تاوان خوشخيالي
مديريت فوتبال زيرسوال رفته است، نه به خاطر نتايج ضعيف نمايندگان باشگاهي ايران و مهمتر تصميمهاي اشتباه و ناكارآمدي در انتخاب سرمربي تيم ملي، بلكه به واسطه اين همه حواشي و حرمتشكني در فوتبال كه بيشك نميتوان ضعف مديريتي را در آن ناديده گرفت.
به نوشته جام جم، فقط در نظر بگيريد كه در فاصله بيانيه اول و دوم محمد مايليكهن كه البته با جلسه اضطراري دستاندركاران فدراسيون با محمد مايليكهن همراه شد، مديران ارشد فوتبال نتوانستند با سرمربي برگزيدهشان تعامل لازم را برقرار كرده و او را مجاب سازند كه منطقي با مسائل پيرامون برخورد كرده تا وي به نوشتن بيانيه دوم هدايت نشود.
بيشك فوتبالي با اين شرايط نيازمند مديريتي اصولي و قوي است؛ مديريتي كه مجالي به حاشيهها ندهد و شرايط را طوري هدايت كند كه هركس قانونمند وظايفش را انجام داده و فرصتي براي به حاشيه رفتن پيدا نكند.
متاسفانه امروز شرايط بهگونهاي است كه هر روز بايد انتظار حاشيهها را داشت. حاشيههايي كه چون پيشبيني لازم در رابطه با آنها نشده، مديريت فوتبال را به چالش كشيده و به نوعي در مقابل عمل انجام شده قرار ميدهد.
براي همين نيز هست كه امروز انتقادها به مديريت فوتبال به اوج خود رسيده و نبض شرايط را از دست متوليانش خارج ساخته است.
ناكامي نمايندگان فوتبال ايران در عرصه باشگاهي آسيا، همه ناشي از اين حاشيههاي كمرشكني است كه فوتبال از هم گسيخته ايران را به ضعف فني و انحطاط اخلاقي سوق داده است.
شرايط بحراني است و اگر هر چه زودتر در اين مورد به صرافت نيفتيم، تاوان خوشخياليهاي امروز را بيشتر خواهيم پرداخت.


