آينده مبهم آقاي خاص
براساس وقايع اخير و اظهارات مبهم خوزه مورينيو نميتوان درباره آينده او در تيم فوتبال اينترميلان با اطمينان اظهارنظر كرد و وضعيت وي تا حدي مبهم نشان ميدهد.
به نوشته جام جم، آبي و سياههاي شهر ميلان با هدايت اين مربي بشدت كاريزماتيك پرتغالي در حال حركت به سوي چهارمين قهرماني متوالي خود در پيكارهاي ليگ فوتبال ايتاليا بودهاند، اما حذف مجددشان در جام باشگاههاي اروپا و نرسيدن به ديدار نهايي يك نمره بد تازه در كارنامهشان بوده است. مربي موفق سابق چلسي و پورتو اصلا با اين نيت استخدام شد كه ضعف روبرتو مانچيني، سلف خود در زمينه فوق را رفع كند، اما چون چنين نكرده، فلسفه جذب او زيرسوال رفته است.
تفاوتها
از 3 قهرماني متوالي قبلي نراتزوري در سريA ، اولي در دادگاه و پس از خلع يوونتوس و ميلان به جرم تقلب حاصل آمد وگرنه مردان مانچيني در آن دوره فقط سوم شده بودند. عنوان دوم نيز در شرايطي به ثبت رسيد كه يوونتوس با همان اتهام به سري B تبعيد شده و اصلا در صحنه حاضر نبود. ميلان به همين علت مسابقهها را با 8 امتياز منفي شروع كرد و فيورنتينا نيز چنان حال و روزي داشت. به واقع رقباي بزرگ اينتر قلع و قمع شده بودند. فقط قهرماني سوم در فصل گذشته چيزي در حد قهرمانيهاي عادي و قابل قبول بود، ولي در آن مورد نيز ميشد بحث و جدل كرد، زيرا يووه تازه از تبعيد بازگشته و در آن حد فاصل تعدادي از بهترينهايش را از دست داده بود و حتي خود نيز باور نداشت كه در اندازههاي تجديد عناوين گذشتهاش باشد؛ ولي در چنين فصلي هم رم تا آخرين دقايق به اينتر در صدر جدول چسبيده بود و حتي تا پايان نيمه اول مسابقههاي هفته آخر فصل نيز قهرمان بود و فقط گلهاي زلاتان ابراهيموويچ در نيمه دوم مسابقه با پارما بود كه برد و قهرماني اينتر را قطعي كرد.
تغييراتي اساسي
با وجود اين آقاي خاص نميداند بر حاصل اولين فصل حضورش در سنسيرو مهر موفقيت بزند يا آن را عادي و دور از سطح متعالي خود بشمرد. به گزارش مطبوعات ايتاليا او از ماسيمو موراتي، مالك اينتر 100 ميليون يورو بودجه خواسته تا در تابستان اين تيم را آنطور بازسازي كند كه خود ميخواهد. گفته ميشود ماتهراتزي، ريواس، كروز، كرسپو، فيگو، كوارشما و مكس ول از اينتر خواهند رفت و ديهگو، جناس و فراتر از آنها دروگبا كه بازيكن محبوب اوست به سنسيرو خواهند آمد تا برخلاف امسال مورينيو تيمي را در اختيار گيرد كه مطابق با سليقه خودش باشد و نه ميراث اجباري به جاي مانده از زمان مانچو.
در عين حال به گزارش مطبوعات انگليس و اسپانيا، وي از حضور در ايتاليا و مجادله دائمي با رقبا و برخي رسانههاي اين كشور راضي نيست و ميخواهد برود. 2 گزينه براي او متصور است يكي اينكه انگليس برود و مربي منچسترسيتي شود كه ميخواهد يك چلسي تازه باشد و از مارك هيوز مربي ولزياش راضي نيست.
دوم اينكه در تضاد با شايعات رايج سر از ليگ اسپانيا در آورد و مربي رئال مادريد شود. نشانههايي در دست است كه احتمال تحقق مورد دوم را كم نشان ميدهد، زيرا از يك سو رفتن يا ماندن راموس در مقام مربي رئال بستگي به جايگاه و رتبهاي دارد كه اين تيم در پايان فصل لاليگا كسب ميكند و اگر كهكشانيها قهرمان شوند، راموس ماندني خواهد شد و از جانب ديگر فلورنتينو پرز كه احتمال پيروزيش در انتخابات تعيين رئيس جديد رئال در خردادماه بيش از ديگر متقاضيان اين پست است، گفته است كه چون حاصل كار مربي 46ساله اسبق پورتو در اينتر را موفق نميانگارد، او را از فهرست مربيان مورد نظر خود براي فصل آينده خارج كرده كه هر چند حرفي صددرصد موثق نيست و قابل تغيير نشان ميدهد، اما از هموار نبودن راه حضور مربي بشدت مغرور پرتغالي در برنابئو سخن ميگويد.
شايعات
اظهارات اخير مورينيو هم هيچ گرهي را نگشوده است. پايان فصل نزديك ميشود و بعد از آن مثل معمول به تعطيلات 10 روزه تابستاني خواهم رفت، اما پس از آن بر هيچكس مشخص نيست. آيا به ميلان باز ميگردم؟ نميدانم.
در فوتبال هر چيزي احتمال دارد. ممكن است برگردم و حتي 5 سال بمانم اما شايد هم نمانم. به دهها عامل بستگي دارد.
در حالي كه سران چلسي هنوز نتوانستهاند رضايت گاس هيدينك را براي باقي ماندن اين مربي مجرب هلندي در اين تيم در فصل آينده بگيرند، شايعات بازگشت مورينيو به استمفورد بريج در عين اختلافات وي با رومن آبراموويچ، مالك ميلياردر روسي اين باشگاه به گوش خورده است، اما او احتمالا براي اين مهم مجبور به صبر بيشتري خواهد شد و محبوبيت عظيم او در استمفورد بريج چيزي است كه رجعت وي را در هر حال امري كاملا قابل باور ميسازد. ابقاي رافا بنيتس در ليورپول و تمديد قرارداد او تا سال 2014 كه ابتداي فروردين 88 محقق شد و ادامه حضور الكس فرگوسن 68 ساله در منچستر يونايتد كه همچنان خيال رفتن ندارد،گوياي اين نكته است كه مورينيو در صورت بازگشت سريع به انگليس مقصدي جز منچستر سيتي نخواهد داشت. شايد او اين تيم را براي خود كوچك بينگارد، چرا كه او حتي يكسال پيش حاضر نشد مربي والنسيا شود و حالا كه آن باشگاه دچار بحران مالي است، طبيعي است كه ديگر به آنجا نرود.
همه اينها ميتواند ابقاي او در اينتر را گزينهاي محتمل جلوه دهد؛ محتملتر از آنچه يك ماه پيش به نظر ميرسيد.
آقاي خاص پرتغاليها در فصل روبه پايان چند درگيري عمده داشت كه اغلب با يوونتوسيها بود. وقتي كلوديو رانيهري، مربي گورخرهاي تورين از او به خاطر حضور نيافتن در يك مصاحبه مطبوعاتي انتقاد كرد، مورينيو او را پيرمرد گيج و خنگي توصيف كرد كه به رغم 3 سال كار در انگليس و مربگيري در چلسي حتي 10 كلمه انگليسي ياد نگرفت و زماني كه سران يووه گفتند داوران در اين فصل هواي اينتر را داشتهاند، مورينيو گفت: كساني ادعاي اين موضوع را دارند كه سالهاست تحت حمايت داوران بودهاند. من نگران حريفان بعدي اين تيم هستم زيرا داوران براي جبران، اين تيمها را تار و مار خواهند كرد.
قرباني شرايط
از حرفهاي مورينيو در مورد ميلان نيز سوء برداشت شد. وقتي او گفت بر اثر روندهاي موجود روسونري بايد فصل را بدون جام و مقام به پايان برساند، پائولو مالديني كاپيتان دير پاي آنان، بحث عناوين بيشمار خود طي 25 سال بازيگرياش در سنسيرو را به ميان كشيد و گفت: كلكسيون افتخاراتش بيش از مورينيوست، حال آن كه هدايتگر سابق چلسي ميخواست بگويد ميلان نيز به گونهاي قرباني شرايط موجود است.
مورينيو در حرفهاي جديدترش كوشيده است با تعريف از شاگردانش در اينتر شايعات مربوط به قطعيت جدايياش از اين تيم را تكذيب كند. او گفته است: قدر مسلم اين كه من كاري نخواهم كرد كه تغيير مربي در اين باشگاه تسريع شود و باني اين قضيه من نخواهم بود. ايراد موجود در ايتاليا اين است كه همه در حال متهم كردن يكديگر هستند. صحنههاي مربوط به تصميمها و اشتباهات داوري صدها بار از تلويزيون پخش ميشود و هر مرتبه هم از آن نتيجهگيريهاي متفاوت صورت ميپذيرد و اين يك حالت تنش دائمي را به وجود آورده است. آنچه من گفتهام لزوم تغيير اين وضعيت است و اين كه گفتند من بشدت عصباني شدهام، برداشت رسانههاست. برعكس من راضي هستم و از داشتن چنين تيمي احساس غرور ميكنم.
سيستم موثر
مورينيو از تغييرهاي گاه به گاه خود نيز سخن گفته، اما همانند همان استاد بزرگ جنگهاي رواني، خصلت و لقبي كه هميشه به وي دادهاند، سعي در پرت كردن حواس ديگران داشته است. منظور او از تغيير دادن خودش، حداكثر كوتاه يا بلند كردن موهايش بوده وگرنه او همان آدمي است كه با تيزهوشي استراتژيستهاي بزرگ هميشه پيرامون خود بحران ميآفريند و جنجالهاي خود خواسته و از قبل طراحي شده ايجاد ميكند تا شاگردانش رها از فشار و استرس، راحت بازي كنند و تمام تيرها و پيكانهاي انتقاد متوجه خودش باشد. اين سيستمي است كه پيشتر به نحو احسن در چلسي و پورتو جواب داده بود و اينك نيز در اينتر موثر بوده و خاوير زانهتي و يارانش در اين تيم در كل فصل تحت هيچ تهاجمي قرار نداشته و راحت كار كردهاند، حال آن كه مربيشان در اسفند 87 به خاطر آنچه در مورد حمايت هميشگي داوران از يوونتوس و ضعف مربيگري در رم و ميلان و بيثمر ماندن حضور دهها بازيكن خوب در هر يك از اين تيمها گفت، دشمني و حساسيت شديدي را نسبت به خود برانگيخت. محصول و پيامد اين رخداد، هجوم و پاسخگويي شديد اين رقبا به وي در هفتههاي بعدي بود.
صحيحترين تحليل
همه اينها باعث شده تحليلي كه لوچيانو موجي مديركل ساقط شده يوونتوس از مورينيو داشته، از همه صائبتر به نظر برسد. او كه به خاطر تلاش براي تقلب و تطميع داوران از مقامش خلع و با محروميتي 6 ساله از محيط فوتبال ايتاليا رانده شد، پس از ديدن عملكرد مورينيو در نراتزوري گفته است: من اشتباه كردم. بايد از چند سال پيش مورينيو را به عنوان وكيل خودم استخدام ميكردم، زيرا او چنان حيلهگر و زرنگ است كه ميتوانست تمام كارهاي مرا توجيه و تبرئهام كند.
او آنقدر هنرمند است كه در عين وارد شدن بدترين اتهامات به او و تيمش، ميتواند همه آن اتهامات را به سمت رقبا برگرداند و قيافه حق به جانب و آدم مظلوم ماجرا را هم به خود بگيرد. مورينيو نماد زرنگي و هوشياري استراتژيك در جهان مدرن فوتبال و در فضاي تغيير يافته كالچوست. من و ديگر مردان يووه آدمي مثل او را واقعا نزد خود كم داشتيم. اينتر بجز چنين مردي خوليو سزار، مايكون، كوردوبا، ساموئل، بورديسو، سانتون، كامبياسو، استانكوويچ، مانسيني، مونتاري، آدريانو، بالوتلي، ويهرا و البته ابراهيموويچ را در صف بازيگران خود داشته و آقاي خاص با آنها خوب كار كرده است. آن هم در حالي كه تازه اولين فصل حضورش در سريA را ميگذراند. اين چيزي است كه حتي مخالفان سرسخت مورينيو هم نتوانستهاند انكار كنند.


