جباري ميگويد استقلال چگونه قهرمان شد
کار آنجا خراب مي شود که مجتبي جباري هم مصاحبه مي کند و حرفهايي درباره امير قلعه نويي مي زند که عقب افتادگي فوتبال ايران را تمام و کمال نشان مي دهد.
به نوشته قدس، جباري در مصاحبه با خبر ورزشي مي گويد: ما در تمام طول فصل فقط چند تمرين ساده و ثابت و تکراري را انجام مي داديم و به جاي تمرين کردن هم دور هم جمع مي شديم و رفاقتي تمرين مي کرديم.
جباري در بخش ديگري از مصاحبه اش مي گويد: هرکس عليه سرمربي ما جبهه مي گرفت يا حرف مي زد، از تماشاگران فحش مي شنيد.
بخش ديگري از صحبتهاي بهترين هافبک استقلال: در فوتبال ايران خيلي از مربيان فني تر از امير قلعه نويي هستند.در فصلي که گذشت سرمربي ما بيشتر با مسائل غيرفني کارش را پيش برد.
همزمان با اين مصاحبه «شفاف»، امير قلعه نويي هم نظريه اي صادر کرده مبني بر اينکه بزرگترين مشکلش محبوبيت در استقلال است و هرکس که محبوب شود، در فوتبال ايران جائي ندارد.
اگر مبناي بحث «امير قلعه نويي» باشد، خيلي جزئيات مهم مشخص نمي شود پس بهتر است مقياس بحث روي «فوتبال ايران» قرار بگيرد؛ فوتبالي که قهرمانش در طول فصل تنها چند تمرين ساده و تکراري انجام مي دهد و از نظر فني هم از چندين تيم ليگ برتر پايين تر است.
در طول فصل اخير بارها فوتبال نويسان از ضعفهاي فني و بخصوص نقايص سيستم 2 - 5 - 3 که مورد استفاده قلعه نويي قرار مي گرفت، نوشتند و جالب است که حالا با وجود قهرماني استقلال، اين ستاره آبي هاست که از ضعفهاي فني تيمش شاکي است و قهرماني ليگ هم راضي اش نکرده است.
جباري مي گويد: سيستم بازي ما ضعفهاي کلي داشت و اگر دوندگي بعضي بازيکنان نبود، شما مشکلات سيستم 2 - 5 - 3 را به خوبي مي ديديد. مثلاً بيژن کوشکي در دفاع آخر دو برابر بعضي بازيکنان ديگر مي دويد تا مشکلات سيستم بازي ما مشخص نشود.
در فوتبال اروپا تيمي قهرمان ليگ کشورش مي شود که از نظر فني و کيفيتي و کميت مهره ها و البته سيستم و نظام مديريتي جزو سه تيم اول آن کشور باشد. در واقع، تيمي که در يک زمينه از بيست، نمره 10 بگيرد و در زمينه اي ديگر، 15 و تنها در يک نکته به نمره 18 يا 19 برسد، نمي تواند قهرمان شود، اما در ايران اين اتفاق رخ مي دهد، يعني يک تيم مي تواند با وجود ضعفهاي فني و تاکتيکي ريشه اي که حتي مجموعه اش را از تيمهاي پايين جدول هم عقب تر قرار مي دهد، قهرمان شود.
باز هم يک نکته از مصاحبه جباري: يکسري کارها در تيم ما واقعاً خنده دار بود. مثلاً ما چند روز تمرين مي کرديم و بعد شب بازي، فيلم بازي حريف را مي گذاشتند و مثلاً اين مي شد جلسه آناليز. درحالي که تمرينات طول هفته بايد بر اساس آناليز حريف انجام شود.
بله، چيزي که جباري مي گويد يک نکته ساده در فوتبال مدرن است که اروپايي ها خيلي خوب با آن کنار آمده اند. يعني امروز که بازي با حريف انجام مي شود، فردا سرمربي آناليز عددي و آماري و تحليل حريف را از دستيارانش مي گيرد و بر اساس آن تمرينهاي طول هفته را براي بازي بعدي طراحي مي کند و در اجراي تمرينها هم بازيکنان متوجه اهداف و برنامه ها و ريز وظايف خود در مسابقه بعدي مي شوند.
بعد از تمام اين نکته هاي خنده دار و البته تراژيک، امير قلعه نويي را مي بينيم که زل زده به دوربين تلويزيون و مي گويد: من دقيقاً مثل مربيان روز دنيا برنامه ريزي و کار مي کنم و براي همين هم از استقلال مي روم.
الگوي «مربي ايراني کلاسيک» کسي است که تنها سه تا تمرين ثابت و تکراري از کريستوف دام را که چند سال قبل از آلمان آورده، اجرا مي کند و جلسات آناليز را شب مسابقه برگزار مي کند و قهرمان هم مي شود و اين بيش از آنکه ضعف قلعه نويي را نشان بدهد، عقب افتادگي فوتبال ايران را فرياد مي زند. فوتبالي که همچنان در خواب سنگين خود اسير شده و کم کم به جايي مي رسد که در آسيا هم حرفي براي گفتن ندارد.
مصاحبه مجتبي جباري بايد با «نگاه سيستمي» مطالعه شود؛ نگاهي که بعد از خواندن هر سطر از حرفهاي مصاحبه شونده، ضعفهاي کل سيستم و مجموعه فوتبال ايران را به ياد بياورد نه مرجع حرفهاي جباري را؛ نه امير قلعه نويي را؛ کسي که فکر مي کند مثل مربيان روز دنيا کار مي کند.


