مرگ حرفهاي يك فوتباليست
معضل وحشتناك پارگي رباط صليبي قدامي زانو (A.C.L)، از ديرباز بسياري از بازيكنان بزرگ مطرح يا غير مطرح را براي هميشه از فوتبال دور كرده است، اما در سالهاي اخير با پيشرفت فناوري و مهارتهاي دانش پزشكي، اين كابوس به بليهاي قابل مداوا تبديل شده و حتي چندي پيش پژوهشگران كشورمان فناوري جديد استفاده از پروتز را هم در زمينه مداواي همين مشكل روي حيوانات به آزمايش گذاشتند. اين عارضه در فوتبال معمولا به هنگام چرخشهاي ناگهاني بخش فوقاني و مياني بدن در هنگام ثابت بودن كف پا رخ ميدهد.
به نوشته جام جم، اتفاقهايي كه تابستان گذشته دل هر هوادار فوتبالي را فرو ميريخت، خبرهاي مكرر مصدوميت وحشتناك پارگي رباط صليبي زانو (A.C.L) بود. محسن خليلي، آقاي گل فصل گذشته ليگ برتر درست در زماني كه ميخواست مشكل چند سال اخير تيم ملي در خط حمله را حل كند، با چنين معضلي روبهرو شد. عباس آقايي، همبازي سال گذشته او هم به محض رفتن از پرسپوليس به سايپا، رباط صليبي پاره كرد.
متقابلا دروازهبان پيشين سايپا هم كه در دروازه پرسپوليس جايگاهي پيدا كرده بود، همچنين سهراب بختياريزاده ستاره كهنهكار فولاد، با ابتلا به اين مشكل، ماهها خبرساز شد. اميد رضا روانخواه، پديده فصل گذشته استقلال هم در حالي كه آهستهآهسته گلزني به پرسپوليس را به عادتي براي خود تبديل ميكرد، دچار پارگي رباط صليبي شد.
شايد اين نمونهها مشهورترين بازيكناني بودند كه در ابتداي فصل گذشته اپيدمي پارگي رباط صليبي زانو را به عنوان كابوس فوتبال ايران مطرح كردند. عارضهاي كه تا همين چند سال پيش، درماني نداشت و به عنوان پاياني بر كار يك فوتباليست حرفهاي محسوب ميشد؛ اما امروزه با پيشرفت فناوري پزشكي طي مدتي حدود 8 تا 12 ماه قابل درمان است. ولي پرسشهايي كه در اذهان زيادي به وجود آمد، اينكه:
1- چگونه يكباره اين عارضه در مقطع زماني كوتاهي بين بازيكنان ليگي ما گسترش پيدا كرد و آيا رسوخ يكباره اين مشكل بين بازيكنان حاضر در تمرينات پرسپوليس ميتواند كاملا اتفاقي تلقي شود؟!
2- چگونه اغلب بازيكنان درمان شده مبتلا به اين مشكل طي ماههاي اخير، در بازگشت موفق و قدرتمندانه به ميادين فوتبال ناكام ماندهاند؟ اين پرسشها محور گزارشي قرار گرفت كه در آن، افراد صاحب صلاحيتي به اظهارنظر پرداختند.
دكتر پرويز سيار، يكي از شناختهشدهترين چهرههاي داوري فوتبال ايران است. او كه سالها در فوتبال آلمان داوري كرده است، داراي درجه فوق تخصص تروماتولوژي نيز هست و سالها پزشك تيم ملي فوتبال ايران بوده است.
سيار درباره عارضه پارگي رباط صليبي در ميان فوتباليستها ميگويد: نوع ورزش در ابتلا به عارضه پارگي رباط صليبي تاثير فراواني دارد، مثلا بندرت يك پينگپنگ باز يا يك بدمينتونباز دچار مشكلي در اين زمينه ميشود، در حالي كه يك تنيسور يا اسكيباز به دليل سرعت بالا در چرخشهاي ناگهاني بشدت در معرض چنين ضايعهاي قرار ميگيرد.
براي فوتباليستها هم زماني كه پا با استوكهاي كفش روي زمين فيكس ميشود و بدن ميچرخد، احتمال آسيب رباط به وجود ميآيد، آنقدر كه در فوتبال اين مشكل خيلي بيشتر از كشتي پيش ميآيد. چون فن فيتيلهپيچ، چرخش و فشار بياماني به زانو ميآورد، اما نكته اينجاست كه كشتيگير تا آستانه درد ميتواند در مقابل فيتيلهپيچ مقاومت ميكند و بعد با پذيرش فن، حريف خود را از پارگي رباط صليبي نجات ميدهد؛ در حالي كه حركات چرخشي ناگهاني و ناخودآگاه فوتبال در اين زمينه خيلي خطرناكند.
سيار درباره درمان اين مشكل ميافزايد: در گذشتهاي نه چندان دور يعني در زمان بازيگري ماركوفان باستن (فوق ستاره پيشين فوتبال جهان)، درماني براي اين عارضه وجود نداشت و بازيكني كه با پارگي رباط صليبي روبهرو ميشد، بايد فوتبال را كنار ميگذاشت، اما خوشبختانه امروزه در جهان و از 4 سال پيش در كشورمان متخصصاني پيدا شدهاند كه با مهارت و موفقيت اين عارضه را جراحي ميكنند.
به گفته وي، هزينه اين جراحي در بيمارستانهاي مدرن و خصوصي 8 تا 10ميليون تومان و در مراكز درماني داراي قرارداد با بيمه 3تا4 ميليون تومان است. اما با اين حال بسياري، توان پرداخت چنين هزينههايي را ندارند. البته اگر بازيكني حرفهاي نباشد مثلا كارمندي باشد كه به فوتبال هم ميپردازد، ميتواند اين ضايعه را عمل نكند و با تقويت كامل عضلات 4 سر ران به فوتبال برگردد؛ به شرطي كه نه تكل كند و نه خود را در معرض تكل و حركتهاي خشن حريف قرار دهد.
شايد آماده نبودن بازيكنان و تمرينهاي غلط و ناقص برخي مربيان، از مهمترين دلايل افزايش آسيبهاي شديدي چون پارگي رباط صليبي باشد. حرفهاي شدن فوتبال و بالا گرفتن شديد تب فوتبال و مسائل و تنشهاي حاشيهاي قطعا لطماتي نيز به وجود خواهد آورد؛ از جمله اين كه برگزاري بازيها و رقابتهاي شديد بلافاصله پس از دوره استراحت پايان فصل بازيكنان و انجام رقابتهاي گلادياتور گونه در زماني كه بيشترين نياز به آمادگي عمومي بدني وجود دارد، به چنين دستاوردهاي تلخي ختم ميشود.
دكتر محمدرضا بيات، پزشك و كارشناس راديو ورزش نيز بر طي شدن تدريجي دوران آمادهسازي عمومي و سپس افزايش توان عضلاني بويژه ماهيچههاي كليدي و مهمي چون عضلات 4 سر، پيش از شروع رقابتهاي شديد درگيرانه تاكيد و اصرار دارد.
بيات معتقد است طي نشدن درست و اصولي اين دوران ميتواند صدمات سنگيني به بدن وارد كند. همچنين بازگشت به ميادين پس از عمل جراحي ترميم رباط صليبي نيازمند طي شدن دوران چندين ماههاي است كه ورزشكاران نبايد به هيچوجه در اين زمينه از خود شتابزدگي و عجله نشان دهند.
سيار: هزينه درمان پارگي رباط صليبي در بيمارستانهاي مدرن و خصوصي 8 تا 10 ميليون تومان و در مراكز درماني دولتي 3 تا 4 ميليون تومان است
دكتر سيدعباس حسيني، ديگر كارشناس پزشكي راديو ورزش نيز شتابزدگي در تسريع بيمورد روند درماني را آفت مهم التيام نيافتن مشكل پارگي رباط صليبي يا عود مجدد آن ميداند. حسيني ميگويد: پس از پارگي رباط صليبي معمولا تورم بسيار زيادي حوالي زانوي مصدوم رخ ميدهد كه قبل از جراحي بايد حتما اين تورم مهار شود كه اين خود نيازمند كاري چندين روزه و شايد چند هفتهاي است. پس از جراحي نيز ورزشكار حتما بايد دوره چندين ماهه بهبودي و سپس تقويت عضلاني خود را طي كند، چرا كه در اين مدت بيكاري و استراحت طول درمان، عضلات كاهش و ضعف كاملا مشخصي نسبت به دوره قبل از مصدوميت پيدا ميكنند كه بازگشت به دوره ايدهآل قبلي را منوط به كار و تمرينهايي حداقل چندين ماهه ميكنند.
سيار هم درباره روند و سير بهبودي يك ورزشكار پس از عمل جراحي ترميم پارگي رباط صليبي زانو چنين توضيح ميدهد: معمولا 2 روز پس از اين جراحي، مصدوم از بيمارستان ترخيص ميشود و معمولا پس از 3 ماه فيزيوتراپي دويدنها را به مرور از سر ميگيرد، اما طولدرمان در اين عارضه 8 تا 12 ماه است كه اين به عواملي ازجمله ميزان آمادگي جسماني عمومي بازيكن، ميزان تمرينهاي مناسب، تغذيه و قدرت عضلاني ازجمله توان عضلات 4 سر وي بستگي دارد.
مثلا جواد نكونام وقتي با چنين عارضهاي روبهرو شد، با وجود استفاده از امكانات كامل، متخصصان توانا و برنامه درماني عالي، حدود 8 ماه طول كشيد تا به آرامي برگردد و براي بازگشت به جايگاهش در اوساسونا نزديك يك سال طول كشيد.
روند بهبودي كه كارشناسان به آن اشاره ميكنند، كاملا طبيعي است و اگر بازيكني تحت تاثير احساسات خود يا جوي كه از سوي برخي افراد كماطلاع اعم از هوادار، رسانه، مربي، خانواده و آشنايان و... ايجاد ميكنند و خواهان بازگشت زودتر از موقع به ميادين باشد، قطعا با مشكلاتي كمابيش جدي روبهرو خواهد شد.
محرم نويدكيا، كاپيتان تيم سپاهان كه يكي از فنيترين و در عين حال بداقبالترين فوتباليستهاي ايراني در روبهرو شدن با صدمههاي ورزشي طي سالهاي اخير بوده است، يكي از دلايل اين امر را در كنار درمانهاي بعضا ناقص ناشي از تشخيص پزشكي نادرست يا ضعيف پزشكان، اصرار در تعجيل به ميدان ذكر ميكند.
همچنين محسن خليلي، بهترين گلزن فصل گذشته ليگ كه در ديدار برگشت ايران سوريه در دمشق بر اثر چرخشي پشت محوطه جريمه حريف، دچار صدمهديدگي و سپس پارگي رباط صليبي شد و نزديك به يك سال از بهترين دوران فوتبال خود را به حاشيهنشيني و درمان پرداخت؛ مهمترين دليل پرداخت شخصي هزينههاي سنگين درمان و فيزيوتراپي خود در كشور پيشرفته اروپايي را اطمينان بالاتر از ايجاد روند بهبود خواند.
خليلي كه تقريبا يكي دو ماهي زودتر از عباس آقايي، همبازي سابق و همدرد ماههاي اخيرش به ميادين بازگشتي نسبي داشته است، در اين زمينه (بهبود يافتن) نتوانسته است خيلي جلوتر از اميدرضا روانخواه يا ميثاق معمارزاده باشد. دليل اين امر نيز استفاده روانخواه و معمارزاده از عامل مثبت سن پايينتر در طيشدن بهتر دوران بهبود است.
به هر حال، آنچه محرز است، مشكلات سختافزاري و نرمافزاري پيش روي فوتبال ما تاثيري بسزا در بروز يا روند آسيبديدگيهاي مهم ورزشي ازجمله پارگي رباط صليبي ميگذارد. مشكلاتي مثل ناهمواري زمينهاي تمريني و مسابقهاي، طي نشدن كاملا علمي مراحل آمادهسازي و تمريني بازيكنان، ايجاد استرسهاي نابجا و جو رقابتهاي مخل و آسيبرسان، كمبود آموزشهاي لازم و همچنين ايراد در برنامهريزي و فشردگي بيش از اندازه مسابقههاي فوتبال كه طول دوره آمادهسازي را براي اغلب تيمها به ميزان زيادي نسبت به حد استاندارد كاهش ميدهد.
مديريتي اصولي و كارشناسانه ميتواند در اين زمينه نيز بار زيادي از مشكلات موجود را كاهش دهد و ما را به استانداردهاي مطلوب نزديك كند.


