وضعيت اسفناك مزار شاعران ايراني در كشمير
کد خبر: ۴۲۷۶۶
| | 20967 بازدید
عليرضا قزوه كه به سرينگر كشمير سفر و از آرامگاه شاعران ايراني ديدار كرده، در گزارشي نوشته است: متأسفانه مردم كشمير اين شاعران بزرگ زبان فارسي را فراموش كردهاند و در اين فراموشي البته استادان زبان فارسي و دپارتمان آن و بسياري ديگر از جمله خود ما نيز مقصريم. متن كامل سفرنامه قزوه، شاعر و مدير مركز تحقيقات زبان فارسي دهلينو، به اين شرح است:
يازدهم و دوازدهم فروردين سال 1388 فرصتي فراهم شد تا سفري به سرينگر كشمير داشته باشم. هدف من از سفر ديدن قبر شاعران ايراني در كشمير بود. شاعراني چون طالب آملي، كليم كاشاني، سليم تهراني، قدسي مشهدي و طغراي مشهدي كه از شاعران بنام سبك هندي هستند و جز طالب كه در دوره جهانگير مقام ملكالشعرايي داشت، بقيه بيشتر در دوره شاه جهان (پسر جهانگير) ميزيستند و در اين ميان كليم كاشاني ملك الشعراي عصر خود در دربار شاه جهان بود و شاعراني چون قدسي مشهدي و سليم تهراني نيز از اعتبار و جايگاه ويژهاي برخوردار بودند. در اين ميان شهرت كليم تا حدي ست كه اگر بخواهيم براي سبك هندي تنها سه نماينده جدي معرفي كنيم ناچار از معرفي نام اين شاعر در كنار نام صائب و بيدل هستيم.
نكته قابل تأمل آن است كه قبر اين شاعران در وضعيت بسيار اسفباري قرار داشت و حتي بايد اعتراف كنم كه نه تنها براي مردم و عوام شهر كشمير كه حتي بر بسياري از خواص نيز جاي قبر و قدر و منزلت آنها پوشيده است. از همه مهمتر آن كه بسياري از استادان فارسي دانشگاه كشمير نيز جاي درست قبر كليم را نميشناختند. نخست ما را به گورستاني قديمي بردند و از هر كه پرسيديم نميدانستند كه شاعران ايراني در آنجا مدفونند. اين پرسش به زبان كشميري و توسط يكي از استادان زبان فارسي همراه ما انجام ميشد اما از دهها نفر مردم عادي و مغازهدار و اهل محل هم پرسوجو شد و كسي ندانست كليم كيست و طالب كيست و قدسي كيست و مزارش در كجاست!!
به نظر ميرسد كه نسل جديد استادان زبان فارسي و مردم كشمير زبان فارسي را همراه با شاعران و اسطورههايش گم كردهاند و در جايي از اين چند دهه گذشته ما با بيتوجهي به كشمير نگاه كردهايم و شايد بتوان خوشبينانهتر از اين نگاه كرد. تنها نقطه اميد من در اين پرسوجو مردي كشميري و حدوداً 55 ساله بود كه با من به زبان فارسي در قبرستاني سخن گفت و از من پرسيد: تو اينجا چي كار ميكني؟ با كي كار داري؟
و من پرسيدم كه آيا افغاني هستي؟ گفت: نه، من كشميريام! گفتم استاد زبان فارسي هستي؟ گفت: نه من فارسي را خودم ياد دارم. گفتم طالب و كليم را ميشناسي؟ نميشناخت! و گفت كه اينجا مراسم فاتحه است براي يكي از اقوامش.
بعد از ظهر آن روز مجدداً با يكي ديگر از استادان زبان فارسي كشمير به نام دكتر غلام رسول جان به جستوجوي قبر شاعران آمديم و باز همچنان سرگردان بوديم تا من پيشنهاد دادم كه به پروفسور نيازمند صديقي تلفن كن و از او بپرس. نيازمند صديقي در حال حاضر استاد دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلي ست و تا همين چند سال پيش در كشمير بود و شنيده بودم كه مقالهاي در باره قبر اين شاعران در يكي از مجلات انگليسي زبان نوشته. بالاخره با كمك ايشان به محله دروكجن دالگيت راهنمايي شديم.
در محله دروكجن نزديك دالگيت شهر سرينگر سراغ خانقاهي را گرفتيم كه بخشي از آن متصل به مكتبخانهاي بود و كلاسهاي قرآن و متعلق به برادران اهل سنت و در كنارش نيز مسجدي و حياطي. در آنجا نيز خبري نبود اما كمي بالاتر تپهاي بود كه دكتر غلام رسول جان گفت ممكن است آن تپه باشد. راهها به سوي آن تپه قطع بود و از چند طلبه كه در آنجا حضور داشتند نيز پرسيديم و نميدانستند كه آنجا چه خبر است. بالاخره با پرس و جو از راه خيابان اصلي و در كنار مطب و داروخانه «دكتر دِر» يك راه پلهاي را پيدا كرديم كه به سمت آن تپه ميرفت و در مسير چند مغازه هم بود از جمله يك داروخانه كوچك كه از او هم سوال كرديم و پسرك جواني بود و خبر نداشت كه در آن تپه كه درست پشت مغازه اش بود چه خبر است. بالاتر رفتيم. يك سنگ قبر شكسته كه از سمت قبله نيز چرخيده بود خود را نشان ميداد. نميدانم قبر كدام شاعر بود. كمي جلوتر رفتيم. بوتههاي خار و درختچهها آنقدر انبوه بود كه آن چند قبر را در خود نهان كرده بود. شاخهاي به چشمم خورد و تا مدتها همچنان اشكم جاري بود اما توانستم سه سنگ قبر ديگر را پيدا كنم و يك قبر هم در پشت سرمان وجود داشت كه چالهاي نيز زيرش حفر شده بود كه نميدانم كار سگان بود يا انسان!
تنها يك سنگ قبر هنوز اثراتي از نوشته را در خود حفظ كرده بود كه به سختي برخي از آيات خوانده ميشد و هر چه سعي كردم نتوانستم بخوانم. درختي سنگ را دو نيم كرده بود و كمي آنسوتر قبري بزرگتر كه بارانها و سرما نقشي بر آن نگذاشته بود خودنمايي ميكرد.
به دنبال عكاسي حرفهاي گشتم و كمي آنسوتر مغازهاي بود و جوانكي به همراه كامله مردي آمدند و مدام از من ميپرسيدند اينجا از چه ميخواهي عكس بگيري؟
پرسيدم ميدانيد اينجا قبر شاعران ايراني ست؟ نميدانستند. حتي اين پرسش را از چند تن ديگر از كسبه محل نيز داشتم و هيچ كس نميدانست كه در آنجا چه خبر است. تنها مردي از اهل كسبه كه علاقه بيشتري به فرهنگ داشت قلم و كاغذي آورد و نام يكايك شاعران را از من پرسيد و در دفترش نوشت و با من عكس گرفت.
متأسفانه مردم كشمير اين شاعران بزرگ زبان فارسي را فراموش كردهاند و در اين فراموشي البته استادان زبان فارسي و دپارتمان آن و بسياري ديگر از جمله خود ما نيز مقصريم.
بعد حتي وقتي نشاني غني كشميري شاعر بزرگ فارسي زبان خودشان كه معاصر اين شاعران و از دوستان كليم و صائب و بيدل بود را نيز ميگرفتم، وضع بهتري نداشتند!
حتي در خود دهلي وضع شاعري بزرگ مثل بيدل از غني و كليم خيلي بهتر نيست!
شنيدم كه مزار غني كشميري جايي ست جدا و مزار ملافتح الله شيرازي نيز شنيدم كه در دامنه كوه سليمان قرار دارد كه خيليها نميدانند كجاست. ملافتح الله شيرازي همان كسي ست كه اكبر پادشاه گوركاني در بارهاش گفته بود اگر از من تمام خزاين هند را در مقابل داشتن ملافتح الله بخواهند من ملافتح الله را انتخاب ميكنم و ميدانم كه در اين معامله سود بردهام. به گمانم اين نكته را در اكبرنامه ابوالفضل علامي خواندم با همين مضمون.
به هر تقدير امروز مزار شاعران ايراني در محله دروكجن دالگيت براي مردم و كسبه محل شناخته شده نيست. امروز در محله دروكجن براي پيدا كردن مسير قبر تنها راهرويي كوچك وجود دارد كه تو را به بالاي تپهاي ميبرد كه در محاصره مغازهها و مشرف به خانقاه و مسجد و ساختمانهاي مسكوني ست. راهروي باريكي كه براي رسيدن به آن بايد مطب دكتر در و دكتر عبدالمجيد را پيدا كني. اين قطعه زمين متصل به مسجد و خانقاهي ست كه خانقاه شيخ سليمان كشميري نام دارد و در حال حاضر در كنارش درسگاه قرآني و مسجد قرار دارد.
اگر روزي نيت ساخت اين مزارها جدي شود به نظر ميرسد كه جز راه باريك مطب دكتر در و داروخانه راه آبرومندي اگر براي آمد و شد پيدا شود راه همين مسجد متصل به خانقاه است. از ديگر سوي و به سمت كوه سليمان و گيرنده تلويزيوني سرينگر نيز مسجدي به فاصلهاي نه چندان دور قرار دارد و كوچهاي كه به سمت هتلهاي شهر سرينگر است و آنجا نيز انباري قديمي وجود دارد كه ميتواند راهي ديگر باشد امّا به اعتقاد من بهترين راه از درون مسجد است و آنطور كه پرس و جو كردم اين قبرستان نيز جزو موقوفات متصل به مسجد ميباشد.
بالاي مزار ميتوان رودخانه و كشتيهاي كوچك را ديد كه مردم كشمير به قايقهاي تفريحي كوچك شيكارا ميگويند و به قايقهاي بزرگتر كه ثابتند و از آنها به عنوان رستوران و هتل استفاده ميشود بوت هاوس ميگويند و به قايقهاي بسيار كوچكتر ناو!
كمي جلوتر و در مسير عبور از هتلها به سمت گوبكار ميرويم كه جاييست كه رودخانه وسيع ميشود و درياچهاي خود را نشان ميدهد و به موازات آن در دامنه كوه سليمان معبد آچاريا و كمي جلوتر مسجد صاجبالزمان وجود دارد كه بر تنه درختي بزرگ عكسي بزرگ از مقام معظم رهبري زدهاند و در مسجد مزار عارفي وجود دارد به نام سيد مهدي الحسيني و قبل از ايشان نيز عارفي بزرگ در كشمير بوده به نام ميرشمسالدين عراقي و قبل از اين دو نيز بزرگ عارفي از ايران به نام ميرسيد علي همداني پا به اين ديار گذاشته بود و از آنجا به سمت تاجيكستان امروزي رفته بود و در كولاب امروزي در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان مزاري با عظمت دارد كه محل زيارت مردم است.
در مجموع سفر دو روزه ما به كشمير اگرچه توام با تلخيهايي بود شاديها و شيرينيها نيز داشت و اين گزارش كوتاه ميتواند آغازي باشد براي طرح بازسازي مقبره شاعران ايراني در سرينگر كشمير. به اميد آن كه مسئولان متولي امر به اين مهم توجه كنند و لااقل چند سنگ قبر ساده بر مقبره اين مفاخر بزرگ ادبيمان بگذارند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۰
خدمت آقای قزوه گرامی
این مهم در سالهای پیش و در دوران پس از انقلاب بوسیله بعضی از ایرانیانی که بدنبال تحصیل و تحقیق در باره زبان فارسی و یا سانسکریت در هندوستان بوده اند نیز انجام گرفته و حتی به سفارت نیز نامه نگاری شده است و متاسفانه به جایی نرسیده.(نمیخواهم گزارش بجای شما را کم اهمیت جلوه بدهم )
وضع فجیعتر و غمگینانه تر در افغانستان است که تعداد زیادتری از شاعران پارسی زبان در آنجا آرمیده اند. ایکاش متولیان این حوزه بتوانند درد آشنایان همراهی باشند و برای برخاستن زبان مادریمان و گرامی داشت آنان اقدامی نمایند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





