امریکا به دنبال بهانه است
س: امریکا همچون گذشته به دنبال دخالت در منطقه و تحمیل خواست و اراده خود بر حکومت سوریه است و تا سر حد شروع جنگ با سوریه به پیش رفته است. چنین رویکردی سابقه دیرینه دارد؛ همانگونه که امریکا در آخرین اقدام نظامی خود به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی به عراق حمله کرد.
امریکا و غرب با همین بهانهها به داخل عراق رفتند ولی هیچ آثاری از سلاح شیمیای و هسته ای پیدا نکردند. در گذشته نیز حسابگرانه سلاح شیمیایی را در اختیار عراق گذاشتند؛ یعنی برای زمان، حمله و منطقه مشخص و معین. خودشان بر نحوه استفاده از سلاحهای شیمیاییای که در اختیار عراق گذاشته بودند نظارت داشتند و از ابتدا می دانستند سلاح هایی که در اختیار عراق گذاشتهاند استفاده شده است اما با همین بهانه ورود کردند.
داستان سوریه هم همینگونه است و اینها بدون اینکه شواهد مستدلی داشته باشند مبنی بر اینکه سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده باشد، به دنبال بهانهای برای آغاز جنگ میگردند. این در حالی است که حتی ناظران و کارشناسان سازمان ملل اعلام کردهاند که برای اثبات و تجزیه و تحلیل به وقت نیاز دارند. اخضر ابراهیمی، نماینده سازمان ملل عنوان کرده است که "عقلانی نیست حکومت سوریه در شرایط فعلی از سلاح شیمیایی استفاده کرده باشد" و روسیه نیز میگوید شواهدی دارد که معارضین از سلاح شیمیایی استفاده کردهاند.
اینکه پارلمان انگلیس به طرح حمله به سوریه رای نمیدهد، به همین دلیل است که به خوبی میدانند اینها بهانه است. با این حال دولت انگلیس علیرغم اینکه از سوی پارلمان از دخالت نظامی در سوریه منع شده است، از طریق "بیبیسی" جنگ روانی را ادامه میدهد.
س: نقش رسانههای غرب و فضاسازی رسانهای آنها در شکلگیری و آغاز جنگی دیگر در منطقه چیست؟
"بیبیسی" بزرگترین ابزار جنگ روانی غرب است. با اینکه در سالهای گذشته رسانههای جدیدی نیز در غرب شکل گرفته است اما "بیبیسی" همچنان تاثیرگذارترین ابزار جنگ روانی بر علیه رقبای دنیای غرب است و در حال حاضر نیز که بحث بیداری اسلامی و تقابل فرهنگ اسلامی با دنیای غرب شکل گرفته است، بیشتر در این راستا به کار گرفته میشود. با جنگ روانی و تبلیغات گسترده سعی دارند افکار عمومی را بر مسالهای که وجود خارجی ندارد، متقاعد کنند و دخالتهای استعماری خود را توجیه کنند. در حال حاضر نیز سعی دارند افکار عمومی را برای جنگ با سوریه آماده کنند.
در مقابله با این رویکرد غرب و انگلیس قطعاً راهکارهایی وجود دارد و تاکنون نیز به کار رفته است وگرنه تاکنون نظام جمهوری اسلامی سالها بود که دیگر وجود خارجی نداشت. همانگونه که میگفتند در انتخابات اخیر ریاستجمهوری کسی شرکت نمیکند اما مردم کشور ما به طور گسترده در انتخابات شرکت کردند. جنگ روانی جنگی به مراتب سختتر از جنگ فیزیکی است. "بیبیسی" در کشورهایی مانند ایران موفق نبوده است و در دستیابی به اهداف خود شکست خورده است اما اینگونه نیست که بگوییم و در تمام کشورها این ساز و کارها وجود دارد و مردم به بیداری رسیدهاند و در اینگونه کشورهاست که فضاسازیهای غرب غلبه پیدا میکند.
س: در مقایسه با عملکرد رسانه ای غرب، ضعف رسانه های دیداری و شنیداری ما برای مقابله با فضاسازی های غرب چیست و چه راهکارهایی برای تقویت رسانه های داخلی وجود دارد؟
تعطیل کردن دفاتر و اعمال محدودیت بر رسانهها و شبکههای برون مرزی ما از جمله العالم، پرستیوی و ...؛ نشان دهنده آن است که ما موفق بودهایم و رسانههای ما تاثیرگذار بودهاند. اما واقعیت این است که در مقایسه با رسانههای غرب، امکانات ما بسیار محدود است. باید از ظرفیتهای نظام جمهوری اسلامی و نیروهایی که قدرت فکری، قدرت سازماندهی و قدرت مقابله با جنگ روانی رقیب را دارند، چه در وزارتخارجه و چه در صداوسیما و یا بخش خصوصی استفاده شود. باید چارچوبهایی برای استفاده از توان و ظرفیت این نیروها شکل بگیرد و آنها را تقویت کرد اما این کار باید کارشناسی شده و هدفمند باشد. این رویکرد باعث رشد و شکوفایی این نیروها نیز میشود. حتی ممکن است در برخی موارد نیاز باشد کارشناسان ایرانی خارج از کشور استفاده شود. در کنار عملکرد قوی دستگاه دیپلماسی خارجی، عملکرد مناسب بخش خصوصی میتواند موثر و کارگشا باشد. وزارتخارجه، شورای عالی امنیت ملی و سایر دستگاههای مربوطه باید بطور هدفمند و برنامهریزی شده به این ظرفیتها توجه کرده و از آنها استفاده کنند.
س: در ماههای گذشته مستندهایی در ارتباط با تاریخ ایران از برخی رسانههای خارج از کشور پخش شد و واکنشهای گستردهای در داخل و خارج از کشور به دنبال داشت. چرا چنین برنامههایی در داخل کشور و با استفاده از ظرفیتهای موجود و حرفهای بسیاری که برای گفتن وجود دارد، پیش از آنکه دیگران بخواهند ذهنیت مردم را شکل دهند، ساخته نمیشود؟
چنین مستندهایی محصول کار بهاییها است چون تنها تشکلی که بدون چون و چرا ایرادی به رضا شاه و عمکلرد وی نمیگیرد بهاییها هستند. موضوع کودتای 28 مرداد را زمین و زمان میداند و امریکا نیز اذعان دارد که با کمک انگلیس حکومت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرده و حکومت دست نشاندهای را مستقر کردهاند. دخالت انگلیس و امریکا در کودتای 28 مرداد 42، اظهر من الشمس است. زشتی کار به این حد است که انگلیس میخواهد خود را از دخالت در آن تبرئه کند. ملت ایران این اقدام انگلیس و امریکا را نخواهد بخشید چرا که حکومتی که حاصل خواست و اراده مردم بوده است را سرنگون کردند.


