ثبات در مربيگري آرزوست!
اريش روته مولر در كارگاه آناليز فوتبال، به بررسي جوانب مختلف براي تشكيل يك تيم خوب و همچنين عملكرد تيم ملي فوتبال ايران پرداخت.
به گزارش ايسنا؛ معاونت پژوهشي دانشكدهي تربيتبدني و علوم ورزشي دانشگاه تهران، كارگاه آموزشي آناليز در فوتبال را با مدرسي روتهمولر و با حضور دانشجويان اين دانشگاه برگزار كرد.
مولر در اين كارگاه به بيان مطالبي درخصوص فلسفه بازي، سيستم بازي، دفاع و حمله پرداخت.
* فلسفه بازي
شناخت فلسفه تيم از بازي يك امر ضروري است. تيمهاي ايران بايد مسابقات بينالمللي سطح بالا را نگاه كرده و با فوتبال ايران مقايسه كنند. بعد از آن يك فلسفه براي بازي بدست بياورند و اين فلسفه در استعداديابي، تيمهاي باشگاهي و تيم ملي محور قرار گيرد.
براي تجزيه و تحليل به يك برگه نياز داريم تا همه با آن دستورالعمل كار كنند. اين برگه شامل مواردي چون سيستم بازي، منطقه بازي بازيكنان، تجزيه و تحليل تيم، بازيسازي، موقعيت گل زدن، وضعيت جسماني بازيكنان، تكنيك و تاكتيك آنها و... است.
* سيستم
انتخاب سيستم بازي به عواملي چون نتيجه بازي، دقيقه بازي، تكنيك و تاكتيك بازي و... بستگي دارد. انتخاب يك سيستم مناسب به تنهايي كارساز نيست. بلكه به اين موضوع بستگي دارد كه بازيكنان چگونه از اين سيستم استفاده كنند. سيستم سرنوشتساز نيست توانايي بازيكنان در به كارگيري از سيستم سرنوشتساز است.انعطافپذيري تاكتيكي، تصميمگيري سريع و از همه مهمترين فعل خواستن و ميل به پيروزي باعث موفقيت تيم خواهد شد.
* دفاع
ما هيچگاه به دنبال بازيكن نميدويم بلكه به دنبال توپ مي دويم. هر جا كه توپ باشد اغلب بازيكنان به آن طرف ميروند. اغلب تيم ها زمان دفاع به عقب ميكشند و در يك سوم دفاعي خودشان قرار ميگيرند. در اين هنگام مربي بايد خوب فكر كند و تصميم بگيرد كه بازيكنان عقب بكشند يا در زمين خودشان دفاع كنند.
* حمله
هنگامي كه بازيكن توپ را دريافت ميكند بايد در نظر بگيرد كه آيا دفاع تيم حريف سازماندهي شده يا بازيكنان حريف هنوز نتوانستهاند دفاع را سازماندهي كنند. اگر دفاع سازماندهي نشده بود بازيكن بايد حمله سريع را انجام دهد. ولي اگر دفاع حريف سازماندهي شده بود بايد بازي سازي كرده و از جناحين حمله كرد تا به گل رسيد.
تيم خوب، تيمي است كه بتواند توپ را در عمق فرستاده و بازيكن مناسب داشته باشد كه از توپهاي در عمق استفاده كند.
* براي موفقيت يك تيم ورزشي بايد بين دفاع و حمله تقابل وجود داشته باشد. در تيم اسپانيا در يورو 2008 تمايل به خواستن وجود داشت. بازيكنان اين تيم انگيزه بالايي داشتند و تيم با تركيبي از بازيكنان جوان و با تجربه بسته شده بود و كار تيمي خوب به موفقيت و قهرماني اين تيم در يورو 2008 كمك كرد.
بازيكنان اسپانيا از نوجواني و جواني با هم بوده و در نتيجه رابطهي خوبي با هم داشتند. اين تيم بازيكنان خلاقي داشت كه تك رويهاي خود را در اختيار تيم قرار داده بودند.
مولر در ادامه كارگاه به پرسش حاضرين پاسخ گفت.
* آيا درست است كه بازيكنان ايران تاكتيك پذير نيستند؟
- اين موضوع درست نيست. آنها از لحاظ تاكتيكي خوب آموزش ديدهاند فقط مشكل اينجاست كه در تيمهاي ايران هر باشگاهي به شيوه خود كار ميكند. بازيكنان ما نظم تاكتيكي ندارند و نميتوانند آنچه آموختهاند را به طور منظم انجام دهند.
* يك مربي اول سيستم را انتخاب ميكند يا بازيكن را؟
- پاسخ به اين سوال به آن جمله معروف اول مرغ بود يا تخم مرغ برميگردد! بستگي به شرايط دارد. گاهي اوقات مربي يك تيم آماده را در اختيار ميگيرد و بايد خودش را با شرايط تطبيق دهد. اما، گاهي مربي وقت كافي براي انتخاب بازيكن دارد در هر صورت يك مربي بايد متنوع باشد.
* آيا براي مربي خوب بودن بايد بازيكن خوبي بود و برعكس؟
- به عنوان مثال درمورد مارادونا و دايي ديديم بازيكن خوب بودن براي مربي بودن كافي نيست. يك مربي بايد تجربه خوبي داشته باشد. در آلمان مربيان برجستهايي چون كريستف دام داشتيم كه بازيكنان سرشناسي نبودند اما، جزء بهترين مربيان بودند . مربي خوب لزوما يك بازيكن خوب نيست.
* آيا در آلمان در مربيگري تيم ملي ثبات وجود دارد يا در آنجا نيز مانند ايران با فشار رسانه و مردم مربي عوض ميشود؟
- ثبات در مربيگري آرزوي ماست. در آلمان در گذشته به مربي فرصت زيادي ميدادند تا افكار خود را اجرا كند اما، حالا اگر مربي در چند بازي خوب عمل نكند، اخراج ميشود.
* مسايل رواني تا چه حد بر عملكرد تيم تاثير ميگذارد؟
- توجه به مسايل رواني حياتي است. جنگ رواني حتي در تيمهاي پايين هم ديده ميشود. بايد در اين زمينه كار كرد. دست اندركاران مربيان و بازيكنان بايد سعي كنند فشارهاي رواني را كاهش دهند. مربي بايد تشخيص دهد كه آيا خودش ميتواند فشار را كم كند يا بايد از روانشناس كمك بگيرد. گاهي مربي براي خود يك روانشناس ميگيرد و از روانشناس ميخواهد كه به مربي كمك كند تا خود مربي فشار را از روي تيم بردارد.
* بزرگترين مشكل فوتبال ايران را در چه ميبينيد؟
- بزرگترين مشكل فوتبال شما در گل زدن است. نميدانم چه دليلي دارد كه بازيكنان حتي در تمرين ساده نيز موقعيتها را گل نميكنند. دومين حقيقت نداشتن نظم تاكتيكي است. نميدانم در فكر بازيكنان چه ميگذرد. تفاوت زيادي وجود دارد كه هنگام ورود به زمين بگوييد: "اميدوارم امروز نبازيم" يا "من امروز پيروز ميشوم."
ايران در سه بازي كره، سنگال و عربستان جلو بود ولي باخت. چيزي كه به اين امر منجر ميشود اين است كه فكر بازيكنان خراب است. مربي نميتواند فكر بازيكنان در اين سطح را عوض كند. بازيكنان ايران توانايي دارند اما، به يك باره خود را از نظر فكري عقب ميكشند.


