مصدق، فداييان و ملي شدن نفت
ناگفتههايي از ملي شدن نفت در گفتوگو با روح الله حسينيان
کد خبر: ۴۰۸۴۷
| | 9500 بازدید
بر اساس اسناد موجود تا آذرماه 1329 كه تقريبا ملي شدن صنعت نفت به يك خواست عمومي تبديل شده بود، هيچ نشاني از موافقت مصدق با ملي شدن صنعت نفت در دست نيست. صورت مجلس دوره چهاردهم نشان ميدهد كه مصدق با ملي شدن صنعت نفت مخالفت كرده است و آن را قرار دادي طرفيني ميداند كه نميشود يك طرفه آن را فسخ كرد.
• در آستانه سالگرد ملي شدن صنعت نفت هستيم، معروف است كه شما در مورد عوامل ملي شدن صنعت نفت سخن ديگري غير از آنچه معروف است داريد؟بله، من معتقدم آنچه در ملي شدن صنعت نفت شهرت پيدا كرده، و تاريخ نويسان ملي گرا آن را شهرت دادند يا با اسناد و مدارك هم خواني ندارد به همين جهت معتقدم بايد پرونده نهضت ملي شدن صنعت نفت بار ديگر بازخواني شود.
• ممكن است آنچه را در تحقيقات به آن رسيدهايد، شفاف بيان كنيد؟
تحقيقات من نشان ميدهد طرح انديشه ملي شدن صنعت نفت و سپس تبديل آن به يك خواست عمومي و سپس بسيج تودههاي مردم توسط نيروهاي مذهبي به رهبري آيتالله كاشاني انجام گرفته است.
• آيا اعتقاد شما اين است كه مصدق و جبهه ملي در ملي شدن صنعت نفت نقشي نداشتهاند؟
در واقع ملي شدن صنعت يك فرايندي بود كه از بعد از جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين آغاز شد. ميتوانيم عوامل مهم ملي شدن صنعت نفت را در نقش طيفي از نيروهاي مذهبي به رهبري آيتالله كاشاني و طيف آرمانگرا را به رهبري فداييان اسلام از يك طرف نقش نمايندگان مجلس و نقش نيروهاي مليگرا تبيين كنيم كه هر كدام از اينها در زمان خاصي نقشي را ايفا كردند كه هيچ كدام تأثيري مانند نقش نيروهاي مذهبي در حوزه زماني گسترده نداشتهاند.
• ممكن است قدري واضحتر و نقش اين سه عامل را تحليل كنيد؟
اجازه دهيد ابتدا به نقش نمايندگان در مجلس شوراي ملي بپردازم در اين زمان نمايندگان از چند طيف تشكيل ميشدند. نيروهاي چپ گرا و طرفدار سياست شوروي و به اصطلاح روس فيلها و طيف ديگر از راست گرايان طرفدار انگليس يا انگلوفيلها اين دو طيف در مجلس چهاردهم و پانزدهم فعال بودند. البته در مجلس پانزدهم يك اقليت قدرت مند در اطراف سيد حسين مكي تجمع كردند كه نقش مهمي را در حوزهي نفت ايفا كردند. عمدهي فعاليت چپ گرايان و راست گرايان محدود كردن منافع قدرتهاي شوروي و انگليس بود. به اين معنا كه راست گرايان سعي ميكردند منافع شوروي را محدود يا مورد ضربه قرار دهند و چپ گرايان منافع انگليس را مورد هدف قرار ميدادند به همين جهت چند طرح در مجلس به تصويب رسيد كه حائز اهميت است اولين طرح توسط مصدق تهيه شد. يعني درست در زماني كه كافتارادزه معاون كميسارياي ملي امور خارجه براي مذاكره يك قرار داد نفتي دارد ايران شده بود، مصدق با يك طرح دولت از هر گونه مذاكره قانوني در مورد نفت منع كرد. اين طرح در يازدهم آذر 1323 به تصويب مجلس رسيد. طرفداران شوروي كه در مجلس از تصويب اين طرح يكه خورده بودند، درست در فرداي آن روز طرح لغو قرارداد 1312 نفتي با انگليس را به مجلس پيشنهاد كردند. ولي مصدق با آن مخالفت كرد و اعلام نمود قرارداد چون طرفيني است نميشود يك طرفه آن را لغو كرد. چپ گرايان كه از طرح اين ماده واحد شكست خوردند در انتظار فرصت بودند تا مجددا مسئلهي مقاوله نامهي نفتي شوروي و احمد قوام در مجلس مطرح شد. اين بار چپ گرايان توانستند از فضاي موجود استفاده و در طرح رد مقاوله نامه بندي را اضافه كنند كه ضربتي همانند به منافع انگليس بود. در بند (ه) اين طرح دولت موظف شد تا براي احقاق حق ايران از شركت نفت جنوب اقداماتي را به عمل آورد. بند(ه) سرانجام منجر به قرارداد الحاقي گس ـ گلشائيان شد. اين قرارداد در پايان دوره مجلس 15 در مجلس مطرح شد، اما اقليت مجلس پانزدهم با نطقهاي طولاني مانع از تصويب آن شدند. بعد از لايحه گس گلشائيان تمام هم و غم انگليس، دربار و راست گرايان بر اين شد كه اين قرارداد را به تصويب برسانند و به همين جهت مثلث قدرت دولت قدرتمند رزمآرا را سر كار آوردند تا اين لايحه را تصويب كند و رزمآرا با تمام قدرت اين مأموريت خود را آغاز كرد. د رمجموع نقش نمايندگان مجلس به ممنوعيت امتياز نفت به شوروي و اصلاح قرارداد نفتي ايران انگليس در ضمن لايحه گس ـ گلشائيان شد. بايد اذعان كرد بحثها ي نفتي در مجلس در مردم و جامعه اثر بسيار مثبت داشت. از اينجا به بعد نقش نيروهاي مذهبي جديتر و مؤثر ميشود و آيتالله كاشاني و روحانيون طيف وابسته به وي در بسياري از جمعيتها، سخنرانيها، خطبهها اعياد قربان و فطر شعار «نفت ايران براي ايراني» را مطرح كرده بودند و آيتالله كاشاني به خاطر اطلاعيهاي كه در همين زمينه صادر كرد به بهانهي ترور شاه به لبنان تبعيد شد. آيتالله در لبنان با ارسال نامههاي سرگشاده بر شعار «نفت ايران براي ايراني» پاي ميفشرد. وي در بازگشت پيروزمندانه خود در اولين سخنراني، سخن از ملي كردن صنعت نفت به بيان آورد و در اولين بيانيه رسمي كه توسط مصدق در مجلس قرائت گرديد روي ملي شدن صنعت نفت اصرار كرد و قرارداد الحاقي گس گلشائيان را مردود شمرد. مهمترين واقعهاي كه در اين مقطع اتفاق افتاد انتخابات دوره شانزدهم مجلس بود كه دربار به رهبري هژير با دخالت در آن مانع شمارش آراء اعضاي جبهه ملي ميشد. در اينجا بود كه نيروهاي آرمانگراي اسلامي وارد كارزار شدند و با دو عمليات سرنوشت ساز دو مانع عمده را بر طرف و موجب به قدرت رسيدن نيروهاي جبهه ملي گرديدند. فداييان اسلام با ترور هژير رژيم را وادار به عقب نشيني كردند و رژيم مجبور شد نتيجهي انتخابات را مخدوش و باطل اعلام كند و با تجديد انتخابات اعضاي جبهه ملي به مجلس راه يافتند. دومين نقش مهم را باز فداييان اسلام ايفا كردند. بعد از اينكه نيروهاي مذهبي تودهها و بسيج كرده بودند به اعتقاد اعضاي جبهه ملي و ساير مبارزين اين رزمآرا تنها مانع ملي شدن صنعت نفت بود و فداييان اسلام قدرت مندترين مانع را از سر راه برداشتند و درست يك هفته بعد مجلس مجبور شد رأي به ملي شدن صنعت نفت صادر نمايد.
• پس با اين حساب نقش نيروهاي مذهبي در عمليات فداييان اسلام و چند اطلاعيه آيتالله كاشاني خلاصه ميشود؟
البته ممكن است يك طيفي از لحاظ كمي اقدامي ساده و قليل انجام دهند، اما به خاطر نفوذ اينان در جامعه اين كار كم، امواج وسيعي ايجاد كند. آيتالله كاشاني به دليل مقبوليتي كه بين عالمان بزرگ بلاد داشت، توانست مراجع محلي را به صحنه بكشاند و آنان با حمايت از آيتالله و صدور بيانيه امواج مردمي ايجاد كردند. آيتالله خوانساري يكي از مراجع بزرگ آيت سيد محمد روحاني و آيتالله شاهردي از قم، آيتالله بهاءالدين محلاتي از شيراز، آيتالله چهار سوقي از اصفهان، آيتالله حاج شيخ باقر رسولي از رشت، آيتالله حاج شيخ محمدرضا كلباسي از مشهد همچنين روحانيون مانند حاج سيد حسين خادمي اصفهاني،حاج شيخ مرتضي مدرسي اردكاني،حاج سيد مصطفي سيدالعراقين،حاج شيخ مهدي نجفي و فقيه سبزواري با صدور بيانيه ها،فتاوا و سخنرانيها توانستند نيروهاي مذهبي را بسيج كنند و هر روز تظاهراتي در شهرهاي بزرگ ايران براي ملي شدن صنعت نفت بر پا كنند. جالب اينجاست كه ترجح بند همه ي فتواها و بيانيهها حمايت از رهبري آيتالله كاشاني بود. آيتالله خوانساري در بيابان فتوائيه خود افزودند: «با اينكه مثل حضرت مستطاب آيتالله كاشاني دامت بركاته كه مجتهد عادل و با شهامت و دلسوز و فداكار براي مصالح دين و دنياي مردم، براي بيداري مردم تلاش ميكند ديگر مجال عذري براي كسي نميماند»، ساير آيات هم با همين لحن از رهبري آيتالله كاشاني حمايت كردند.
• مصدق از چه وقتي به نهضت مردمي ملي شدن صنعت نفت پيوست؟
اسنادي كه موجود است تا آذرماه 1329 كه تقريبا ملي شدن صنعت نفت به يك خواست عمومي تبديل شده بود، هيچ نشاني از موافقت مصدق با ملي شدن صنعت نفت در دست نيست. صورت مجلس دوره چهاردهم نشان ميدهد كه مصدق با ملي شدن صنعت نفت مخالفت كرده است و آن را قرار دادي طرفيني ميداند كه يك طرفه نميشود فسخ كرد. در مجلس پانزدهم نيز نامه ي مصدق از احمد آباد به مجلس نشان ميدهد كه مصدق از ملي شدن صنعت نفت سخني به بيان نميآورد، بلكه متاسفانه با قرار داد استعماري گس – گلشاييان با مختصر اصلاحات كه شيلينگ كاغذي به شيلنيگ طلا تبديل شود موافقت ميكند. در مجلس شانزدهم نيز فقط نطقي از مصدق ضبط شده است كه صحبت از ملي شدن صنعت نفت دارد كه آنهم مربوط به بيانيه آيتالله كاشاني است. آيتالله كاشاني بعد از بازگشت پيروزمندانه بيانيهاي صادر كرد و چون نماينده مجلس بود ولي در مجلس شركت نميكرد، بيانيه اش را به مصدق داد و مصدق در 29 خرداد در مجلس از طرف ايشان قرائت كرد. حتي در صورت مذاكرات كميسيون نفت كه مصدق رئيس آن بود نيز صحبتي از مصدق كه دلالت بر پيشنهاد ملي شدن نفت توسط او را داشته باشد، ضبط نشده است. براي اولين باز در مهرماه حائري زاده پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت را داده است. جالب اين است كه خود مصدق هم در خاطراتش پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت را به فاطمي نسبت ميدهد. هر چند اين ادعا در جايي ضبط نشده در عين حال نشان ميدهد كه خود مصدق هم ادعايي ندارد. علت اين بود كه اصولا مصدق و اكثريت اعضاي تشكيل دهند جبهه ملي هدفي ضد استعماري نداشتند، آنها در پي انتخاب آزاد بودند به همين جهت در آبان 1328 كه تشكيل جبهه ملي را اعلام كردند هيچ اشارهاي به مبارزه بيروني نداشتند و سخني از استعمار به ميان نياوردند. تنها سندي كه درست است و نشان ميدهد اعضاي جبهه ملي و مصدق به دنبال ملي كردن صنعت نفت بودند سندي است كه دلالت دارد جلسهاي در منزل حاج محمود نريمان با حضور آيتالله كاشاني،شايگان،مكي،صالح،آزاد،بقايي و مصدق تشكيل شد پيشنهادي مطرح شد و به امضاي آقايان رسيد كه نفت ملي شود، ولي مصدق در آن جلسه از امضا خودداري كرد. به گزارش حائري زاده در 29 ارديبهشت 1332 در مجلس شوراي ملي، مصدق در آن جلسه مخالفت كرد و استدلال كرد اگر قرارداد 1933 رضا شاه را لغو كنيم قرارداد دارسي به فوت خود باقي ميماند. البته بعدها مصدق را راضي كردند زير آن ورقه را امضاء كند. به همين خاطر امضاي مصدق آخرين امضا و با قلم ديگري است.
• اينجا يك سوال اساسي مطرح ميشود و آن اينكه با اينكه مصدق به عنوان رئيس كميسيون نفت چندان با ملي شدن نفت موافق نبود و ساير اعضاي كميسيون هم به دليل خاستگاه طبقاتي و وابستگي به قدرتها و دربار علي القاعده نبايد با نملي شدن نفت موافق باشند سپهر چطور كميسيون نفت روز 17 اسفند پيشنهاد مل شدن صنعت نفت را در صحن مجلس مطرح كرد؟
سوال بسيار دقيقي است و شايد تحليل آن بسياري از تاريكيهاي تاريخي را حل كند. شايد بهترين پاسخ به اين سوال، تحليل متن پيشنهاد مذكور است. در متن پيشنهاد چنين آمده است: «نظر به اينكه ضمن پيشنهادات واصله به كميسيون نفت پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور مورد توجه و قبول كميسيون نفت قرار گرفته...» اين متن نشان ميدهد كه پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت از خارج از كميسيون نفت شده و واژه واصله اين معنا را به خوبي روشن ميكند. بنابراين بهتر است حوادث بيروني قبل از آن روز را مورد مطالعه قرار دهيم. عرض كردم كه بعد از بازگشت پيروزمندانه آيتالله كاشاني و ملي شدن صنعت نفت تبديل به يك خواست ملي شد. علما وارد صحنه شد. جالب اين است كه عبارت كميسيون نفت قبل از آن درست در بيانيهها علما و آمده بود. شما به اين عبارت آيتالله شاهرودي در بيانيه اش توجه كنيد: «جاي هيچ گونه ترديدي نيست كه كوتاه كردن دست اجانب از كشور و مسلمين و ملي نمودن صنعت نفت در سراسر كشو بر هر مسلماني لازم و واجب است.» عبارت بيانيه آيتالله قمي شايد گوياتر باشد: «چون آيتالله كاشاني در راس اين نهضت مقدس قرار گرفتهاند و كمال جديت امر و قيام ميفرمايند، بر ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور راهي براي شبهه باقي نميماند».
• ممكن است اقدامات آيتالله كاشاني را پس از بازگشت به ايران توضيح دهيد؟
اتفاقا با اشاره به اقدامات آيتالله كاشني نقش نيروهاي مذهبي در ملي شدن صنعت نفت روشن تر ميشود. آيتالله كاشاني علاوه بر سخنراني ها، اعزام مبلغ به شهرها، پيام به علما و مردم، چند كار مهم و تعيين كننده كرد. درست يك هفته بعد از ورود به ايران يعني قبل از حكومت رزم آرا و درست در زماني كه قرارداد الحاقي در مجلس مورد بحث قرار گرفته بود، پيامي به مجلس فرستاد كه اين پيام توسط مصدق در 28 خرداد در مجلس قرائت شد. قبل از طرح ملي شدن در كميسيون نفت يا صحن مجلس آيتالله در اين پيام رسما اعلام كرد كه «مردم با هر قراردادي كه قرارداد 1312 را تثبيت كند مخالف هستند.» آيتالله از طرف مردم اعلام كرد كه: «نفت ايران متعلق به ملت ايران است و به هر ترتيبي كه بخواهد نسبت به آن رفتار ميكند و قرارداد غيرقانوني كه با اكراه و اجبار تحميل شود، هيچ نوع ارزش قضايي ندارد.» بعد از روي كار آمدن رزم آرا و تلاش وي براي تصويب قرارداد الحاقي، آيتالله بيانيهاي صادر كرد كه بازتاب گستردهاي در مطبوعات داخلي و خارجي داشت. آيتالله با برشمردن مصيبتهاي مردم تصريح كرد كه: «ملي شدن صنعت نفت در ايران تنها چاره ي بيچارگيهاي ماست».آيتالله در همين اطلاعيه با فتواي ديني خطاب به مردم گفتند: «ناچارم اين آرزوي عمومي را يك بار ديگر بيان كنم تا با نام سعادت ملت ايران و به منظور كمك به تامين صلح جهاني همه ي افراد مملكت بخواهند كه صنعت نفت ايران در مناطق كشور بدون استثنا ملي اعلام شود.» يك هفته بعد بود كه كميسيون نفت قرارداد الحاقي را رد كرد و آن را فاقد توانايي براي استيفاي حقوق ملت دانست. بعد از اينكه كميسيون نفت قرارداد الحاقي را رد كرد آيتالله كاشاني بر اقدامات اجتماعي خود افزود. وي چندين تظاهرات بزرگ را در تهران ترتيب داد. آيتالله با صدور اطلاعيه از مردم خواست تا اول دي براي درخواست ملي كردن صنعت نفت در مسجد شاه اجتماع كنند و اين اولين اجتماع عظيمي ميباشد كه در آن سخنرانان و مردم خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند. مجددا آيتالله يك هفته بعد را اعلام تظاهرات كرد. مردم عظيمي در ميدان بهارستان اجتماع كردند به قول حسين هيكل كه آن روز شاهد آن تظاهرات بوده چنين گزارش كرده «صداي آيتالله كاشاني در تمام گوشه و كنار دنيا همچنين ميپيچد.» وي اين تظاهرات را صد هزار نفر تخمين زد كه مثل قضا و قدرالهي به سوي پارلمان پيش ميرفتند و كاخ شاه به نيروهاي انتظامي دستور داد در مقابل آيتالله استقامت نكنند. مجددا آيتالله در ششم بهمن تظاهرات عظيمي را در مسجد شاه ترتيب داد كه خواست سخنرانان و تظاهر كنندگان، ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور بود. مهمترين حمايت آيتالله از تظاهرات 11 اسفند فداييان اسلام بود كه آيتالله با صدور اطلاعيه از مردم خواست تا در تظاهرات آنها شركت كنند. در همين تظاهرات بود كه سيد عبدالحسين واحدي مرد شماره 2 به رزم آرا اتمام جهت كرد يا نفت بايد ملي شود يا كشته خواهد شد. شجاعانه ترين موضع گيري آيتالله روز بعد از قتل رزم آرا بود. با قتل رزم آرا خيليها وحشت كرده بودند و ميخواستند به صورت موقت هم كه شده خود را مخفي كنند ولي آيتالله يك روز بعد از قتل وي اعلام راهپيمايي كرد. اين تظاهرات درجلو مجلس در ميدان بهارستان برقرار گرديد و كميسيون نفت در همان روز تصميم خود را مبني بر ملي شدن صنعت نفت اعلام كرد. سرانجام تصميم 17 اسفند كميسون نفت در روز 24 اسفند در مجلس طرح شد و ملي شدن صنعت نفت به تصويب رسيد. شايد تفسير راديو لندن توضيح بيشتري بر نقش آيتالله باشد. راديو لندن با تفسيري بي ادبانه و با لحني عصباني همان شب اعلام كرد: اين طرح توسط عدهاي مرتجع همچنين يك عده ملاي متعصب كه در رأس آنها سيد ابوالقاسم كاشاني است پشتيباني شده است.
• عمليات قتل رزمآرا توسط فداييان اسلام چقدر اهميت داشت و اين عمل چه نقشي را ايفا كرد؟
طبق اسناد موجود انگليس، دربار و شركت نفت همهي تلاش خود را متحد كرده بودند كه لايحهي الحاقي تصويب شود و هر سه نيرو رزمآرا را مرد اين پيكار يافتند. رزمآرا تمام توان خود را به كار برد. طبق اسناد موجود همهي كساني كه در اين اواخر يعني بهمن و اسفند 29 به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد نفت ملي شود به اين نتيجه رسيده بودند كه همهي عوامل اجتماعي و زمينهها براي ملي شدن صنعت نفت آماده شده و به اصطلاح مقتضي موجود است، ولي مانع هم موجود است و اين تنها مانع بايد برداشته شود و اين تحليل درست از كار در آمد و در همين مجلسي كه كميسيون نفت نميتوانست تصميم بگيرد يك روز بعد از قتل رزمآرا كميسيون تصميم گرفت و خواستار ملي شدن صنعت نفت شد چون تنها از رزمآرا ميترسيدند. جالب است بدانيد كه در اواخر آذر ماه يازده نفر از نمايندگان جبهه ملي و غيره طرحي را براي ملي كردن نفت تهيه و يازده امضاء جمع كردند ولي يك نفر ديگر در مجلس نبود كه اين طرح را امضا كند كه قابل طرح در مجلس باشد، همين مجلس در 24 اسفند تقريبا به اتفاق آرا ملي شدن صنعت نفت را تصويب كردند، و اين ميتواند نشان دهد كه رفتن رزمآرا چقدر نقشآفرين بود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۰
متاسفانه به 29 اسفند كه ميرسيم بعضي ها گويا اسم مصدق بر استخوانهايشان سنگيني مي كند شروع به سخن پراكني هائي مي كنند كه در اين زمان نفعي به حال مردم ندارد.
مهم نيست كگه چه كسي نفت را ملي كرد.
كسي شك نكند كه هم كاشاني و هم مصدق . هر دو نقش داشته اند در اين امر.
در اين زمان واقعا مشكل ما اينست كه چه كسي باعث و باني ملي شدن نفت است؟؟ جاي بسي تاسف است.
مهم نيست كه چه كسي اين امر را به سرانجام رساند. الان مهم اين است كه شما به عنوان مدييران زمانه اين مرز و بوم چه كرديد؟ حد اقل كاري كرديد كه اين نفت كه بدست كاشاني .به سخن شما و به گفته ديگران مصدق ملي شده . دوباره در دست اجانب نيافتد؟؟ الان با نفت چه مي كنيد ؟؟ جز اينست كه دست ابرقدرت ها با نفت ما چرب مي شود؟
قضاوت متعصبانه ضرورت زمان ما نيست . اينگونه سخنانم كودكانه و تفرقه افكنانه است .به نظر من اين دوستان انديشه اي ديگر كنند.
از اروپائيان ياد بگيريم كه حميت ملي دارند نه تفرقه ذاتي .
1-متن نامه تبريك كاشاني به زاهدي پس از سقوط دولت مصدق كه در تاريخ ثبت است.
2- عكس شعبان بي مخ با آقاي كاشاني
نظرسنجی
در صورت اسارت سربازان آمریکایی، از ازای چه معاوضه شوند؟





