نگاه شما: زلزله خاموش
محسن گودرزی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
اعتیاد به مواد مخدر به عنوان جدیترین مسأله اجتماعی ایران، وجوه مختلف جامعهشناسی، روانشناسی، حقوقی، سیاسی و ... دارد. به اعتقاد تحلیلگران اجتماعی، اعتیاد به مواد مخدر، بهعنوان یکی از مسائل پیچیده اجتماعی درعصر حاضر است که زمینه ساز بروز بسیاری از آسیبها و انحرافات اجتماعی میباشد. به عبارت دیگر رابطه اعتیاد با مسائل اجتماعی ارتباطی دو جانبه است؛ از یکسو اعتیاد، جامعه را به رکود و انحطاط میکشاند و از سوی دیگر پدیدهای است که ریشه در مسائل اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی دارد. اعتیاد گرایش فرد را به اصول اخلاقی و معنوی و ارزشهای اجتماعی کاهش میدهد بهطوری که آسیب شناسان اجتماعی، اعتیاد را به مثابه « جنگ شیمیایی خانگی » و « جنگ بدون مرز » میدانند.
اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر به مثابه یک مسئله اجتماعی، پدیدهای است که همراه با آن توانایی جامعه در سازمانیابی و حفظ نظم موجود از بین میرود و باعث دگرگونیهای ساختاری در نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در یک جامعه میشود. در جامعه امروز ما، مواد مخدر در سیمای یک مسأله یا مشکل اجتماعی رخ نمودهاست. این آسیب اجتماعی تعداد زیادی از مردم را تحت تأثیر قرار داده و به طور روز افزونی در حال تعامل با سایر آسیبهای اجتماعی و تبدیل شدن به یک تهدید جدی و اساسی شده است.
سال هاست كه در كشورمان شاهد مبارزه با موادمخدريم و در اين راه مبارزان زيادي جان داده يا جانباز شده اند. بارها شنيده ايم كه اين مبارزه مقدس است و با جديت انجام مي شود. سازمان هاي بين المللي فعاليت پليس ايران در اين راستا را تحسين برانگيز خوانده اند و مدام از موفقيت ها شنيده ايم اما سوال اين است كه با اين همه كشفيات و جانفشاني ها و تقديرها، پس چرا به نتيجه دلخواه نرسيده ايم، سن اعتياد پائين آمده و موادمخدر حتي ميان دختران كم سن و سال هم رواج پيدا كرده است!!!
تاكنون پيروز اين مبارزه با حدود 5000 شهيد و جانباز و تحمل هزينه هاي سنگين مالي ما بوده ايم يا دست هاي پنهان؟؟؟؟؟ براي پاسخ به اين سوال همين بس كه به ياد آوريم تا يكي دو دهه پيش اعتياد به ندرت در دختران وجود داشت و اگر هم در خانواده اي مردي معتاد بود انگشت نما مي شد ولي اكنون موادمخدر به مدارس و دانشگاه هايمان هم راه پيدا كرده و چنان فراگير شده است كه والدين با نگراني آينده فرزندانشان را انتظار مي كشند!
عامه مردم عملكرد پليس را علت وضع موجود معرفي مي كنند اما كارشناسان عدم هماهنگي ميان سازمان ها و نهادهاي مسئول در مبارزه، مانند دستگاه هاي آموزشي و فرهنگي و درماني و امثال آن را علت ناكامي ها مي دانند. اگرمنصفانه به مقوله مبارزه با اين پديده شوم بنگريم بايد بپذيريم كه عملكرد پليس به عنوان يكي از سازمان هاي درگير با موادمخدر بسيار جدي تر از دستگاه هاي ديگر بوده ودر خط مقدم این مبارزه حضور داشته است هرچند كه ايده آل هم نبوده است...
در قوانین و آیین نامه های مختلف به تفصيل درباره مبارزه با موادمخدر و اتخاذ راهكارهاي فرهنگي و آموزشي با هدف پيشگيري اوليه سخن به ميان آمده است. وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم تحقيقات و فناوري، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور، سازمان تربيت بدني، سازمان بهزيستي كشور، سازمان صدا و سيما، سازمان تبليغلات اسلامي، كميته امام ره، نيروي مقاومت بسيج و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي دستگاه هايي هستند كه در امر پيشگيري و به نوعي مبارزه اوليه با موادمخدر وظيفه قانوني برعهده دارند. پيروزي در برابر مافياي قدرتمند موادمخدر، فقط با كارهاي پليسي امكان پذير نيست.
بايد در كنترل و پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي تمام نهادها و سازمانهایی که برای این کار وظیفه قانونی دارند و بودجه هم دريافت مي كنند با جدیت وظایفه شان را انجام دهند. البته انتظار مردم از پليس نيز بيش از تلاشي است كه مشاهده مي شود. مردم انتظار دارند طرح هاي پليسي براي مبارزه با عمده فروشان و خرده فروشان موامخدر كه در سطح شهر جولان مي دهند مقطعي نباشد و در طي سال همانند روز مبارزه با موادمخدر جدي و گسترده انجام شود.
ضعف دراقدامات پيشگيرانه و كاهش تقاضا مشكل بزرگ و مشهودي در راه پيروزي در اين مبارزه مقدس بشمار مي رود و بیشترین تلاش در جهت مبارزه با عرضه مواد مخدر صورت گرفته که مبارزه ای خوب ولی ناکافی بوده است و همین امر سبب افزایش روزافزون مصرف کنندگان مواد مخدر بوده است .
واقعیتي تلخ است که در مجموع، دستگاه هایی که در راستای مبارزه با موادمخدر وظایف قانونی دارند در انجام مسئوليت هايشان به درستي عمل نكرده اند-هرچند شاهد ارایه آمارهایی در این زمینه هستیم- و به دلیل همين كم كاري ها، بسیاری از نوجوانانی که باید آینده جامعه مان را مي ساختند اكنون آلوده شده اند و این سرمایه های كشورعلاوه بر اينكه توانايي خود براي حضور موثر در جامعه را از دست داده اند با ارتكاب جرائم ديگري مانند سرقت و امثال آن، خساراتي هم وارد مي كنند. طبق اعلام سازمان زندان ها هم اكنون بيش از نيمي از فضاي زندان هاي كشور بوسيله زندانياني كه به نوعي جرمشان مستقيم يا غير مستقيم با موادمخدر درگير است اشغال شده است. يعني علاوه براينكه سرمايه هاي ارزشمند اجتماعي مان را از دست داده ايم هزينه هاي هنگفتي كه بايد صرف آباداني و رشد و پيشرفت كشورمان مي شد را هم براي مبارزه با مواد مخدر و جرائم مرتبط با آن يا درمان معتادان و نگهداري زندانيان مرتبط با موادمخدر صرف شده است.
عامل 50 درصد طلاق ها مواد مخدر است .تصور کنیم با فروپاشی کانون خانواده چه مشکلاتی برای اعضای خانواده پیش خواهد آمد.
تمامی دستگاهها امکانات کافی برای آگاه کردن مردم و پیشگیری را دارند ولی نتوانسته اند از ابزارهایی که در اختیار دارند به درستی استفاده کنند.در یک شبانه روز نفر 8 بر اثر سوء مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می دهد و این افراد بیشتر در سن جوانی و فعال جامعه هستند.
تهديد، كاملا جدي و روشن است اما گويا مسئولان هنوز خيلي آن را جدي نگرفته اند و گمان مي كنند با عنوان نكردن واقعيت ها و اجراي طرح هاي مقطعي و يك جانبه پليسي مشكل حل مي شود! بايد پذيرفت كه عدم توجه به الزامات مربوط به كاهش تقاضا و پيشگيري و ضعف هايي از اين قبيل جامعه امروزمان را با تهديدي جدي روبرو كرده است و پليس هم قطعا به تنهايي قادر به مبارزه با اين معضل نيست. بايد بپذيريم كه اگر همچنان فقط به مبارزات يك جانبه پليسي دلخوش كنيم و به طور جدي دست در دست هم وارد صحنه مبارزه نشويم در آينده اي نه چندان دور بحراني جدي روبرويمان خواهد بود و سايه شوم اعتياد بر سرخانه هاي خودمان هم سايه خواهد افكند. بي ترديد اعتياد، زن و مرد و فرزند وزير ورییس و وكيل نمي شناسد و این بلای خانمان سوز پشت درهای منزل همه ما منتظر کوچکترین فرصت برای ورود می باشد.و همه باید با توجه به پتانسیل های موجود در این مبارزه سهیم باشیم و وظایف قانونی و انسانی خویش را انجام دهیم تا بیش از این شاهد از دست رفتن نیروهای جوان و مفید جامعه نباشیم.



