مرد شماره 2؟!
کد خبر: ۴۳۷۸۸
| | 2716 بازدید
تکامل امیر قلعهنویی، معبری دارد به نام جبران اشتباهات گذشته؛ مربی جوانی که در نخستین تجربه خود با استقلال، تا روز پایانی مدعی جام بود اما در نهایت به عنوان دومی بسنده کرد. سال دوم این حکایت تکرار شد اما پا پس کشیدن امیر در روزهای واپسین، استقلال را از خانه نخست به جایگاه سوم تنزل داد تا این انگاره رنگ جدیتری به خود بگیرد؛ او مرد اول شدن نیست.
به نوشته وطن امروز، سال سوم زمانی بود برای ابطال این فرضیه. اما آنهایی که کمی زیرپوستیتر با لیگ پنج زندگی کردند هنوز یک پرسش تاریخی را با خود به یدک میکشند؛ اگر غده لجاجت مصطفی دنیزلی در روزهای آخر آنگونه ترشح نمیکرد و سرمربی ترکتبار پاس به همراه شاگردانش به اصفهان میرفت، باز هم پاس، جدیترین رقیب استقلال، آیا نتیجه را مفتضحانه به ذوب آهن واگذار میکرد؟
آن عصر بهاری دنیزلی به اصفهان نرفت تا در تحریریه یکی از مطبوعات بنام ورزشی آن روز نمایش شاگردانش را از راه دور به نظاره بنشیند، اما نتیجه؛ لشکر بیفرمانده باخت و رهبرغایب تیم در یکی از ساختمانهای قدیمی منطقه کریمخان، چنان بهتزده و یخ بود که ساندویچ کالباس در دستش، مقابل او احساس گرما میکرد.
نخستین قهرمانی قلعهنویی در چنین وضعیتی به دست آمد اما در پایان لیگ هشتم باز انگاره قدیمی با همان قامت استوار، جان دوبارهای میگیرد؛ امیر مرد لحظههای پایانی نیست. درست مثل همان روزی که تیم ملی را برابر کره جنوبی ارنج کرد و یکباره سیستم دفاع چهار نفره را کنار گذاشت تا در مهم ترین بزنگاه به همان 2-5-3 محبوبش برگردد. نتیجه هر چه بود دیگر مهم نیست، بلکه باخت در ضربات پنالتی و حذف تیم ملی در مالزی، ورق سرنوشتسازی بود در کتاب مربیگری قلعهنویی.
گویی او در لحظات پایانی دیگر همان مرد گذشته نیست، همانی که در کوران لیگ و در سختترین شرایط روی عقایدش استوار میماند اما درست در پله آخر که وقت فریاد زدن شهامت است به آدمی میماند که انگار هیچ وقت به هیچ چیزی ایمان نداشته است! مردی که خیلی زود ناصر حجازی را برای اول شدن خویشتن کنار زد، در هنگامه تصاحب جام تصمیماتی میگیرد که همواره چهره تیم او را از قهرمان به نواب آن تغییر میدهد.
استقلال در نیمفصل دوم صدر را از ذوب آهن گرفت و در برههای چنان تاخت که همه تصور میکردند در پایان هفته سیام، رنگ جام آبی خواهد بود اما چرخه تکامل امیر باز دچار ریپ شد. رگه جبران اشتباهات گذشته در پیکره استقلال فعلی کمی ملموس بود اما زمانی که این تکامل باید به نقطه متعالی میرسید باز امیر در تکاملش خانه اول را رها کرد و به منزل شماره دو رضایت داد. مثال؛ مرد نظمگرا برای تادیب شماره هشتش قید او را تا پایان فصل میزند اما چند نتیجه بد در آسیا موجب شد هافبک تمرین نکرده به یکباره به صورت فیکس در آوردگاه سخت اهواز جواز حضور پیدا کند، آن هم فقط با چند جلسه تمرین. او حتی در دیسیپلین هم شماره دو بودن را به تصویر میکشد.
در بدبینانهترین حالت ممکن و دوم شدن استقلال، تاریخ بعدها میگوید او تیم سیزدهم را تحویل گرفت و نایب قهرمان تحویل داد اما قبل از اینکه به قضاوت تاریخ برسیم با مدیران و هوادارانی مواجهیم که تا قبل از هفته سی و دوم قهرمان بودند اما در سه ایستگاه آخر همه چیز را از دست دادند، تصمیم آنها ربطی به قضاوت تاریخ ندارد و کسی به سادگی از مردی نمیگذرد که با دوم شدن عقد ناگسستنی بسته.
پرسش لیگ پنجم هنوز به قوت خود باقی مانده؛ اگر دنیزلی عوض قهر با مدیران پاس آن روز با تیمش به اصفهان میرفت، آیا باز قلعهنویی میتوانست برنده دوئل روزهای آخر باشد؟ شوربختانه پاسخ این پرسش گره در قهرمانی لیگ هشتم خورده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


