كدخبر: ۴۷۹۴۱
تاريخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۷:۳۸
تعداد بازديد: ۲۳۸۷۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
نخستین گفت و گو با محسن علی‏آبادی:
چگونه 20 میلیارد از بودجه 15 میلیاردی را اختلاس کرده‏ام؟!
حتی قبل از اینکه در دولت مسئولیت بپذیرند و در زمان ورود به شهرداری تهران، به واسطه عهدی که با آقای دکتر احمدی‏نژاد داشتند، هیچ فعالیتی در حوزه ساخت و ساز انجام نداده‏اند، اگر پروژه ‎ای داشتند متوقف شد و حتی خرید و فروشی هم در این حوزه انجام ندادند... پدرم اصولاً با فعالیت والده بنده در خارج از منزل موافق نبوده ... پدرم یا خودم اگر قرار باشد، فعالیت ساخت و ساز داشته باشیم، با هم سطح مالی خود این کار را انجام می‏دهیم و نه با آقای قلعه‏نویی... آن دوره‏ای که یک عدد دو رقمی، گل‏هایی بود که به مالدیو می‏زدیم، گذشت... .
محمد علی‏آبادی از آن هنگام که راهی طبقه چهارم ساختمان سئول سازمان تربیت بدنی شد، برخلاف روزهای بی‏حاشیه حضورش در معاونت شهرداری تهران، نتوانست پشت کرسی مدیریت یک نفس راحت بکشد.
حاشیه‏های ورزشی در دوره مدیریتش تمامی نداشته و او لحظه با لحظه با ابعاد تازه‏ای از اتفاقات علی‏الخصوص در حوزه ورزش قهرمانی بالاخص فوتبال روبرو شد که فرصت را برای بسیاری از امور از وی سلب کرد.


انتخاب‏های غلط در برخی زیرمجموعه‏ها و تصمیمات ناصحیح در تغییر خطوط مشی برای حوزه‏های مختلف و همچنین ورود نیمه علنی غیرقابل و غیرموجه به برخی از مسائل، دفاع غیرموجه از برخی جرایانات یا اشخاص و تاکید بر برخی مباحث به شکلی که به زعم برخی رسانه‏ها با عنوان لجبازی همراه شد شاید دربرگیرنده عقبه بسیاری از اتفاقاتی بود که باعث شد، محمد علی‏آبادی با انتقادات شدیدی در سه سال و اندی گذشته روبرو شود.

با این حال احمدی نژاد در این مدت دست از حمایت معاونش برنداشت و علی‏آبادی مهم‏ترین ماموریتی که در مراسم معارفه‏اش مبنی بر توسعه ساخت و ساز ورزشی، از سوی داووی معاون اول رئیس جمهور دریافت کرده بود، را پیگیری کرد و بنابر تایید اطرفیانش بسیاری دیگر از امور را با هماهنگی کامل با احمدی‏نژاد انجام داد و بدین لحاظ عده‏ای همین هماهنگی پیوسته را عامل بقاء رئیس سازمان ورزش دولت نهم می‏خوانند.


این روزهای آخر اما فضا به کلی تغییر یافته است و در حالی که رسانه‏های منتقد همچون گذشته، به نقادی می‏پردازند، رسانه‏های نزدیک وحامی دولت و ریاست جمهوری نیز در پروژه‏ای سامان یافته، پیشانی رئیس سازمان ورزش را نشانه رفته‏اند و حتی در این مسیر اخباری را نیز منتشر می‏سازند که خود از عدم صحتش کاملاً مطلع هستند! در واقع این بار گروهی از دولت در حالت پایین کشیدن محمد علی‏آبادی هستند که این خود، نیاز به نقدی جداگانه دارد.

اما محوری ترین بحثی که این روزها توسط رسانه‏های حامی دولت انتشار داده شد و پر و بال یافت تا دست مایه نقدهای منتقدین شود، مباحثی در خصوص دستگیری یک آقازاده ورزشی با مخفف "م.ع" بود که پیش از این نیز مباحثی در خصوصش مطرح می‏شد. اگر عده‏ای به شنیدن این مخفف کلامی نتوانسته بودند، شخص مذکور را بشناسند، شبکه‏های ماهواره‏ای به کمک رسانه‏های حامی دولت آمدند و به صراحت از محسن علی‏آبادی فرزند ارشد محمد علی‏آبادی نام بردند تا تقریباً قابل توجهی از مردم، در جریان این اخبار قرار گیرند.

تمام این مسائل دست به دست هم داد تا محسن علی‏آبادی که به گواه شاهدانش که غالباً مخالفان محمدی علی‏آبادی و حتی دولت نهم هستند، در زمان اعلام شده در اخبار به جرم اختلاس یا سایر مسائل دستگیر نبوده، پس از سه سال و اندی، برای نخستین بار به گفت و گو بپردازد و ضمن پاسخگویی با مسائل و شایعاتی که در خصوص پدرش، وی و سایر اعضاء خانواده‏اش مطرح می‏شود، از بسیاری ناگفته‏ها پرده بردارد. او که متولد 1360 است، به همراه خانواده در محله نظام‏آباد بزرگ شد و فوتبال نیمه حرفه‏ای را در باشگاه دیهیم پیگیری کرد و حتی تا آستانه دانشگاه نیز فوتبال را ادامه داد.

با این حال به گفته خودش باید یا درس را انتخاب می‏کرد و یا به فوتبال حرفه‏ای می‏پرداخت که راه دوم را ادامه داد و در دانشگاه شاهد رشته‏ای دیگر را ادامه داد که تا آن زمان کمتر مورد توجه قرار می‏داد و بدین شکل عضو تیم شنای این دانشگاه شد. او البته پس از آن نیز به طور جدی شنا را پیگیری کرد تا جایی که در حال حاضر عضو هایت رئیسه شنا محسوب می‏شود. حواشی فراوانی کنار نام محسن علی‏آبادی مطرح است، از بحث حمایت قلعه‏نویی برای سرمربیگری تیم ملی به واسطه همکاری اقتصادی تا اختلاس 20 میلیارد تومانی در اداره کل تربیت بدنی استان تهران که این روزها در خصوص آن، مباحث مختلفی مطرح می‏شود.

این فضا به شکلی رقم خورد که محسن علی‏آبادی حتی از نزدیکانش نیز مسائلی را شنید که قابل هضم نبود تا در نهایت در گفت و گو با تابناک با شفاف‏‏سازی در ماه‏‏های آخر دولت نهم، تلاش کند، نشان دهد آنچه بیان شده عین واقعیت نیست. این شاید نخستین و آخرین گفت و گوی عضوی از خانواده رئیس دستگاه ورزش دولت نهم باشد و بدین لحاظ تلاش شد این گفت و شنود که با این رسانه‏ به عنوان رسانه‏ای منتقد نیز صورت پذیرفت، از جامع‏نگری لازم برخوردار باشد.

آقای علی‏آبادی! شما یکی از معدود فرزندان دولتمردان نهم هستید که لفظ آقازاده برایتان بکار رفت و حواشی متعددی در خصوص‏تان طرح شد؛ به زعم خودتان، این حواشی خاص از کجا و با چه کیفیتی آغاز شد؟
ببنید من لازم می‏دانم سه کلمه دخالت، اظهار نظر و مشاوره را ذکر کنم که این سه کلمه، سه مفهوم کاملاً متفاوت دارد و در خصوص تفاوت آنها توضیح بدهم.

دخالت یعنی بنده مستقیماً ورود کنم و به عنوان پسر رئیس سازمان ورزش در تغییر روئسای فدراسیون‏ها و مسئولان سایر بخش‏ها و یا اخذ برخی تصمیمات به شکل مستقیم یا غیرمستقیم نقشی برعهده داشته باشم که این به لحاظ شرعی، عرفی و قانونی نیز صحیح نیست و بنده نیز تاکید دارم که هیچ گاه دخالتی در این بخش نداشته‏ام.

اظهارنظر نیز به این مفهوم است که در خصوص تصمیمات مختلف نظر بدهم و موضع گیری داشته باشم که این مسئله نیز اگرچه به عنوان یک شهروند حقم بوده، اما برای جلوگیری از ایجاد حواشی تا به حال به آن نپرداخته بودم و این اولین گفت و گوی رسمی بنده با رسانه‏ای است.

اما مشاوره به این مفهوم است که بنده صرفاً طرز نگاهم را به پدرم در خصوص موضوعات مختلف انتقال دهم و این کاری است که هر پدر و فرزندی انجام می‏‏دهند و راجع کارشان با هم مشورت می‏کنند و شرعاً، عرفاً و عقلاً نیز با اشکال همراه نیست و قطعاً این مشاوره‏ها جنبه رسمی نداشته و همانگونه که گفتم بحث پدر و فرزندی مطرح است. هیچ گاه هم این مشاوره‏ها به بیرون درز نکرده و هیچ کس نمی‏داند که بنده راجع به چه موضوعی مشاوره و نظرم را داده‏ام.

پس تاکید دارید که در هیچ کدام از تصمیمات پدرتان در مقام تصمیم گیرنده اول دستگاه ورزش کشور نقش نداشته‏اید؟
دقیقاً، در جماعت غیردولتی و حتی در مواردی دولتی بنده را به عنوان یک تحلیل‏گر می‏شناسند و آنهایی که بنده را می‏شناسند در جریان هستند که توانایی تحلیل مسیرها را دارم و گهگاهی نظر شخصی‎‏ام را به عنوان فرزند به پدرم انتقال می‏دهم.

پدرم درگاه‏های اطلاعاتی گسترده و متعددی دارد که شاید معاونان، رئیس دفتر، برخی کارشناسان و حتی برخی اشخاص معتمدش را نیز شامل شود که بنده نیز یکی از این اشخاص هستم.

بنابر این اگر شخصی برکنار شد یا انتصاب شد، نمی‏تواند نتیجه مشاوره بنده باشد و تصور می‏کنم عده‏ای سعی کردند بحث مشاوره را با دخالت، یکی کنند و همین مسئله این حواشی را ایجاد کرد.

این مسئله به علت اتفاقاتی است که همزمان یا پس از جلسات شما با پدرتان به وقوع پیوسته است؛ تصور نمی‏کنید که ناظران این اتفاقات بدون توجه از کنار چنین همزمانی بگذرند؟
اگر با مدیریت آشنایی داشته باشید، در جریان هستید که هیچ مدیر زبردستی با دریافت یک سری مختصات و اطلاعات و مشاوره‏ها، همان زمان و بلافاصله تصمیم گیری نمی‏کند و اینکه من بروم دفتر پدرم و 20 دقیقه بعد، فلانی منصوب شود، برای عده‏ای که نمی‏دانند چه میان بنده و پدرم گذشته، می‏تواند هر تصور ذهنی را به همراه داشته باشد و اینها به خارج از سازمان ورزش انتقال پیدا کند.

به هر حال بنده نمی‏توانم از پدرم فاصله بگیرم و برای دیدنش به دفترش هم نروم. ایشان از 7 صبح تا 10 شب سرکار هستند و وقتی به منزل می رسند، یک تا دو ساعت می‏توانند کنار خانواده باشند که زمان صرف شام و این مسائل است و بدین لحاظ برای صحبت‏های معمول فرصت چندانی باقی نمی‏ماند و به همین خاطر بنده مجبورم در خصوص مسائل مربوط به خودم در بین جلسات نزد ایشان بروم و مطالب را مطرح کنم. منتها وقتی عده‏ای پشت در بسته‏ای هستند، می‏توانند هزار و یک برداشت داشته باشند و هزار و یک مسئله را به این ملاقات مرتبط بدانند.

این موضوع دقیقاً مثل این می‏ماند که دو نفر می‏ماند در گوشی با هم صحبت داشته باشند و اطرفیان تصور کنند راجع به آنها صحبت می‏شود، حال آنکه ممکن است مسائل شخصی‏شان باشد. پس منطقی نمی‏تواند پشت این شایعات وجود داشته باشد و تنها برداشت برخی اشخاص از دیدار بنده و پدرم است که براساس آن شایعاتی شکل می‏گیرد.

به این شکل شما تمامی آنچه تحت عنوان دخالت شما و برخی اعضاء خانواده‏تان در ورزش بیان می‏شود را رد می‏کنید؟
باور کنید، هیچ کدام حتی مبنای منطقی و عقلانی نیز ندارد و تنها بر اساس حدس و گمانی شکل گرفته است.

بگذارید مروری بر شایعاتی که نسبت به شما داده شده بکنیم و توضیحات‏تان را در این بخش داشته باشیم. یک محور شایعاتی که مطرح شده، بحث دخالت شما در فوتبال بوده که مثلاً عنوان شده در بحث انتخاب کلمنته نقش داشته‏اید و یا امیر قلعه‏نویی چون با شما در فعالیت‏های عمرانی همکاری داشته، با حمایت شما سرمربی تیم ملی شد و یا مجدداً به عنوان کاندیدا برای این پست مطرح شد. در محور اول که فوتبال است، کاملاً نقش‏تان را منکر می‏شوید؟
باور کنید این آقای کلمنته که را تا به حال نامش را هم نشنیده بودم ولی با آقای قلعه‏نویی مثل بسیاری از ورزشی های دیگر آشنا هستم و کتمان هم نمی کنم.

آشنایی هم به این معنا است که ایشان را می‏شناسم و سلام وعیلک داریم و هرجا همدیگر را ببنیم روبروسی می کنیم و همانگونه که با شما الان آشنا شدم و جواب تلفن‏تان را می‏دهم و اگر جایی هم شما ببنیم، سلام و علیک و روال معمول کسانی که با هم آشنا هستند را دارم، کما اینکه همین آشنایی را با بسیاری از اشخاص دیگر از جمله علی دایی، فیروز کریمی، افشین قطبی، مایلی کهن، آرش میراسماعیلی دارم و شاید اگر پدرم جای دیگر مسئولیت داشت این آشنایی را با اشخاص دیگر داشتم و اگر پدرم هم از این حوزه جدا شود، احتمال اینکه با بسیاری از این آقایان ارتباط داشته باشم، بعید است، مگر آنکه همدیگر را جایی ببینیم و سلام وعلیکی داشته باشیم.

در خصوص مشارکت مالی با آقای قلعه‏نویی هم دیگر همه می‏دانند که بنده و پدرم در چه سطحی فعالیت داشته‏ایم و پدرم یا خودم اگر قرار باشد، فعالیت ساخت و ساز داشته باشیم، با هم سطح مالی خود این کار را انجام می‏دهیم و نه با آقای قلعه‏نویی و اصولاً با توجه به جایگاه پدرم، حتی با عقل نیز چنین تصمیم اقتصادی سازگاری ندارد و اگر یک شخصی به دور از غرض ورزی استدلال کند، به این مسئله پی می‏برد که این از آن داستان‏ها است. مثلاً نوشته بودند که در منزلمان، من از قلعه‏نویی حمایت کرده بودم. آخر این خبرنگار از کجا چنین مسائلی می‏دانسته است؟!

باید یکی از اعضاء خانواده ما چنین مطلبی گفته باشد که حتی اگر صحت هم داشت، غیرممکن بود که عضوی از خانواده به صورت علنی بیان کند، چه برسد به حالا که اصلاً صحت ندارد و همین نشان می‏دهد، برخی خبرنگاران اخلاق حرفه‏ای را رعایت نمی‏کنند و هرچه می‏شنوند، می‏نویسند.

اگر این زاییده خیال نویسندگان این مطالب است، چرا در خصوص ساخت و ساز مطرح می‏شود و چرا راجع به امیر قلعه‏نویی طرح موضوع شد؟
قبول دارم تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها. ببنید بنده در یک مراسمی می روم و مثلاً در آن مراسم به آقای دایی یا آقای قلعه‏نویی بنده را معرفی می کنند که پسر رئیس سازمان تربیت بدنی هستم و طبیعتاً آقای دایی نیز با بنده سلام می کنند و مسائل معمول هر آشنایی و شاید بعداً نیز همدیگر را ببنیم و این سلام و عیلک مجدداً باشد و بیننده همانگونه که ذکر کردم، این آشنایی را هزار و یک تفسیر می‏کند و همین مطالبی از دل آن بیرون می آید که راجع به من مطرح شد. بنده نمی‏دانم باید چه کار کنم؟

مثلاً اگر در این شرایط قرار گرفتم، بگویم من با شما سلام و علیک نمی‏کنم، چون می‏گویند که ما با هم روابط کاری و مسائل دیگری داریم؟!  آیا اصلاً این برخورد من منطقی و عقلانی خواهد بود؟

واقعیت آن است آن زمان آقای قلعه‏نویی استقلال را قهرمان کرده بود و به عنوان یک مربی موفق مورد تایید افکارعمومی بود و به همین دلیل توانست گوی سبقت را در آن نوبت از سایر رقبا برباید و سرمربی تیم ملی شود و اگر هم مطالب دیگری مطرح بود، ذره‏ای به آشنایی بنده با ایشان که بیشتر از آشنایی با دیگر عزیزان نیست، مربوط نمی‏شود.

اما با این حال تمامی این مسائل را که رد کنید، تصور نمی‏کنیم، بخواهید نقش‏تان را در خصوص بازی بازی منتخب لیگ و منتخب استقلال و پرسپولیس در عید غدیر سال گذشته منکر شوید؟
نه، بنده در آنجا نقش داشتم اما آنجا هم نقش اجرایی و مستقیمی نداشتم و صرفاً نقش نظراتی داشتم ولی متاسفانه بی‏انصافی شد و همه چیز به هم ربط داده شد.

آن بازی توسط برگزار کنندگان تمامی مسابقات فدراسیون و توسط آقایان عزیز محمدی، علیپور و آذری برگزار شد و در واقع برگزار کننده فدراسیون فوتبال و صندوق حمایت از قهرمانان بود که بلیتش نیز توسط صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکوستان چاپ و منتشر شد و درآمد این بازی خیریه نیز تماماً به حساب فدراسیون فوتبال واریز شد تا برای نیازمندان هزینه شود و در واقع بنده کوچک‎‏ترین نقش اجرایی نداشتم.

بنیاد غدیر برای آنکه هماهنگی برنامه‏هایش در حوزه ورزش، سریع تر پیگیری شود، بنده را دبیر این بنیاد در ورزش کرده و بنده ناظر این برنامه بودم که به چه شکل مباحث فرهنگی پیگیری شود و شعارها تبلیغ شود و تلاش شود تلنگری به ذهن عده‏ای در روز عید غدیر زده شود که بیشتر سراغ توسعه برنامه‏های فرهنگی بروند.

با این حال با وجود آنکه هیچ نقش اجرایی و مالی نداشتم و تنها ناظر بودم، باز هم حواشی به وجود آمد که گلایه‏ام را در زمینه به فدراسیون فوتبال و بنیاد غدیر کردم که این برنامه نیز برای من دردسر شد.

محور دومی که در شایعات است، در خصوص ساخت و سازها است که گفته می‏شود، پدر شما جزو یکی از بزرگ‏ترین پیمانکاران کشور است که در ساختمان سازی نیز فعالیت گسترده در داخل و حتی خارج از کشور (دبی) داشته است و در حال حاضر نیز این فعالیت‏های پدرتان توسط شما پیگیری می‏شود. حتی گفته می‏شود که برخی پروژه‏های بزرگ ورزشی نیز توسط شما و شرکت‏هایتان اجرا شده و یا در حال اجرا است. در این خصوص چه توضیحی دارید؟
همه می دانند که پدرم فوق لیسانس عمران است و چند دهه سابقه فعالیت در رشته‏شان را دارند. در دوران دفاع مقدس که جبهه بودند و پس از دوران جنگ تحمیلی نیز جدا از سیستم دولتی، به فعالیت در حوزه تخصصی شان پرداختند. پس از اینکه ایشان وارد شهرداری شدند، بزرگ ترین ضرر (در مباحث مالی) به خانواده ما وارد شد.

ایشان حتی قبل از اینکه در دولت مسئولیت بپذیرند و در زمان ورود به شهرداری تهران، به واسطه عهدی که با آقای دکتر احمدی‏نژاد داشتند، هیچ فعالیتی در حوزه ساخت و ساز انجام نداده‏اند، اگر پروژه ‎ای داشتند متوقف شد و حتی خرید و فروشی هم در این حوزه انجام ندادند.

حتی شرکتی با عنوان بناسازان داشتند و با توجه به زحماتی که سال‏ها در آن کشیده بودند، گرید داشت را نیز منحل کردند و سهام‏دار شرکت‏هایی نیز بودند که با آنها نیز قطع همکاری کردند. این فعالیت‏ها هم تماماً در داخل کشور صورت پذیرفته و آقای مهندس تا به حال هیچ ساخت و سازی در خارج از ایران نداشته است.

پدرم حتی از اعضاء خانواده خواست در دوره که مسئولیت دارد، فعالیت نکنند و عنوان کرد که حاضر است خرج زندگی ما را در این دوره پرداخت ‏کند اما من به ایشان گفتم که درست نیست ما بی‏کار باشیم و بنده با توجه به آنکه مهندسی برق خواندم یک شرکت در زمینه برق و دوربین‏های مداربسته دارم که در آن فعالیت می‏کنم و حتی در زمینه شغلی پدرم نیز فعالیت نداشته‏ام که بگویند پروژ‏ه‏ای گرفتم.

این مسائل هم از طریق ثبت شرکت‏ها قابل پیگیری است و هم از طریق شرکت توسعه و تجهیز قابل بررسی است و مطالبی نیست که بتوان پنهان کرد. هرکسی باز هم شک دارد، بررسی کند تا از صحت این گفتار اصمینان حاصل کند. حال با این تفاسیر آیا باورپذیر است که پدر بنده با 35 سال سابقه و این حجم فعالیت با یک مربی شریک باشد یا بنده که اصلاً زمینه شغلی‏ام این است، چنین شراکتی داشته باشم؟

یعنی شما هیچ نقش و مسئولیتی در ورزش کشور ندارید و حتی اینکه گفته می‏شود، شما به واسطه حضور در فدراسیون شنا، زمینه تثبیت مدیریت شنا که گفته می‏شود عملکرد خوبی نداشته را فراهم کرده‏اید، رد می‏کنید؟
بنده تنها عضو هیات رئیسه فدراسیون شنا هستم که خودتان می‏دانید این پست تشریفاتی است و برای آن است که عده‏ای در جهت کمک به یک رشته گامی بردارند و تصمیمات پدرم حتی در رشته شنا نیز متاثر از حضور یا عدم حضورم در این مجموعه نبوده و نخواهد بود.

در خصوص عملکرد شنا هم باید بگویم که این رشته همچون فوتبال جذابیت‏های آنچنانی ندارد و فوتبال علاوه بر بحث‏های تکنیکی و حرکات انفرادی فنی، جذابیت‏های متعددی همچون شهرت و درآمدهای کلان را دارد و به همین دلیل مخاطبان و ورزشکاران فراوانی جذب خود کرده که جذب استعدادها از میان این جمعیت وسیع ساده‏تر از جذب استعداد از میان جمعیت محدود رشته شنا است که مثلاً در یک فعالیت طولانی فاقد این جذابیت‏ها است و قالباً اشخاصی به این رشته گرایش بیشتری نشان می‏دهند که آب و آرامش آن را پذیرا شده‏اند.

فضای ورزشی در بخش شنا نیز تا چندی قبل آنچنان وسیع نبود که بتواند سیل مخاطبان را پذیرا باشد اما همین درخشش واترپولو ایران در آسیا و صعود به رقابت‏های قهرمانی جهان نشان می‏دهد که این رشته در حال تکان خوردن و حرکت رو به جلو است و باید به آن فرصت داد.

بحث حضور والده شما در ورزش و اینکه گفته می‏شود ایشان مسئولیت دارند و یا نقش اصلی و پشت پرده را در ورزش بانوان ایفا می‏کنند و یا اینکه تثبیت جایگاه خانم ابولقاسمی رئیس فدراسیون ایروبیک به واسطه اعمال نظر ایشان بوده نیز یکی دیگر از محورهایی است که در این زمینه بعضاً بیان شده و حتی از نقش همشیره حضرتعالی در ورزش نیز سخن به میان می‏آورد. این موضوع به چه شکل رقم خورده است؟
پدرم اصولاً با فعالیت والده بنده در خارج از منزل موافق نبوده و آقای مهندس در هیچ دوره‏ای اجازه ندادند، ایشان خارج از منزل فعالیت داشته باشند؛ پس عملاً این بحث به کل منتفی است.

این بحث‏ها هم زمانی مطرح شد که خواهرم قرار بود برای کلاس ایروبیک ثبت نام کنند و طبیعی بود که از طریق فدراسیون این موضوع که کدام کلاس از امنیت خلاقی بالاتری برخوردار است، جویا شوند و چون رئیس این فدراسیون، یک خانم بودند، مادرم با ایشان در تماس بود و اگر رئیس فدراسیون مرد بود، این تماس نیز انجام نمی‏شد.

در حین ثبت‏نام نیز به هر صورت اسم خواهر من بود و همین امر باعث شد، عده‏ای که ناظر این موضوع بودند، این مطالب را به شکلی انتقال دهند که انگار مادر بنده، ارتباطی با خانم ابولقاسمی دارند و بنده قویاً تاکید می‏کنم که ایشان هیچ عنوان افتخاری یا غیرافتخاری ندارند و اینها زاییده خیال برخی خبرنگاران به واسطه اطلاعات ناقص‏شان است.

اما این اطلاعات که برخی خبرنگاران بر مبنای آنها تحلیل‏هایی انجام می‏دهند، بعضاً از دل و از سوی اطرفیان آقای علی‏‏آبادی و در مواردی از حوزه‏های بالادستی سازمان ورزش خارج می‏شود که شاید آخرین آنها همین بحث دستگیری شما در خصوص اختلاس در اداره کل تربیت بدنی استان تهران بوده است. فکر نمی‏کنید، اصل مشکل از داخل سیستم خودتان باشد؟
به هر حال ممکن است که در سیستم چنین مسائلی مطرح باشد و در هر سیستمی نیز عده‏ای رقیب هستند که ممکن است در یک تحریریه کوچک نیز این رقابت‏ها وجود داشته باشد. این رقابت یک زمانی سالم است و از همکاران با فعالیت خود نشان می‏دهند، حق‏شان در سیستم کجاست اما یک زمانی با تخریب این روند شکل می‏گیرد که این موضوع قطعاً صحیح نیست.

در همین بحث شاهدان متعددی دارم که سرکارم رفته‏ام و یا اشخاصی هستند که میانه خوبی هم با پدرم ندارند ولی بنده را دیده‏اند و تایید میکنند که این بحث دستگیری نیز از ان دست شایعات است. من بعد از اینکه این خبر زده شد، پیش آقای آخوندی رفتم و آقای آخوندی تلفن خبرنگاری که این مطلب را زده بود گرفت که آقای علی‏آبادی پیش من است و چطور شما خبر زده‏اید که او را گرفته‏اند که خبرنگار هم پاسخ داد، شاید تا ظهر آزادش کرده‏اند.

از یک سوی دیگر هم نگاه کنید، می بینید که این بحث با عقل و منطق سازگاری ندارد. بودجه این اداره کل، مجموعاً 15 میلیارد تومان اسن و آن وقت نوشته‏اند که 20 میلیارد اختلاس شده است. یعنی 5 میلیارد هم بیش از بودجه سالانه این اداره کل توسط بنده اختلاس شده که این خود غیرمنقطی بودن بحث را نشان میدهد.

شما خودتان می‏دانید که از 15 میلیارد تومان بودجه، یک بخش چند میلیاردی مربوط به امور جاری و حقوق و دستمزد می شود و 7،8 میلیارد باقی می‏ماند که اگر تمامی این 7، 8 میلیارد را به بنده می‏دادند که غیرممکن است، امکان اختلاس 500 یا یک میلیارد آن فراهم بود که اصلاً پرداخت همه این بودجه به بنده هم غیرممکن است و حالا چطور 20 میلیارد اختلاس شده، نمی‏دانم.

متاسفانه بخش قابل توجهی از عامه مردم این بررسی‏ها را نمی‏کنند و همین که گفته می‏شود، فلانی 20 میلیارد اختلاس کرد یا دستگیر شد، باور می‏کنند و با هر استدلال منطقی نیز تکذیب شود، نمی‏پذیرند. پدر بنده عملکرد قابل قبولی به خصوص در بخش عمرانی داشته و حتی این فضاها در دوره‏اش به دو برابر در کشور افزایش یافته ولی نمی‏دانم چرا این روزها این هجمه شکل گرفته است.

اما همه با شما هم عقیده نیستند؛ به زعم بسیاری از اشخاص که کارشناس هستند، رئیس سازمان تربیت‏بدنی عمدتاً فضاهای نیمه‏کاره باقی مانده از دوره آقایان هاشمی طبا و مهرعلیزاده را تکمیل کرده است و چندان کلنگ نزده است و حتی رشد فضاهای ورزشی نیز چه از لحاظ عدد و رقم و چه از نظر کیفی به آن صورت که گفته می‏شود، نیست و از جهتی دیگر نگاه عموم مردم به مدال‏آوری ورزشکاران در میادین بزرگ همچون المپیک است که در این دوره ناکام ماندیم.
بیایید با عدد و رقم و براساس مستندات صحبت کنیم و با خیلی و کمی که معیار سنجش دقیقی نیست، این مسائل را مورد بررسی قرار ندهیم. اولاً اینکه حجم فعالیت‏ها چه میزان گسترده بود با توجه به آمار و اطلاعات غیرقابل انکار است و در ثانی اگر پروژه‏ها در این دوره تکمیل شده نیز عزم سازمان ورزش را نشان می‏دهد اما با این حال تا آنجا که اطلاع دارم، کلنگ زنی هم وجود داشته و تنها پروژه‎های دولت‏های پیشین در این دولت تکمیل نشده است.

از جهتی دیگر خود شما می‏دانید که وقتی پروژه‏ای ده سال افتاده و حالا مجدداً پیگیری می‏شود، با پروژه صفر تفاوت چندانی ندارد، چرا که ده سال از عمر پی ریزی و عملیات‏های مقدماتی احداث پروژه گذشته و بسیاری از آنها برای تامین استحکام بنا، می بایست مجدد انجام شود.

در خصوص المپیک هم باید بگویم که واقعاً ما یک مشکل اساسی داریم که وظایف همه را با هم یکی می‏کنیم و مثلاً وقتی یک تیم ورزشی می‏بازد، سراغ رئیس سازمان ورزش را می گیرم. آیا وقتی یک کشتی گیر در المپیک یک فن اشتباه اجرا می‏کند و در مسابقاتی دیگر هم همین کار را انجام می‏دهد و باعث ناکامی ایران می‏شود یا وقتی تیم ملی بر اثر تعویض اشتباه مربی تیم شکست می‏خورد، باید رئیس سازمان و یا حتی رئیس فدراسیون پاسخگو باشند؟! آیا وظیفه رئیس سازمان تربیت بدنی ساپورت مالی و امکانات است یا مسائل فنی به او مربوط می‏شود؟ اگر مسائل فنی مربوط به رئیس سازمان است و اشتباه یک ورزشکار در میدان مسابقه به رئیس دستگاه ورزش برمی گردد که پس پدر بنده، باید لباس ورزشی بپوشند و بروند سر تمرین!

باید منطقی باشیم و ببنیم چه کسی وظیفه‏اش را درست انجام نداده است. یک ورزشکار دوومیدانی تا دیروز جزو برترین‏های جهان بوده و زمان حضور در المپیک نمی‏تواند همان نتایج گذشته را تکرار کند، حال باید رئیس سازمان پاسخگو باشد که چرا آن قهرمان به هر دلیلی نتوانسته رکوردش را بزند؟

دایره این انتقادات زمانی به این گستردگی می‏شود و از فدراسیون عبور کرده و سازمان را نیز در برمی‏گیرد که آقای علی‏آبادی برای انتخاب مدیری غیرمتخصص برای فوتبال یا کشتی چراغ سبز نشان می‏دهد. طبیعی نیست که وقتی فدراسیونی با رئیسی غیرمتخصص که مورد تایید رئیس دستگاه ورزش است، ناکام شود، پای رئیس سازمان نیز وسط کشیده شود؟
شما به فوتبال و کشتی اشاره کردید و من هم در خصوص مدیریت ورزشی و تخصص در آن توضیحاتی می‏دهم. ببنید در یک بیمارستان بهترین جراح، مدیر بیمارستان نمی‏شود اما باید مدیر بیمارستان پزشک باشد، چون قرار نیست مدیر بیمارستان عمل انجام دهد و تنها باید برای اداره بیمارستان از این حرفه شناخت کامل داشته باشد و به همین دلیل برای انتخاب رئیس بیمارستان بین جراحان مسابقه نمی‏گذارند که هرکس بهتر جراحی کرد، رئیس بیمارستان شود، بلکه بررسی می‏کنند که چه کسی بهتر می‏تواند یک مجموعه درمانی را اداره کند.

در ورزش هم همین طور است و قرار نیست هرکس بیشترین عنوان قهرمانی را داشت، مدیریت کند و بحث این است که مدیر از ورزش شناخت داشته باشد و اگر از آن رشته یا حوزه خاص نیز شناخت داشته باشد که قطعاً کارآمد است، و این شناخت برای آن است که بتواند آن حوزه را بهتر مدیریت کند.

از سویی دیگر در فدرسیون‏ها مناصب نایب رئیسی و دبیری برای همین موضوع در نظر گرفته شده که اگر رئیس تخصصی نداشت، دبیر و نایب رئیسی در این زمینه کمک کنند و نقش سنگ ترازو را برای برقراری توازن فنی در بخش مدیریتی برعهده بگیرند. با این حال اگر برای دو پست، دو مدیر با سوابق یکسان کاندیدا باشند، شخصاً معتقدم باید مدیری که متخصص آن رشته است، برگزیده شود.

این هم یک واقعیت است که قهرمانان ما که اکثراً تا یک سنی درگیر قهرمانی و بعد هم تحصیل هستند و اینکه بخواهیم یک قهرمانی را بلافاصله پس از پایان دوران قهرمانی در یک سطح بالای مدیریتی قرار دهیم، تنها به ورزشکار ظلم کرده‏ایم، چرا که با ناکامی در این بحث بیش از آنکه ورزش ضربه ببیند، وجهه قهرمان از دست می‏رود و این به ضرر ورزش کشور است.

اگر می‏خواهیم در این بخش از قهرمانان نیز استفاده کنیم، باید به آنها فرصت دهیم تا از رده‏های پایین مدیریت بالا بیایند و با کسب تجارب مدیریتی به کرسی‏ها بالاتر برسند تا به یک باره متحمل آسیب‏های اینچینی نشوند. پس انتخاب‏ها برای پست‏های مدیریتی با درنظر گرفتن همه جوانب است اما یک باخت در فوتبال، باعث می‏شود همه اینها نادیده گرفته شود.

ورزش هم در حال حاضر یک رقابت مدرسه‏ای نیست که همه بتوانند نمره بیست کسب کنند، بلکه یک رقابت کنکوری است که یک نفر می‏تواند بیست باشد و مابقی از 19 تا صفر رده‏بندی می‏شود و طبیعی است که سایر کشورها هم در طول سال‏‏های اخیر بیکار ننشسته‏اند و هم پای ایران و حتی بیش از ایران در این بخش سرمایه‏گذاری و تلاش می‏کنند و آن دوره‏ای که یک عدد دو رقمی، گل‏هایی بود که به مالدیو می‏زدیم، گذشت. بدین لحاظ تصور می‏کنم، عملکرد کلی ورزش بد نبوده هر چند بسیاری از آسیب‏ها هم بوده اما هماظنور که بیان شد، از دست رئیس دستگاه ورزش در بسیاری از این اتفاقات کاری بر نمی‏آمده است.

این یک حقیقت است که مسئولان ورزش تلاش می‏کنند، بهترین انتخاب و رویه را پیگیری کنند و با شکست ورزش، دو برابر مردم عادی ناراحت می‏شوند. یک ناراحتی‏شان به عنوان شهروندی عادی است که می‏بینند، تیم ملی‏شان شکست خورده و ناراحتی دیگر از این بابت که مسئول این حوزه هستند و در واقع اینها در کارنامه کاری‏شان ثبت می‏شود.

پس باید درک متقابلی میان مسئولان و افکارعمومی باشد و بپذیرند که منطقی نیست این مدیران ارشد ورزشی برای حوزه‏ای که خوب و بدش به نام آنها تمام می‏شود، تصمیماتی اتخاذ کنند که شکست را نصیب ایران سازد.

به زعم بنده بسیاری از مباحثی که در حال حاضر مطرح می شود، بحث سیاسی و انتخاباتی است و قطعاً خارج از مردانگی و دیانت است که به هر حربه‏ای برای تخریب عده‏ای متوسل شده و در این میان حتی به دروغ به یک نفر تهمت اختلاس زد.

با این اوصاف و با توجه به آنکه برخی اخبار از جمله بحث دستگیری شما از درون دولت به رسانه‏ها رسید و عمدتاً در ابتدا رسانه‏های حامی دولت نیز این مسئله را برجسته کردند و سوژه به رسانه‏های منتقد دادند، آیا بررسی کرده‏اید که چه اشخاصی عملاً درصدد تخریب پدرتان از داخل سیستم و حذف به این شکل هستند؟
واقعیتش من هنوز گیجم که این رشته مطالب و به خصوص این بحث آخر از کجا آغاز و چطور ساماندهی شده و هنوز به مرحله تحلیل این رویداد و اتفاقات نرسیده‏ام اما به هر حال این رفتارها خلاف اصول مردانگی است که همه قبول داریم و از هر طرف چنین جریانی برخواسته باشد، نمی‏تواند نیت خیری داشته باشد.

متاسفانه این فضاسازی به حدی سنگین صورت پذیرفت که حتی پدرم در تماس با بنده پرسید که آیا از شما در خصوص مسائل مالی و غیره سوالی شده و شما را جایی خواسته‏اند که بنده به ایشان گفتم، نه موضوعی نبوده و بنده طبق معمول سر کارم رفته‏ام و برگشته‏ام. امیدوارم دست از این مانورها بر تخریب اشخاص برداشته شود و در فضایی سلامت رقابت صورت پذیرد.
مطالب مرتبط
آقازاده فاسد شکار سربازان گمنام امام زمان
تکذیب دستگیری مدیرکل و معاون تربیت‏بدنی استان تهران
دستگیری رئیس دفتر و رفیق مددی
نظرات بینندگان:
بله دولت عدالت محور که همه فقیرند. اون از جناب مهندس محصولی، این هم از جناب مهندس علی آبادی
منتظر افشاگری دیگر ی از فرزندان اسمانی توسط تابناک هستیم. خسته نباشی.
چرا شما برگزار کننده المپیاد ورزشی با حدود سالی پانصد میلیون تومان هستید.؟؟
بگذارید ایشان هم کتمان کنند ولی همه میدانیم که خدایی بالای سر هست .هرچند که بعضی افراد باین مسله توجهی ندارند
تو که راست میگی اما ادم دروغگو......
بله عنوان اینکه ما پاک هستیم و با حرف زدن انکار کنیم ،دلیل بر حقانیت نیست فرد نیست
جالب که چه سلام و علیکهای نون و آب داری این آقای 28 ساله با این و اون داشته و چون رشته مهندسی برق از فلان دانشگاه دارغوز آباد گرفته یک کار کوچک و بی خرج کرده و شرکت زده ، در حالی که خیلی های مثل من که از سر کند ذهنی و بی کاری مدارک بالاتر و معتبرتر گرفته اند حتی نمی توانند این چیزها را در خواب ببینند.
در زمان حاضر نیازی به اختلاس نیست. به سادگی میتوان با دادن چند مجوز انحصاری، قرارداد پیمانکاری و ... به اطرافیان و تقسیم سود به پول رسید.
واقعا جای تاسف داره ...
آقای علی آبادی تقصیری ندارد اونیکه اتخابش کرد مقصر است چون بهش نگفت طوری استفاده کن که دست رو نشه آخه اون میدونه چند ماهی دیگر به پایان کارش نمانده
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: