اجتماعی »
پایان مرگبار میهمانی 2 دوست در باغ
کد خبر: ۳۳۳۵۰۲
| | 22682 بازدید
میهمانی پنهانی 2 دوست در یک باغ، پایانی مرگبار داشت.
به گزارش وطن امروز، ساعت 8:30 صبح تیرماه سال جاری مسؤول یک کارگاه آهنفروشی در باغی با دیدن جسد يك مرد جوان در بلوار معلم، انتهای خیابان فاخری، ماجرا را به کلانتری 151 یافتآباد اطلاع داد.
وقتی ماموران در بررسیهای میدانی با جسد مرد 27 سالهای به نام آصف روبهرو شدند بازپرس سپیدنام از شعبه 10 دادسرای امور جنایی را در جریان قرار دادند و دقایقی بعد تیمی از اداره ویژه قتل پلیس آگاهی بالای سر جسد آصف که با ضربات چاقو و بلوک سیمانی به قتل رسیده بود مشغول انجام تحقیقات ویژه شدند.
کارآگاهان در نخستین اقدام به تحقیق از صاحب کارگاه آهنفروشی واقع در داخل باغ پرداختند که هنگام مراجعه به کارگاه محل کارش، با جسد قربانی روبهرو شد.مرد آهنفروش در بازجوییها به افسر پرونده گفت: من در کارگاه داخل باغ آهنفروشی میکنم و به همین خاطر کلید باغ و کارگاه در اختیارم است.
ساعت 8 صبح زمانی که برای باز کردن در کارگاه به باغ رفتم، ناگهان پس از بازکردن در باغ متوجه جسد آصف در داخل باغ شدم. تیم جنایی در تحقیق از مرد آهنفروش به ردپایی از مرد 26 سالهای به نام پیمان رسید که شب قبل به همراه آصف در باغ بزم مستانه داشتند. پیمان که تحت تعقیب قرار گرفته بود ساعت 4:30 عصر 6 تیرماه با پای خود به اداره پلیس رفت و تسلیم شد. وی به کارآگاهان گفت: شب جنایت با دوستم به نام آصف در محله یافتآباد درگیر شدم و با ضربات چاقو، وی را کشتم.
پیمان افزود: شب حادثه، با آصف مشروب خورده و برای استراحت به باغ رفته بودیم که در همان حالت مستی با هم درگیر شده و من چندین ضربه چاقو به گردن آصف زدم. در حالی که پیمان در اظهارات اولیه مدعی شد که جنایت را به تنهایی مرتکب شده است، کارآگاهان با مراجعه به قتلگاه مرد جوان به بررسی میدانی از محل پرداختند و به آثاری از بلوک سیمانی برخوردند که خونآلود بود و جالب اینکه پزشکی قانونی اعلام کرد آصف نهتنها با چاقو بلکه با ضربات بلوک سیمانی به قتل رسیده اما پیمان در بازجوییها هیچ اشاره به این جزئیات نکرد.
بدین ترتیب کارآگاهان به بازجویی ویژه از پیمان دست زدند و شنیدند یکی از دوستانش به نام «امیر» که 23 ساله است با وی در جنایت همدستی کرده است. پیمان در این باره گفت: پیش از مراجعه به باغ همراه قربانی در داخل پارک نشستیم و مشروب خوردیم. آصف با مراجعه به صاحب کارگاه داخل باغ از وی کلید کانکس داخل باغ را خواست که مرد آهنفروش پس از دادن کلید به آصف، هر دوی ما را تا در باغ رساند.
هنوز مدت زیادی از حضورمان در داخل باغ نگذشته بود که به خاطر شوخی با هم درگیر شدیم، من نیز با یکی از دوستانم به نام امیر تماس گرفته و وی با موتور آمد. پس از رسیدن امیر، در حالی که هنوز مست بودم، آصف را صدا زده و به محض نزدیک شدنش ضربه نخست را با چاقو به سینهاش زدم که روی زمین افتاد. امیر هم به طرفداری از من چند ضربه چاقو زد و زمانیکه قصد داشت با موتور از باغ خارج شود، از او خواستم مرا تنها نگذارد که امیر باز از موتور پیاده شد و با بلوک سیمانی چند ضربه به سر آصف زد. همزمان با وی، من نیز ضربات چاقو را به قسمتهای مختلف بدن آصف میزدم.
با توجه به اعترافات پیمان کارآگاهان امیر را تحت تعقیب گرفته و پس از دستگیری وی، متهم شماره 2 پرونده نیز صراحتا به مشارکت در جنایت اعتراف کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


