جلبک خطرناک در سواحل دبي
سواحل دبي به نوعي جلبک بسيار خطرناک مضر براي سلامتي انسان و ماهيها آلوده شده است
به گزارش خبرگزاري فرانسه از دبي، محمد عبدالرحمن حسن رئيس بخش محيط زيست دبي در اين باره گفت "اين جلبک، نوعي گياه دريايي است که ازدياد آن، چنين پديده طبيعي را ايجاد کرده است که به آن جزر و مد قرمز نام داده اند".
وي افزود تماس اين نوع جلبک با بدن انسان باعث بروز التهاب و زخم در پوست و چشم ها و مشکلات تنفسي مي شود.
اين جلبک با جذب اکسيژن آب دريا به ويژه در هنگام شب باعث خفگي ماهي ها نيز مي شود.
مسئولان شهرداري دبي روز سه شنبه از گسترش اين نوع جلبک در اطراف برج العرب که يکي از بزرگترين و مجللترين هتلهاي جهان است خبر داده و در مورد شنا در سواحل دبي به گردشگران هشدار دادند.
به نوشته برخي از مطبوعات دبي، اين جلبک در سواحل اميرنشينهاي راس الخيمه و فجيره نيز گسترش يافته و مرگ صدها تن ماهي را به همراه داشته است
اگر خطا نکرده باشم، به این پدیده در فارسی "کشند قرمز" نام داده اند که البته در سواحل ایرانی خلیج فارس هم گسترده شده است.
پديده مزبور همان كشند قرمز يا Red Tide است كه به جزرو مد قرمز ترجمه شده است. شكوفايي اين جلبك باعث خفگي ماهيان و آسيب به اكوسيستم آبي از نظر تجمع ماهيان مرده و آسيب بصري مي گردد و در صورت استفاده از ماهيان مرده براي تغذيه انسان نيز خطرات بهداشتي محتمل است.
http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=12663
بنده عضو هیات علمی دانشگاه و دارای زمینه تحقیقاتی جلبک شناسی هستم. در پاسخ به نظر خواننده محترمی که فرموده بودند این جلبک سمی است باید گفت که:
این جلبک از جنس Cochlodinium باشد، این جنس دارای 35 گونه معتبر در منابع علمی می باشد که از آن میان تنها برای گونه Cochlodinium polykrikoides خاصیت سمی ذکر شده است. لذا باید دید که گونه شناسایی شده در منطقه همین گونه است یا خیر و در ضمن با رعایت ادب و احترام نسبت به عزیزانی که در این پروژه حضور دارند آیا جلبک شناسان نیز در مورد شناسایی گونه مورد نظر، توافق دارند و آیا نمونه برای تایید شناسایی برای افراد معتبر جهانی فرستاده شده است یا خیر؟
در مورد پراکنش این گونه علاوه بر خاصیت تک سلولی و شناوری آن و امکان جابجایی آن توسط جریانات آبی و لذا امکان پراکنش آن به اکوسیستم های آبی وابسته به خلیج فارس و دریای عمان، باید گفت که این جلبک توانایی حضور در آبهای لب شور را نیز دارد. این گونه بدلیل سیستم تغذیه ای خود عمدتا در خلیج های بسته یا نیمه بسته حضور داشته و لذا میتوان از این ویژگی آن برای کنترل این موجود بهره گرفت.
امکانات ماهواره ای شرایط رصد این جلبک و شکوفایی آنرا فراهم مینماید، لذا پیشنهاد میشود از متخصصان استفاده از علوم ماهواره و عکسهای هوایی در این زمیته بهره گیری گردد.
برای تغذیه این گونه مکانیسم اتوتروفی و هتروتروفی پیشنهاد شده است که این گونه در مکانیسم تغذیه هتروتروفی شکارچی کریپتوفیتهای کوچک و حتی برخی داینوفلاژلاها میباشد. لذا شاید بتوان با بکارگیری روش بیولوژیک استفاده از رقبای تغذیه کننده از همین منابع غذایی، شرایط رقابتی سختی برای این جلبک بوجود آورده و مانع ایحاد بلوم توسط آن شد.
نکته جالب توجه آنکه برای بحث رقابت نمیتوان از گونه های جلبکی رقیب برای این گونه استفاده نمود. زیرا به ثبت رسیده است که این گونه اگر در شرایط رقابتی نور و مواد غذایی با گونه های دیگر از جلبکهای کریپتوفیت و داینوفلاژله قرار گیرد، از سیستم اتوتروفی به سیستم شکارچی تغییر رویه داده و رقبای خود را تغذیه میکند! لذا پیشنهاد بنده استفاده از ماهی ها و سایر آبزیان برای تغذیه از این موجود و یا جلبکهای مورد تغذیه این موجود میباشد.
باید متذکر شد که این داینوفلاژلاها دارای صفات و امتیازات مثبتی نیز هستند مانند همزیستی با برخی آبزیان در حفرات گوارشی آنها، همزیستی با مرجانها و تقویت رشد و بزرگ شدن آنها.
این جلبک دارای تقسیم دوتایی سریع بوده و در شرایط تولید مثل غیر جنسی بسرعت بدین روش تکثیر می یابد. در مورد عمده گونه های تیره ژیمنودینیاسه و نیز رده دینوفیسه، بحث سمیت در مورد آبزیان و در نهایت چهارپایان مطرح بوده و لذا طرح مواردی مانند سمیت این گونه برای انسان و مسافرین نوروزی و مانند آن صحیح به نظر نمی رسد. گزارشات تایید نشده ای در دنیا در مورد سمیت این موجودات بر انسان وجود دارد. در این رابطه نیز بیشتر منابع از بی اثر بودن تغذیه از آبزیان مسموم بر انسان سخن گفته اند و تنها برخی از منابع مسمومیت انسان را بدلیل استفاده از آبزیان مسموم دانسته اند و نه استفاده از آب. عمده منابع بر بی اثر بودن سم این موجودات بر موجودات خونگرم تاکید دارند .





