رایطه بین محیط زیست و افزایش جمعیت!
این روزها بحث افزایش جمعیت کشور و هشدارهای جمعیتی داغ است؛ هر کس هم از منظری به آن نگاه میکند.
مجلس هم طرح "جامع جمعیت و تعالی خانواده" را آماده کرده تا در اولین فرصت از صحن علنی رای اعتماد بگیرد اما به نظر میرسد در این میان، توجه کمی به ظرفیتهای زیست محیطی و جغرافیایی کشورمان برای در برگرفتن جمعیت بیشتر شده باشد.
از این رو خبرنگار پارلمانی ایسنا با یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشسته تا این بُعد هم تحولات جمعیتی مورد توجه قرار گیرد.
عباس پاپیزاده با تاکید بر ظرفیت بالای کشور ایران در پاسخگویی به جمعیت بالاتر بر لزوم مدیریت منابع تاکید کرد و هشدار داد که اگر منابع طبیعی و اقتصادیمان مدیریت نشود، ده برابر این منابع هم برای جمعیتمان کم خواهد آمد.
او بر استفاده صحیح از منابع تاکید و جمعیتمان را با کشور چین مقایسه کرد.
او میگوید: اینکه ما با جمعیتی به مراتب کمتر از جمعیت میلیاردی چین، همان مقدار گاز مصرف میکنیم یعنی مصرفمان اشتباه است.
این نماینده مجلس درباره تامین مسکن جمعیتی که قرار است زیاد شود بر لزوم استفاده از تکنولوژی روز که منجر به ارزانسازی مسکن میشود تاکید کرد.
*** مشروح این گفتوگو در ذیل میآید:
بحثی که اینروزها مطرح است، بحث افزایش جمعیت است؛ اما کمتر به مسئله منابع طبیعی که تامینکننده نیاز و امنیت غذایی مردم است توجه شده؛ ایران از این لحاظ چه موقعیت و ظرفیتهایی دارد؟
ایران یکی از 5 کشور اول دنیا از لحاظ تنوع اقلیمی است، خودِ این تنوع اقلیمی یعنی این که در زمانهای مختلف، میتوانیم مواد غذایی مورد نیاز مردم را در نقاط مختلف برنامهریزی و تولید کنیم، یعنی ممکن است در زمستان گوجه مناطق جنوبی را استفاده کنیم؛ در تابستان، گوجه فرنگی را از مناطق سردسیر تهیه کنیم که این یک فرصت خیلی خوب است، یعنی از نظر برنامه و جدول زمانبندی فرصتی طلایی است.
در مرحله بعد، تنوع اقلیمی به ما کمک میکند که محصولات غذایی متنوع را پرورش دهیم، اگر کشورمان را با روسیه مقایسه کنیم که منطقه سردسیری است و ایام کوتاهی از سال را میتوانند کشت و زرع کنند، عمده محصولاتشان گندم و ذرت و دانههای روغنی ست؛ یعنی تنوع محصولی ندارند و باید بسیاری از محصولاتشان را از خارج از کشور بخرند و تهیه کنند، اما ایران این شرایط محدود را ندارند و شرایط متنوعتری دارد.
از لحاظ تأمین منابع این سوال پیش میآید که آیا منابع ما پاسخگوی جمعیت فعلی هست یا نه؟
قطع به یقین ایران جزو کشورهای ثروتمند از لحاظ منابع طبیعی است. از لحاظ معینی آب، خاک، معادن، فلزات، معادن زیرزمینی، گاز، نفت و هم این منابع، منتهی باید اول به این سؤال پاسخ بدهیم که آیا توانستهایم جمعیت فعلی را پاسخ دهیم یا نه؟ جمعیت فعلی ایران و حتی بالاتر از آن را به راحتی میتوانیم پاسخ دهیم اما متأسفانه با وجود اینکه منابع ما، منابع درحد کافی است به دلیل استفاده غلط و بهرهوری به شدت پایین و استفاده از تکنولوژی قدیمی و سنتی (تقریبا اکثر تولیدات ما به روشهای سنتی صورت میگیرد) منابع را تلف میکنیم، یعنی به صورت صحیح استفاده نمیشود.
با وجود اینکه تا الان منابع را تلف کردیم، این منابع تاکنون پاسخ نیاز 75 میلیون نفر جمعیت ایران را داده است، اگر از تکنولوژی روز استفاده کنیم، بازدهی را بالا ببریم، بهرهری را افزایش دهیم و از هر منبعی برای تولید یک محصول خاص استفاده کنیم میتوانیم جمعیتی به مراتب بیشتر حداقل 2 برابر جمعیت فعلی را پاسخ دهیم، بدون اینکه از لحاظ منابع کمبود داشته باشیم. به عنوان مثال، در بحث آب، راندمان مصرف ما به طور متوسط کمتر از 30 درصد است، در برنامه پنجم، عددی حدود 45 درصد درنظر گرفته شده که ما هنوز به آن نرسیدهایم در حالی که در کشورهای توسعه یافته، این عدد در حال حاضر، 65 تا 70 درصد است، یعنی ما با یک بازدهی بسیار پایین از آب استفاده و در واقع آن را تلف میکنیم، منابع آبی ما مورد تهدید قرار گرفته، به دلیل مدیریت غلط و سنتی تولید کردن و عدم استفاده از روشهای آبیاری نوین که بازدهی آبیاری را بالا میبرند.
ممکن است بعضیها بگویند ما در آب دچار مشکل هستیم و داریم وارد فاز بحران میشویم؛ من این مسأله را قبول میکنم که این هم به دلیل مدیریت غلط است نه کمبود منابع ما نسبت به جمعیت، این یک استثناء در خصوص آب است.
به دلیل اینکه غلط از منابع خاکی یعنی مواد غذایی خاک استفاده کردهایم، از تکنولوژی مناسب استفاده نکردهایم و فشار بیش از حد به یک نقطه خاک آوردهایم، خاک دچار فرسایش شده است، مثلا برای سطوح شیبدار از کشت درختان میوه مثمر استفاده کنیم، زراعت کردهایم یعنی تراکتور سالی 2 بار شخم زده و این شخم کاشت را سست کرده است.
این خاک با کوچکترین آبیاری یا بارندگی به سمت پایین سرازیر میشود، ما با این قبیل کارها داریم منابع خاکمان را از بین میبریم، در صورتی که برای سطوح شیبدار پایه باید برای کشت درختان مثمر و غیرمثمر استفاده شود.
چون ریشه این درختان خاک را حفظ میکند، تولید هم صورت میگیرد، الان در دنیا، روشهای جدید خاکورزی به وجود آمده که مثل کشور ما دیگر شخم نمیزنند، یک سری گاوآهن بزنند شخم بزنند، خود این کار یعنی اتلاف کردن یک سری انرژی و فشار آوردن به خاک و فشرده کردن آن و خارج کردن از حالت مفیدش.
الان در دنیا از روشهای No tillage استفاده میکنند یعنی روشهای بدون خاکورزی یا خاکورزی حفاظتی؛ فقط محل کشت یک گیاه را شخم میزنند و اطراف آن را دست نمیزنند، در این صورت برای کشت محصولی مثل گندم، تقریبا 10 درصد زمین را شخم میخورد.
یکی از روشهایی که ما آب را از دست میدهیم همین شخم زدنهای بیخود است، وقتی زمین را شخم میزنیم، زمین مربوط زیرین را بالا میآوریم و در معرض هوا و نور آفتاب قرار میدهیم که آب را از دست میدهد، اما در این روش No tillage و شخم حفاظتی، آب و رطوبتی که در هوا وجود دارد، حفظ میشود.
روش کشت در گلخانه هم وجود دارد که این روش، ظرفیت تولید را تا 10 برابر افزایش میدهد، یعنی اگر ما در یک گلخانه میتوانستیم سالانه 300 تن خیار برداشت کنیم، در همان مساحت در شرایط آزاد و روبارز بدون گلخانه میتوانیم 30 تن برداشت کنیم، این یعنی که ما از منابعمان به طور حرفهای استفاده نکردهایم؛ کشورهای توسعه یافته از سیستمهای حفاظتی با مدیریت بسته (گلخانه) استفاده میکنند.
اگر ما روشهایمان را اصلاح کنیم، همچنان که تا به حال از لحاظ منابع طبیعی جزو کشورهای ثروتمند بودهایم از این به بعد هم خواهیم توانست جمعیتی به مراتب بیشتر از جمعیت فعلی کشور را پاسخ دهیم.
البته باید بگویم ما 15- 10 درصد از مواد غذایی را وارد میکنیم آن هم به خاطر شرایط خاص است که با یک برنامهریزی ساده میتوانیم این را جبران کنیم، البته، باید توجه کنیم که قرار نیست تمام محصولات را در داخل کشور تولید کنیم، گاهی اوقات در تولید یک محصول نسبت به کشورهای دیگر مزیت نسبی داریم؛ میتوانیم آن را در کشور خودمان تولید و صادر کنیم و برای کشور، سودآوری و درآمد داشته باشیم؛ از محل آن درآمد میتوانیم بقیه نیازهای کشور را تأمین کنیم اما چون بحث اقتصاد مقاومتی و غرضورزی کشورهای غربی به کشور ما مطرح است، مجبور هستیم اصرارمان این است که برای تأمین امنیت غذایی کشور، آن 10 درصد را هم در داخل تأمین کنیم که نیازی به بیرون نداشته باشیم که این قابل تحقیق است.
در مورد تامین مسکن جمعیت، چه وضعیتی خواهیم داشت؟ ما همین حالا هم در شهر بزرگی مثل تهران در تامین مسکن مردم مشکل داریم.
اگر ما به افزایش درآمد سرانه جمعیت کمک کنیم، قطعا میتوانیم با افزایش درآمد سرانه و کمک به رشد بخش تولید اقتصادی تورم را مهار کنیم، درآمد سرانه افزایش پیدا خواهد کرد و تأمین مسکن به این سختی نخواهد بود، اگر طرحهای خوبی مشکل مسکن مهر و طرحهایی بهتر از مسکن مهر بدهیم، با رفع مشکل مسکن مهم هم فکر نکنم مشکلی نداریم، ما بر منابع داخلی تکیه میکنیم، ما در ساخت مسکن تقریبا خودکفا هستیم هم از لحظ تکنولوژی هم از لحاظ تأمین منابع مورد نیاز؛ ایران صادرکننده انواع فلزات است، در بحث فولاد، ایران جزو چند کشور اول دنیاست.
در تأمین شن و ماسه و مواد مورد نیاز ساخت و ساز، کشور ما تأمین کننده است، منتهی مشکل ما در بحث تأمین مسکن، گران بودن تهیه مسکن و تأمین این منابع برای ساخت مسکن است، علتش هم به تورم و عدم مدیریت صحیح اقتصاد برمیگردد، وقتی اقتصاد به هم میریزد، درآمد مردم پایین بیاید، تورم بالا برود، قدرت خرید مردم پایین میآید، البته قدرت خرید مسکن و قدرت تأمین اقتصادی مسکن ربطی به منابع ندارد.
ما منابع مورد نیاز ساخت مسکن در کشور را به فراوانی داریم اما به علت پایین بودن درآمد سرانه مردم و بالا بودن تورم و گرانیهای که اتفاق میافتد، مردم نمیتوانند با این درآمد سرانه مسکن تهیه کنند. برای مسکن باید چند کار انجام دهیم.
اول اینکه مسکن هم یک کالای مصرفی مثل باقی کالاهاست، باید تورم را کنترل کنیم، بعد هم باید بتوانیم قدرت خرید مردم را افزایش دهیم، در بحث ساخت و ساز هم از تکنولوژیهای روز استفاده کنیم، هزینه ساخت مسکن را با روشهای جدید و تکنولوژیهای نوین، پایین بیاوریم، میشود به راحتی ساخت و ساز را ارزانتر از چیزی که هست برای مردم تأمین کنیم.
یعنی شما معتقدید در صورت استفاده صحیح از منابع، مشکل خاصی در جهت تامین منابع طبیعی و برآورده کردن نیاز جمعیت بیشتر نخواهیم داشت؟
اگر فاکتور مدیریت صحیح را کنار منابعمان بگذاریم مشکلی نداریم، باید تاکید شود که منابع به حد نیاز وجود دارد اما اگر بخواهیم به روشهای قدیمی کار کنیم، این منابع کم خواهد آمد و اگر آنها را 10 برابر کنیم باز هم کم خواهد آمد.
ولی با همین منابع میتوان مدیریت قویتری داشت و جمعیت بیشتری را هم ساپورت کرد، مثلا میزان مصرف سوختهای فسیلی ایران مثل گاز تقریبا برابر چین است، جمعیت ما 75 میلیون و رشد اقتصادی چین جز کشورهای اول جهان است، این کشور به اندازه ایران، گاز مصرف میکند. این یک علامت سؤالاست که کشوری که حداقل 16 17 رابر ما جمعیت دارد پس باید 17 16 برابر ما هم گاز مصرف کند. چرا به اندازه ما مصرف میکند ولی اقتصادش به پیش حرکت میکند و در دنیا تک تازی میکند، این نشان میدهد که در آن جا به روشهای درست از این منابع استفاده میکنند.
هزینه مدیریت غلط منابع فشار خودش را روی دوش مردم پیاده میکند، یعنی این کمبود منابع نیست، مثلا اگر ما نیاز داریم که در روزهای سرد از ترکمنستان گاز وارد کنیم، در واقع اصلا نیاز نیست و ما داریم بیش از حد نیاز مصرف میکنیم، یا مثلا خود ما واردکننده بنزین هستیم و بعد میگوییم منابع کم است جمعیت را افزایش ندهیم، در صورتی که داستان چیز دیگری است.
یکی از نقاط قوت کشورها، داشتن نیروهای جوانی است که درصد زیادی از جمعیت را تشکیل میدهند، یکی از تهدیداتی که اقتصاد چین را تهدید میکند همین کاهش جمعیت است، کاهش جمیعت، داستانهایی دارد که در نسلهای بعد، خود را نشان میدهد، طبق برآوردهایی که شده، مسیر اقتصاد چین در چند سال آینده به سمت پایین خواهد رفت. علتش هم همین ترکیب غلط جمعیتی است که به اجبار به وجود آمد.
تأثیرات اخلاقی هم در این مورد بیتأثیر نیستند، یک فرد که در خانوده 4 نفره بزرگ میشود بسیار قانعتر از فردی است که در خانواده تک فرزندی بزرگ میشود. این فرد معمولا حاضر نیست در شرایط سخت کار کند. نقطه قوت چین این است که چینیها میتوانند در سختترین شرایط کار کنند ولی 10 15 سال دیگر نسل جدیدشان در جهت عکس حرکت خواهد کرد، چون خانوادهها تمام توانشان را روی یک بچه گذاشتهاند و این بچه از شرایط سخت خبر ندارد و احساس نیاز به تلاش و کوشش نکرده باشد، این موضوع که الان نقطه قوت چین است در آینده به نقطه ضعفش تبدیل میشود.


