صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگاه شما: قناری نمایی و گنجشک فروشی

بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» می‌تواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۴۰۱۶۱۸
| |
13379 بازدید
محمّد احمدوند در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:

1- پوستر فیلم "آزادراه" مردی را ایستاده بین دو زن نشان می دهد و به نظر می رسد یک فیلم عاشقانه از نوع مثلثی را شاهد خواهیم بود. وقتی فیلم را می بینیم متوجه می شویم اصلاً موضوع این نیست و یکی از زنها اصلاً بود و نبودش در فیلم فرقی نمی کند و موضوع طلبه ای است که قتلی را شاهد بوده و نمی داند گزارش بدهد یا نه. همین. فیلم تلاش می کند مثل نمونه طنزش "مارمولک" و نمونه جدی آن "طلا و مس" وجه تازه ای از زندگی یک طلبه را نشان دهد اما به دلیل ضعف فیلمنامه یک شکست کامل است. حالا فیلم با چنین حیله هایی سعی در جلب توجه مخاطبان دارد. این اتفاق در مورد فیلم "آسمان زرد کم عمق" هم می افتد. پوستر فیلم نشان می دهد احتمالاً یک ملودرام جوانانه را خواهیم دید اما در عمل یک فیلم تلخ و تیره و کسل کننده را می بینیم که اگر گره گشایی آخر فیلم توسط جمله ای که صابر ابر می گوید نبود از شدت عصبانیت شاید سی دی فیلم را می شکستیم! همین اتفاق در فیلم "چ" هم افتاده است. شما انتظار دارید با شهید چمران آشنا شوید امّا نه تنها چیزی دستتان را نمی گیرد بلکه تصورات قبلی شما از شهید چمران هم به هم می ریزد. اگر حاتمی کیا اسم فیلم را  "پ" یعنی  "پاوه"  یا  "و"  یعنی  "وصالی"  می گذاشت بهتر بود. اینطوری لازم نبود به خاطر فیلم ضعیفش دیگران را مقصر بداند! راستش من عاشق بعضی فیلمهای او هستم، فیلمهایی مثل دیده بان و آژانس شیشه ای، اما فکر می کنم وقتی خودت نباشی و بخواهی ادا درآوری نتیجه کار همین می شود. این ادا درآوردن را از اسم فیلم و پوستر آن که شباهت عجیبی با پوستر فیلم CHE  با موضوعی درباره چگوارای انقلابی آمریکای جنوبی دارد به راحتی می شود فهمید. جمله پایانی تبلیغاتی فیلم "آخرین حرف ابراهیم حاتمی کیا در سینمای ایران" هم با وجود ابهام لغوی "آخرین حرف" که خیلی هم تیزهوشانه نیست بیشتر حس غرور و خودشیفتگی کارگردان را منتقل می کند.

2- اکثر میوه فروشها اجازه نمی دهند شما خودتان میوه را جدا کنید و فله ای میوه را داخل پلاستیک می ریزند. تا اینجا ایرادی ندارد. ایراد آنجا است که میوه های زیبا و خوب را جلوی چشم شما می گذارند و بعد از پشت تودۀ میوه ها خرابها یا متوسط ها را در پلاستیک مشتری می ریزند. در هنگام خرید کالاهای الکترونیک بارها پیش آمده که روی کارتن عکس کالا را می بینید اما داخل کارتن چیز دیگری است و حتی راهنمای استفاده از کالای مورد نظر هم با خود کالا همخوانی ندارد یا گاهی بعضی از لوازم جانبی داخل کارتن نیست!؟ در قصابی هم تناسب قیمت رسمی اتحادیه که به دیوار زده شده و پولی که از مردم گرفته می شود رعایت نمی شود و اگر قصاب کمی بی انصاف تر باشد تناسب دنبه و گوشت هم به نفع دنبه به هم می خورد! ایران خودرو وقتی می خواهد خسارت دیرکرد تحویل اتومبیل را به شما بپردازد بعد از کلّی دیرکرد مجدد روزهای تعطیل را کم می کند و بعد به شما خسارت می دهد! چیزی که در تبلیغات و قراردادش وجود ندارد و شما که خوشحال هستید بالاخره اتومبیلتان را تحویل گرفته اید قید شکایت و پیگیری بیشتر را می زنید! قضیه دستمزد فوتبالیستها هم که دیگر برای همه مشخص است، فوتبالیستهایی که قرارداد میلیاردی می بندند اما میلیونی هم بازدهی ندارند و مدیرانی که به نظرشان اصلاً هنر کرده اند 5 میلیارد (و به روایتی 45 میلیارد) تومان بدهی بالا آورده اند، بدهی که از جیب ملّت باید پرداخت شود! 

3- از این دست مثالها زیاد است. فراوانند آدمها و شرکتهایی که قناری به شما نشان می دهند و بعد گنجشک می فروشند. اما این رفتارها در کشورهایی سر می زند که دولتمردان آن رفتارهایی مشابه از خود نشان داده باشند. وقتی همه دولتها ادعا می کنند شایسته سالاری را ملاک عزل و نصب قرار می دهند امّا در عمل هیچ دولتی چنین کاری نمی کند و یک گروه از مدیران فقط جابجا می شوند (حتّی اگر چند سال پیش بازنشسته شده باشند!) و به ندرت افراد جدیدی وارد این چرخه می شوند و آن هم نه به واسطه توانایی خود بلکه به خاطر روابط خاص سیاسی، درست مثل مربیان فوتبال در ایران که آنقدر انحصار دارند که یک مربی پیر و خسته باعث سقوط سه تیم  می شود و باز هم تیم بعدی را می گیرد و به سقوط می کشاند و البته در این چرخۀ بسته جایی برای جوانها و خلاقیت وجود ندارد، مردم هم یاد می گیرند که جو فروش و گندم نما باشند. 

وقتی نماینده مجلس وعده و وعیدهای خود را در هنگام انتخابات فراموش می کند و دنبال منافع شخصی یا حزبی خود می رود مردم عادی هم این رفتار را توجیهی برای رفتارهای خود می دانند. و همه اینها وقتی بدترمی شود که نه تنها دولت بلکه رسانه های جمعی هم نقش نظارتی خود را از یاد می برند و مردم  را با آدمهایی که وجدان اجتماعی خود را حراج کرده اند تنها می گذارند. نشانه های این امر واضح است. کافی است بعضی خبرها و تحلیلها را در سایت ها و روزنامه های مختلف با هم مقایسه کنید. گاهی حتی یک کلمه هم با هم تفاوت ندارند. این یعنی عافیت طلبی و از پشت کامپیوتر کسب خبر کردن، چیزی که با ماهیت و رسالت خبرنگاری در تضاد کامل است. 

خبرنگاران که چشم و گوش مردم هستند در خوابند و نتیجه اش این می شود که سیاستمداران و دولتمردان همه نوع خطایی می کنند و بازخواست هم نمی شوند و نتیجه این هم می شود عدم نظم و کنترل در رفتار اقتصادی و فرهنگی مردم و معدود آدمهایی هم که تلاش دارند درست رفتار و زندگی کنند فقط زجر می کشند. و این چرخه زجرآور ادامه دارد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟