مبادا اشتباهات گذشته تكرار شود
اين كه انتخاب افشين قطبي در اين مرحله حساس و سرنوشتساز تيم ملي درست بوده يا غلط و آيا با اين تغييرها، شوك زندگيبخشي به فوتبال ما وارد ميشود تا اشتباهات گذشته را جبران كنيم، جاي بحث جداگانهاي دارد كه اينك تاريخش گذشته و مثل نوشدارو، ديگر اثري ندارد. شايد هم اين انتخاب بهترين باشد در اين شرايط بحراني.
به نوشته ایران، تا روز ديدار سرنوشتساز با كره شمالي (16 خردادماه) قدري بيش از يك ماه ديگر باقي است. بازي در پيونگ يانگ، براي ما بازي در خانه حريفي است كه در رده دوم جدول گروه دوم آسيا نشسته و سخت و جدي به حضور در جام جهاني 2010 دل بسته است و ما چارهاي نداريم كه از اين مصاف سنگين برنده خارج شويم و يا حداقل بيامتياز و دست خالي از پيونگ يانگ بازنگرديم تا به سرعت قطع اميد نكنيم.
افشين قطبي براي آن كه زمان را از دست ندهد، بلافاصله پس از بازيهاي مرحله يك هشتم نهايي جام حذفي ايران، با يك مرور اجمالي و به احتمال زياد با توصيه ديگران، 41 بازيكن مورد نظر خويش را به اردو دعوت كرده است و با اعلام اين آمادهباش، سعي در تدارك كافي و آمادهسازي تيم ملي دارد. در اين گزينش، آنها كه در دور و نزديك تجربه ملي داشته يا اخيراً پيدا كردهاند، به اردو خوانده شدهاند تا هيچ كس از قلم نيفتاده باشد.
تكيه او بر باتجربهها و چشمپوشي از برخي جوانترهاي آماده، ميتواند كار درست و معقولي باشد كه سرمربي جديد تيم ملي پيش گرفته است اما در انتخاب اين تعداد كه ممكن است بيشتر آنها با توصيه اين و آن صورت گرفته باشد، بايد قدري تأمل و درايت بيشتري به كار ميآمد تا از اشتباهاتي كه سرمربي پيشين به آنها دست زده بود، پرهيز كرد و از يك سوراخ چند بار گزيده نشد. توصيه نقدگونه ما به همين علت است:
● عبور از صافي
1- حالا كه تعداد پرشماري به اردو خوانده شدهاند، به سرعت بايد از صافي بگذرند و حداكثر ظرف يك هفته تعداد آنان به 30 تن تقليل يابد. اين پالايش كار چندان مشكلي هم نيست زيرا بعضي از اين گروه 41 نفره ماههاست در تركيب ثابت تيمهاي خود جايي ندارند و بعضي در مسابقههاي ليگ برتر، بين بازيكنان متوسط نيز قرار نميگيرند.
تيموريان، سامره، نصرتي، زندي، ستار زارع، پژمان منتظري و فرزاد آشوبي و به روايتي مهدويكيا و هاشميان با تمام احترامي كه برايشان قائليم، شايد نتوانند در تركيب ثابت تيمي كه بايد يكدست، هماهنگ، باروحيه، جنگنده و مؤثر باشد جايي پيدا كنند. بعضي از اينان به دلايلي كه در بالا گفته شد روحيه و انگيزه خود را از دست دادهاند و گروهي ديگر به سبب دوري از مسابقه شرايط آرماني لازم را ندارند و در بين آنها كساني هم وجود دارند كه مربيان باشگاهيشان آنها را تهديد به اخراج كردهاند و اين چنين تصميمهايي بيعلت نيست.
● ايراد بزرگ
2- فوتبال ما يك ايراد بزرگ دارد كه بازيكنانش بيشتر خودرو و «ديم»، پرورش يافتهاند و در مدرسههاي آموزشي و كلاسيك، كارهاي تكنيكي و تاكتيكي را به درستي نياموختهاند لذا در ليگ برتر و در تيم ملي كمتر شاهد يك بازي تاكتيكي روان و يا تغيير در تاكتيك بازي به مناسبت اتخاذ استراتژيهاي لازم در بازيهاي دفاعي، هجومي و يا مناسب با حريفان متفاوت، نيستيم و ميبينيم حتي تيم ملي و تيمهاي پرآوازه ما به آساني مقابل يك تيم دفاعي، يك تيم جنگنده يا پرسينگهاي حريفي دونده و پرتوان تسليم ميشوند. نمونههايش در مسابقههاي ليگ قهرمانان آسيا و مقدماتي جام جهاني، به تكرار ديدهايم. بنابراين آقاي قطبي هرچه زودتر بايد تيم اصلياش را بشناسد و به جاي روش آزمون و خطا، برحسب شناختي كه از حريفان شرق آسيا دارد، تمرينات گروهياش را اجرا و پيگيري كند.
● بازيكنان مكمل
3- در انتخاب تيم اصلي نگاه واقعي و درست اين است كه بازيكنان صميمي، هماهنگ و مكمل در كنار يكديگر قرار گيرند تا در اجرا و پياده كردن تاكتيك تيمي، زودتر به نتيجه برسيم. شايد بهتر باشد اين بازيكنان مكمل را در باشگاهها شناسايي كرد.
● 1 = 1+1
4- به آقاي قطبي حق ميدهيم علاوه بر انتخاب بازيكنان باتجربه در سطح ملي كه توانايي كافي براي جنگندگي و دوندگي دارند، به ذخيرههاي طلايي فكر كند اما اين تجربه تلخ را فراموش نكند كه مثلاً زوج كريم باقري و نكونام هرگز نميتواند موفق باشد زيرا با ويژگيهاي كم و بيش يكساني كه دارند، از كارآيي و توانايي ديگري ميكاهند به عبارت ديگر در ميانه ميدان به دليل اين كه 1+1 آنها 2 نميشود، باورمان اين است كه در طول بازي 1+1 آنها همان يك باقي ميماند و عملاً تيم ما از آغاز 10 نفره بازي ميكند.
● تجربه تلخ
5- آقاي قطبي كه معتقد است تا پيش از بازي با كره شمالي حداقل چهار بازي تداركاتي لازم دارد، حتماً ميداند كه اين بازيهاي دوستانه زماني تأثير ميبخشند كه حداقل با 80 تا 90 درصد از تركيب اصلي به اين ديدارها برود وگرنه بر سر تيم همان خواهد آمد كه در گذشتههاي دور و نزديك آمده و روزگار تيممليمان را با همه تواناييهاي ذاتياش چنين تيره كرده است.


