان مانده است كه يافتن جواب آنها راحت اما در عين حال غيرقابل بيان است. اين كه دوره مديريت حبيب كاشاني كه پرسپوليس پس از6 سال قهرماني ليگ برتر را جشن گرفت چه چيزي داشت كه در ليگ هشتم وجود نداشت؟ يعني اگر تيمي به مراتب كمستارهتر از اين براي پرسپوليس بسته ميشد، نميتوانست اين گونه در جايگاه پنجم بايستد و از جام حذفي كنار برود؟ چه شد كه پرسپوليس همان تيمي كه گفته ميشد مدافع عنوان قهرماني است، همچون لشكري شكست خورده روزها و هفتههاي ليگ هشتم را به انتظار به پايان آمدنش سپري كرد؟
در پرسپوليس تكليف مديرعامل روشن نيست
محمد صادقي از پيشكسوتان پرسپوليس در اين خصوص به «جامجم» ميگويد: بايد ابتدا مشخص شود پرسپوليس دولتي است يا در بخشخصوصي اداره ميشود؟ اين كه تلفيقي از اين دو را شاهد باشيم هرج و مرج ميشود كه در طول فصل ديديم. با اين شيوه كسي كه خرج ميكند، توقع دارد و معلوم نيست بالاخره مديرعامل چه كاره است. الان در باشگاههاي موفق همين ليگ برتر خودمان مديرعامل تصميم ميگيرد و بعد نظر هيات مديره را جويا ميشود؛ اما در پرسپوليس قضيه برعكس اين بود.
وي ادامه ميدهد: از مهمترين ايرادها ميتوان به انتخاب بازيكن اشاره كرد. در پرسپوليس اصلا معلوم نيست چه كسي و بر چه اساسي تيم را ميبندد. اينكه بهترينها را دور هم جمع كنيم و ندانيم با آنها چه كنيم، هنر نيست.
صادقي با اشاره به ضعف مديريت در پرسپوليس اشاره ميكند: وقتي كسي كه پول ميدهد به نوعي حسابش از باشگاه جدا باشد، ليدرها هم خود را صاحب حق ميدانند. به هر حال كسي كه پولي را هم در اين فوتبال هزينه ميكند، دنبال قدرتنمايي و شهرت است. آقاي هدايتي اگر ميخواست تيمداري كند، در همان استيلآذين ميماند. پس او هم در پرسپوليس اهدافي داشت در هر صورت نبايد اجازه داد كه اعتبار چند ساله باشگاه با ضعف مديريتها و كسب نتايج نامطلوب خدشهدار شود.
وي در مقايسه مديريت در ليگ هفتم و هشتم در باشگاه پرسپوليس تصريح كرد: بحث افراد در ميان نيست فكر ميكنم حبيب كاشاني حاشيههاي اطراف تيم را بخوبي مديريت كرد و آن را به سمت و سويي پيش برد كه پرسپوليس كمترين ضربه را بپذيرد.
كاشاني با مديريت بحران پيش ميرفت
محمد پنجعلي، ديگر پيشكسوت پرسپوليس معتقد است كاشاني با مديريت بحران تيمش را به قهرماني رساند. وي در اين خصوص به «جامجم» ميگويد: در زمان مديريت آقاي كاشاني هم بحران وجود داشت، فراز و نشيب هم بود اما اين بحرانها بخوبي مديريت شد. حمايت از كادر فني و قطبي هميشه در دستور كار مديران بود و همين امنيت را براي مربي ايجاد ميكرد اما امسال نه تنها مربي، بلكه مدير عامل هم حاشيه امنيت نداشت. تغييرات مديريتي و فني بزرگترين ضربه را به پرسپوليس زد. در اين شرايط تكليف بازيكن هم مشخص نيست و نميداند بايد از چه كسي حرفشنوي داشته باشد.
پرسپوليس بايد خصوصي شود
وي با بيان اين مطلب كه باشگاههاي بزرگ مثل پرسپوليس بايد به معناي واقعي به سمت خصوصي شدن پيش بروند، خاطرنشان كرد: وقتي شخصي مثل آقاي هدايتي پول خرج ميكند، طبيعي است كه نميخواهد در سايه باشد. با اين شيوه نميشود تيمداري كرد اگر بخواهيم از نيروهاي متمول در فوتبال به درستي بهره ببريم، بايد باشگاهها را به سمت خصوصيشدن پيش ببريم. كسي كه خرج ميكند، انتظار دارد تصميمگيرنده باشد. با اين وضعيت فوتبال به جايي نميرسد.
در پرسپوليس معلوم نيست مديرعامل چكاره است. در همه باشگاهها مديرعامل نظر هيات مديره را جويا ميشود، اما در پرسپوليس برعكس است
پنجعلي در ادامه ميافزايد: اين كه هر روز يك مدير بيايد و يك نتيجهاي بگيرد و برود، نفعي براي فوتبال ندارد. اين همه پول بيحساب و كتاب خرج ميشود، در حالي كه اگر اصولي باشد، به درآمدزايي هم منجر ميشود. حداقل اگر تكليف روشن باشد و فوتبال به بخش خصوصي واگذار شود، كسي كه سرمايهگذاري ميكند به دليل سرمايهاش دلسوزي نشان داده و پيگيريهاي لازم را انجام ميدهد.
در دوره كاشاني ناهماهنگي به حداقل رسيده بود
امير عابديني كه تجربه سالها مديريت در پرسپوليس را در كارنامه دارد، در خصوص دوره مديريت حبيب كاشاني در پرسپوليس به «جامجم» ميگويد: در دوره حبيب كاشاني ناهماهنگي و ناهمگوني وجود داشت اما به حداقل رسيده بود، افشين قطبي كه سكاندار مسائل فني بود به نظر من از ابتدا هم به فكر فصل بعد نبود، طبيعي است كه در فصل بعد بايد تعدادي از بازيكنان جا به جا ميشدند تا طراوت و شادابي تيم حفظ شود، تيم قطبي در فصل دوم حضورش شادابي زمان كاشاني را نداشت و همين از مهمترين دلايل افت پرسپوليس در ليگ هشتم بود. ضمن اينكه ميانگين سني پرسپوليس پايين نيامد و در عين حال بازيكنان كليدي اين تيم در خط حمله دچار مصدوميت شدند تا از نظر فني دست مربيان بسته بماند.
وي در ادامه ميافزايد: بايد در نظر داشت كه حمايتهايي كه در زمان كاشاني از پرسپوليس ميشد، در زمان مصطفوي وجود نداشت. در ضمن ورود هدايتي به هياتمديره پرسپوليس بدون تعريف لازم بود، معلوم نشد او چرا آمد و چرا قرار است برود. خبر دارم كه او در تازهترين اظهاراتش اعلام كرده است كه از پرسپوليس بالغ بر 4 ميليارد تومان طلب دارد. حال سوال اينجاست كه آقاي هدايتي از باشگاه طلب دارد يا براي كمك به اين باشگاه آمده بود يا سوال مهمتر اينكه هركس ديگري هم پول داشته باشد ميتواند در امور مهمي مثل اداره باشگاه پرسپوليس دخل و تصرف كند يا هدايتي شخص خاصي بوده است كه اين اجازه را پيدا كرده است؟
محبوبيت، خدمت و صداقت ميخواهد
عابديني با اشاره به نحوه پرداخت هزينهها در باشگاه پرسپوليس ميگويد: وقتي بازيكن يا مربي ميداند از طرف شخص خاصي مورد حمايت مالي است و تامين ميشود، طبيعي است كه او را طرف حساب خود ميداند. خبري كه اين روزها در حد فاجعه است كوچ احتمالي تعدادي از نخبههاي پرسپوليس به استيل آذين است، چنين كسي كه بازيكنان پرسپوليس را براي اين تصميم مجاب كند، نميتواند هويت پرسپوليسي داشته باشد.
وي ادامه ميدهد: نبايد نكته مهمي را فراموش كرد، در ورزش ميتوان راحت معروف شد اما نميتوان محبوب شد، محبوبيت خدمت و صداقت ميخواهد چون مردم به خدمات و كارنامه فرد بها ميدهند. در اين مقطع آنچه براي پرسپوليس ضروري به نظر ميرسد، بازگرداندن اختيارات مديرعامل است. مديرعامل بايد مقتدر باشد تا بتواند از پس حاشيههاي تيمي مثل پرسپوليس برآيد.
عابديني رقم قرارداد بازيكنان پرسپوليس در ليگ هشتم را نيز مورد اشاره قرار ميدهد و ميگويد: بايد ديد بازيكن چطور در مقابل قراردادش توجيه شده است. اگر براي او جا بيفتد كه قرار است 34 بازي انجام دهد و ارزش او در هر بازي 10 ميليون تومان است، به كمتر از 340 ميليون راضي نميشود. اما اگر بداند در هر بازي بايد 12 امتياز بگيرد يعني 68 امتياز در طول 34 بازي نرخ فرق ميكند، چون براساس كارايياش پول ميگيرد.
ارزشها در فوتبال از بين رفته است
عابديني معتقد است ارزشها در فوتبال از بين رفته است، وي در اين خصوص ميگويد: يك روز براساس هويت در پرسپوليس يارگيري ميشد يعني مشخص ميشد كه بازيكن هميشه آرزو داشته است پيراهن پرسپوليس را بپوشد. آن بازيكنان حتي حاضر بودند براي پرسپوليسي شدن هزينه هم بدهند، اما حالا براي اينكه از كورس يارگيري عقب نمانيم، با هر قيمتي بازيكن را به خدمت ميگيريم و بدون توجه به نيازهاي تيمي اين كار را انجام ميدهيم. البته نبايد فراموش كنيم كه محدوديت در يارگيري هم باعث بالا رفتن قيمتها ميشود.
استفاده نكردن از دروازهبان خارجي باعث شده تا يك دروازهبان، براي دو فصل يك ميليارد تومان طلب كند. من خودم از نزديك شاهد چنين درخواست نامتعارفي بودم.
مديرعامل، مجري مصوبات هياتمديره
اما شنيدن صحبتهاي مجيد فرخزادي نيز خالي از لطف نيست او كه در دوره مديريت كاشاني، مصطفوي و انصاريفرد عضو هياتمديره بوده است، در مقايسه اين دو دوره يعني ليگ هفتم و هشتم به «جامجم» ميگويد: ما در هشتمين دوره ليگ برتر از رفتن افشين قطبي بيشترين تاثير منفي را پذيرفتيم. هرچند كه بالاخره از دوران بحران گذشتيم اما آن شرايط بحراني در نتايج ضعيف پرسپوليس نقش داشت. ضمن اينكه پرسپوليس به گواه آمار و تاييد كارشناسان داوري بيشترين آسيب را از اشتباهات داوري ديد. بعد از آن هم وينگادا با شرايط خاص وارد پرسپوليس شد. به هر حال ما همچنان در ليگ قهرمانان آسيا موقعيت خوبي داريم كه ميتوانيم ناكاميها را جبران كنيم.
عضو هياتمديره پرسپوليس وقتي با اين انتقاد مواجه ميشود كه مديرعامل پرسپوليس نقش پررنگي در طول ليگ هشتم نداشته است، يادآور ميشود: اين طور نيست. مديرعامل طبق قانون، مجري مصوبات هيات مديره است. هيچ عضوي از هياتمديره تافته جدابافته نيست.
آقاي هدايتي هم وقتي به هياتمديره اضافه شد، فقط در جلسات يك راي داشت و هيچ اجباري در كار نبود. هركس سر جاي خودش قرار داشت. مطمئن باشيد اگر اينطور نبود، من در باشگاه پرسپوليس نميماندم.
فرخزادي كماكان ايجاد اختلاف و شكاف در هياتمديره را همچون گذشته تكذيب ميكند.
وي ميافزايد: ما 4 نفر هستيم كه اختلاف سليقه داريم، اما اختلاف عقيده نداريم و در نهايت براي رسيدن به نتيجه واحد تلاش ميكنيم.


