آخرش ظرف ها به گریه می آیند
هیچ
مامان ها خسته نمی شوند. آن ها از ظرف شستن، از جارو کردن، از غذا پختن، از لباس شستن، از گردگیری و از هیچ کار دیگری خسته نمی شوند.
آن ها خسته نمی شوند چون اصلن نمی فهمند کی ظرف ها را شستند، کی سالاد را درست کردند، کی لباس ها را اتو زدند. چون اصلن حواسشان نیست. آن ها با خودشان حرف می زنند، فکر می کنند، اشک می ریزند، غصه می خورند.
آن ها اصلن ظرف ها را نمی ببنند، فقط مشکلاتشان را می بینند و اسکاچ را محکم تر از قبل می کشند ته قابلمه های سوخته، روی ملاقه های پر از روغن. آن ها شبیه همان تگ دیگ سوخته ای شده اند که دارند به زور با چنگال از روی کره ی زمین محوش می کنند.
مامان ها با خودشان حرف می زنند. با ظرف ها، با لباس ها، با در و دیوار. آن ها حتی وبلاگ هم ندارند.
مهربان بانو/ وبلاگ هیچ
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



