اشعار فوتبالي...!
در هنگامه بازيهاي تيم ملي فوتبال كشورمان در جام جهاني 2014 شاعران ميهنمان هم سرودن شعر براي اين رويداد مهم را فراموش نكردند.
دو نمونه از اين گونه اشعار را به نقل از سايت شاعران پارسي زبان راتقديم ميكنيم:
جام جهانی
از: همایون علیدوستی
به یادم هست درعهد جوانی
مرا بردند در جام جهانی
در آنجا اولین بارم چو دیدند
برایم مرد وزن هورا کشیدند
همه پهلوی من جا می گرفتند
زدست بنده امضا می گرفتند
نه تنها باشگاه تیم میهن
که فیفا هم نظرها داشت با من
پس آنگه های وهویی ساز کردیم
به توپی فوتبال آغاز کردیم
یکی شد هافبک آن یک مدافع
یکیمان بود در دروازه مانع
حریفان لحظه ای مهلت ندادند
به جان توپ سرگردان فتادند
درآن بازی پر شور وهیاهو
عرق ریزان دویدم من به هر سو
ولی با آن دویدن های بسیار
نخورد اصلا به پایم توپ یک بار
دو ساعت شد دویدم بی کم وکاست
شتابان گاه در چپ گاه در راست
نشد یک بار پای من چو پیکی
سلام توپ را گوید علیکی
خلاصه از شما خوبان چه پنهان
چو مارا فوتبال آمد به پایان
یقین کردم که این فن کار من نیست
مرا سر رشته در این فوت وفن نیست
گرفته شد در ان بازی چو حالم
از آن پس بی خیال فوتبالم
چه خوش فرمود این را هوشیاری
که هر کس ساختند از بهر کاری
فوتبال
از: راشدانصاری
هر گوشه ای از جهان اگر جنجال است
سرگرمی ما درین میان فوتبال است
آقا! تـو کـه حــال روزمان مـی دانی
ایـن جمـعه عـجالتا نیـا فینـال اســت!


