فوتبال و زندگی؛ 2 جهان متفاوت
عادت کردهایم به دیدنش، به حضورش و به بازوبند کاپیتانی او. شاید رنگ پیراهن قرمز و سیاه با او خو گرفته و میلان بدون او غیرقابل تصور است اما به نظر میرسد که پس از گذشت 24 سال سرانجام قصد خداحافظی و آویختن کفشها روی دیوار را دارد.
به نوشته وطن امروز و به نقل از Tutu sport، پائولو مالدینی اسطوره روسونری در مصاحبهای از کنار رفتن از دنیای حرفهای فوتبال خبر داد تا شاید در پایان فصل جاری سری A شاهد خداحافظی این ستاره میلانی باشیم.
رقابتهای قهرمانی ایتالیا 31 مه به اتمام میرسد، آیا یک فصل دیگر برای پائولو مالدینی وجود خواهد داشت ؟
خیر ، مطمئنا خیر. فصل گذشته کم و بیش چنین شرایطی بود، شک و تردید داشتم که ادامه دهم و یا فوتبال را رها کنم اما امروز خیر، کاملا مطمئنا.
آیا برای شما ماندن به عنوان یک پرچمدار و اسطوره دشوار بود؟
من همه چیز را در این باشگاه به دست آوردم. در این تیم و با هواداران و مسؤولانش زندگی کردم و ماندم. اما برای یک بازیکن سرنوشت کاملا مشخص است و او باید روزی فوتبال را رها کند.
فوتبالیستهایی که توانایی حضور در میادین فوتبال را با وجود سن بالا دارند.
بله، همه موفقیت به سن باز نمیگردد. تقریبا بازیکنان از 25 سال تا 40 سال بازی میکنند. اما نمیتوان برابر یک مسأله طبیعی و واقعی مبارزه کرد. باید با قدرت کار کرد و تمرینات را بیش از گذشته ادامه داد. به طور مثال من تمام تلاش خود را انجام میدهم تا بتوانم با آمادگي بدنی بالا در ترکیب قرار گیرم.
برای بازیکنانی نظیر دل پیرو، توتی و شما، به هیچ عنوان احتمال جدایی حتمی از باشگاه وجود ندارد.
این مسأله بستگی به نوع رابطه دارد. زمانی که به یک باشگاه ملحق میشوی و زندگی خود را در این مجموعه ادامه میدهی نمیتوانی براحتی از آن جدا شوی. قراردادها باید با شرایط سنی بازیکنان همراه شود. به طور مثال آخرین قرارداد من، تصور میکنم که دیگر کافی است. مربیان، همتیمیها و مجموعه باشگاه برای بازیکنان بزرگ خود ارزش خاصی قائلند.
بخشی از حیات میلان را که نگاه میکنیم، بازیکنانی نظیر ریوالدو، رونالدینیو، رونالدو و بکام را میبینیم و در برابر بازیکنانی نیز مانند کاکا و یا پاتو، کدام چهره میلان واقعی است ؟
در مجموع، هر دو روح باشگاهند. از زمان برلوسکونی تاکنون چنین بوده است.
خداحافظی از آتزوری؛ در همه کشورها رسم بر آن است تا از یک بازیکن ویژه در مراسمی استثنایی و به یادماندنی خداحافظی میشود و شما چنین جشنی
را خواهید داشت؟
علاقهمند بودم که در دیدار دوستانه میان ایتالیا و برزیل چنین اتفاقی میافتاد. شاید بازی خداحافظی داشته باشم، واقعیت این است که دوست دارم چنین بازیاي را در خاطره داشته باشم.
اما روبرتو باجو چنین افتخاری را کسب کرد، از سوی تراپاتونی برای دیدار اسپانیا و ایتالیا دعوت شد و در جنوا از فوتبال و هواداران خداحافظی کرد.
خوش به حال او.
صحبتهایی از برگزاری دیدار دوستانه میان آتزوری و تیم منتخب پسکارا برای کمک به زلزلهزدگان ابروتزو در میان است. آیا میتوانید در این دیدار از تیم ملی خداحافظی کنید ؟
یک جشن بزرگ و باشکوه خواهد بود. افتخار خواهم کرد.
به آغاز ملی پوش بودنت بازگردیم، 20 ژانویه 1985 و ایتالیای امروز. آیا تفاوتی دیده میشود ؟
دو جهان متفاوت، در فوتبال و در زندگی. البته این تفاوت در حال حاضر بسیار زیاد است.
بحران اقتصادی ، آیا توصیهای برای برلوسکونی دارید و یا این بخش بستگی به شخص او دارد ؟
بحران اقتصادی مشکلی است که در جهان احساس میشود. اما به هر حال همه مسؤولان در تلاشند. برلوسکونی بسیار در تلاش است و سخت میکوشد. به هر حال همه برای مقابله با بحران اقتصادی تمرکز خاصی دارند.
آیا برای آینده تصمیمي گرفتهای ؟
مربیگری که هرگز. من یک فروشگاه البسه دارم، البسه ورزشی . البته علاقهمندم که در فوتبال بمانم. به هر حال باید ببینیم چه میشود.
یک سوال از یک پدر، کریستین 12 ساله و دانیل 7 ساله، آیا اين دو میتوانند یک مالدینی دیگر را به فوتبال هدیه دهند ؟
چطور میتوانم این مسأله را درک کنم ؟ کریستین در تیم جوانان میلان بازی میکند، اما دانیل هنوز فوتبال را آغاز نکرده است. نمیتوانم پاسخی به این سوال دهم. تصور میکنم این سوال را پدرم میتواند پاسخ دهد.
کالچو پولی و یا خیر، در ایتالیا از داوران زیاد صحبت میشود، علت این مسأله چیست؟
به این دلیل که آنان از ما قدرتمندترند.
آیا تمایل داشتید که مورینیو مربی شما بود؟
به من میگویند او رابطه خوبی با بازیکنان دارد اما این مسأله مانند رابطه همه مربیانی است که من با آنان کار کردهام. من با بهترین مربیان کار کردهام.
دیداری که تمایل دارید، مجدداً در آن بازی کنید.
مطمئنا دیدار میلان و لیورپول نخواهد بود. دیداری که در استانبول برگزار شد. دیداری که شاید بخواهم تکرار شود، دیدار ایتالیا و کرهجنوبی است و آن گل طلایی ، آخرین بازی ملی من.
یک دیدار هیجانانگیز که بسیار لذتبخش بود.
در آغاز و دیدار اودینزه. باتیستینی مصدوم شد و من راهی میدان شدم. نیمه دوم نوبت به من رسید.
تیم ایدهآل شما در حال حاضر کدام تیم است؟
بارسلونا. باقدرت و زیبا بازی میکند.
بازیکن بسیار قدرتمندی که به یاد دارید ؟
دیهگو آرماندو مارادونا.
ماکدا و شما، مالدینی را به یاد دوران جوانی میاندازد ؟
من 16 ساله بودم و ماکدا 17 ساله که بسیار درخشید. فوتبال یک ورزش زیبا و عجیب است. تنها سن در آن تاثیر نمیگذارد.
یک مالدینی جدید را در چهره کدام بازیکن میبینید ؟
یک چهره بشاش و باروحیه، داویده سانتون.
الگوی شما کدام مهره بود؟ به چه علت؟
آنتونیو کابرینی. من تاریخ و حیات او را دوست دارم. بازی و نمایش او در تیم باشگاهی و تیم ملی زیبا و فوقالعاده بود. نمایش کابرینی در رقابتهای سال 1978 بینظیر بود.
زلزله ابروتزو و تاثیر آن بر دنیای فوتبال. چگونه ما ایتالیاییها به بیان این مشکل در کنار فوتبال توجه کردیم؟
فوتبال در کنار زندگی ما زندگی میکند. هموطنان ما شدیدا گرفتار یک معضل بزرگ طبیعی شدند و ما خود را در کنار آنان حس کردیم.
فرگوسن از سال 1986 روی نیمکت منچستر نشسته و هدایت این تیم را به عهده دارد اما آنچلوتی 8 سال است مربی میلان است. این تفاوت در چیست؟
این در وجود فرگوسن است، نه آنچلوتی. همچنین در فرهنگ آنان. انگلیسیها متفاوت از ما ایتالیاییها هستند.
با این وجود آنچلوتی میماند ؟
این مسأله را هر روز روزنامهها مینویسند. من هرروز این مطالب را در روزنامهها میخوانم و ...
فابیو کاناوارو با 124 دیدار ملی، بزودی شما را با انجام 2 بازی دیگر پشت سر خواهد گذاشت، به او حسادت نمیکنید ؟
درباره این مسأله صحبت نمیکنم، پاسخم نه خیر است و نه بله. البته در نهایت میگویم خیر. دقت که میکنم رکوردهای زیادی را به دست آوردم و بیش از همه کامیابیها و پیروزیهای زیادی را به دست آوردم اما در این رکورد، شکست خواهم خورد.
40 سال سن بر یک بازیکن مطمئنا فشار زیادی وارد ميآورد.
این مسأله را تأیید میکنم. از سن 30 سال تا 40 سال این فشاررا متحمل شدم.
پائولو مالدینی و 895 بازی با پیراهن روسونری.
تنها 7 دیدار به پایان رقابتهای فصل باقی است. خیلی دوست داشتم میتوانستم به 900 بازی برسم. شاید بتوانم آخرین بازی خود را در سن سیرو انجام دهم. آخرین دیدار برابر فیورنتینا و یا رم. تصور میکنم تیفوسیها نیز چنین انتظاری دارند. 24 مه میخواهم در خانه از روسونری خداحافظی کنم.
آخرین مرتبهای که به فکر فرو رفتید؟
تلویزیون تماشا میکردم و تصویرکشتهشدگان زلزله ابروتزو، یکی پس از دیگری از جلوی چشمانم میگذشت. در این لحظه به همسرم و فرزندانم فکر کردم و به فکر فرو رفتم.


