همکاری اقتصادی پدرم با قلعهنویی با عقل نیز سازگاری ندارد
محمد علیآبادی از آن هنگام که راهی طبقه چهارم ساختمان سئول سازمان تربیت بدنی شد، برخلاف روزهای بیحاشیه حضورش در معاونت شهرداری تهران، نتوانست پشت کرسی مدیریت یک نفس راحت بکشد. حاشیههای ورزشی در دوره مدیریتش تمامی نداشته و او لحظه با لحظه با ابعاد تازهای از رخدادها به ویژه در حوزه ورزش قهرمانی به ویژه فوتبال روبرو شد که فرصت را برای بسیاری از امور از وی سلب کرد.
با این حال، احمدی نژاد در این مدت دست از حمایت معاونش برنداشت و علیآبادی مهمترین مأموریتی را که در مراسم معارفهاش مبنی بر توسعه ساخت و ساز ورزشی، از سوی داودی معاون اول رئیسجمهور دریافت کرده بود، پیگیری کرد و بنا بر تأیید اطرفیانش بسیاری دیگر از امور را با هماهنگی کامل با احمدینژاد انجام داد و بدین لحاظ، عدهای همین هماهنگی پیوسته را عامل بقای رئیس سازمان ورزش دولت نهم میخوانند.
این روزهای آخر اما فضا به کلی تغییر یافته است و در حالی که رسانههای منتقد همچون گذشته، به نقادی میپردازند، رسانههای نزدیک و حامی دولت و ریاست جمهوری نیز در پروژهای سامان یافته، پیشانی رئیس سازمان ورزش را نشانه رفتهاند و حتی در این راه، اخباری را نیز منتشر میسازند که خود از صحن نداشتنش کاملاً آگاه هستند! در واقع، این بار گروهی از دولت در حالت پایین کشیدن محمد علیآبادی هستند که این خود، نیاز به نقدی جداگانه دارد. محوریترین بحثی که این روزها توسط رسانههای حامی دولت انتشار داده شد و پر و بال یافت تا دستمایه نقدهای منتقدان شود، مباحثی درباره دستگیری یک آقازاده ورزشی با مخفف «م.ع» بود که پیش از این نیز مباحثی دربارهاش مطرح میشد. اگر عدهای به شنیدن این مخفف کلامی نتوانسته بودند، این شخص را بشناسند، شبکههای ماهوارهای به کمک رسانههای حامی دولت آمدند و آشکارا از محسن علیآبادی فرزند ارشد محمد علیآبادی نام بردند تا تقریباً بخش چشمگیری از مردم، در جریان این اخبار قرار گیرند.
همه این مسائل دست به دست هم داد تا محسن علیآبادی که به گواه شاهدانش که غالباً مخالفان محمدی علیآبادی و حتی دولت نهم هستند، در زمان اعلام شده در اخبار به جرم اختلاس یا دیگر مسائل دستگیر نبوده، پس از سه سال و اندی، برای نخستین بار به گفت و گو بپردازد و ضمن پاسخگویی با مسائل و شایعاتی که درباره پدرش، وی و دیگر اعضای خانوادهاش مطرح میشود، از بسیاری ناگفتهها پرده بردارد.
فرزند ارشد رئیس سازمان تربیتبدنی در گفتوگوی تفضیلی با «تابناک» در این باره که گفته میشود، در برخی از اتفاقات ورزشی همچون انتخاب امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی تیم ملی و تصمیمات رئیس دستگاه ورزش نقش مستقیمی بر عهده داشته است، گفت: بنده صرفاً طرز نگاهم را به پدرم درباره موضوعات گوناگون انتقال دهم و این کاری است که هر پدر و فرزندی انجام میدهند و راجع به کارشان با هم مشورت میکنند و شرعاً، عرفاً و عقلاً نیز با اشکال همراه نیست و قطعاً این مشاورهها جنبه رسمی نداشته و همانگونه که گفتم بحث پدر و فرزندی مطرح است. هیچ گاه هم این مشاورهها به بیرون درز نکرده و هیچ کس نمیداند که بنده راجع به چه موضوعی مشاوره و نظرم را دادهام.
وی تصریح نمود: در جماعت غیردولتی و حتی در مواردی دولتی بنده را به عنوان یک تحلیلگر میشناسند و آنهایی که بنده را میشناسند، در جریان هستند که توانایی تحلیل مسیرها را دارم و گهگاهی نظر شخصیام را به عنوان فرزند به پدرم انتقال میدهم؛ پدرم درگاههای اطلاعاتی گسترده و متعددی دارد که شاید معاونان، رئیس دفتر، برخی کارشناسان و حتی برخی اشخاص معتمدش را نیز شامل شود که بنده نیز یکی از این اشخاص هستم؛ بنابراین، اگر شخصی برکنار شد یا انتصاب شد، نمیتواند نتیجه مشاوره بنده باشد و تصور میکنم عدهای تلاش کردند بحث مشاوره را با دخالت، یکی کنند و همین مسأله این حواشی را پدید آورد.
محسن علیآبادی درباره اینکه گفته میشود، برخی تصمیمات پس از دیدار وی و پدرش اعلام شده و این مسأله باعث چنین شایعاتی شده، گفت: اگر با مدیریت آشنایی داشته باشد، در جریان هستید که هیچ مدیر زبردستی با دریافت یکسری مختصات و اطلاعات و مشاورهها، همان زمان و بلافاصله تصمیم گیری نمیکند و اینکه من بروم دفتر پدرم و بیست دقیقه بعد، فلانی منصوب شود، برای عدهای که نمیدانند چه گذشته بنده و پدرم، میتواند هر تصور ذهنی را به همراه داشته باشد و اینها به خارج از سازمان ورزش انتقال پیدا کند.
وی در ارتباط با شایعاتی که پیرامون حمایتش از قلعهنویی برای هدایت تیم ملی به واسطه همکاری اقتصادی با سرمربی استقلال شد، گفت: قلعهنویی را میشناسم، کما اینکه همین آشنایی را با بسیاری از اشخاص دیگر از جمله علی دایی، فیروز کریمی، افشین قطبی، مایلی کهن، آرش میراسماعیلی دارم و شاید اگر پدرم جای دیگر مسئولیت داشت، این آشنایی را با اشخاص دیگر داشتم و اگر پدرم هم از این حوزه جدا شود، احتمال اینکه با بسیاری از این آقایان ارتباط داشته باشم، بعید است، مگر آنکه همدیگر را جایی ببینیم و سلام و علیکی داشته باشیم. درباره مشارکت مالی با آقای قلعهنویی هم دیگر همه میدانند که بنده و پدرم در چه سطحی فعالیت داشتهایم و پدرم یا خودم اگر قرار باشد، فعالیت ساخت و ساز داشته باشیم، با هم سطح مالی خود این کار را انجام میدهیم و نه با آقای قلعهنویی و اصولاً با توجه به جایگاه پدرم، حتی با عقل نیز چنین تصمیم اقتصادی سازگاری ندارد و اگر یک شخصی به دور از غرض ورزی استدلال کند، به این مسأله پی میبرد که این از آن داستانهاست. مثلاً نوشته بودند که در منزلمان، من از قلعهنویی حمایت کرده بودم. آخر این خبرنگار از کجا چنین مسائلی میدانسته است؟!
علیآبادی درباره اینکه گفته میشود، پدرش در درون و بیرون از کشور (دبی) ساخت و ساز و پروژههایی دارد، تأکید کرد: همه میدانند که پدرم فوق لیسانس عمران است و چند دهه سابقه فعالیت در رشتهشان را دارند. در دوران دفاع مقدس که جبهه بودند و پس از دوران جنگ تحمیلی نیز جدا از سیستم دولتی، به فعالیت در حوزه تخصصی شان پرداختند. پس از اینکه ایشان وارد شهرداری شدند، بزرگترین ضرر (در مباحث مالی) به خانواده ما وارد شد. ایشان حتی پیش از اینکه در دولت مسئولیت بپذیرند و در زمان ورود به شهرداری تهران، به واسطه عهدی که با آقای دکتر احمدینژاد داشتند، هیچ فعالیتی در حوزه ساخت و ساز انجام ندادهاند، اگر پروژه ای داشتند متوقف شد و حتی خرید و فروشی هم در این حوزه انجام ندادند. این فعالیتها هم تماماً در داخل کشور صورت پذیرفته و آقای مهندس تا به حال هیچ ساخت و سازی در بیرون از ایران نداشته است.
عضو هیات رئیسه فدراسیون شنا درباره عوامل شایعه سازی و اینکه به چه علت این بار از درون سیستم دولت شایعاتی درباره اختلاس وی در اداره کل تربیت بدنی استان تهران، خارج شده، گفت: به هر روی، ممکن است که در سیستم چنین مسائلی مطرح باشد و در هر سیستمی نیز عدهای رقیب هستند که ممکن است در یک تحریریه کوچک نیز این رقابتها باشد. این رقابت یک زمانی سالم است و از همکاران با فعالیت خود نشان میدهند، حقشان در سیستم کجاست، اما یک زمانی با تخریب این روند شکل میگیرد که این موضوع قطعاً درست نیست. در همین بحث، شاهدان متعددی دارم که سر کارم رفتهام و یا اشخاصی هستند که میانه خوبی هم با پدرم ندارند ولی بنده را دیدهاند و تأیید میکنند که این بحث دستگیری نیز از آن دست شایعات است.
من پس از اینکه این خبر زده شد، پیش آقای آخوندی رفتم و آقای آخوندی تلفن خبرنگاری که این مطلب را زده بود، گرفت که آقای علیآبادی پیش من است و چگونه شما زدهاید که او را گرفتهاند که خبرنگار هم پاسخ داد: شاید تا ظهر آزادش کردهاند.
از سوی دیگر هم نگاه کنید، میبینید که این بحث با عقل و منطق سازگاری ندارد. بودجه این اداره کل، مجموعاً پانزده میلیارد تومان است و آن گاه نوشتهاند که بیست میلیارد اختلاس شده است؛ یعنی توسط بنده پنج میلیارد هم بیش از بودجه سالانه این اداره کل اختلاس شده که این خود غیرمنطقی بودن بحث را نشان میدهد. شما خودتان میدانید که از پانزده میلیارد تومان بودجه، یک بخش چند میلیاردی مربوط به امور جاری و حقوق و دستمزد میشود و 7،8 میلیارد باقی میماند که اگر تمامی این 7، 8 میلیارد را به بنده میدادند ـ که غیرممکن است ـ امکان اختلاس پانصد یا یک میلیارد آن فراهم بود که اصلاً پرداخت همه این بودجه به بنده هم غیرممکن است و حالا چطور بیست میلیارد اختلاس شده، نمیدانم!
متأسفانه بخش چشمگیری از عامه مردم، این بررسیها را نمیکنند و همین که گفته میشود، فلانی بیست میلیارد اختلاس کرد یا دستگیر شد، باور میکنند و هر با استدلال منطقی نیز تکذیب هم شود، نمیپذیرند.
متن کامل این گفت و شنود ویژه را در تابناک ورزشی بخوانید.
فقط یک راهنمایی میکنم یک خورده اگر پی پسر آقای علی آبادی را بگیرین ماجرا خیلی جالبتر میشه از این بیشتر راهنمایی نمی کنم...
کشور ماست اونم اینه که آخه فوق لیسانس معماری چه ربطی داره به ورزش هنوز در کشور ما فرق تعهد و تخصص مشخص نشده و تا این مسئله حل نشه مطمئنااین مسائل باقی خواهند بود.
ضمنا تابناک جون کلی غلط املائی تو خبرت داشتی و نمرت 14 شد دفعه بعد بیشتر دقت کن!!!




