صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگاه شما: استعمار نو

کد خبر: ۳۵۳۵۳۳
| |
8701 بازدید
|
۱

یکی از اساتید ارجمند تاریخ تفسیر جالبی از مراحل استعمارگری داشت. وی استعمارگری را به سه دوره تقسیم می کرد: اول دوره ای که استعمارگران حضور فیزیکی در کشورهای دیگر داشتند و علاوه بر حکومت بر این کشورها منابع آنها را تاراج می کردند. بعدها به دلیل حساسیت مردم کشورها نسبت به حاکمیت بیگانگان دوره دیگری از استعمار شروع شد که با دخالت و ایجاد حکومتهای وابسته و سرسپرده و با عقد قراردادهای یکسویه منابع دیگر کشورها را به غارت می برد و لزوماً خود حکومت نمی کرد.

در استعمار نوع دوم منابع گرفته می شدند و کالاهایی که لزوماً ضروری هم نبودند به کشور تحت استعمارفروخته می شد. کارخانه احداث می شد امّا دانش فنی و منابع اولیه کارخانه در انحصار کشور استعمارگر قرار داشت. در سالهای اخیر و به دلیل آگاهی بیشتر ملتها و استقلال طلبی اکثر کشورها نوع جدیدی از استعمار شروع شده است. در شکل جدید استعمار نه به دنبال حاکمیت بر کشورها هستند و نه حتی به دنبال منابع طبیعی آنها. در استعمار جدید نیروهای انسانی یک کشور با ترفندهای مختلف جذب می شوند.

این نیروهای انسانی عموماً دو دسته هستند: سرمایه داران یک کشور که به کشور استعمارگر مهاجرت کرده و سرمایه خود را که سرمایه ملّی هم هست با خود می برند و دوم دانشمندان یک کشور که پایه های علمی کشور مهاجرپذیر را تقویت می کنند. در دنیای امروز نیروی انسانی متفکر و خلاق مهمترین سرمایه یک کشور است. لازم نیست نفت بفروشیم تا ثروتمند شویم. کافی است دارو یا وسیله ای اختراع کنیم و آن را به کشورهای دیگر بفروشیم. فقط کافی است مبالغ هنگفتی که دانشجویان و اساتید و دانشگاههای ما بابت استفاده از منابع علمی و مجلات خارجی می پردازند را محاسبه کنید تا بدانید چه می گویم. البته اخیراَ انواع دیگری هم از این فرار استعدادها مشاهده می شود: ورزشکاران، هنرمندان، کارگران فنی.

یکی از استادان دانشگاه  حرف جالبی می زد، اینکه اگر کسی تولید (هر نوع تولیدی، کالا، علم، ایده) نداشته باشد آدم کاملی نیست. استاد دیگری هم جمله مهمی را به ما گوشزد کرد: اگر علم ما منجر به کسب درآمد نشود هیچ ارزشی ندارد. ارزش قائل شدن و خرج کردن برای اهل علم و فن و هنر هزینه کردن نیست بلکه نوعی سرمایه گذاری است. کشورهای استعمارگر این را خوب فهمیده اند و برای همین با دادن امکانات مالی و رفاهی بسیار زیاد متخصصان دیگر کشورها را جذب می کنند و با کمک آنها پایه های علمی و فنی خود را قوی می کنند. در دنیای امروز کسی به دنبال فروش منابع طبیعی کشورش نیست. این روزها عصر فروش اطلاعات است. کافی است درآمد شرکتهای بزرگ کامپیوتری از فروش سی دی و نرم افزارهایشان را بررسی کنید تا با تعجب متوجه شوید درآمد بعضی از آنها از درآمد فروش نفت کشور ما در یک سال هم بیشتر است. شاید متعجب شوید اگر بگویم گردش مالی سینمای هالیوود از درآمد نفتی ایران هم بیشتر است! حالا خوب بررسی کنید ببینید چند نفر از بازیگران و کارگردانان نامی هالیوود از کشورهای دیگر جذب آمریکا شده اند. فکر می کنید چرا فرانسه حاضر می شود با اصغر فرهادی قبل ازاینکه حتی فیلمنامه اش را نوشته باشد قرارداد ببندد؟ خیلی ساده است.

چون او را فردی توانمند یافته اند که می تواند برایشان پولسازی کند. بررسی فروش خوب فیلم "گذشته" در جهان و فروش میلیاردی اش در ایران همه چیز را نشان می دهد. جذب سرمایه های ورزشی هم برای این کشورها منفعت مالی دارد. فکر می کنید چرا کشورها به دنبال کسب میزبانی مسابقات جهانی و المپیک هستند؟ می دانید در همین قطر که در نزدیکی ما هستند چند درصد از ورزشکاران حرفه ای خارجی هستند وتابعیت قطری گرفته اند؟ و اینکه حضور همین ورزشکاران در کسب میزبانی مسابقات مهم و حتّی جام جهانی فوتبال چقدر مؤثر بوده است؟

این دردآور است که در فینال کشتی فرنگی جهان در وزن 84 کیلوگرم نماینده ایران یعنی طالب نعمت پور با یک ایرانی دیگر یعنی سامان طهماسبی که تابعیت آذربایجانی گرفته است روبرو می شود. اتفاق بدی که در کشور ما افتاده و هنوز هم ادامه دارد بی توجهی به استعدادها و سرمایه های فکری، اقتصادی، ورزشی، و هنری است. ما این استعدادها را فراری می دهیم. این آدمها اگر خیلی حمیت داشته باشند که از کشور نروند سرخورده می شوند و قید کوشش و تلاش را می زنند و در جریان زندگی روزمره گم می شوند.

خوب، پسرک فوتبالیست اردبیلی شانس داشت که در برنامه نود دیده شد امّا می دانید چند هزار کودک ایرانی دیده نمی شوند و در  پیچ و خم زندگی محو می شوند؟ امروزه  کشورهای پیشرفته در علوم انسانی و تربیت نیروی انسانی خلاق سرمایه گذاری می کنند امّا در کشور ما کسانی که علوم انسانی می خوانند پائین تر از بقیه دانش آموزان در نظر گرفته می شوند. در اروپا و بخصوص آمریکا اگر حتّی یک کودک 10 ساله داستان یا مقاله خوبی بنویسد که چاپ شود بلافاصله چک دستمزدش برای او فرستاده می شود چون می دانند این دستمزد اشتیاق او را به نوشتن و خواندن بیشتر می کند و شاید در آینده یک نویسنده یا محقق خوب  شود.

 از نظر کشورهای پیشرفته همه چیز یک صنعت است و باید آنقدر خوب باشد که هزینه خود را درآورد. فوتبال هم یک صنعت است. سینما هم یک صنعت است. آنجا نه تنها دولت برای تولید فیلمهای مثلاً فاخر! پولی خرج نمی کند بلکه از مالیات فروش فیلمها کلّی هم درآمد کسب می کند. در کشورهای پیشرفته فوتبال خصوصی است نه مثل ما که همه چیزمان صوری و سطحی است و فوتبالمان هم در ظاهر خصوصی و در باطن دولتی است. آنجا اگر دستمزد میلیاردی هم به بازیکنی می دهند از جیب دولت و ملّت نیست. در این کشورها سرمایه گذار به معنای واقعی تشویق و کارش تسهیل می شود و از همه مهمتر در هر بخشی سرمایه گذاری شود امنیت آن بخش تأمین می شود. فکر می کنید چرا کشورهای غربی و آمریکا از روی میز بودن گزینه حمله نظامی به ایران سخن می گویند؟ فکر می کنید آنها اگر می توانستند و شرایط و افکار عمومی جهانی اجازه می داد منتظر اجازه سازمان ملل می ماندند؟ واقعیت این است که این یک بازی ظریف سیاسی و تبلیغاتی است و هدف از آن ایجاد رعب و وحشت برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی در ایران است. به اینها اضافه کنید عملکرد داخلی بعضی ارگانها و مدیران ما را که به این حس ناامنی دامن می زنند.

حمله عوامل خودسر به سینماهایی که یک فیلم مجوزدار را دارند پخش می کنند ، کوتاهی نیروی انتظامی در تأمین امنیت خیابانها، عدم پخش بعضی فیلمها توسط حوزه هنری و دخالت در امور وزارت ارشاد، نبود ثبات در بازار ارز و طلا که به دلیل بی کفایتی مدیران است، نبود قوانین شفاف اقتصادی و بانکی، عدم وجود ضمانت واقعی برای کالاها و خدمات بعد از فروش، عدم پایبندی بیمه ها به تعهدات خود در  برابر مردم و سرمایه گذاران و امثال اینها مثالهایی از این ایجاد ناامنی هستند. بدتر از همه احساس ناامنی ذهنی است که نتیجه اش می شود دروغ ، ریا ، دزدی ، اختلاس ، تملق و چاپلوسی. اینها همه ریشه در یک ذهن ناآرام دارد، ذهنی که امنیت خود را در دروغ و ریا و دزدی و کسب پول و مقام با هر وسیله ممکن می بیند.  

در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش را مصرف کننده نمی دانند و هر گونه هزینه ای در این بخش را نوعی سرمایه گذاری بلند مدت می دانند. کتابها و درسها تا حد امکان ساده، کاربردی، و برای نیاز روزانه و آموزش مهارتهای زندگی طراحی شده اند و مدارس روح کودکی، شادابی، و خلاقیت را در کودکان نمی کشند. در این کشورها نه تنها استعدادها فرار نمی کنند بلکه استعدادهای دیگر کشورها را هم جذب می کنند. این شکل جدید استعمار است و در این استعمار جدید فقط و فقط خود ملتها ی تحت استعمار مقصر هستند.

والسلام

فرستنده: محمّد  احمدوند مدرّس دانشگاه و آموزش و پرورش

* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.




مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۹
انتشار یافته: ۱
دانشجوي دكتري
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۴
عالي بود، به خصوص آخرين جمله.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟