بدنسوزي و سرمايهسوزي ميكنيم!
در سالهاي اخير بازيكنان بسياري در فوتبال ايران با مصدوميتهاي طولاني مدت، ماهها از فوتبال دور شدهاند كه صدمات آن نه تنها فوتبال باشگاهي بلكه به تيم ملي نيز لطمه زده است.
به گزارش ايسنا، بهزاد نوشادي عضو انجمن ملي بدنسازي آمريكا و انگليس در مطلبي به تطبيق اين موضوع پرداخت.
فوتبال ساليانه صدها ميليارد تومان سرمايه ملي ما را به خود اختصاص ميدهد ولي تناسب و تعادلي در شرايط حرفهاي فوتبال با آنچه در علم فوتبال حرفهاي تعريف شده است، وجود ندارد.
نتايج ضعيف متوالي باشگاههاي ما تنها در فوتبال منطقه خاورميانه (نه كل آسيا) و نگاهي به جداول چهار گروه، اين واقعيت را به طوري عيني نشان ميدهد.
واقعيتي تلخ در فوتبال، اين نشانه را به ما ميدهد كه در حيطه بدنسازي، بدنسوزي و سرمايهسوزي ميكنيم!! تيمهاي خسته و سنگين، بازيكنان عصبي و كارت بگير، آسيبهاي طولاني مدت و رباطهاي صليبي پاره و... در آخر ليگ برتر و قهرماني باشگاههاي آسيا، زنگ خطري را به صدا درآورده كه به زودي آن را خواهيم شنيد. به راستي چه بر سر چهار تيم نماينده ما آمده كه توانايي حضور در دو جبهه مسابقات آسيايي و ليگ داخلي آن هم در سطح منطقه دو آسيا را ندارند؟ آن وقت توقع داريم در فوتبال، جهاني شويم!
بايد خيلي هم خوشحال باشيم كه با تيمهاي شرق آسيا يعني ژاپن، كره و استراليا همگروه نيستيم.
شايد يكي از دلايل موفقيت تيمهاي ذوب آهن و مس در ليگ امسال، امتياز بازي فقط در مسابقات داخلي است.
چرا بدنسازانمان را به طرف ارتباط با تيمهاي فوتبال اروپايي سوق نميدهيم؟ و چرا آنها حاضر نيستند از خودشان هزينه كنند و فقط به دنبال قرارداد سال بعد هستند؟ چرا باشگاههاي ما سختگيري نميكنند؟ كجاي دنيا ماساژورها، رزميكارها و دوندهها كه چند جا كار ميكنند، بدنسازي تيمهاي بزرگ فوتبال را به عهده دارند؟ چرا تصور ميكنيم هر كس كه در دانشگاههاي ما درس خوانده، ميتواند بدنساز شود؟ (دروس دانشگاهي تنها دانش عمومي ما را ارتقا ميدهند، پس تكليف دانش تخصصي، فوتبال چه ميشود؟)
بدنسازان فوتبال ما چگونه به اين حيطه حرفهاي وارد ميشوند؟ چگونه است كه با تغيير برنامه مسابقات و تعطيلي موقت ليگ، مربيان از يك سيستم علمي و منطقي و كارآمد بدنسازي ميان فصل، عاجز ميمانند؟
اگر قرار است تيمي به طور ميانگين، پنج ميليارد هزينه كند، چرا يك بدنساز حرفهاي درجه يك، با تجربه و با كارنامه موفق از تيمهاي خوب دنيا نميآورد؟ چرا سراغ بدنساز درجه چند پرتغالي ميرويم؟
واقعيت اين است كه يكي از چهار چرخ ماشين فوتبال نيم حرفهاي ما كه شامل تكنيك، تاكتيك، عوامل رواني و جسماني است، به طور چشمگيري مشكل دارد. زماني به ضعف جسماني ذاتي آسياييها اشراف داشتيم ولي اكنون با برنامهريزيهاي دراز مدت علمي، اين نقطه ضعف آنها به نقطه قوتشان در مقابل ما تبديل شده است.
آرزو و برنامه هر تيم حرفهاي اين است كه پس از كسب عناوين بالاي جدول ليگ داخلي به ليگهاي معتبر قارهاي و جهاني راه يابد ولي ما فقط آرزو داريم ولي راهكاري اساسي براي نيل به اين هدف را در دستور كار نداريم.
همان طور كه بازيكنان حرفهاي بايد 10 درصد از قراردادشان را صرف رسيدگي به ترميم بدنشان كنند و تمام وقت در اختيار تيمشان باشند، مسوولين آمادهسازي تيم نيز بايد به اين سمت حركت كنند.
اگر مربي و بازيكنان با ديدن فوتبال خارجي رشد ميكنند، مربي بدنساز بايد از نزديك با تمرينات و ديدن دوره آماده سازي، آشنا باشد كه لازمه اين امر، صرف هزينه و نزديكي با فوتبال كشورهاي صاحب سبك است.
در كشور ما سختگيري در اين حوزه وجود دارد و هدايت ماشين پنج ميلياردي تيم را به دست يك راننده آماتور و ناوارد ميدهيم. واقعيت اين است كه با چند بدنساز انگشتشمار، فوتبال ما حرفهاي نميشود.
برنامهريزي و اجراي عملياتي تمرينات آمادهسازي به پشتوانه علمي – اجرايي و كاربردي نياز دارد، آن هم با دنيايي از تمرينات متنوع. در اين زمينه نميتوان تنها به دانش نظري اكتفا كرد.
دويدنهاي پرفشار دور زمين فوتبال و دور پيست دو و ميدانيي ديگر منسوخ شده و ما بايد به اين باور برسيم كه كار خوب و حرفهاي به نتيجه خواهد رسيد. براي شكستهايمان دنبال بهانه نباشيم بلكه بايد به دنبال شيوههاي راهبردي بگرديم.


