چوب بر پيكر نحيف فوتبال
فوتبال ما در روزهايي كه نياز به آرامش، همدلي و همزباني بيشتري نسبت به پيش دارد، خواسته يا ناخواسته وارد دعواهايي شده است كه قطعا اثرهاي مخرب آن ميتواند ضربههاي جبرانناپذيري به بدنه نحيف فوتبال ما وارد كند.
به نوشته جام جم، بحث دوپينگ، تباني، فحاشي و ... اينگونه مسائل ميتواند زمينههايي را بوجود آورد كه جامعه فوتبال از درون به سمت تخريب پيش برود.
در فوتبالي كه بحث درآمدها و هزينهها هيچگونه توجيهي ندارد و فقط هزينههاي هنگفت و پولهاي بيحساب و كتاب ميتواند ضامن بقاي آن باشد، وارد شدن به مباحثي مانند دوپينگ و تباني و زدوبندهاي پشت پرده و... در واقع نوعي خودزني محسوب ميشود. آنهايي كه با شعار كمك به فوتبال قصد كالبدشكافي دارند، حتي اطلاع ندارند كه آسيبپذيري جامعه فوتبال از همين راه ميسر ميشود.
اين در حالي است كه بحث فوتبال حرفهاي ما، هنوز پس از چند سال به درستي جا نيفتاده، تعجبآور است وقتي ميشنويم كه محمد مايليكهن ميگويد؛ فدراسيون قصد داشته سرپرستي را به وي تحميل كند. در اينجا اين پرسش به وجود ميآيد كه سرپرست تيم ملي، چطور و چگونه بايد انتخاب شود؟
آيا در گزينش سرپرست، سرمربي صاحب حق است يا فدراسيون فوتبال بايد نقش داشته باشد؟
در فوتبال نحيف و ضربهپذير ما تعجبي ندارد وقتي ميشنويم كه قدرت سرمربي حتي از رئيس فدراسيون بيشتر ميشود و نوعي وارونگي بهوجود ميآيد.
درباره اين ادعا كه بازيكنان فلان مربي پيش از تمرين، وادار به تزريق ميشدهاند، چه دفاعي وجود دارد؟
هرچند مدتي است در باشگاههاي ما تزريق آمپولهاي تقويتي و ويتامينها رواج يافته و اينگونه تزريقها از مصاديق دوپينگ به شمار نميرود.
جان كلام آنكه طبق يك قول قديمي و هميشگي در مملكت ما، باشگاهي كه به درستي هويت باشگاه را داشته باشد، وجود ندارد. اگر در باشگاهي علاوه بر امكانات، از نظر نيروهاي انساني، تعريف مشخصي وجود داشته باشد، اينگونه تداخل مسووليت نخواهد شد و حتما پزشك تيم بر اساس تعاريف، تنها از مديرعامل باشگاه يا مدير تيم دستور ميگيرد و قضيه از حالت شخصي بهكلي خارج خواهد شد.
آنچه معلوم و مشخص است، همه ما دست به يكي كردهايم تا در اين روزهاي حساس، آتشبيار معركه باشيم كه حاصلش لاغر و ضعيف شدن كل فوتبال است و غير از اين، اگر بحث ديگري پيش بكشيم، بهكلي از منظور و مقصود خود دور شدهايم.
فوتبال ما پس از رخدادهاي جديد، نياز به يك ساختارشكني علمي دارد و ما بايد بدانيم با شيوههاي منسوخ گذشته نميتوانيم به حيات خود ادامه دهيم. بايد هر چه زودتر كركره فوتبال را با اين وصف، پايين بكشيم و منتظر ديگران نباشيم.


