انتقام مرگبار در گاوداری
کد خبر: ۳۳۲۴۷۷
| | 7630 بازدید

پسری که با همدستی سه نفر از دوستانش، پدر خود و صاحبکار او را در یک گاوداری از پا درآورده بود، دیروز در دادگاه کیفری استان تهران، انگیزه جنایت را بیان کرد.
به گزارش فرهیختگان، بامداد بیستودوم مرداد ۱۳۸۴ پلیس «شهریار» باخبر شد پرونده زندگی صاحب یک گاوداری و کارگرش با خون بسته شده است. همان موقع ماموران به گاوداری رفتند و با دیدن پیکرهای «ناصر- ب» ۴۸ ساله و کارگرش «عبدالله- الف» ۵۰ ساله، ماجرا را با کشیک وقت دادسرا در میان گذاشتند. به این ترتیب جنازههای دو مرد میانسال با صدور دستور قضایی به پزشکیقانونی فرستاده و رازگشایی معما روی فرضیه «جنایت با انگیزه دستبرد» متمرکز شد.
در حالی که تحقیق میدانی پلیس ادامه داشت یک مرد جوان به نام «بهروز» به اداره آگاهی «شهریار» رفت و گفت: چند شب پیش از دوستم «عباس- ل» ۲۲ ساله شنیدم که او در جنایت در یک گاوداری، دست داشته است.
به دنبال اظهارات این مرد، تلاش کارآگاهان برای ردیابی «عباس- ل» آغاز شد اما هیچردی از وی به دست نیامد. شواهد نشان میداد «عباس- ل» از یک شهرستان به «شهریار» آمده بود و چون کار درست و حسابی نداشت شبها در بوستان میخوابید.
پلیس در گام بعدی به سراغ پسر «عبدالله- الف» به نام «علی» رفت و به بازجویی از وی پرداخت. این پسر میخواست با دروغگویی مسیر رسیدگی به پرونده را به بیراهه بکشد اما وقتی در بنبست اطلاعاتی قرار گرفت به ناچار لب به اعتراف گشود: «پدرم بداخلاق بود و مدام من و خواهر و برادرانم را کتک میزد. بهخاطر کینهای که از پدرم به دل داشتم نقشهای کشیدم و از سه نفر از دوستانم کمک خواستم. طبق نقشه، شبانه به گاوداری رفتیم تا به گاوصندوق دستبرد بزنیم و پدرم را ادب کنیم.»
«علی- الف» اضافه کرد: نیمهشب بیستویکم مرداد ۱۳۸۴ همراه «عباس- ل»، «رضا- م » و «مرتضی- ن» قدم به گاوداری گذاشتم. «رضا» و«مرتضی» پشت در منتظر ماندند و کشیک دادند. پدرم و صاحب گاوداری در خواب عمیق بودند که من و «عباس» وارد اتاق شدیم. من با تیشه به سر پدرم زدم و وقتی سراغ «ناصر» رفتم فهمیدم «عباس» صاحب گاوداری را با لوله آب کشته است. همان موقع «عباس» بالای سر پدرم رفت و با میله به سر او کوبید. ما اما نتوانستیم در گاوصندوق را باز کنیم و دست خالی فرار کردیم.
کارآگاهان با اطلاعاتی که از پسر عصیانگر گرفتند «رضا- م» ۱۹ ساله و «مرتضی- ن» ۱۷ ساله را در کوتاهترین زمان ممکن دستگیر کردند. «رضا- م» و «مرتضی- ن» اما ادعا کردند دستی در جنایت نداشتند و فقط بیرون در گاوداری، کشیک داده بودند.
در شرایطی که هیچردی از «عباس- ل» به دست نیامده بود، صحنه جرم بازسازی و کیفرخواست به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. دیروز «علی- الف» به قاضی«نورالله عزیزمحمدی» گفت: بهخاطر بداخلاقی پدرم کمر به انتقام بستم. باور کنید قصد کشتن او را نداشتم. من و دوستانم فقط میخواستیم به گاوصندوق دستبرد بزنیم و پدرم را بترسانیم. «عباس» اما پدرم و صاحب گاوداری را کشت.
سپس «رضا- م» در حالی که به شدت اشک میریخت، اظهار داشت: به اصرار «علی» به گاوداری رفتم اما آنقدر ترسیده بودم که جرات نداشتم وارد اتاق شوم. من مقابل در ایستاده بودم که داد و فریاد شنیدم. چند لحظه بعد «عباس» با سر و روی آشفته از اتاق خارج شد و فرار کرد. «علی» میگفت «عباس» پدرش و صاحب گاوداری را کشته است.
«مرتضی» نیز «عباس» را عامل جنایت معرفی کرد: «وقتی همراه دوستانم به گاوداری رفتم فقط ۱۶ سال داشتم. خیلی ترسیده بودم و چیز زیادی از ماجرا بهخاطر ندارم.»
قرار است هیات قضایی، طی روزهای آینده یکبار دیگر به این پرونده رسیدگی کند.
به گزارش فرهیختگان، بامداد بیستودوم مرداد ۱۳۸۴ پلیس «شهریار» باخبر شد پرونده زندگی صاحب یک گاوداری و کارگرش با خون بسته شده است. همان موقع ماموران به گاوداری رفتند و با دیدن پیکرهای «ناصر- ب» ۴۸ ساله و کارگرش «عبدالله- الف» ۵۰ ساله، ماجرا را با کشیک وقت دادسرا در میان گذاشتند. به این ترتیب جنازههای دو مرد میانسال با صدور دستور قضایی به پزشکیقانونی فرستاده و رازگشایی معما روی فرضیه «جنایت با انگیزه دستبرد» متمرکز شد.
در حالی که تحقیق میدانی پلیس ادامه داشت یک مرد جوان به نام «بهروز» به اداره آگاهی «شهریار» رفت و گفت: چند شب پیش از دوستم «عباس- ل» ۲۲ ساله شنیدم که او در جنایت در یک گاوداری، دست داشته است.
به دنبال اظهارات این مرد، تلاش کارآگاهان برای ردیابی «عباس- ل» آغاز شد اما هیچردی از وی به دست نیامد. شواهد نشان میداد «عباس- ل» از یک شهرستان به «شهریار» آمده بود و چون کار درست و حسابی نداشت شبها در بوستان میخوابید.
پلیس در گام بعدی به سراغ پسر «عبدالله- الف» به نام «علی» رفت و به بازجویی از وی پرداخت. این پسر میخواست با دروغگویی مسیر رسیدگی به پرونده را به بیراهه بکشد اما وقتی در بنبست اطلاعاتی قرار گرفت به ناچار لب به اعتراف گشود: «پدرم بداخلاق بود و مدام من و خواهر و برادرانم را کتک میزد. بهخاطر کینهای که از پدرم به دل داشتم نقشهای کشیدم و از سه نفر از دوستانم کمک خواستم. طبق نقشه، شبانه به گاوداری رفتیم تا به گاوصندوق دستبرد بزنیم و پدرم را ادب کنیم.»
«علی- الف» اضافه کرد: نیمهشب بیستویکم مرداد ۱۳۸۴ همراه «عباس- ل»، «رضا- م » و «مرتضی- ن» قدم به گاوداری گذاشتم. «رضا» و«مرتضی» پشت در منتظر ماندند و کشیک دادند. پدرم و صاحب گاوداری در خواب عمیق بودند که من و «عباس» وارد اتاق شدیم. من با تیشه به سر پدرم زدم و وقتی سراغ «ناصر» رفتم فهمیدم «عباس» صاحب گاوداری را با لوله آب کشته است. همان موقع «عباس» بالای سر پدرم رفت و با میله به سر او کوبید. ما اما نتوانستیم در گاوصندوق را باز کنیم و دست خالی فرار کردیم.
کارآگاهان با اطلاعاتی که از پسر عصیانگر گرفتند «رضا- م» ۱۹ ساله و «مرتضی- ن» ۱۷ ساله را در کوتاهترین زمان ممکن دستگیر کردند. «رضا- م» و «مرتضی- ن» اما ادعا کردند دستی در جنایت نداشتند و فقط بیرون در گاوداری، کشیک داده بودند.
در شرایطی که هیچردی از «عباس- ل» به دست نیامده بود، صحنه جرم بازسازی و کیفرخواست به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. دیروز «علی- الف» به قاضی«نورالله عزیزمحمدی» گفت: بهخاطر بداخلاقی پدرم کمر به انتقام بستم. باور کنید قصد کشتن او را نداشتم. من و دوستانم فقط میخواستیم به گاوصندوق دستبرد بزنیم و پدرم را بترسانیم. «عباس» اما پدرم و صاحب گاوداری را کشت.
سپس «رضا- م» در حالی که به شدت اشک میریخت، اظهار داشت: به اصرار «علی» به گاوداری رفتم اما آنقدر ترسیده بودم که جرات نداشتم وارد اتاق شوم. من مقابل در ایستاده بودم که داد و فریاد شنیدم. چند لحظه بعد «عباس» با سر و روی آشفته از اتاق خارج شد و فرار کرد. «علی» میگفت «عباس» پدرش و صاحب گاوداری را کشته است.
«مرتضی» نیز «عباس» را عامل جنایت معرفی کرد: «وقتی همراه دوستانم به گاوداری رفتم فقط ۱۶ سال داشتم. خیلی ترسیده بودم و چیز زیادی از ماجرا بهخاطر ندارم.»
قرار است هیات قضایی، طی روزهای آینده یکبار دیگر به این پرونده رسیدگی کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


