صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ساواك و وسايل شنود

دكتر غلامعلي رجايي
کد خبر: ۳۵۳۶۷
| |
9700 بازدید
دربار به روايت دربار (2)
gholamalirajaee@yahoo.com

اشرف دوست پسر خود را به قتل مي‌رساند
ماجراي ديگري که در رابطه با اشرف قابل ذکر است جريان قتل فجيع پالانچيان است. من پالانچيان را نديده ام ولي عکس او را مشاهده کرده‌ام. از همه رفيق‌هاي اشرف، سر بود و راجي در مقابل او صفر بود. قد رشيد و صورت زيبايي داشت و بسيار خوش تيپ و خوش هيکل بود. پالانچيان از خانواده‌هاي بسيار متمول ارامنه ايران بود و نمي‌دانم که اشرف اولين بار او را در کجا ديد که به شدت عاشقش شد.

زماني که قائم مقام ساواک بودم، روزي نصيري مرا خواست. نصيري هيچگاه مرا نمي‌خواست و ما در کارمان مستقل بوديم. به هرحال، بر خلاف روال معمول، روزي مرا خواست و گفت: فلاني، گرفتاري عجيبي پيدا کرده ام. جريان را پرسيدم. گفت: اشرف تلفن زده و مي‌گويد پالانچيان را بايد دستگير کنيد؟ آخر چرا؟ البته نصيري از اين وحشت داشت که مورد اعتراض محمدرضا شاه واقع شود و لذا به من پناهنده شد. به هر روي اجازه محمدرضا کسب شد و پالانچيان توسط ساواک دستگير و زنداني شد. علت دستگيري پالانچيان چه بود؟ بررسي کردم و معلوم شد که پالانچيان به عشق اشرف جواب منفي داده و کار به جايي رسيده که اشرف به در خانه اش مي‌رود و التماس مي‌کند که فقط اجازه بده 10 دقيقه وارد شوم و پهلويت بنشينم و پالانچيان با عصبانيت او را رد مي‌کند که ولم کن، چه از جانم مي‌خواهي؟ چرا اذيتم مي‌کني؟ اشرف که مي‌بيند التماس فايده‌اي ندارد به ساواک دستور دستگيري او را مي‌دهد که شايد بترسد و رام شود. لذا او را گرفتند و پس از يک ماه به دستور اشرف آزادش کردند. لابد تصور کرده بود که تنبيه شده و ديگر دستورش را اطاعت مي‌کند.

پس از اين جريان، اشرف به فردي به نام مجيد بختيار، که فاميل ثريا بود و با پالانچيان صميميت داشت، دستور مي‌دهد که من در نوشهر يک ميهماني مي‌دهم و تو پالانچيان را به آن جا بياور، ولي نگو که من در ميهماني هستم. پالانچيان داراي يک هواپيماي دو موتوره شخصي بود. با اين هواپيما به اتفاق مجيدبختيار به نوشهر مي‌رود. در ميهماني، اشرف خودش را نشان نمي‌دهد و به دستور او، مجيد بختيار به اتفاق عده‌اي دختر پالانچيان را مست مي‌کنند و سپس او را به اتاق طبقه بالا مي‌برد. در اتاق، ناگهان اشرف ظاهر مي‌شود. با ديدن او مستي از سر پالانچيان مي‌پرد. اشرف به پاي پالانچيان مي‌افتد و التماس و گريه مي‌کند که به من رحم کن، دارم از عشق تو از بين مي‌روم. ولي پالانچيان او را از خود دور مي‌کند و باز جواب رد مي‌دهد. اشرف هم عصباني مي‌شود و با حالت خشم از او جدا مي‌شود و مي‌گويد: بسيار خوب، ديگر با تو کاري ندارم! و از اتاق خارج مي‌گردد. او به اتاق ديگري که 2-3 نفر از دوستانش بوده‌اند مي‌رود و در آن جا به مأمورين ساواک دستور مي‌دهد که هواپيماي پالانچيان را دست کاري کنند.

يکي دو ساعت بعد، پالانچيان که سر درد داشته مجيد بختيار را برمي دارد و براي هواخوري به کنار دريا مي‌برد و ناگهان هوس مي‌کند که سوار هواپيما شود. در اين موقع هواپيماي پالانچيان توسط ساواک دست کاري شده بود و مجيد بختيار هم اطلاع نداشت، ولي تصور اشرف اين بود که پالانچيان فردا صبح به تهران پرواز خواهد کرد و در راه با کوه تصادم خواهد نمود و مرگش طبيعي جلوه خواهد کرد. ولي پالانچيان همان شب هوس پرواز روي دريا مي‌کند و به اتفاق مجيد بختيار سوار مي‌شوند. هواپيما پس از چند کيلومتر پرواز ناگهان سقوط مي‌کند و هر دو کشته مي‌شوند. (1)

ساواك و وسايل شنود
وسايلي که در آن زمان در اختيار ساواک بود، دوربين‌هايي بود که تا 6 کيلومتر با وضوح کامل، در حد شناخت افراد، عکس مي‌گرفت. دوربين‌هايي نيز بود که از نزديک ترين فاصله، تا 10 سانتي متر عکسبرداري مي‌کرد که براي تصويربرداري از اسناد سفارتخانه‌ها بود.

آنچه اهميت خاص داشت، فرستنده‌هاي مستقر در اماکن جلسات شبکه‌هاي پنهاني و نيز در منزل اشخاص متنفذ يا مشکوک يا سفارتخانه‌ها بود. به دستور محمدرضا، گاه در منزل برخي مقامات مهم اين فرستنده‌ها نصب مي‌شد و گزارش آن به اطلاع او مي‌رسيد. اين فرستنده‌ها به نحوي بود که به هيچ وجه قابل کشف نباشد. ولي وسايلي براي کشف وجود داشت، که يک دستگاه کوچک جيبي بود و موجي که توسط فرستنده ارسال مي‌شد را کشف و ديده نشد که فرستنده را کشف کنند. اشخاص متنفذ يا مشکوک هم که اصولا نمي‌دانستند چنين وسيله‌اي وجود دارد و يا اصولا احتمال شنود را نمي‌دادند.

انواع فرستنده‌هاي مخفي که مورد استفاده ساواک بود و پيشرفته ترين تکنولوژي در اين رشته تا آن زمان بود، عبارت بود از صفحه کاغذ بسيار نازک فلزي شبيه به کاغذهايي که براي علامت لاي کتاب گذارده مي‌شود، انواع فرستنده‌هاي بسيار ريز حتي به‌اندازه يک ماش (فرم آهن ربايي آن براي ميزهاي فلزي مناسب بود و فرم چسبان براي ميزهاي چوبي)، تکمه سر دست، تکمه يقه و پيراهن، فرستنده کوچک کار گذارده شده در ساعت مچي و خلاصه هر چه بتوان تصور کرد در انواع و اقسام و مارک‌هاي مختلف، استفاده از اين وسايل منوط به مورد خاص بود.

در اداره الکترونيک شعبه خاصي نيز براي کشف فرستنده و راه‌هاي خنثي کردن کشف وجود داشت. در ساختمان سفارتخانه‌هاي هدف، ساواک با پرداخت پول هنگفت به مستخدمين و کارکنان فرستنده کار مي‌گذارد، ولي گاه کشف مي‌شد. البته کشف منوط به کشور مربوطه بود. سفارتخانه‌هاي کويت و عربستان سعودي و امثالهم اصولا به فکر اين مسائل نبودند تا چه رسد به کشف آن! لذا در اين سفارتخانه‌ها فرستنده‌هاي فوق مورد استفاده قرار گرفت. اما سفارت‌هاي شوروي و اروپاي شرقي دائما به دنبال کشف بودند و اداره کل پنجم را با دردسر روبه‌رو مي‌کردند.

گيرنده‌ها بستگي به برد فرستنده‌ها داشت و معمولا در يک ساختمان نزديک محل موردنظر و يا در اتومبيلي که به طور معمولي پارک مي‌شد مستقر بود. مثلا، به دستور هيأت مستشاران امريکا چندين خانه حوالي سفارت شوروي توسط ساواک تهيه شده بود. هرچه فرستنده مي‌فرستاد روي نوار ضبط مي‌شد و سپس نوار مورد استفاده سازمان مربوطه (اداره کل هشتم، هيأت مستشاري، اداره کل سوم و غيره) قرار مي‌گرفت.

ضبط صوت عملياتي مورد استفاده ساواک بايد حتما داراي 3 خاصيت مي‌بود: اول اينکه از فاصله نزديک، حتي نيم متري و کمتر، صداي کار آن شنيده نشود. قطع و وصل آن معمولا به وسيله سيمي از درون آستين انجام مي‌گرفت. دوم اينکه حجم آن، کوچک باشد. هر چه کوچکتر بهتر و سوم اينکه مدت نوار آن کافي باشد. تصور مي‌کنم بهترين ضبط صوت‌هاي عملياتي ساواک، ساخت ژاپن بود. براي جلساتي که در فضاي باز، مثلا در محوطه باغ، برگزار مي‌شد، فرستنده کوچکي به شکل يک قطعه سيم بسيار نازک موجود بود که حتي از فاصله 10 سانتي متري هم ديده نمي‌شد. اين فرستنده به وسيله يک دستگاه کوچک تپانچه مانند به بالاي محل ميهماني يا جلسه پرتاب مي‌شد و هدف گيري روي شاخه درخت بود. اين فرستنده تا زماني که کشف نمي‌شد قابل استفاده بود. اصولا علت اينکه اداره تعقيب و مراقبت در حوزه فعاليت اداره کل پنجم قرار داشت، همين ظرايف بود. (2)

------------------------------
پي‌نوشت‌ها:
1- ارتشبد سابق، حسين فردوست، موسسه اطلاعات، 1370، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، جلد اول، (ص 234)
2- ارتشبد سابق، حسين فردوست، موسسه اطلاعات، 1370، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، جلد اول، (ص 440)
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟