طراحي آزموني كم هزينه و دقيق براي برآورد حداكثر اكسيژن مصرفي
حداكثر اكسيژن مصرفي (VO2max) عامل مهمي در ارزيابي سطح آمادگي ورزشكار و ميزان پيشرفت او است. (VO2max) همچنين ميتواند به مربيان براي استعداديابي كمك كند. وقتي كه مربي آگاهي از ميزان حداكثر اكسيژن مصرفي يك فرد تشخيص خواهد داد كه جسم او براي انجام اين ورزش مناسب است يا نه؟ (VO2max) براساس درصدي از اكسيژن مصرفي هنگام ورزش برآورد ميشود. هرچه تودهي عضلاني بيشتري درگير شود، عضلات اكسيژن بيشتري مصرف ميكنند. (VO2max) ذاتي است اما، ميتوان با انجام بعضي از انواع فعاليتهاي ورزشي ميزان آن را افزايش داد.
ابزار اندازهگيري (VO2max) بيشتر براساس تحقيقات صورت گرفته در كشورهاي خارجي طراحي شده است و آن ها اين ابزار را براساس نمونههاي جامعهي خودشان ساختهاند كه اين ابزار در جامعهي ايراني دقت بالايي ندارد براي رفع اين مشكل محققان گروه تربيت بدني دانشگاه تربيت مدرس آزمون TMST براي برآورد VO2max طراحي كردند.
به گزارش ايسنا، طراحي آزمون پله بيشينه با نام آزمون پله تربيت مدرس(TMST) براي برآورد حداكثر اكسيژن مصرفي (VO2max)، عنوان تحقيقي است كه توسط مهديه ملانوري، دانشجوي دوره دكتري فيزيولوژي ورزش دانشگاه تربيت مدرس، دكتر حميد آقاعلي نژاد و دكتر رضا قراخانلو به انجام رسيده است.
در اين تحقيق آمده است: حداكثر اكسيژن مصرفي (VO2max) يا توان هوازي بيشينه بالاترين مقدار اكسيژني است كه در شرايط ورزش شديد استفاده مي شود كه مهم ترين شاخص آمادگي هوازي، سلامت قلبي عروقي و اجراي استقامتي است. VO2max را ميتوان با آزمونهاي بيشينه مستقيم به عنوان روشهاي ملاك مانند تجزيه وتحليل نفس به نفس گازهاي تنفسي روي چرخ كارسنج يا نوار گردان (SEE=1-3 ml/kg/min ) اندازه گيري كرد. اما روشهاي مستقيم اندازه گيري VO2maxپرهزينه هستند و به پرسنل كارآزموده نياز دارد. بنابراين آزمون هاي بيشينه غير مستقيم مانند آزمون بيشينه بروس روي نوارگردان كه VO2max را از زمان فعاليت يا برون ده توان بيشينه برآورد ميكنند طراحي شدهاند.
ايرادي مطرح شده براي آزمونهاي بيشينه اين است كه فرد بايد به صورت ارادي به حالت بيشينه برسد. همچنين اين آزمونها نياز به زمان، تجهيزات و پرسنل كارآزموده دارد و در افراد غيرآماده، سالمند و يا كودكان ممكن است با خطراتي همراه باشد. در اين آزمونها ادامه فعاليت بيشتر به دليل رخداد خستگي موضعي يا درد عضلاني به جاي عدم توانايي دستگاه قلبي عروقي، غير ممكن ميشود.
آزمونهاي زير بيشينه به دليل كم خطر بودن استفاده ميشوند و از دقت آزمونهاي بيشينه برخوردار نيستند.
جامعه آماري پژوهش حاضر دانشجويان دختر تربيت بدني ٢٩-19 سال بودند.
در ادامه تحقيق آمده است: طراحي آزمونهايي كه با دقت بالا و با تجهيزات ساده و ارزان بتوانند VO2max را پيش بيني كند، همواره مورد توجه بوده است. آزمونهاي پله به دليل استفاده از تجهيزات ارزان، فضاي كم مورد نياز، عدم نياز به كاليبره شدن و قابليت استفاده در جمعيت هاي زياد كاربرد زيادي در ارزيابي VO2max دارد. پژوهش حاضر در پي طراحي آزمون پله بيشينه تنظيم شده براساس قد بود كه بتواند با دقت بالا VO2max را برآورد كند.
توانايي تحويل اكسيژن به عضلات فعال و مصرف اكسيژن در عضلات باعث وابستگي اندازهگيري VO2max به توده عضلاني در حال كار هنگام آزمون هاي VO2max شده است. آزمونهاي پله توده عضلاني بالايي را هنگام آزمون درگير ميكند. در طراحي آزمون جديد با مطالعه اوليهاي كه انجام گرفت، افزايش ريتم و زمان رسيدن به VO2max به گونهاي در نظر گرفته شد كه آزمون بتواند فشار كاري لازم را بر توده عضلاني در حال كار به هنگام آزمون وارد كند.
آزمون TMST با تجهيزات اندك و ارزان در مقايسه با آزمونهايي مثل دوچرخه يا نوارگردان VO2max را با دقت بالايي برآورد ميكند و به فضاي زيادي براي آزمون گيري نياز ندارد. بيشينه بودن اين آزمون بسياري از معايب آزمونهاي زير بيشينه مثل خطاي ضربان قلب يا اثرات مكانيك حركت را ندارد. به علاوه تنظيم ارتفاع پله براساس زاويه ٩٠درجه زانو موجب همسان شدن ارتفاع پله براي افرادي با قدهاي متفاوت ودر نتيجه به تأخير افتادن خستگي عضلاني و اقتصادي شدن فعاليت ميشود. همچنين با توجه به تأثير توده بدن در آزمونهاي پله وارد كردن اين شاخص در معادله رگرسيون و ارتباط منفي آن با VO2max تا حدي اثر آن را در VO2max با آزمون پله كنترل ميكند.
ايراداتي كه معمولا در مورد آزمونهاي پله و ازجمله TMST مطرح است حركات مداوم سر و بازو هنگام اين آزمونها و محاسبه نشدن اكسيژن مصرفي اين اندامها در معادلات پيش بيني VO2max است. همچنين عدم امكان استفاده از اين آزمونها براي افراد با مشكلات ارتوپديك و محدوديت تحمل وزن نيز مطرح است. به علاوه هماهنگي با ريتم آزمون براي بعضي از افراد احتمالا دشوار خواهد بود.


