نگاه شما: ماجرای دردآور بیمار قمی
با سلام خدمت بینندگان عزیز تابناک؛
ماجرا مربوط به بیماری تنفسی یکی از اقوام بنده می باشد که در ایام عید به خاطر ناراحتی ریوی و تنفسی در بیمارستان ......که اسم تنها بیمارستان خصوصی استان قم را یدک میکشد، بستری کردیم.
نکته جالب این بود که ایشان را پس از مراقبتهای ویژه، در بدو انتقال به بخش، در اتاقی که تازه دیوارهای آن رنگ شده بود بستری کردند! که واقعاً بوی رنگ،حتی ملاقاتکنندگان را اذیب می کرد چه برسد به بیمار تنفسی!
... ابن بنده خدا،بعد از چند روز مرخص شد و دو هفته بعد به علت متورم و سیاه شدن شدید دست و پا و بدن و پف کردن چشمها، ایشان را مجدد به این بیمارستان منتقل کردیم، البته به جهت اینکه در قم، بیمارستان مختص به ریه و بیماریهای تنفسی موجود نیست.
به علت وخامت بیماری، وی در بخش مراقبتهای ویژه به مدت تقریبا یک ماه بستری شد. که در این مدت شبانهروز انواع و اقسام لولههای تنفسی از راه حنجره و بینی و دهان و سرمهای مختلف و دستگاه به ایشان وصل بود. و حتی دکتر اجازه استحمام و اصلاح به بیمار را نداده بود.
و ما، هر وقت از پزشک ایشان روند کار و اینکه تا کی باید چنین وضعی را ادامه داد، سوال می کردیم تنها با این جواب مواجه می شدیم که بروید و فقط دعا کنید از دست ما کاری ساخته نیست!
....
پس از چند هفته خداوند پزشکی را سر راهمان قرار داد تا موجبات انتقال وی به بیمارستان شهید بهشتی تهران فراهم شود. باور کنید همان روز اول انتقال، بیمار را به حمام بردند و کلی روحیه بیمار تغییر کرد طوری که با علامت دست دائما خدا را شکر می کرد.
فردای آن روز به دستور دکتر، با تجویز قرص (که البته اسم آن را خاطرم نیست)بیمار در طی 24 ساعت کلی آب از بدنش دفع شد! و بخش اعظمی از ورم دست و پا و صورت وی خوابید.
و بعد از یک هفته وی را به بخش که چه عرض کنم، به منزل منتقل کردیم و الحمدالله هر روز سرحال تر و سرزنده تر شده است.
و بهتر است بدانید ایشان همسفره و هم غذای اعضای خانوادهاش است در حالیکه دکتر قم گفته بود در صورت زنده ماندن بایستی تا مدتها فقط شیرخشک!!! مصرف کند.
حالا قضاوت را به خود شما بییندگان عزیز، واگذار می کنم. البته من در این متن از نوع برخورد و جوابهای سربالا دادن و فرار پاسخگوها و... فاکتور گرفتم و سر شما را درد نیاوردم.
قضاوت با خود شما عزیزان...
با تشکر - مرتضی خ از قم
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۲۵
انتشار یافته: ۲۲
خدا رو شکر که این دوست ما سلامتیشون بدست آوردن.من یه روز قلبم درد میکرد رفتم بیمارستان ش- م بندرعباس اونجا یه صحنه دیدم که انسان بودن خودم متنفر شدم. یه مریض تصادفی که از سر تا پا کامل خونی بود و گذاشته بودن کنار دیوار رو رفته بودن وقتی دلیلشو پرسیدم گفتن فک و فامیل نداره که بره دنبال کارش.چون دیده بودن نفس میکشه و خونش هم بند اومده پیش خودشون گفتن حالش که خوبه و خیلی راحت ولش کرده بودند به امون خدا.این چیزا تو ایران فراوونه دوست من قصد بی احترامی به شمارو ندارم ولی این چنین خبرا برای مردم ما عادی هستش چون خودشون به عینن میبینند.
ان زمان هم متاسفانه دیواربیمارستان رنگ میکردند ومتاسفانه نبودیه دکترحاذق
خداوند این بیمار را شفا دهد.
از بازرسين وزرارت بهداشت خواهشمنديم به بيمارستان چابهار نگاهي بندازد فقط همينو بگم وضع فاجعه است هر كس دوست و اشنايي در چابهار دارد ازش بپرسه برخی دكترهاي عزيزهم تا پول.... را نگيرند عمل را انجام نميدهند.
من که با حرف پزشک دقیقا مثل حرف یه کاسب که می خواد کسب درآمد کنه برخورد می کنم
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




