نگاه مادرانه به طرح جامع جمعیت
نفیسه آزاد، جامعهشناس، در مطلبی در روزنامه «شرق» می نویسد: صبح است. پسر چهارسالهام دور خانه میدود و بلندبلند شعر تازهای که یاد گرفته را میخواند. پرستار دوروز است که مریض شده. دیشب هم تلفنش را جواب نداده و من سعی میکنم برنامهریزی کنم که چطور باید بچه را ساعت سهونیم از مهدکودک بردارم. در را که باز میکنم تلفن زنگ میزند. مادرم است و میگوید امروز بهخاطر آلودگی هوا مهدکودکها تعطیل هستند. مجبورم به شرکت بروم چون لپتاپم آنجاست. از سر ناچاری به مهدکودک زنگ میزنم.
مدیر مهد نجاتم میدهد، با خنده میگوید: «من خودم یک زن شاغل هستم، وضعیت شما را درک میکنم، بچه را بیاورید ما چند ساعتی نگه میداریم، تا کسی را پیدا کنید.»
در راه رسیدن به محل کار، به «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» فکر میکنم، به اینکه این طرح چطور قرار است، من مادر را تشویق کند که بچههای بیشتری به دنیا بیاورم. آیا این طرح برای بچهها پیشبینی مهدکودکهای رایگان و دولتی کرده است؟ آیا برای برخورداری بچهها از سلامت و بهداشت رایگان تدبیری اندیشیده است؟ اگر بچههای بیشمار من هرکدام ماهی یکبار نیاز به دکتر و درمان برای مریضیهای مرسومی مثل آنفلوآنزا یا مسمومیت یا شکستن دست و پا و نظایر آن داشته باشند، هزینه آن با یک حساب سرانگشتی ممکن است حتی از نصف حداقل دستمزد نیز بالاتر برود.
سعی میکنم همینطور که در صف اتوبوس ایستادهام طرح را در ذهنم ورق بزنم و ببینم آیا دولت تعهدی برای خود در قبال فرزندان بهدنیاآمده در حوزههایی مثل آموزش، خدمات تفریحی، رفاهی و حتی هزینه لباس، شیر، میوه و... قایل است که میبینم خبری نیست. کانادا در سال 2012 بالاترین نرخ رشد جمعیت را در میان کشورهای صنعتی داشت. یکی از سیاستهای این کشور برای بالابردن جمعیت بالابردن نرخ رشد مهاجرت به داخل بوده است بهطوریکه در این سال حدود 250هزارنفر از طریق مهاجرت به جمعیت اضافه شدهاند.
از سوی دیگر درنظرگرفتن مهدکودکهای عمومی و رایگان در کنار مهدکودکهای خصوصی برای مادران شاغل یا مشغول به تحصیل، پرداخت ماهانه مبلغی برای نگهداری فرزندان به مادر (که به شکل تقریبی کفاف هزینه خوراک و پوشاک بچهها را میدهد)، سیستم سلامت و بهداشت فراگیر و رایگان، فراهمآوردن نظام فرزندخواندگی قانونی و بسیار محکم برای جلوگیری از سقطجنین بچههای ناخواسته از سیاستهایی بوده که دولت کانادا برای افزایش جمعیت خود در نظر گرفته است. اما آنچه «در طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» دیده میشود، دنبالکردن سیاست مادران بیاراده و بیحقوق با فرزندان بیشمار است بدون آنکه تعهدی جدی برای دولت جز دادن جایزههای خیالی در نظر گرفته باشد.
گامهای این افزایش جمعیت بهطور خلاصه اینگونه است،
گام اول؛ تغییر آموزش دختران در دورههای مقدماتی. دختران جوان از طریق تغییر محتوای درسی بهجای آنکه برای ایفای نقش اجتماعی آماده شوند برای حاملگی و زایمان و خانهداری آماده خواهند شد.
گام دوم؛ محدودیت جدی زنان برای تحصیل در رشتههای درآمدزا. در مرحله بعدی با اجراییکردن سیاستهای «بومیگزینی» و «سهمیهبندی جنسیتی» راه زنان برای تحرک اجتماعی و رسیدن به رشتههایی که درآمدزا هستند یا منزلت اجتماعی بالاتری را تضمین میکنند سد میشود. این کار درواقع به شکل غیرمستقیم امکان رسیدن به شغل را در آینده از زنان میگیرد.
گام سوم و نهایی؛ طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده.
اگر همه اینها کارگر نیفتاد و کار به مرحله استخدام رسید، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده وارد میشود و با اولویتبندی استخدامی مردان متاهل صاحب فرزند را در صدر قرار میدهد و زنان مجرد و حتی متاهل را در اولویتهای آخری قرار میدهد که عملا نوبتی به آنها نرسد. خب در این مقطع برای زن درسخوانده یا نخوانده بیکاری که لابد سرمایه و اعتباری هم ندارد که کاری راه بیندازد، فرزندآوری را تبدیل به پروژه کسب درآمدکردن، آخرین گام برای رسیدن به جمعیت 150میلیونی است.
فرزندانی که قرار است از طریق این برنامه به جمعیت ایران اضافه شوند باید با دستمزد یکی از والدین که حداقل مصوب و قانونی آن 530 هزارتومان در ماه است بزرگ شوند و مادرشان همزمان نقش حملکردن، زاییدن، مهدکودک، آموزشدهنده، پرستار و... را بازی کند. مادر این بچهها باید زندگیاش را بدون هیچ حمایتی صرف بزرگکردن بچههایی کند که امیدوار باشد آیندهای بهتر از او در انتظارشان است.
اتوبوس میرسد، هوای گرفته تهران و جمعیت زیادی که در اتوبوس بههمچسبیدهاند عملا نفسکشیدن را مشکل کرده است، بهسختی پیاده میشوم و سعی میکنم امیدوار باشم که حداقل قانونگذاران برای هوای قابلتنفس و حملونقل عمومی 150میلیوننفر نیز فکری کرده باشند.
دولت اگر بتواند کاری بکند که جلوی مهاجرت 160 هزار تن نخبه در سال به خارج را بگیرد، این خود کمک بزرگی خواهد بود به رشد جمعیت کشور ( بیشتر شدن درصد رشد جمعیت کشور )
يك جمعيت بيمار و معلول و بيكار و افسرده و معتاد به چه درد مملكت ميخوره؟ !!!!
آیا داشتن چند فرزند مانع سربلندی و حضور در اجتماع هست؟!
زنان شاغلی که در پستهایی چون استاد دانشگاه و پزشکی و .. مشغول کارند و هر کدام چند فرزند دارند پس چی میشن؟!!
کمی با انصاف باشیم من خودم مادرهایی رو میشناسم که با وجود 5 فرزند در دانشگاه با مدرک دکترا در حال تدریس و فعالیتند.
در ضمن دوست من فارغ التحصيل صنايع دستي است ولي منشي مطب يك پزشك است . نه كه بخواهد مجبور است چون دو سالي كه كار معرق در منزل انجام مي داد بايد همچنان پول توجيبي از پدرش مي گرفت .
آقا رضا اين همه واقعيت است كه بدون پرده و چون نمي شناسمتان برايتان گفتم . بازهم خدارا شكر كه سالميم حداقل فعلا .
بد نيست وقتي مي خواهيد مانيفست بدهيد و دانشگاه و ديگران را رد كنيد نگاهي واقع بينانه هم به كل جامعه داشته باشيد نه فقط دور و بر خودتان
موفق باشيد و سالم
به شما وسایر مردان هم پیشنهاد می کنم بدون تعصب وغرض به قضیه بنگرید وجود یک یا چند زن شاغل وبی مسئولیت قابل تعمیم به همه نیست.
این تصور غلط را بوجود اوردید که هر دختری که میخواهد ادامه تحصیل بدهد و در اجتماع تاثیرگذار, دنبال شرارت و خودنمایی است و غرب زده!!! در خانواده مذهبی ما خانم ها معلم, مدیر, مهندس , اهل هنر وموسیقی وحتی دکتر هم داریم با فرزندانی کاملا با مسئولیت و اهل خانواده
یعنی من مادر نباید حداقل تفریحات (سالم!) رو داشته باشم؟
من یک زن شاغل هستم که از قضای روزگار هم از نظر علمی وتحقیق وهم از نظر شغل وخانه داری موفق بوده ام واین را مدیون پدر،برادر وهمسرم بوده ام .
همانطور که از دامن زن مرد به معراج می رود از حمایت مرد نیز زن رشد می کند .اگه مردان می خواهند در این زمینه شانه خالی کنند خود می دانند.
زندگی با این فرض زیباست که زن ومرد باهم تلاش کنند اگر فقط مرد کار کند وزن فقط فرزند بیاورد نتیجه اش می شود این که می بینید!!!
آمار جرم وجنایت وجامعه ناامن امروز نتیجه روزگاری ایست که زنان از تحصیل وبیشتر امکانات محروم بودند.
اگر با چند تا از خانومهایی که چند فرزند دارند هم صحبت بشید فکر میکنم نظرتون فرق کنه
وقتی مرد آدم مرد باشه و بشه به اون تکیه کرد چرا خودمون ر از مادرشدن محروم کنیم؟!
تفکر شما مثل کشاورزی ایست که می گوید برای اینکه هزینه کارگر ندهیم بهتره بجای دو هکتار یک هکتار محصول بکاریم
اگه این کشاورز دید وبینش بازتری داشته باشه هم خودش بیشتر سود می کنه وهم یکی دیگه صاحب شغل ودرامد میشه
برادر من اشکال از مدیریت وکمبود امکانات است چرا نصف جمعیت را می خواهید از حقوقشان محروم کنید.در هر جامعه هر کس این حق را دارد رشته تحصیلی را دنبال کند که دوست دارد شغلی را انتخاب کند که استعدادش را دارد. اگر دیگران در گذشته مثل شما فکر می کردند آلان ما زنان پزشک ومعلم هم نداشتیم.روزی با پزشک ومعلم شدن زنان هم مشکل داشتن........
آمادگی برای حضور اجتماعی: اگر منظورتون خیل زنان و دختران جوانی است که در فروشگاه ها بعنوان کارگر مغازه مشغول کار هستن و یا خیلی هایی که مثل من کارمند دولتی هستن که صبح مثل مرغ پر کنده از خونه می پرم بیرون تا به سرویس برسم و یک کار اداری و روتین که هیچ تحرک اجتماعی ای نداره و فقط بخاطر حقوقش ولش نمیکنم ؛ اگه این مد نظرتون هست این پیشرفت نیست.
ما زنها باید یکبار دیگه بدون تعصب بشینیم دور هم و ببینیم واقعا چی میخوایم؟
18 سال درس خوندن و مدرک گرفتن و استرس کنکور و از این شهر به اون شهر شدن و .... آخرش چی؟ من الان خوشبختم؟ این درسها چقدرش بدردم خورد؟ چقدرش به درد کار و فعالیت اجتماعی ام خورد؟ چقدر مفید جامعه ام؟
واقعا در برابر این تعهد خدمت و استفاده از آموزش رایگان چی دارم به جامعه ارائه میدم؟ جوونی ام خرج چی شد؟مدرک!




