نقد نظرات ولي فقيه،آري يا نه؟
غلامعلي رجائي gholamalirajaee@yahoo.com
عصر روز سهشنبه گذشته، رهبر انقلاب در ديدار با صدها تن از دانشجويان نخبه و برترينهاي كنكور امسال و فعالان تشكلهاي فرهنگي و سياسي دانشگاههاي كشور، سخنان قابل توجه و با اهميتي مطرح كردند كه به نظر ميرسد پرداختن به آنها، ظرفيتهاي فراواني را که در وضعيت كنوني جامعه در عرصه نقد و مطالبه سرگردان ماندهاند، قابل استفاده كند. البته اگر دوستاني كه غيرمستقيم اين خطاب به آنهاست، اين موضوع را به جان بخرند و بي اعتنايي به آنها را تكليف شرعي خويش ندانند.
رهبري انقلاب در اين ديدار صميمانه با دانشجويان، ضمن ثمربخش خواندن مطالبات و پيگريهاي آنان، اظهار داشتند: «همه بايد توان و تلاش خود را به كار گيريم تا روحيه خواستن و مطالبه در نسل جوان و به ويژه جوانان علمي و دانشگاهي، هرچه بيشتر گسترش يابد».
مطالبه دانشجويان از مسئولان و حاكميت و حتي از رهبري با ادبيات منطقي و متعادل، امري مستحسن است كه در فضاهاي موجود در جامعه ما، جاي خالي آن كاملا احساس ميشود.
به نظر ميرسد اگر مفهوم مطالبه ـ كه البته در حكومت اسلامي، منحصر به نسل جوان نميشود و به تعبير بهتر، مطالبات قشر فرهيخته و نخبه از رهبري و نظام را هم ميتواند شامل شود ـ با جديت دنبال شود، تغييرات اساسي و جدي در تصميمگيريهاي كلان كشور و در سطح رسانههاي عمومي و به ويژه صداوسيما و نيز در همايشهاي بعضا نمادين مسئولان نظام با جوانان ايجاد خواهد شد. اينكه در چنين فضاهايي همه نظر خود را در موضع ارادت و موافقت و تأييد و بعضا اندكي همراه با پيشنهاد به مسئولان ميرسانند، زيبنده نظام نيست و با ظرفيتهاي الهي آن سازگاري ندارد.
حد ظرفيت و انتقادپذيري، حتي در مخالفت با ديدگاه هاي رهبري در يك جامعه اسلامي تا به آنجاست كه در عمل، رسول اكرم (ص) وقتي بحث دفاع از مدينه در شهر در غزوه «احد» مطرح ميشود، اصحابي كه در كنار آن حضرت بودند، به ايشان عرضه كردند اگر ماندن براي جهاد و دفاع از مدينه در مدينه، وحي الهي است، كاملا تابع نظر شما هستيم، ولي اگر نظر شخصي شماست، ترجيح ميدهيم در بيرون شهر با دشمن روبهرو شويم و پيامبر هم فرمودند كه نظر شخصي من است و نظر آنان را پذيرفت.
از همين روست كه پيامبري كه عقل كل و عصمت كل است و آسمانها و زمين به بركت وجود وي آفريده شدهاند، بارها و بارها با اصحاب به مشورت مينشيند و گاه نظر برخي اصحاب را مانند موردي كه گفته شد، بر نظر خود ترجيح ميدهد. وقتي سيره کسي که معصوم و منصوب خدا و مبعوث از سوي اوست، اين گونه است، تكليف ديگراني كه انتخاب آنان نه بر پايه وحي، كه بنا بر آراي عمومي و تعيين مصداق از سوي فقها و خبرگان ملت است، كاملا روشن است؛ بنابراين، بايد به انتظار نشست و ديد كه آيا اين مواضع منطقي رهبري که تا کنون به اين صراحت آشکارا بيان نشده بود، درباره جايگاه نقادان و حتي مخالفان با نظريه ولايت فقيه و جايگاه ولي فقيه كه در جامعه ما پيرواني هرچند اندك دارد، چنان كه بايد و شايد، جدي گرفته مي شود يا نه!
به راستي، چرا در محافل سنتي ما، اگر از كسي اندكي مغايرت گفتاري و نوشتاري در تناسب با ديدگاه هاي رهبري ديده شود، آن گونه ضديت و عناد و گاه خروج گوينده و نويسنده از دين نتيجه گرفته شود؟
دامنه تحمل رهبري از نگاه و سيره حضرت امام نيز بسيار شنيدني است. حضرت امام در پاريس، هنگامي که با پرسش خبرنگاري روبه رو شدند كه از ايشان ميپرسيد، حضرت آيتالله! شما مكرر نوع حكومت جديد را اسلامي اعلام ميكنيد، اگر مردم ايران با خواسته شما موافقتي نداشته باشند، چه ميكنيد، امام در پاسخ به اين پرسش فرمودند: البته اين گونه نيست كه شما ميگوييد. اگر به تظاهرات مردم ايران نگاه كنيد، ميبينيد كه همه ميگويند ما اسلام را ميخواهيم، لكن اگر همه به فرض اين را بگويند، من حرف خودم را ميزنم و به نظر آنان هم احترام قايل هستم (نقل به مضمون).
وقتي دامنه تحمل نظر مخالف از منظر امام، حتي در حد نپذيرفتن حكومت اسلامي، ميتواند گستره داشته باشد، تكيلف ما در امور جزييتر كاملا روشن است. بد نيست در اينجا به خاطرهاي ناگفته از ميزان دامنه تحمل امام اشاره شود. در آغاز جنگ، استاد سيدعلياكبر پرورش كه نماينده مجلس شوراي اسلامي در شوراي عالي دفاع بود، براي من تعريف ميكرد در جلسهاي خصوصي، امام پس از شنيدن انتقادات اعضاي جلسه از انحرافات بني صدر، خطاب به جمع حاضر كه آيت الله خامنه اي هم در ميان آنان بودند، فرمودند: از خدا بترسيد و اين قدر اختلاف نكنيد. شما جواب خدا را در روز قيامت چه ميخواهيد بدهيد كه اين همه با رئيسجمهور اختلاف ميكنيد؟
آقاي هاشمي رفسنجاني با صراحت منحصر به فرد خود، خطاب به امام گفت: ما براي خدا جواب داريم. شما روز قيامت چگونه ميخواهيد جواب خدا را بدهيد كه اين همه از اين آدم دفاع و حمايت ميكنيد كه امام هم با لبخندي خطاب به او و همه اعضاي جلسه گفته بودند: البته اين طور نيست، من هم نسبت به آقاي بنيصدر ميفهمم، لكن توصيه من اين است كه با هم بسازيد و اختلاف نكنيد.
به شهادت مسئولان و اعضاي دفتر حضرت امام، وقتي گزارش نامههاي رسيده به محضر ايشان داده ميشد، ايشان پس از مشاهده دستهبندي محتوايي نامههاي ارسالي، با اعتراض به اعضاي دفتر گفته بودند: «مگر ميشود در ميان اين همه نامه كسي به من فحش و ناسزا ندهد و با من مخالفتي نداشته باشد» و اضافه كرده بودند: شما چرا تعداد نامههاي فحش را به من نميگوييد؟!
پيداست ايشان نه تنها به تعقيب فحاشين به خود اعتقادي نداشتند، بلكه با تسامح و گذشت و عفو خاصي نسبت به نويسندگان و قائلان چنين فحشنامههايي مينگريستند.
مرجع مكرم، آيتالله موسوي اردبيلي نيز درباره ميزان تحمل و نظر حضرت امام درباره مخالفين خويش در خاطرهاي جالب اظهار داشتهاند: يك روز در محضر ايشان بحث قضاتي شد كه ريش خود را ميتراشند و از اين جهت صلاحيت قضا ندارند. امام خميني ضمن رد اين نظر فرمودند: از كجا ميدانيد اينها زدن ريش را فسق ميدانند و لذا فاسق هستند؟ آقاي اردبيلي اظهار داشته بود، اينها شما را هم قبول ندارند، كه امام در پاسخ فرموده بودند: خب نداشته باشند و افزوده بودند: از كي تا حالا من جزو اصول دين مردم شدهام كه هر كس مرا قبول نداشته باشد، بايد با او برخورد شود؟!
وقتي رهبري انقلاب در يك موضعگيري ستودني، حتي مخالفت با نظرات خاص خود را از سوي مخالفين و منتقدان امري طبيعي و معمولي ميدانند و آن را به ضديت با مقام ولايت تعبير نميكنند، جاي آن ندارد كساني كه به ولايت فقيه بيشتر از جنبه قدسي و ملكوتي و آسماني آن مينگرند، بيشتر به تكليف جديد خود بينديشند و بدانند كه دامنه حوصله و تحمل نظرات مخالفين و دگرانديشان، چه خودي و چه غيرخودي كه با اختيار خويش در مملكت ماندهاند و تحت حاكميت جمهوري اسلامي زندگي ميكنند، بايد بسيار بيشتر از وضع موجود باشد؟ وقتي رژيم وابسته به آمريكاي پهلوي پس از بازگشت مرحوم آيتالله سيدابوالقاسم كاشاني، رهبر نهضت اسلامي دهه 30 در ايران از تبعيد لبنان به او امكان حضور در انتخابات مجلس شوراي ملي را در تهران، ميدهد كه در نتيجه وي علاوه بر راهيابي به مجلس از سوي مردم تهران حتي در مسند رياست آن مينشيند و يا وقتي مرحوم دكتر علي شريعتي كه فرزند عالم مجاهد بنام، مرحوم استاد محمدتقي شريعتي است كه داعيه مخالفت پدرش با رژيم بر همگان آشكار است، به دليل شاگرد ممتاز بودن بورسيه دانشگاه سوربن ميشود و به پاريس ميرود و رژيم جبار شاهنشاهي تا اين حد براي رعايت ضوابط موجود خود احترام قائل ميشود و با اين بورسيه اعلام موافقت ميكند و... آيا شايسته نيست در جمهوري اسلامي كه شعار آن آزادي بوده است، در دامنه آزاديهاي فردي و رسانهاي پس از بيانات اخير رهبري تجديدنظري جدي به عمل آيد و اين سخنان رهبري عنوان معياري جديد براي بررسي تعطيلي روزنامهها و سايتها و رسانههاي مسدودشده مدنظر قرار گيرد و منع فعاليت آنان برداشته شود؟
اميد است در طليعه ماه شوال و پايان ماه رحمت و ضيافت الهي، به زودي جامعه ما تداوم وزيدن رايحهها و نسيمهاي خوش تحمل و پذيرش از سوي مسئولان نظام در عرصه نقد و مخالفت آرا و رفتار و عملكرد آنان را شاهد باشد. آمين
اگر به حوادث اول انقلاب تا کنون توجه کنیم همواره مواردی از افراط و تفریط در این زمینه را شاهد هستیم البته وقتی پشتیبانی از جریان نقد در کشور توسط بالاترین مقام صورت بگیرد معلوم میشود که اشکالات نا خواسته است
و این شبهه رفع میشود و لذا امر مبارکی در روند اصلاح امور است
به امید تجلی مصلح کل
بذل توجهي كه آقاي رجائي به ضرورت و يا مجاز بودن نقد رهبر نموده اند متشرم . اما به نظرم مي بايست بين اعلام اين ديد گاه كه مخالفت با ولايت به معناي ضديت با آن نيست و آنچه كه عملا مي شود و در برابر آن سكوت شده و يا با عاملان آم مماشات مي شمود تميزقائل شد . ممكن است اين حرف ها زده شود و از منفعت هاي آزاده انديشي و به اصطلاح امروزين آن دموكرات منشي نشان داده شدن بهره مند شد اما در عمل همان كرد كه خلاف منطوق اين نطق ها است . ... چرا سايت بازتاب كه تنها به انتقاد از برخي مسولان و نه ولي فقيه اقدام كرده است بسته و دفتران پلمب مي شود و در برابر اين عمل غير قانوني و غير منصفانه هيچ مخالفتي از سوي رهبر كشور اعلام نميشود . اگر اين سايت كه منسوب به دبير شوراي تشخيص مصلحت نظام و فرمانده سپاه دردوران دفاع مقدس است بسته شده و اجازه نشر نظريات نداشته باشد پس آزادي براي كي معني مي دهد . براي كساني كه دستشان به هيچ رسانه اي بند نيست و يا توان ارائه منسجم نظرات خود را ندارند . فحش ادن در اتوبوس و تاكسي و محفل هاي خياباني خطري كمتر از انتقاد رسمي در يايتي مثل بازتاب دارد ؟
آنچه گفته اید تا حدی درست است فقط تا حدی و نه بیشتر
اینکه از بالاترین مسئول حکومت اسلامی نیز حتی اگر امام معصوم باشد می توان نقد کرد و اشکال گرفت درست است اما اشکال این است که باید جایگاه هر سوالی را دانست مثلا این گونه نیست که رهبر باید پاسخگوی همه اشکالات مملکت باشد مثلا آسفالت خیابان کنده شده، در شهر ترافیک زیاد شده، تلویزیون موسیقی مبتذل پخش کرده و ایراداتی از این دست را مسئولین پایین تر باید پاسخ دهند و نه رهبر. البته فکر می کنم این قاعده که هر انتقادی را باید از مسئول مربوطه پرسید را شما هم قبول دارید ولی تذکر آن در بحث شما مفید است تا جای سوالی باقی نماند.
ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که رهبر انقلاب جایگاه اجرایی ندارند و مسئولیت خطیر ایشان را شاید بتوان این گونه گفت: تعیین خطی مشی ها و موضع گیری های کلی نظام در روابط خارجی و تعیین خط سیر حرکت حکومت اسلامی در مسیر آینده نظام؛ همان چیزی که یک چشمه اش را می توان در تنظیم سند چشم انداز 20 ساله دید.
هر چند مطلب من خیلی مخالف نبود، ولی شما که انقدر شعار درود بر مخالف می دین این چند خط ما رو هم منعکس کنید.




