ابطحی: تلفن رکسانای جوان و ساده را نداشتم!
محمد علی ابطحی نوشت:
ظهر روز گذشته که خبر آزادي خانم رکسانا صابري را از يکي از خبرگزاريها شنيدم، خوشحال شدم و دوست داشتم به خود ايشان و خانوادهاش تبريک بگويم. دو بار قبلا با ايشان مصاحبه کرده بودم ولي تلفنش را نداشتم. اصلا گمان نميکردم که روزي اين دختر خانم جوان و ساده به برکت سياست و انتخاب اوباما و انتخابات ايران اين قدر چهره سرشناس بينالمللي شود. ماجراي رکسانا از اتفاقات سخت براي نظام جمهوري اسلامي بود. به تناسب مسائل جهاني و داخلي جرائم مختلفي براي او اعلام شد، از خريد و فروش مشروبات الکلي تا مصاحبه بدون مجوز و جاسوسي. اين روش خوبي براي رسيدگي نبود. اعتمادي در جامعه براي اين قوه که بايد فصلالخطاب اعتمادبخش باشد، ايجاد نميکند و به حرمت قضاوت آسيب فراوان ميرساند. اساسا اين غيراخلاقيترين شيوه است که جان و آزادي افراد در حوادث سياسي و فراز و فرودهاي بينالمللي مورد بده و بستان قرار گيرد. حرمت کرامت انسانها و حرمت قضاوت در اين است که نموداري از اتفاقات سياسي در آن موثر نباشد. در ماجراي رکسانا صابري برداشت جهان و برداشت افکار عمومي داخلي و بينالمللي اين شد که يک انسان در معرض مجادلات سياسي قرار گرفت.
کسي که تا چند روز پيش به 8 سال زندان محکوم شده بود، امروز آزاد شده است و بايد زودتر از کشور هم خارج شود. يکبار هم چند سال پيش اين اتفاق در مورد تفنگداران انگليسي در ايران تجربه شد. تا صبح يک روز آنها متجاوزان به کشور معرفي ميشدند و عصر آن روز در کاخ رياست جمهوري در آغوش رئيسجمهور کشور قرار داشتند و با مهرورزي تمام بدرقه شدند. مردم ايران از دخالت خارجي خيلي رنج ميبرند. خيليها هم به هر دليلي همواره مورد اتهام قرار ميگيرند که طرفدار خارجيها هستند و متهم به ترس و وادادگي در برابر خارجيها هستند. بدترين شيوه عدم استقلال در هر کشوري اين است که افراد در آن کشور، مسايل قضايي تحت تاثير مسايل سياسي با خارجيها قرار گيرد. آزادي رکسانا کار خوبي بود ولي وارد کردن اين پروسه قضايي در دالان معاملات سياسي نشانه بزرگي برخدشه در استقلال ملي و اهميت به نيروهاي خارجي است ولي احتمالا در اين موارد به قدرت برتر ايران تعبير ميشود. اين دوگانگي در معيارها باعث ميشود که حساسيت دخالت خارجي در جامعه به حداقل برسد. اينکه آقاي احمدينژاد که رئيس قوه مجريه است در آستانه سفر به ژنو براي شرکت در کنفرانس مشهور مبارزه با تبعيض نژادي از قوه مستقل قضايي ميخواهد که در اين پرونده تجديدنظر نمايند و مورد پذيرش آن قوه هم قرار ميگيرد آغاز ورود به مساله سياسي در مورد آزادي و جان يک انسان بود و اعلام 8 سال زنداني و جاسوسي و در مقابل مخالفت جدي رئيسجمهور آمريکا با اين کار و سفر وزير خارجه ژاپن به ايران و آزادي ايشان ادامه اين جدل روي آزادي و کرامت انساني بود. اگر مسائل داخلي ايران و به خصوص انتخابات هم در اين معامله تاثيرگذار باشد تا به دنيا اعلام شود که رئيسجمهور در آينده اهل معامله است، فاجعه را عميقتر ميکند.
در کنار اين اتفاق، اينکه کسي به دليل داشتن پاسپورت غيرايراني و حمايت دولتهاي خارجي مشکلات ادعايياش به اين راحتي حل ميشود ولي صداي کساني مثل دانشجوبان يا زنان و کارگران دستگيرشده که تنها شناسنامه ايراني دارند، در جايي شنيده نميشود هم دردناک است و هم تحقيرآميز.
در ماجراي خانم صابري و قبل از آن در ماجراي خانم هاله اسفندياري، بهرغم محکوميت آنها، اجازه خروج از کشور که خيليها از اين حق محروم هستند، هم از نکات طنزآلودي است که قابل توجه است.


