در نکوهش آنچه علی مطهری نیست!
خو گرفتهایم، عادت کردهایم، بلکه به یک عادتواره کاملا عادی تبدیل شده؛ قبیله گرایی سیاسی را میگویم؛ بهمان بر نخورد، همهمان این گونه هستیم یا شدهایم، هم چپمان هم راستمان؛ دو جریان سیاسی عمده کشور در هیچ نقطهای به اندازه این مقوله اتفاق نظر ندارند و در این باب همداستان شدهاند.
اگر ناظر منصف و چشمِ بیداری مواضع دو جریان سیاسی کشور را در مسائل مهم رصد کند به حکایتی جز حکایت قبیله گرایی نمیرسد. اگر از قبیله ما کسی بر سریر قدرت بود، برداشت از حساب ذخیره ارزی یا همان صندوق توسعه ملی با هزاران دلیل اقتصادی و عمرانی توجیه میشود و چون کسی که بر سریر قدرت است از قبیله سیاسی ما نیست، یادمان میافتد که چیزی به نام قانون هم داریم... .
اگر از قبیله ما کسی بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد، اطاعت از او اطاعت از خداست، ولی چون از قبیله ما نبود هر روز گزندهتر از روز قبل نوازشش میدهیم.
اگر از قبیله ما کسی بر صندلی تکیه زد، ذره بین فرهنگسنج ما گم میشود؛ اما اگر از قبیله مقابل بود سطر سطر کتابها و جمله جمله نمایشنامهها و سکانس سکانس فیلمها دنبال و به موج خبری گستردهای تبدیل میشود... .
اگر از قبیله ما کسی سکان اداره کشور را بر دست گرفت و با قبرس و دارالسلام دیدار کرد با سکوت عبور میکنیم، ولی وای بر زبانهای تحقیر و طعنهای که میگشاییم، چون بنا بر قرار الهی تلک الایام بر مدار قبیله دیگری بگذرد... .
اگر از قبیله ما نشریهای یا روزنامهای از دولتی که برآمده از قبیله ما نیست، تذکر گرفت حاشیه نویسش میکنیم و در شبکههای اجتماعی منتشر میسازیم که ای وای دولت آزادیها و حقوق اساسی ما را نقض کرد؛ اما شوربختانه چشم بر نقض جدیتر حقوق و آزادیهای منتقدان دولت هم قبیلهای خویش میبندیم... .
در قبیله سیاسی ملاک حب و بغض، قضاوت و داوری، تعریف و تقبیح، تمجید و تحقیر بر هم گروه بودن و هم مسلک و هم خط بودن میگذرد و گناه مطهری و جرم او این است که میخواهد و میکوشد قبیلهگرا نباشد... سخن بر سر دفاع از تمامی مواضع و بیانهای مطهری نیست که نگارنده خود در مواردی موافق یا مخالف اوست؛ اما سخن بر سر فهم مطهری است... .
مشاهدات عینی و گپ و گفت با برخی سیاسیون و مردم عادی بعد از نطقهای مطهری، نشان از نوعی سردرگمی در مخاطبان دارد. همه ما به قبیلهگرایی سیاسی عادت کردهایم. از خود میپرسیم بالاخره حرف حساب این مطهری چیست؟ اگر به میرحسین و کروبی رأی ندادهای، چرا در مجلس نطق میکنی؟ اگر به روحانی رأی دادهای، چرا به وزارت ارشاد و وزارت کشورش انتقاد میکنی؟ خاطرم هست کارگر سادهای را که به نزدم آمد و گفت من بالاخره نفهمیدم این مطهری کدام طرفی است؟ حتی مردمان عادی هم به قبیله گرایی سیاسی خو کردهاند... .
قبیله گرایی سیاسی به مثابه یک نظم مستقر و ثابت، فضای فکری و ذهنی ما را سامان داده است. جرم مطهری آن است که این سامان ذهنی و فکری را به هم میریزد. او نمیخواهد یک قبیله گرا باشد، میخواهد یک اصولگرا باشد، مبناگرای راستینی که ملاک قضاوت و داوریاش اصولش باشد، نه قبیلهاش.
آیا مبناگروی میتواند در این فضای قبیله زده به ثمر بنشیند؟
تا بوده همین بوده
به این دیدگاه میگن بی انصافی و بی عدالتی
فقط چاره کار توجه به فرمایش مولایمان است:
((آنچه را که برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند ...))
نمی دانم چرا هر وقت می خواهیم اقدامات تنروانه راستی ها را اندکی بنوازیم، آن طرف را هم می نوازیم؟ شاید به این خاطر است که راستی های تندرو کمتر بهمان گیر بدهند!
رای ی که به تو دادم حلالت باشد
"قبیله گرایی سیاسی به مثابه یک نظم مستقر و ثابت، فضای فکری و ذهنی ما را سامان داده است؛ جرم مطهری آن است که این سامان ذهنی و فکری را بهم می ریزد؛ او نمی خواهد یک قبیله گرا باشد می خواهد یک اصول گرا باشد، مبناگرای راستینی که ملاک قضاوت و داوری اش اصولش باشد نه قبیله اش."



