قمار از نوع کلینزی
جمعه روز تولد روبرتو کارلوس بود، اما از آن مهمتر برای من، روز تولد بهترین دوستم «المار» بود، کسی که این روزها در مونیخ زندگی میکند.
به نوشته وطن امروز و به نقل از ساکرنت، از زمانی که او به جای جدیدش نقل مکان کرده، من نتوانستم با او تماس بگیرم، اما به جای آن پیغامی فرستادم که در آن برای او آرزوی موفقیت کردم. بعد از 10 دقیقه که این پیام را برایش فرستادم او جواب مرا داد و جواب پیغام او به این شکل بود؛ «ممنون اولی، از شهر بازندهها به تو سلام میکنم، اینجا برای ما سوآبینها (نام منطقهای در بادن – ووتمبرگ،آلمان) زمان،زیاد خوب سپری نمیشود، قربانت، المار».
فکر نمیکردم که مجبور باشم تا شرح دهم دقیقا او چه چیزی را می گوید. بایرن 4 بر صفر مغلوب بارسا شد، آن هم افتضاح تاریخی که برای آنها رقم خورد و با این شکست یورگن کلینزمن در تیررس اتهامات قرار گرفت. تیمی که در این روزها، دچار چنین وضعیتی شده را نمیتوان بایرنمونیخ خطاب کرد! دو بازی در بوندسلیگا و دو دیدار در لیگ قهرمانان، گویای این واقعیت است. نگاهی به وضعیت خط دفاعی آنها بیندازید، کریستین لل، در دفاع راست هیچگاه نتوانسته در حد بازیکنان حاضر در بوندسلیگا حاضر شود، حالا فکرش را بکنید او باید با لیونل مسی مواجه شود.
هانسبوت درون دروازه، او حتی از پس دیداری به اندازه بنفیکا هم برنمیآید و شاید به همین دلیل باشد که بیشتر مواقع روی نیمکت مینشیند. در حقیقت، اغلب مردم واکنششان تمسخرآمیز است؛ «آیا تو کوچولوی ما هستی؟» فکر میکنید که کدام یک از هواداران بایرن انتظار این را داشتند که چنین افتضاحی پیش آید؟ باید به این مسأله اشاره کنم که یورگن کلینزمن نتوانسته هنوز به آن محبوبیت همیشگی در بایرن دست پیدا کند و اندیشههای او برای توسعه این تیم آنقدر کم بوده که با جان کندن به آنها دست پیدا کرده است و شاید کمتر کسی از عقاید او با این شرایط حمایت کند. حالا باید تمام فشارها روی شانه او احساس شود بهخاطر اینکه تنها کسی که بزرگترین اشتباه را مرتکب شد خودش بود.
بعد از بازی با وولفسبورگ،او به رسانهها گفت: «اجازه بدهید مشکلات گذشته را جستوجو کنیم، نه اینکه به آینده بیندیشیم». جالب اینجاست که قبل از دیدار با بارسا در نوکمپ اولیهوینس در جواب این سوال که «آیا شما از این دیدار واهمه دارید؟» تنها به این گفته اکتفا کرد: « نه، ما هیچ ترسی از آنها نداریم، ما بایرنمونیخ هستیم.» خب، حقیقت این نیست، دلیل اصلی این حرف نیز پیروزی بارسلونا با آن نتیجه بود که نشان داد آنها بایرنمونیخ نیستند.
بایرنمونیخ برابر وولفسبورگ 5 بر یک نمیبازد، بایرنمونیخ در عرض 15 دقیقه 3 گل برابر لورکوزن از دست نمیدهد، بایرن در شروع فصل جدید از چهار بازیاش،3 تای آن را با شکست مواجه نمیشود و خیلی موارد دیگر که بارها و بارها تکرار شد و این نتایج نشانههایی از بایرنمونیخ نمیدهد. شاید بزرگترین خطای کلینزمن در بازی برابر بارسا قماری بود که درباره انتخاب بازیکنانش در ترکیب تیم مرتکب شد.
در طول فصل بارها شاهد اشتباهات مکرر از سوی بازیکنان کناری در خط دفاعی بایرن بودیم، مشکلی که از همان اوایل فصل تا اینجای کار هیچگاه مرتفع نشد، وقتی فرانک ریبری در سمت چپ قرار میگیرد، فیلیپ لام بیشتر در درگیریها حضور پیدا میکند و در جناح راست ماسیمو ادو خیلی کند بازی میکند و نمیتواند به خوبی با اشتایگر هماهنگی لازم را بدست آورد.
حالا فکرش را بکنید کلینزمن در نوکمپ از «لل» در سمت راست استفاده میکند، جایی که او نمیتواند در کارهای دفاعی ثبات لازم را داشته باشد و فیلیپ لام روی نیمکت ذخیره حضور دارد. اولین درسی که از دیدار رفت بایرن میتوان فهمید این است که کلینزمن مربی مناسبی نیست، یا او نمیتواند ارتباط خوبی با بازیکنانش برقرار کند.
به هرحال هر دو دلیل را میتوان به یک معنی در نظر گرفت و درس دیگر این است که آنها به تعادل نرسیدهاند و این قماری است از نوع کلینزی. البته به نظرم کلینزمن نمیتواند اندیشههایش را تغییر دهد، من حدس میزنم سران بایرن مجبورند تا تصمیم دیگری در این رابطه بگیرند.
شاید این تصمیم در قالب آوردن یک مربی جدید شکل بگیرد و اگر این اتفاق نیفتد، اولی هوینس یاد میگیرد که در رقابتهای بزرگ اروپایی برابر غولها ترس و واهمه داشته باشد به دلیل اینکه آنها به راحتی در دو دیدار رفت و برگشت برابر بارسا نتوانستند کاری از پیش ببرند و از لیگ قهرمانان حذف شدند.


