گفتاری در باب سیاست جنایی
رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی گفت: سیاست جنایی مجموعهای از تدابیر و اقداماتی است که در جهت پیشگیری از وقوع جرم و نیز در جهت ریشهکنسازی آن در جامعه یا تقلیل آن اتخاذ میشود.
حجت الاسلام و المسلمین احمد مبلغی افزود: بر اساس تعریف فوق میتوان با شکلدهی به سه مرحلهی ذیل، " اتخاذ تدابیر"، "اقدامات بر اساس تدابیر متخذه «نه بیشتر و نه کمتر»" و " رسیدن به اهداف این اقدامات و تدابیر که عبارت از پیشگیری از جرم قبل از وقوع و ریشهکنسازی آن در صورت وقوع"، سیاست جنایی را در جامعه پیاده نمود.
وی افزود: سیاست جنایی در راستای اثربخشی کامل و برقراری امنیت اجتماعی مؤلفههایی را در دل خود جای داده است که پیکره اصلی این سیاست را تشکیل میدهد که در ذیل به این موارد اشاره میشود.
وی گفت: مؤلفه اول: ظرف سیاست جنایی جامعه میباشد، نه یک امر فردی؛زیرا هدف سیاست جنایی نابودی جرم در ظرف اجتماع است. نه تنها هدف، بلکه اتخاذ تدابیر و فعالیتها نیز با رویکرد معطوف به جامعه صورت میگیرد. «ظرف سیاست جنایی از مرحله تقنین و تدبیر تا مرحله اجرا جامعه است»؛ لذا اگر هم به جرائم و جنایات حاصل از فرد توجه میشود، به جهت تأثیر آن در جامعه است.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی خاطرنشان کرد: مؤلفه دوم: پیوند خوردن سیاست جنایی به شرایط زمانی و مکانی، این پیوند فارغ از اشتراکات مقاطع زمانی مختلف گویای این مطلب است که هر زمان و مکانی سیاست جنایی ویژه خود را میطلبد؛ دلیل این مسأله این است که جرمی در یک جامعه از نقش کلیدیتر و مؤثرتری برخوردار است و در جامعهی دیگر دامنه کمتری دارد؛ لذا اتخاذ تدابیر و فعالیتها باید با مختصات جرم و جامعهای که جرم در آن رخ داده است، هماهنگ باشد.بههرحال با توجه به تفاوت جوامع و دورههای زمانی، اگر سیاست جنایی واحدی در شرایط گوناگون زمانی و مکانی دنبال شود، ناشی از عدم شناخت صحیح سیاست جنایی یا کمتوجهی به آن میباشد.
وی ادامه داد: عنصر زمان و مکان به اشکال مختلفی بر روی سیاست جنایی تأثیر میگذارد: یکی از باب خود جرم، بدین معنی که ممکن است در زمانها و مکانهای متفاوت جرائم گوناگونی وجود داشته باشد،و یا اینکه جوامع از نظر شیوع یا عدم شیوع جرائم دارای فراز و نشیب باشند؛ بطور خلاصه شرایط زمانی و مکانی بر نوع جرم، بروز و شیوع آن تأثیرگذار است، ولازمهیاین تأثیرگذاری بطور طبیعی اتخاذ سیاستهای گوناگون متناسب با فضای جامعه و محیط جرم میباشد.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی خاطرنشان کرد: تأثیر دوم شرایط زمانی و مکانی بر مجرمان است. با تفاوت نسلها و دورههای زمانی، مجرمین نیز متناسب با جرائم رنگ و لعاب عوض میکنند. مجرم امروز دیگر فرد کمسواد و دور افتاده از شهر نیست، برخی مجرمین امروزی فرهیخته هستند، عدهای جوانند، مبانی اعتقادی مجرمین امروز نسبت به دیروز تحول یافته است. اگر سیاست جناییِ متناسب با اعتقاد مجرم دیروز بخواهد بر مجرم امروز نیز تطبیق داده شود، نه تنها نشانی از تطابق یافت نخواهد شد، بلکه فرد را هرچه بیشتر در منجلاب جنایت فرو خواهد برد.
استاد حوزه علمیه قم گفت: در مسأله حجاب ـالبته در صورتی که آن را جنایت بدانیم که نیست و جزء موارد بیارزشی استـ به دلیل نبود مطالعه و عدم شناخت از جامعه و مجرمین نه تنها بیحجابی را نسبت به بیست سال قبل کم نکرده، بلکه آن را هرچه بیشتر به سمت ضددینی شدن سوق داده است که دلایل اینگونه مسائل را باید در نبود سیاست جناییِ منطبق بر مجرمین امروزی سراغ گرفت.
رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی گفت: نکتهای که به نظر میرسد باید در باب سیاست جنایی به آن توجه کرد، نوع نگاه این سیاست است که در آن به مجموعه جرائم توجه دارد؛ نه اینکه به عدد هر جرم یک سیاست جنایی وجود داشته باشد.
حجت الاسلام و المسلمین مبلغی خاطرنشان کرد: در رابطه با احکام جزایی سؤالی به ذهن خطور میکند که با پاسخدهی به آن، شبههیِ در باب سیاست جنایی نیز برطرف خواهد شد. این سؤال میگوید: چه نسبتی بین احکام جزایی و سیاست جنایی میباشد و با وجود احکام جزایی چه نیازی به سیاست جنایی است؟ در جواب باید گفت احکام جزایی قطعهای از سیاست جنایی است. این سیاست مجموعهای از راهبردها، فعالیتها و تدابیر است که در خود احکام جزا را نیز جای داده و رابطهی آنها عموم و خصوص مطلق است.
وی افزود: براساس همین جریان دو دیدگاه در باب احکام جزا به نظر میرسد؛ یکی این است که احکام را با تمام آنچه در آن وجود دارد پیاده کنیم، فلسفه وجودیاش به خودی خود حاصل میشود، جرم را برده و جنایت را ذایل میکند، اما دیدگاه دوم میگوید: خیر، ما به جز احکام جزایی بخشهای دیگری نیز داریم که ممکن است از دین و یا از غیر دین گرفته شده باشند که میتوانند بهعنوان مکمل و تمهید یاریرسان احکام جزا باشند که البته این دیدگاه موافق با فلسفه وجودی سیاست جنایی نیز میباشد.
وی با اشاره به مؤلفه سوم "مؤلفه مبانی و اهداف سیاست جنایی" خاطرنشان کرد: فارغ از اینکه تمام مکاتب سیاست جنایی در شاخصه برقراری امنیت مشترک هستند، باید به زوایا و نکاتی در باب اهداف سیاست جنایی اشاره نمود که بر اساس آنها راههای سیاست جناییِ مکاتب گوناگون از یکدیگر جدا میشوند؛ از جمله این عناصر کلیدی بررسی مصادیق جرم و جنایت است، و یا به عبارت بهتر به تصویر کشیدن اهداف سیاست جنایی بر اساس نوع و مصداق جرائم و جنایات است.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی به عنوان نمونه گفت: گاهی عمل زشت همجنسبازی در سیاست جنایی یک مکتب، جرم محسوب میشود و دارای اولویت بالایی است، اما در کشور و مکتب دیگری نه تنها جرم نیست، بلکه آن را به صورت یک قانون، ضابطهمند مینمایند. از همینجاست که بحث مبانی ارزشها و مبانی شناخت جرم وارد شده و در تعیین این مصادیق چارهساز خواهد شد. یکی از این مکاتب، مکتب اسلام است که نیاز است زمینه لازم برای دخالت مبانی ارزشی آن در تعیین مصادیق جرائم بطور کامل فراهم شود.
وی ادامه داد: دومین عنصر کلیدی اولویتبندی اهداف در مسیر رسیدن به هدف اکبر میباشد و در این مسیر لازم است موانع رسیدن به اهداف مهم بخصوص هدف والاتر کنار زده شود؛ بطور مثال باید دید در یک جامعه کدام یک از ضدارزشها شدیدتر و کدام ضعیفتر است تا بتوان به گونه ای مناسب با آن برخورد کرد مثلاً در سیاست جنایی مکتب اسلام باید جرائم متضاد با هدف توحید در اولویت بیشتری باشد.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی خاطرنشان کرد: همین مؤلفه، «مؤلفه هدف» موجبات تفاوت میان سیاست جنایی اسلام با دیگر مکاتب را فراهم مینماید. در سیاست اسلام هدف توحید شاخص و میزان برای دیگر اهداف است و جرائم نیز با توجه به اثر خود بر این هدف والا اولویتبندی میشوند؛ یعنی هرچه بیشتر مضر باشند، برخلاف دیگر مکاتب، دارای اولویت بالاتری می باشند.


