ای کاش زنگنه به وین نرفته بود!
نیت عربستان سعودی برای ضربه زدن به دیگر کشورهای صادرکننده نفت، امری است که از ماهها پیش و به واسطه تلاشهای این کشور برای افزایش میزان تولید خود و کاهش قیمتهای بین المللی، بیش از هر زمان دیگری آشکار شد؛ نیتی که اجلاس اخیر کشورهای صادرکننده نفت نیز نتوانست در مهار آن موفق عمل کند. سؤال اینجاست که ایران به عنوان یک کشور ذینفع در موضوع نفت، چه راهبردهای بدیلی را میتوانست اتخاذ کند؟
کد خبر: ۴۵۳۹۳۴
| | 18084 بازدید
نیت عربستان سعودی برای ضربه زدن به دیگر کشورهای صادرکننده نفت، امری است که از ماهها پیش و به واسطه تلاشهای این کشور برای افزایش میزان تولید خود و کاهش قیمتهای بین المللی، بیش از هر زمان دیگری آشکار شد؛ نیتی که اجلاس اخیر کشورهای صادرکننده نفت نیز نتوانست در مهار آن موفق عمل کند. سؤال اینجاست که ایران به عنوان یک کشور ذینفع در موضوع نفت، چه راهبردهای بدیلی را میتوانست اتخاذ کند؟این موضوع از چند هفته پیش و قبل از برگزاری اجلاس اخیر کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) مورد اشاره مقامات ارشد ایرانی، به ویژه بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت کشور قرار گرفته بود. زنگنه در مقاطع مختلف با اشاره به اینکه برخی کشورهای خاص با هدف دستیابی به منافع حداکثری، درصدد ایجاد اخلال در بازار نفت هستند، بدون اشاره به نام عربستان از سیاستهای این کشور انتقاد کرده بود. البته این تنها ایران نبود که سیاست سعودیها را مورد انتقاد قرار میداد، بلکه شمار دیگری از اعضای اوپک نیز در این موضوع با ایران اشتراک نظر داشتند.
در این میان، مهمترین و تنها امید در شرایط کنونی برای مهار روند کاهشی قیمتهای جهانی نفت (از طریق کاهش مجموع تولید روزانه) اجلاس اخیر اوپک بود؛ به عبارت دیگر، تنها در این اجلاس بود که اعضا میتوانستند با توافق بر سر کاهش سقف تولید، از کاهش بیش از پیش قیمتها جلوگیری کنند. هدف گذاری انجام شده در این مسیر نیز بر کسب موافقت عربستان برای کاهش میزان تولید خود بود.
با وجود این، پیش از برگزاری اجلاس یکصد و شصت و ششم اوپک در وین ـ که پنجشنبه گذشته برگزار شد ـ اغلب تحلیلگران به این موضوع اشاره میکردند که با توجه به سیاستهای کلی عربستان و اینکه این کشور شرایط کنونی را برای پیشبرد همزمان دستور کارهای سیاسی و اقتصادی خود مناسب دیده، سعودیها با درخواست کاهش میزان تولید موافقت نخواهند کرد؛ اتفاقی که در نهایت افتاد نیز تأیید همین امر بود، زیرا اعضا در نهایت بر سر تثبیت سقف تولید کنونی (۳۰ میلیون بشکه در روز) به توافق رسیدند.
بنابراین و با توجه به قابل پیش بینی بودن عدم انعطاف مواضع عربستان، شاید سیاستی که باید از سوی ایران در پیش گرفته میشد، علنی کردن اعتراضات خود به روند اقدامات سعودیها از طریق عدم شرکت وزیر در اجلاس اوپک بود. به موازات این اقدام، امکان انجام یک جنگ رسانهای علیه عربستان در سطح بین المللی نیز وجود داشت تا این کشور از تنها طریق ممکن، یعنی فشارهای گسترده بین المللی به تغییر سیاستهای خرابکارانه خود وادار شود.
کار دیگری که شاید میتوانست در رسیدن به هدف مطلوب ایران، یعنی کاهش مجموع سقف تولید جهانی به منظور جلوگیری از کاهش بیش از حد قیمتهای نفت موثر باشد، این بود که ایران با کنار گذاشتن عربستان، دیگر کشورهای عضو اوپک ـ و همچنین اعضای موثر غیر اوپک ـ را به کاهش هرچند اندک میزان تولید روزانه خود قانع کند. همین کاهش اندک میتوانست دست کم با گذاشتن تأثیری روانی بر بازار جهانی نفت، حداقل از کاهش بیش از پیش قیمتها (اتفاقی که پس از اجلاس اوپک افتاد) جلوگیری کند.
به هر حال، همان گونه که اشاره شد، موضوع اصلی و مورد اتفاق نظر این است که رویکرد کنونی عربستان، بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیاسی است و در شرایطی که طی سالهای اخیر و به واسطه تحریمها، میزان تولید و صادرات نفت ایران کاهش یافته، عربستان تلاش دارد هم جای ایران را برای همیشه ـ یا دست کم مدتی طولانی ـ پر کرده و هم حداکثر فشار ممکن را از نظر اقتصادی بر ایران وارد آورد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


