صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

فراتر از مکان

دكتر حسين علايي
کد خبر: ۳۲۷۰۲
| |
9009 بازدید
مروري بر عمليات کربلاي 5
 
مقدمه
يکي از معروفترين و به ياد ماندني‌ترين عملياتي که در دوران دفاع مقدس صورت گرفته است و توانسته ذهن بسياري از رزمندگان اسلام را به خود مشغول نمايد، عمليات کربلاي 5 است. اين عمليات در تاريخ 19 دي ماه سال 1365، حدود يک سال و نيم قبل از پايان جنگ تحميلي در منطقه غرب شهر خرمشهر و در محور شلمچه به سوي بصره انجام شد.
حال که حدود بيست و سه سال از سپري شدن و انجام عمليات کربلاي 5 و نيز بيش از بيست سال از زمان پايان يافتن جنگ تحميلي مي‌گذرد، فرصت مناسبي است تا برخي از کمتر گفته‌ها و کمتر شنفته‌ها درباره مسائل جنگ از ابعاد گوناگون مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار گيرد. در اين بررسي مي‌بايستي در کنار بحث از پيروزي‌ها، رشادت‌ها، شجاعت‌ها و فداکاري‌هايي که بسيار مهم و غرور آفرين است، ساير اتفاقات، مسائل و مشکلات مربوط به هر دوره از جنگ، وضعيت و شرايط دشمن، فشارهاي وارده بر رزمندگان اسلام و بر مردم کشور و نيز ارزيابي و تحليل هر عمليات به صورت جداگانه و نيز مجموعه نبردها در کنار يکديگر، صورت گيرد تا وقايع و حوادث جنگ، بهتر و واضح‌تر براي همگان و علاقمندان روشن شود. تاکنون، در اکثر مطالب انتشار يافته، بيشتر به شکل عاطفي و حماسيِ جنگ پرداخته شده است و کمتر ابعاد گوناگون و مؤلفه‌هاي مختلف هر عمليات به شکل تحليلي و عميق مورد بررسي، ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در اين نوشتار سعي شده است که به نقاط قوت و ضعف شرايط تصميم گيري در مورد اجراي عمليات کربلاي 5 پرداخته شود و برخي از مشکلات آن مورد اشاره قرار گيرد و به شرايط سخت آن دوران، نگاهي هر چند مختصر، افکنده شود.

چکيده
در سال‌هاي پاياني جنگ تحميلي، توان رزمي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، فقط امکان انجام يک عمليات بزرگ را ميسر مي‌ساخت. زيرا توان اقتصادي و پشتيباني کشور اجازه نمي‌داد که بيش از سالي يک بار، عملياتي تعيين کننده و بزرگ انجام شود. از سال 1362 به بعد، معمولاً امکانات و تجهيزات لازم براي اجراي يک عمليات جمع آوري مي‌شد و همه نيروها، بسيج مي‌گرديدند تا يک عمليات بزرگ برنامه‌ريزي و تدارک شود.

در اين سال ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، به عنوان تنها قدرت تهاجمي جمهوري اسلامي ايران، قادر بود تا سالانه حدود يکصد تا يکصد و پنجاه گردان نيروي آفندي را از بين مردم داوطلب سازماندهي نموده و با کمک آن‌ها يک نبرد بزرگ را انجام دهد. لازم به ذکر است که بهترين شرايط براي بسيج نيروهاي مردمي در پاييز و زمستان هر سال بود. در آن زمان قدرت تهاجمي ارتش بعثي، معمولاً دو برابر توان آفندي رزمندگان اسلام بود.
عمليات کربلاي 5 يکي از سخت‌ترين و دشوارترين عمليات دوران جنگ تحميلي است که در 19 دي ماه سال 1365 هجري شمسي طرح‌ريزي و اجرا گرديد. بخشي از اين عمليات که به نام کربلاي 4 خوانده مي‌شد به دليل عدم موفقيت و هوشياري دشمن در ابتداي اجرا، کنار گذاشته شد و محور اصلي عمليات که از شلمچه به سمت بصره بود، انجام شد.

تدارک گسترده براي تأمين نيروهاي داوطلب
از آنجا که طرح ريزي و اجراي هر نوع عملياتي در جنگ با شرکت و حضور نيروهاي داوطلب بسيجي امکان پذير مي‌بود، بنابراين قبل از شروع و اقدام به انجام عمليات کربلاي4، تبليغات گسترده‌اي صورت گرفت تا بتوان نيروي رزمنده مورد نياز اين عمليات را فراهم آورد. در توجيه فراخوان عمومي به مردم وعده انجام يک عمليات سرنوشت ساز داده شد. با تلاش‌هاي فراوان صورت گرفته، سپاهِ يکصد هزار نفريِ حضرت محمد (ص) براي انجام اين عمليات بزرگ از بسيجيان داوطلب مردمي عازم جبهه‌هاي جنگ شدند. لازم به ذکر است که در آن روزها، اقبال مردم براي رفتن به جبهه‌هاي جنگ کاهش يافته بود؛ به گونه‌اي که برخي از مسئولان عالي رتبه کشور معتقد بودند که سپاه قادر به جمع کردن دو هزار نفر از مردم هم، نيست. اين در حالي بود که طرح ريزي و انجام يک عمليات بزرگ نياز به حضور ده‌ها هزار نفر از بسيجيان داوطلب داشت تا بتوان گردان‌هاي رزمي مورد نياز را با کمک آنان سازماندهي نموده و واحدهاي تهاجمي را براي شکستن خطوط مستحکم دشمن و انهدام وي شکل داد. بدين منظور واحد بسيج مستضعفين سپاه، دست به ابتکار جديد زد و اعزام سپاه يکصد هزار نفري حضرت محمد (ص) را براي هفته بسيج سال 1365 در سالگرد تأسيس بسيج در روز 5 آذر در دستور کار خود قرار داد. براي تشويق مردم به حضور گسترده در جبهه‌هاي جنگ، 21 هزار پايگاه مقاومت بسيج که در آن سال در سراسر کشور، توسعه يافته بودند مأمور شدند تا با تماس و ارتباط با مردم، چنين نيرويي را فراهم آورند. حجت الاسلام محمد علي رحماني که در آن ايام مسئوليت واحد بسيج سپاه را برعهده داشتند مي‌گويند که با تفأل بر قرآن، اين سپاه به نام حضرت محمد (ص)، خوانده شد زيرا در مراجعه به قرآن مجيد سوره محمد (ص) آمده بود. در آن سال حضرت امام خميني از اينکه يکبار ديگر مردم با حضور گسترده خود در جبهه ها، توانستند قدرت جديدي را بيافرينند اظهار رضايت نموده و مسئولين مربوطه را دعا مي‌کردند.

نگاهي به روند برنامه ريزي و اجراي عمليات كربلاي 4
از اوايل سال 1365 که پاتک‌هاي دشمن در منطقه عملياتي والفجر8، دفع گرديد و مثلث فاو به طور کامل تثبيت شد، نياز به تعيين يک راهبرد جديد نظامي براي کشور بود تا بتوان براساس آن، سلسله عملياتي را طراحي نمود تا دشمن را به زانو درآورد. در آن زمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که تنها توان و قدرت و بازوي تهاجمي ايران بود مي‌توانست سالانه يک عمليات بزرگ را برنامه ريزي و اجرا نمايد. بدين منظور معمولاً سپاه سالانه بين 100 تا 150 گردان رزمي را آماده مي‌کرد و در تابستان و پاييز تعداد عمليات کوچک و محدود و در فصل زمستان يک عمليات بزرگ را به ثمر مي‌رساند. طبيعتاً چنين شيوه‌اي که دشمن با آن آشنا شده بود نمي‌توانست راهکار اساسي براي تعيين تکليف جنگ باشد. بنابراين راهکار اساسي براي مقابله با تاکتيک پاتک‌هاي سنگين دشمن، پس از انجام يک عمليات از سوي رزمندگان اسلام و نيز غافلگير کردن دشمن نسبت به محور تلاش اصلي تهاجم قواي اسلام، حمله به مواضع وي از چند محور و هر محور با استعدادي حدود 100 گردان تهاجمي بود. سپاه در چنين شرايط پيشنهاد کرد تا براي تصرف بصره نيرويي بيش از 400 گردان آماده شود. البته اين طرح به دلايل مشکلات اقتصادي کشور، مورد موافقت مسئولين کشور قرار نگرفت و در نهايت قرار شد تا براي انجام عمليات سرنوشت ساز سال 1365، حدود 250 گردان رزمي آماده گردد.

اهداف عمليات کربلاي 4
در همه دوران جنگ تحميلي، رسيدن به شهر بصره، به دليل اهميت سياسي و نظامي آن، جزء اهداف قواي نظامي ايران به شمار مي‌رفته است. عمليات کربلاي 4، در تلاش بود تا با عبور يگان‌هاي رزمي از اروند از يک سو و حمله از محور شلمچه به عنوان يکي از معابر وصولي به شهر بصره، بخشي از اهداف عمليات بيت المقدس در سال 1361 را که به دليل کمبود نيرو و توان رزمي، نتوانسته بود به آن دسترسي پيدا بکند، تحقق بخشد. در چنين شرايطي برنامه ريزي براي انجام عمليات کربلاي4 به منظور رسيدن به «شرق بصره و منطقه تنومه» در محدوده سپاه سوم ارتش بعثي از يک سو و «عبور از اروند رود و رسيدن به منطقه زبير» در محدوده سپاه هفتم ارتش بعثي از سويي ديگر در دستور کار قرار گرفت. عمليات کربلاي 4 در تاريخ سوم دي ماه سال 1365 در منطقه‌اي به عرض حدود 40 کيلومتر از پاسگاه زيد عراق تا تقاطع رودخانه‌هاي اروند و کارون، انجام پذيرفت. برنامه اين نبرد، عبور رزمندگان اسلام از اروند رود، در جنوب شهر خرمشهر و مقابل شهر آبادان و آن سوي جزيره مينو، طرح ريزي شده بود و قرار براين بود تا منطقه جزيره ام الرصاص و ابوالخصيب واقع در 12 كيلومتري جنوب بصره، به تصرف قواي ايران درآيد و در نهايت رزمندگان اسلام، بتوانند خود را به منطقه زبير برسانند. محور اصلي تک در اين عمليات، عبور از اروند رود بود و محور شلمچه و پنج ضلعي به عنوان محور تک پشتيباني، در نظر گرفته شده بود.

اقدامات دشمن
غافلگير شدن ارتش بعثي در عمليات والفجر 8 که حدود يک سال قبل ازآن، از سوي لشکرها و تيپ‌هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام شده بود، باعث شده بود تا دشمن تدابير و اقدامات لازم را براي کشف مکان و زمان عمليات بعدي جمهوري اسلامي ايران به کار گيرد. ارتش بعثي در اين راه از تصاوير ماهواره‌اي و از عکس‌هاي هوايي هواپيماهاي آواکس آمريکايي، مستقر در کشور عربستان و نيز از نفوذ جاسوسي سازمان منافقين، بهره مي‌برد. فرماندهان ارتش بعثي پس از انجام يک بازرسي ميداني، در آذر ماه سال1365 از خطوط مقدم جبهه در اروند رود، امکان عبور رزمندگان اسلام از اروندرود را منتفي دانسته و با توجه به تجربيات بدست آمده از عمليات والفجر 8 و نيز تمرکز قواي ايران در شلمچه و در حاشيه اروند رود، احتمال عمليات نيروهاي ايراني را در اين منطقه و نيز منطقه هورالهويزه، متصور مي‌دانستند. لازم به ذکر است که سپاه هفتم ارتش بعثي که در حاشيه اروند رود مستقر بود، با استفاده از تجربيات عمليات فاو، روش‌ها و تاکتيک‌هاي جديدي را براي مقابله با عبور غواصان از اروند رود و نيز شکستن خطوط اول خود، ابداع کرده که آنها را در زمان اجراي عمليات کربلاي 4 عليه قواي اسلام، بکار گرفت.

تاکتيک‌هاي ارتش بعثي
تاکتيک مهم دشمن براي ممانعت از عبور رزمندگان اسلام از اروند رود، عبارت بود از
1-کسب هوشياري مداوم نسبت به تحرکات رزمندگان اسلام از طريق جمع آوري اطلاعات از برنامه‌هاي قواي اسلام با کمک عکس‌هاي هوايي، شنود مخابراتي و مشاهده فعل و انفعالات جبهه خودي از طريق دکل‌هاي ديده باني و بازجويي از اسرا.
2-پرتاب مرتب منورهاي مختلف به منظور روشن نمودن فضاي اروند رود در شب
3-تيراندازي مداوم از طريق تيربارهاي مستقر در خط اول خود در کنار اروند رود بر روي رودخانه به منظور جلوگيري از حرکت غواص‌ها
4-زير آتش قرار دادن عقبه گردان‌هاي خط شکن با آتش سلاح‌هاي مختلف.

هوشياري و آگاهي دشمن
از دو هفته قبل از عمليات كربلاي4، قرارگاه خاتم الانبياء (ص) ـ مركز عمليات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ـ که در محلي به نام فاطميه مستقر بود، احساس کرده بود که دشمن تا حدي از انجام اين عمليات با خبر شده است. سردار احمد سوداگر در مصاحبه با پايگاه اينترنتي بازتاب، در هفته دفاع مقدس سال 1385 مي‌گويد: من در حين عمليات كربلاي5،كالكي را از يکي از سنگر‌هاي دشمن در جزيره بوارين پيدا كردم و نشان فرمانده سپاه دادم و گفتم كه اين كالك، نقشه عمليات خودمان و مربوط به طرح عملياتي كربلاي 4 است كه به زبان عربي نوشته شده است. در آن هنگام يكي از كالك‌هاي خودمان نيز همراهم بود و آن را در كنار كالك پيدا شده گذاشتم و ديدم بسيار شبيه به هم هستند. در کالک پيدا شده، نام همه لشكرها و يگان‌هاي عمل كننده سپاه در عمليات كربلاي 4، نوشته شده بود. مفهوم يافتن آن کالک از سنگر دشمن، اين بود كه در عمليات كربلاي4، فردي، اطلاعات را برده و به ارتش بعثي داده است. البته بعداً معلوم شد كه اين کالک، نقشه مربوط به برنامه ريزي‌هاي دو دوره پيش از طراحي نهايي عمليات كربلاي4 است و 3 ماه با تصميم نهايي و نقشه قطعي عمليات فاصله دارد.

شب عمليات وقتي که نبردها آغاز شد و يگان‌ها براي شکستن خط اول دشمن دست به کار شدند، معلوم شد که واحد‌هاي دشمن، هوشيار وآماده رويارويي با رزمندگان اسلام بوده و كاملاً مجهز و مهيا براي درگيري مي‌باشند. در واقع مي‌توان گفت که ارتش بعثي به تاکتيک ويژه اين عمليات که عبور غواصان خط شکن از بين دو جزيره ام الرصاص و ام الطويل و رسيدن به ساحل جنوبي اروند رود را متوجه شده بود. با آغاز تهاجم قواي اسلام، ارتش بعثي بلافاصله عليه رزمندگان اسلام وارد عمل شد و پاتک‌هاي خود را آغاز کرد. صدام، اين ضد حمله را حصاد الاکبر يعني «دروي بزرگ» نامگذاري کرد.

ناکامي عمليات کربلاي 4
فرمانده كل سپاه، پس از اطمينان از اينكه ادامه عمليات و تهاجم، موفقيت چنداني را در پي نخواهد داشت عليرغم اينكه برخي از يگان‌ها توانسته بودند تا از اروند رود عبور کرده و تا حدي جلو بروند و خطوط اول دشمن را شكسته و حتي قسمتي از منطقه ابوالخصيب را نيز تصرف كرده بودند، ادامه عمليات را متوقف كرده و در اوايل صبح به نيروها دستور بازگشت داده شد و تا اندکي گذشته از بعدازظهرِ روز اول عمليات، همگي لشکرها و تيپ‌هاي تک کننده، به مواضع قبلي خود بازگشتند.

دلايل عدم موفقيت عمليات کربلاي 4
به نظر مي‌رسد که اين عمليات به علل و دلايل ذيل با ناکامي مواجه شد.
1- نَشت اطلاعاتي و تلاش دشمن جهت کسب آگاهي از نيروهاي خودي از طريق برخي افراد جاسوس
2- اخبار و اطلاعاتي که دشمن از ماهواره‌هاي خارجي دريافت مي‌کرد.
3- پي بردن دشمن به تاکتيک‌هاي قواي ايران در عبور از رودخانه و نحوه ي شکستن خط و حمله به مواضع دشمن

نکات فوق را مي‌توان از عمده عوامل عدم موفقيت در عمليات كربلاي 4 به شمار آورد. بدين ترتيب، عمليات يک روزه کربلاي 4، بدون نتيجه قابل قبول و به منظور کم شدن تلفات خودي متوقف شد و از ادامه تک توسط ساير يگان‌هاي دنبال پشتيبان جلوگيري به عمل آمد.
لازم به ذکر است که در آن زمان، براي شناسايي، برنامه ريزي و طراحي عمليات کربلاي4، و نيز براي بازسازي و تجهيز لشکرها و تيپ‌هاي سپاه، بيش از هشت ماه وقت صرف شده بود تا آمادگي لازم براي اجراي عمليات به وجود آيد. از سوي ديگر براي انجام اين عمليات 270 گردان نيروي رزمي از سوي سپاه تدارک ديده شده بود که به دليل متوقف شدن عمليات، حدود 210 گردان آن هنوز وارد عمل عليه دشمن نشده بودند.

روند تصميم‌گيري براي انجام عمليات کربلاي 5
ناکامي در عمليات کربلاي 4، به شکل نا مطلوبي موقعيت برتر جمهوري اسلامي ايران را که با فتح فاو حاصل شده بود، تحت تأثير قرار داد. شايد اگر عمليات كربلاي4 در تاريخ 3/10/65 كه بر آن، نام «عمليات سرنوشت‌ساز» نهاده بودند موفق مي‌شد، عملياتي به نام كربلاي5 در منطقه شلمچه، صورت نمي‌گرفت. معمولاً ناکامي‌ها، شکست‌ها، عدم پيروزي‌ها، مشکلات و پيچ و خم‌هاي موجود بر سر راه هر عمليات، برخي از رزمندگان و مسئولين جبهه‌هاي نبرد را منفعل، بعضي‌ها را عصباني و ناراحت و برخي را به فکر فرو مي‌برد و آنها را براي حرکت و اقدام آينده، وادار به‌انديشيدن و تفکر مي‌کند. آنها اقدامات و تلاش‌هاي گذشته و تحولات نبردهاي انجام شده را مورد بررسي قرار داده، نقد مي‌کنند و با ارزيابي نقاط قوت و ضعف عمليات نا موفق و ناکام انجام شده، راهي را براي رسيدن به پيروزي در آينده مي‌جويند.

اقدامات فريب و برنامه ريزي مجدد
پس از ناكامي در عمليات كربلاي4، تصميم بر آن گرفته شد كه با انجام اقداماتي، به دشمن نشان داده شود كه عمليات اصلي سالانه ايران، همين نبرد بوده و آن هم به شكست انجاميده است. البته همين طور هم بود و دشمن هم درست فهميده بود. ولي دشمن متوجه نشد که ايران درصدد است که از اين شکست و از اين عدم موفقيت، به عنوان مقدمه‌اي براي يک پيروزي جديد در طراحي عمليات آينده استفاده کند. تبليغات ايران هم در آن زمان، براي به اشتباه‌انداختن دشمن، اين عمليات را نبردي مي‌خواند که ضربات مهلکي بر دشمن وارد کرده و آن را تهاجمي مهم و تعيين کننده به شمار مي‌آورد. سپاه در اين شرايط، بلافاصله خود را براي طراحي مجدد و اجراي عمليات، در نيمي ديگر از منطقه عملياتي نبرد كربلاي4 يعني از محور شلمچه تا كانال ماهي، خود را آماده مي‌کرد. بلافاصله پس از پايان گرفتن عمليات کربلاي 4 که در آن شصت گردان از نيروهاي رزمنده، وارد عمل شدند، فرمانده کل سپاه سه تن از فرماندهان را به پايگاه هوايي اميديه که فرمانده جنگ حجه الاسلام و المسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني در آنجا مستقر بود اعزام و به ايشان اعلام نمود که سپاه ظرف ده روز آينده در منطقه شلمچه وارد عمل خواهد شد گرچه در آن زمان بسياري از فرماندهان لشکرهاي سپاه، درباره موفق بودن يک عمليات گسترده در شلمچه دچار ترديد بوده و از سوي ديگر براي آماده کردن واحد‌هاي خود، نياز به زمان داشتن ولي بلافاصله پس از خاتمه عمليات کربلاي 4، طرح چگونگي انجام مانور در منطقه شلمچه تعيين و به آنها اعلام گرديد. بنابراين در واقع مي‌توان گفت كه عمليات كربلاي5، مرحله دوم و يا نيمه ديگر عمليات كربلاي4 بود.

ضرورت انجام عمليات کربلاي 5
انجام عمليات کربلاي 5، مي‌توانست تا حدودي بحران روحي ناشي از عدم موفقيت و ناکامي در عمليات کربلاي 4 را جبران نموده و آن را پشت سر بگذارد. از سوي ديگر در آن زمان، دشمن بطور مرتب به مراکز صنعتي کشور، نيروگاه‌هاي برق، کارخانه ها، ايستگاه‌هاي راه آهن و قطارها و پادگان‌هاي نظامي، حملات هوايي انجام مي‌داد، به طوري که شرايط به گونه‌اي شده بود که اکثر نيروگاه‌هاي برق کشور با نيمي از ظرفيت خود کار مي‌کردند. کمبود برق باعث شده بود که مردم اکثر نقاط کشور روزانه حدود سه ساعت برق نداشته باشند کمبود برق موجب مشکلاتي براي کارخانجات از جمله براي کارگاه‌هاي ساخت قايق‌هاي مورد نياز جبهه‌هاي جنگ شده بود رفتن برق بعضاً موجب قطعي آب نيز مي‌گرديد. بمباران‌هاي دشمن ادامه داشت. در حملات هوايي به پايگاه هوانيروز باختران حدود چهل بالگرد نظامي خسارات جدي ديده و 9 خلبان شهيد شدند هر روز کشتي‌هاي ايران در خليج فارس مورد حمله قرار مي‌گرفتند حملات ارتش بعثي به مناطق مسکوني و به مردم بي پناه به طور بي‌سابقه‌اي افزايش يافته بود و جنگ شهرها ادامه داشت. در اين شرايط، فشار براي انجام يک عمليات بزرگ در جبهه‌هاي جنگ به منظور پاسخ دادن به شرارت‌هاي دشمن، بر روي رزمندگان اسلام زياد بود. نظر امام خميني بر اين بود که هر کجا مي‌خواهيد عمل کنيد ولي به دشمن زمان ندهيد بنابراين کشور و شرايط جنگ، در آن زمان، نياز به يك عمليات موفق بزرگ داشت تا هم قواي دشمن در مواضع پدافندي باقي بمانند و هم بتوان با يك پيروزي نظامي، راه را براي تلاش‌هاي سياسي مسئولان کشور، جهت پايان دادن به جنگ تحميلي باز كرد و هم بتوان با انجام يک عمليات بزرگ در جبهه‌هاي جنگ، پاسخي به تهاجمات دائمي دشمن در حمله به تأسيسات نفتي ايران و نيز به مردم بي پناه در شهر‌هاي مختلف کشور داد. لازم به ذکر است که در اوايل سال 1365 در ارزيابي وضعيت دشمن،
فرماندهان سپاه به اين نتيجه رسيدند که اگر جمهوري اسلامي ايران پس از تصرف فاو نتواند گام‌هاي بلند‌تري برداشته و عمليات وسيع‌تر و گسترده‌تري را نسبت به عمليات والفجر8 انجام دهد ارتش بعثي با تمرکز قواي خود به مواضع رزمندگان اسلام حمله خواهد کرد و جنگ جديدي را در جبهه‌هاي زميني آغاز خواهد کرد.

وضعيت دشمن پس از پايان عمليات کربلاي 4
با تجزيه و تحليلي كه از شرايط و وضعيت دشمن، صورت گرفت، اينگونه جمع بندي شد كه:
1- رژيم صدام تصور مي‌کند كه عمليات كربلاي 4 تنها عمليات بزرگ ايران در سال 1365 بوده كه ناكام مانده است. بنابراين نيروهاي دشمن در آرامش نسبي به سر مي‌برند.

2- با اطلاعات کسب شده از دشمن مشخص شد که ارتش بعثي فرمانده هان خود را به مرخصي فرستاده و خيالش از ادامه نبرد راحت شده است. به طوري که گفته مي‌شد که در برخي از يگان‌هاي دشمن تا 40 درصد سربازان و نظاميان آن به مرخصي رفته‌اند.

3- با توجه به اينكه دشمن به خاطر انجام عمليات کربلاي 4 همه نيروهاي احتياط خود را در منطقه عملياتي كربلاي 4 و در جنوب اروند رود مستقر كرده است، بنابراين چنانچه از سوي رزمندگان اسلام، عمليات جديدي در منطقه شلمچه صورت گيرد، انتقال اين نيروهاي دشمن به منطقه جديدِ درگيري، زمان بر خواهد بود و ارتش بعثي، حداقل به دو هفته زمان براي اين جابجايي، نياز دارد. لازم به ذکر است که در آن هنگام، نشان‌ها و علايمي حاكي از جابجايي اين نيروها به منطقه عملياتي كربلاي 5 يعني محور شلمچه وجود نداشت.
 
علل انتخاب محور شلمچه براي انجام عمليات کربلاي 5
محور شلمچه هميشه به عنوان يکي از مستحکم‌ترين و پر مانع‌ترين مواضع دفاعي دشمن در طول جنگ تحميلي، مطرح بوده است. امکان عبور از موانع وميادين مين اين محور و طرح ريزي عمليات براي شکستن خط اول دشمن در منطقه شلمچه تا حدود زيادي غير ممکن، ارزيابي مي‌گرديد ولي با بررسي‌هاي انجام گرفته از وضعيت دشمن مشخص شد که:
1- چنانچه با فاصله زماني کم از پايان عمليات کربلاي 4، عمليات ديگري در محور شلمچه صورت گيرد، موجب غافلگيري دشمن خواهد شد، زيرا دشمن پس از يک دوره آماده باش يک ماه به نيروهاي خود، با تصور پايان يافتن عمليات ايران، نيروهاي خود را به مرخصي خواهد فرستاد.

2- پي بردن به نقاط ضعف خطوط پدافندي دشمن در ضلع شمالي محور شلمچه و امکان عبور از آبگرفتگي اين منطقه با استفاده از قايق‌هاي بسيار سبک و نيز نفربرهاي خشايار.
3- در اختيار داشتن 210 گردان رزمي آماده به کار؛ لازم به ذکر است که اگر اين نيروها به شهرهاي خود باز مي‌گشتند به اين زودي‌ها امکان فراهم کردن چنين قوايي فراهم نبود وبنابراين زمان زيادي تا آماده شدن براي عمليات بعدي مورد نياز بود.

4- وجود عقبه چند يگان رزمي در منطقه شلمچه و پاي کار بودن آنها و آمادگي آنها براي انجام عمليات در اين منطقه با توجه به آشنايي‌هاي آنها با زمين محور شلمچه و شناسايي‌هايي که انجام داده بودند.

بنابراين، با توجه به برداشت فوق از شرايط دشمن، فرمانده کل سپاه به اين نتيجه رسيد که مي‌توان عمليات کربلاي 5 را با طرح‌ريزي جديدي براي تصرف منطقه شلمچه و نفوذ به مواضع دشمن در شرق بصره، برنامه ريزي نمود و با سرعت، آن را به اجرا در آورد و اجازه تغيير شرايط را به دشمن نداد. بدين منظور براي وارد کردن ضربات نظامي تعيين کننده به دشمن و انهدام قواي وي، عمليات کربلاي5 طراحي و برنامه‌ريزي شد.

اهميت عمليات کربلاي 5
اين عمليات از جمله نبردهايي بود که در خاک دشمن و در يکي از حساس‌ترين جبهه‌هاي جنوب انجام شد. در آن زمان برخي از سرزمين‌هاي ايران از جمله نفت شهر و نفت خانه هنوز در دست ارتش متجاوز بعثي بود. اين عمليات حدود 4 سال و نيم پس از فتح خرمشهر و يازدهمين عمليات صورت گرفته پس از عمليات مهم بيت المقدس بود.
در آن زمان تصور بر اين بود که يک عمليات گسترده و مهم مي‌تواند، سرنوشت ساز بوده و صدام را وادار به پذيرش خواسته‌ها و شرايط ايران براي پايان بخشيدن به جنگ تحميلي کند و طبيعتاً پذيرش شرايط ايران در آن زمان از سوي صدام، منجر به سقوط سياسي رژيم بعثي عراق مي‌شد.البته تصميم گيري براي اجراي اين عمليات، کار بسيار مشکلي بود. در آن زمان حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان فرمانده جنگ در منطقه عملياتي جنوب حضور داشتند و طي جلسات متعددي با فرماندهان سپاه درباره چگونگي آغاز اين عمليات بحث و گفت وگو مي‌کردند. انجام عمليات در چنين منطقه محدودي که عمده قواي دشمن در آن مستقر بودند و عظيم‌ترين موانع و استحکامات دشمن در آن قرار گرفته بود، ابهامات فراواني را براي تصميم گيرندگان ايجاد کرده بود. از سوي ديگر در آن زمان، منطقه ديگري به جز محور شلمچه براي انجام عمليات آماده نبود و ارتش هم که قرار بود پس از گذشت 72 ساعت از سپري شدن زمان عمليات کربلاي 4، در منطقه سومار دست به انجام عمليات بزند، نتوانست مأموريت خود را انجام دهد بنابراين يا بايد تأخير چند ماهه‌اي جهت انجام عمليات بعدي مورد پذيرش قرار مي‌گرفت و يا اينکه براي پاسخ به فشارهاي دشمن و بدست گرفتن ابتکار عمل، در محور شلمچه، مي‌بايستي عمليات جديد انجام شود. برخي از فرماندهان سپاه با انجام اين عمليات موافق نبودند ولي فرمانده کل سپاه معتقد بود که بايستي اين عمليات بلافاصله در محور شلمچه انجام گيرد و در شرايط موجود، راه حل غير از آن وجود ندارد. به هر حال تصميم نهايي بر عهده فرمانده جنگ بود. فرمانده سپاه براي قانع کردن ساير فرماندهان و نيز تصميم گيري نهايي، تلاش زيادي را به عمل آورد. بنابر گفته آقاي مهدي هاشمي در نهايت يک شب آقاي هاشمي رفسنجاني پس از اقامه نماز در زير آسمان، استخاره نموده و تصميم مي‌گيرند تا عمليات مورد نظر، در همين منطقه شلمچه انجام شود. ايشان آنگاه به سپاه ابلاغ مي‌نمايند که ظرف مدت يک هفته در اين منطقه، عمليات کربلاي 5 را انجام دهد.

اهدف عمليات
هدف عمليات کربلاي5، نزديک شدن قواي اسلام به شهر بصره به عنوان دومين شهر بزرگ عراق بود تا بتواند هم فشارهاي سياسي عظيمي را بر دشمن به وجود آورد و هم انهدام وسيعي از ارتش بعثي انجام دهد و هم با توجه به در اختيار داشتن شهر بندري فاو از سوي ايران، بتواند جنوب عراق را با خطر جدي جداسازي مواجه سازد. بنابراين هدف اصلي اين عمليات آن بود که ايران بتواند با ايجاد فشار نظامي بر روي رژيم صدام، امتيازات سياسيِ مشخصي را بگيرد تا ضمن احقاق حقوق ملت، تضميني براي صلح پايدار به دست آورد. بنابراين، انجام يک عمليات نظامي موفق، در آن مقطع زماني، اهرمي موثر براي فشار در مذاکرات سياسي بود.

هميشه پيشروي به سوي بصره از زمان طراحي عمليات بيت المقدس تا پايان عمليات کربلاي5 که جنگ در خوزستان و جبهه جنوب به بن بست رسيد، جزء راهبرد اساسي نظامي ايران بوده است. ايران تا قبل از عمليات کربلاي5 در حدود 8 بار در محور شلمچه، عمليات انجام داده بود.
در تمام دوران جنگ تحميلي، رسيدن به دروازه‌هاي بصره، هميشه از سوي ايران به عنوان «هدف استراتژيک جنگ» مطرح بوده است و به‌ويژه پس از آنکه جنگ به خاک دشمن کشانده شد اين هدف اهميت بيشتري يافت.

پس مي‌توان گفت، عمليات کربلاي5 يکي از سلسله نبرد‌هايي بود که براي کمک به پايان دادن به جنگ تحميلي، طراحي و اجرا شد. و هدف از آن تصرف يکي از مناطق استراتژيک خاک دشمن بود تا بتواند موجب کشانده شدن صدام به پاي ميز مذاکره و خاتمه دادن به جنگ با برتري ايران بشود.
در آن دوران، اين چنين فکر مي‌شد که با تصرف منطقه شلمچه و نزديک شدن به شهر بصره به عنوان دومين شهر بزرگ عراق و مهمترين مرکز نفتيِ آن کشور، مي‌توان چنين شرايطي را فراهم آورد تا منجر به کسب امتيازات سياسي از دشمن شود. پيشروي در محور شلمچه به دليل نزديکي آن به شهر بصره موجب نگراني رژيم بعثي و به ناچار، باعث درگير شدن بخش زيادي از ارتش بعثي عراق در اين منطقه مي‌شد که مي‌توانست تلفات مهمي را به ماشين جنگي دشمن وارد سازد.

اهميت محور شلمچه
زمين منطقه عمليات کربلاي5 در شرق بصره داراي ارزش استراتژيکي زيادي بود. چون محور مواصلاتي شلمچه کليد فتح بصره به شمار مي‌رفت. وسعت سرزمين خشک اين منطقه عملياتي که به پنج ضلعي معروف بود به کمتر از پنجاه کيلومتر مربع مي‌رسيد. يک کيلومتر پيشروي در محور شلمچه، از نظر اهميت نظامي و فشار سياسي بر دشمن، برابر با حدود 10 کيلومتر پيشروي در نقاط ديگر مانند محور فکه، ارزش داشت. بنابراين ارزش نظامي و سياسي زمين منطقه عمليات کربلاي 5 بسيار زياد بود. ايران از تابستان سال 1361 تا اواخر سال 1365 عمليات‌هاي گوناگوني را در منطقه عمومي بصره در جبهه جنوب انجام داد تا بتواند فشار تعيين کننده‌اي را بر رژيم صدام حسين وارد نمايد و جنگ را به سرانجام مطلوبي برساند.

عمليات رمضان در شرق بصره و در مرداد ماه سال 1361، عمليات‌هاي خيبر و بدر در آبهاي هورالهويزه و جزاير جنوبي و شمالي خيبر در اسفند ماه سال 1362 و 1363 و عمليات والفجر8 در جزيره فاو در بهمن ماه سال 1364 و عمليات کربلاي5 در دي ماه 1365 همگي نبردهايي بوده‌اند که در اطراف منطقه بصره انجام شده‌اند. البته دشمن هم به اهميت اين ناحيه واقف بود و همه تدابير لازم را براي دفاع مطمئن از اين منطقه‌انديشيده بود. به دليل آنکه محور شلمچه از نظر دسترسي نسبت به ساير مناطق به بصره نزديکتر بود، بنابراين براي دشمن اين محور مواصلاتي اهميت بيشتري داشت.
ارتش بعثي با به کارگيري توان مهندسي خود در آنجا، استحکامات بيشتري ايجاد کرده بود و يگان‌هاي قوي‌تري را نيز در پدافند آن محور به کار گرفته بود و تراکم يگان‌هاي دشمن نيز در اين محور نسبت به ساير مناطق عملياتي، بيشتر بود.
 
سير طراحي و شرايط برنامه ريزي عمليات کربلاي 5
عمليات کربلاي 5، به تنهايي و جداي از ارتش، از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طرح ريزي و در محور شلمچه در نيمه شب 19 دي ماه سال 1365 و با رمز يا زهرا (ع) در جبهه جنوب و در محور شلمچه در منطقه شرق بصره به مرحله اجرا درآمد.
همچنين 19 دي ماه برابر با سالگرد قيام مردم قم در برابر رژيم شاهنشاهي در سال 1356 است. اين قيام حيات بخش، مؤثر و خونين آغاز حرکت پيوسته‌اي از نهضت اسلامي مردم ايران است که هر 40 روز يکبار به سرکوبي خونيني از سوي عوامل رژيم سلطنتي مواجه مي‌شد و سرانجام با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 1357، به نتيجه رسيد.

پس از پايان عمليات بدر در اواخر اسفند ماه سال 1363، به دليل اختلاف نظر عملياتي و تاکتيکي سپاه و ارتش با يکديگر، قرار بر اين شد که سپاه و ارتش، هرکدام جداي از يکديگر عمليات‌هاي مستقلي را طرح ريزي و انجام دهند. به اين صورت عملاً ارتباط سپاه و ارتش که تا قبل از سال 1363 به صورت ساختاري در قرارگاه‌هاي مشترک برقرار بود و در کنار يکديگر عمل مي‌کردند به دليل اختلاف ديدگاه آنان از نظر تعيين استراتژي نظامي و نيز مناطق مناسب براي انجام عمليات و همچنين تاکتيک‌هاي متفاوت طرفين، قطع گرديد.
البته ستادي هم که بتواند اين دو سازمان را در صحنه عمليات با هم و در کنار يکديگر و با طرح عملياتي مشترک و مورد توافق طرفين به کار گيرد نيز وجود نداشت. بنابراين عمليات کربلاي5 از جمله نبردهايي بود که با مديريت سپاه و جداي از حضور مديريت و يگان‌هاي تک ور ارتش انجام شد تا تغييري در مديريت جبهه‌ها و نحوه طرح ريزي عمليات‌ها ايجاد گردد.

پس از ناکام ماندن عمليات کربلاي 4، آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان فرمانده جنگ و آقاي محسن رضايي به عنوان فرمانده سپاه، اصرار داشتند تا از ظرفيت و استعداد پاي کار يگان‌هاي سپاه استفاده شده و عمليات ديگري طرح ريزي و اجرا شود ايشان طي جلسه‌اي در تاريخ 5 دي ماه سال 1365 در جلسه‌اي با حضور اکثر فرماندهان مؤثر سپاه، وضعيت نيروهاي خودي را مورد بررسي قرار دادند. در اين جلسه اکثر فرماندهان در عين اعلام آمادگي براي اجراي عملياتي ديگر، نگراني خود را از عدم موفقيت جديدي در منطقه شلمچه بيان مي‌داشتند. به هر حال تصميم گرفته شد که ظرف حداکثر دو هفته بعد، عمليات کربلاي 5 با استفاده از آشکار شدن نقاط ضعف دشمن در جريان عمليات کربلاي 4، طرح ريزي نهايي و به مرحله اجرا درآيد.
 
وضعيت و شرايط و فضاي قبل از آغاز عمليات کربلاي 5:
1- دشمن در اوج قدرت نظامي خود بود. علاوه بر گسترش تعداد يگان‌هاي رزمي، ارتش بعثي توانسته بود تا تجهيزات پيشرفته‌تري نسبت به سال‌هاي قبل در سازمان نظامي خود بکار بگيرد که به برخي از آن‌ها در بندهاي زير اشاره مي‌شود. از سوي ديگر دشمن در اين زمان با تجديد نظر در تاکتيک‌هاي خود، قدرت مقابله با توان تهاجمي قواي اسلام را در بين لشگر‌ها و تيپ‌هاي خود افزايش داده بود.

2- اتحاد جماهير شوروي با واگذاري هواپيماهاي مدرن ميگ 25 و سوخوي 22 و اطلاعات ماهواره‌اي و آمريکا با واگذاري بالگردهاي ترابري و اعتبارات مالي و اطلاعات ماهواره‌اي و نيز برعهده گرفتن امنيت عبور کشتي‌هاي حامل کالا به عراق از طريق خليج فارس و فرانسه با واگذاري هواپيما‌هاي ميراژ 2000-F1 و بمب‌هاي ليزري و ساير کشورهاي اروپايي از جمله آلمان با واگذاري سلاح‌هاي شيميايي و کشورهاي عربيِ پيرامون خليج فارس نيز با واگذاري کمک‌هاي مالي وسيع، صدام را به صورت همه جانبه پشتيباني مي‌کردند.

3- دشمن در اکثر جبهه‌هاي جنگ علاوه بر استفاده از انواع گازهاي خردل، در ترکيب سلاح‌هاي شيميايي خود از گازهاي کشنده سيانور نيز استفاده مي‌کرد به طوري که بلافاصله پس از به کارگيري اين نوع جنگ افزارها، افرادِ در معرض اين گازهاي مهلک، بلافاصله به شهادت مي‌رسيدند.

4- دشمن جنگ شهرها را به عنوان اقدامي براي ايجاد فشار عظيم به مردمِ حامي رزمندگان، گسترش داده و حتي شهرهاي مرکزي و دور دست ايران را با حملات مداوم موشک‌هاي دوربرد و بمباران با کمک هواپيماهاي ميگ25، مورد تهاجم مرتب قرار مي‌داد به طوري که در آن ايام فقط در يکي از بمباران‌ها در شهر کرمانشاه، هفتاد و دو نفر از مردم آن شهر به شهادت رسيدند.

5- حملات هوايي دشمن به مراکز صنعتي و اقتصادي و نفتي ايران ادامه داشت و جنگ عليه نفتکش‌هاي حاملِ نفت ايران نيز تا تنگه هرمز با کمک هواپيماهاي ميراژ فرانسوي که به بمب‌هاي ليزري مجهز بودند و با استفاده از اطلاعات ماهواره‌اي آمريکا و همکاري کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس صورت مي‌گرفت.
6- ناوگان جنگي آمريکا در خليج فارس به منظور ايجاد مسير اَمن براي هواپيماهاي عراقي که از طريق خليج فارس به تأسيسات نفتي ايران حمله مي‌کردند گسترش بي سابقه يافت.

7- ماجراي مک فارلين از سوي برخي از افراد در رسانه‌هاي خارجي افشاء شد و به ناچار، اين موضوع به صورت رسمي از سوي رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي در تاريخ13/8/65 در تظاهرات مردم عليه آمريکا در مقابل لانه جاسوسي مطرح گرديد. اين اقدام در حدود دو ماه قبل از انجام عمليات کربلاي5 موجب سخت‌تر شدن موضع دولت آمريکا در مقابل جمهوري اسلامي ايران شد.

8- دعوت کويت به عنوان يک کشور حامي صدام از اتحاد جماهير شوروي براي اسکورت نظامي نفتکش هايش منجر به باز شدن پاي ابرقدرت‌ها و ناوگان‌هاي خارجي و حضور گسترده آنها در خليج فارس شد به طوري که پس از مدتي همين درخواست از آمريکا هم شد و آمريکا هم به مرور، ناوگان پنجم دريايي خود را در خليج فارس مستقر کرد.

9- در آن زمان، سياست استراتژي «دفاع متحرک» از سوي ارتش بعثي عليه رزمندگان اسلام در جبهه‌هاي زميني، اجرا مي‌شود. با اين سياست، عمليات‌هاي مختلفي از سوي دشمن در سراسر جبهه‌هاي جنگ طراحي و در طول هزار کيلومتر از منطقه حاجي عمران و پيرانشهر در شمالي‌ترين نقطه نبرد تا در فاو، جنوبي‌ترين منطقه نبرد، از سوي سپاه‌هاي مختلف ارتش بعثي انجام مي‌شد. دشمن در اين شرايط اکثر يگان‌هاي خود را در جبهه‌هاي جنوب متمرکز نموده بود و بر شدت ايجاد موانع مهندسي در خطوط دفاعي حساس، افزوده بود. علاوه برآن، حجم فعاليت‌هاي پايگاه‌هاي هوايي شعيبيه و ناصريه در جنوب عراق نيز افزايش يافته بود.

10- سپاه هم در قالب سلسله عمليات‌هاي «والفجر»، جبهه‌ها را فعال نگه داشته بود و توانست دو تا سه عمليات هم به نام «فتح» در شهر کرکوک عراق و نقاط ديگر انجام دهد. اين عمليات‌ها با همکاري جبهه ميهني کردستان عراق و حزب دموکرات کردستان عراق، صورت مي‌گرفت.
11- قبل از انجام عمليات کربلاي5، سپاه نيروي زميني خود را تشکيل داد و در عمليات کربلاي 5 براي نخستين بار سپاه با عنوان نيروي زميني وارد عمل شد.

علاوه بر اين، يگان‌هاي سپاه، در چند نقطه مهم ديگر از جمله جزاير خيبر و شلمچه هم در حال شناسايي براي ارزيابي امکان حمله از آن نقاط، عليه دشمن بودند. همچنين در منطقه دهلران و هورالهويزه و هر منطقه‌اي که قابليت انجام عمليات محدود را داشت نيز تحرکات محدودي تحت عنوان عمليات‌هاي کوچکِ «قدس» و «عاشورا» از سوي لشکرها و تيپ‌هاي سپاه صورت مي‌گرفت.
با توجه به نکات فوق در آن زمان ايران چاره‌اي جز انجام يک عمليات مهم در جبهه‌هاي جنگ زميني نداشت تا بتواند در پاسخ به شرارت‌هاي مرتب دشمن، و نيز تلاش ارتش بعثي براي گسترده‌تر کردن حوزه‌هاي جنگ از جمله در دريا و در شهرها، اعلام نمايد که سرنوشت جنگ در جبهه‌هاي زميني، تعيين مي‌شود و نه در گسترش جنگ با غير نظاميان و....
 
شرايط جبهه‌هاي جنگ و کشور در زمان عمليات کربلاي 5
1- اختلاف نظر تاکتيکي بين ارتش و سپاه و اختلاف نظر در مورد چگونگي تدوين استراتژي عملياتي و چگونگي نبرد با دشمن موجب واگذاري مناطق جداگانه به ارتش و سپاه براي طرح ريزي عمليات گرديده بود و عملاً توان سپاه و ارتش در تضايف با يکديگر قرار نداشت.

2- عدم وجود ستادي که بتواند توان سپاه و ارتش را با هم و به درستي به کار گيرد و عمليات بزرگي را طراحي نمايد. گرچه در آن زمان «فرماندهي جنگ» تشکيل شده بود و اين فرماندهي نقش مهمي در به کارگيري توان سپاه و ارتش به صورت جداگانه عليه دشمن ايفا مي‌نمود و براي کاهش اختلاف نظرها تلاش مي‌کرد.

3- کسري بودجه شديد دولت وارد شدن فشار اقتصادي بر مردم به رغم تلاش‌هاي شديد دولت براي دور نگه داشتن مردم از آثار اقتصادي جنگ.

4- کاهش درآمد‌هاي نفتي به دليل کاهش قيمت نفت و نيزکاهش توليد نفت ايران به طوري که صادرات نفت به حدود يک ميليون بشکه در روز کاهش يافته بود. گفته مي‌شود درآمد‌هاي نفتي ايران در آن سال به حدود هفت ميليارد دلار کاهش يافت.
5- عدم امکان خريد‌هاي نظامي براي ايران از خارج از کشور بدليل تحريم تسليحاتي آمريکا و اروپا.

6- وجود دو وزارت خانه پشتيباني از جنگ با نام‌هاي دفاع و سپاه که تعارضاتي را در هماهنگي تدارک رزمندگان، پيش آورده بود.
7- در عين حال توسعه صنايع نظامي در کشور و توليد موشک‌هايي تا برد 150 کيلومتر در ايران اتفاق افتاده بود.
8- ادامه فشار اقتصادي و تحريم تسليحاتي کشور از سوي آمريکا و اروپا نيز در حال تشديد بود.

شرايط اقتصادي کشور در زمان اجراي عمليات کربلاي 5
ايران در سال 1365، روزهاي دشواري را در جنگ سپري مي‌کرد مديريت اقتصادي جنگ نياز به درآمدهاي ارزي براي تأمين هزينه‌ها و حصول فوري اين درآمدها داشت. افزايش عرضه نفت ازسوي همراهان صدام به ويژه کشور عربستان و همچنين کندي رشد تقاضاي جهاني براي انرژي، موجب شد تا قيمت نفت در سرازيري و کاهش مستمر قرار گيرد. در اين شرايط قيمت هر بشکه نفت ايران براي فروش تا هربشکه به 6 دلار نيز رسيد.علاوه بر اين خريداران و متقاضيان نفت خام نيز شرايط خود را به دليل ناامن بودن بنادر صادرات نفت ايران، سخت کرده بودند و از ايران مي‌خواستند تا نفت خود را در بندرهاي مقصد به آنها تحويل دهد. در آن شرايط رفت وآمد کشتي‌هاي نفتکش به دليل حملات مداوم نيروي هوايي ارتش بعثي به سکوها و بنادر نفتي ايران، توأم با خطر بوده و آنها حق ريسک و بيمه بيشتري دريافت مي‌کردند. به ناچار، دولت آقاي مهندس مير حسين موسوي، به منظور مهار بحران‌هاي ناشي از جنگ و کاهش هنگفت درآمدهاي ارزي، يک برنامه کوتاه مدت تهيه کرده بود، در سال 1366 هم يک برنامه محرمانه از سوي سازمان برنامه و بودجه تهيه شد که چنانچه آمريکا در حمايت از صدام به ايران حمله نظامي کرد، چگونه معيشت مردم تنظيم، تأمين و اداره شود.

در اين شرايط، دولت تلاش مي‌کرد تا از طريق سازمان برنامه و بودجه بتواند آسيب‌ها و فشارها به حوزه‌هاي معيشتي مردم و اقتصاد ايران را به حداقل خود برساند. در آن زمان به دليل عدم در اختيار بودن منابع کافي، بحث توسعه اقتصادي در کشور مطرح نبود. شرايط اقتصادي و درآمدي در سال 1366 نسبت به سال 1365هم بدتر شد.
در سال 1365، درآمد‌هاي نفتي به شدت سقوط کرده بود. ارزِ در اختيار دولت به حداقل خودش رسيده بود و کالاهاي اساسي و مصرفي مردم و مواد اوليه کارخانجات هم، همه از خارج از کشور وارد مي‌شد. مهمترين بحث سازمان برنامه و بودجه، در سال 1365، بحث درآمدهاي ارزي کشور و چگونگي تأمين مواد غذايي، تأمين حداقل مواد اوليه براي واحد‌هاي صنعتي و جلوگيري از بيکاري ناشي از تعطيلي آن واحدها بود. تمام اقتصاد کشور در حال خوابيدن بود. در آن زمان وضعيت به حدي بغرنج بود که دولت حتي مجبور به کوپني کردن لوازم بهداشتي و شوينده ها، مثل صابون و شامپو هم شده بود.

در وزارت بهداشت اين موضوع مطرح گرديده بود که برخي بيماريهايي که بر اساس اسناد و مدارک سازمان بهداشت جهاني در ايران از بين رفته بود، بدليل کمبود مواد و لوازم بهداشتي در حال شيوع هستند و اين موضوع يکي از نگراني‌هاي دولت وقت بود. چگونگي تأمين گندم، روغن و نيازهاي اوليه کارخانه‌ها از دغدغه‌هاي مهم دولت بود.
آقاي روغني زنجاني رئيس سازمان برنامه و بودجه در سال 1365 در مصاحبه با روزنامه ايران مي‌گويد: سال 1365 از بدترين سال‌ها از نظر درآمد‌هاي ارزي کشور بود زيرا هم قيمت هر بشکه نفت به زير هفت دلار کاهش يافت و هم اينکه تأسيسات صادرات نفت ايران مورد هجوم هوايي دشمن قرار مي‌گرفت و لذا درآمد کشور به حدود 7 ميليارد دلار رسيد.

لازم به ذکر است براساس مطالعاتي که يک گروه مهندسين مشاور فرانسوي در سال‌هاي پاياني رژيم شاهنشاهي انجام داده بود، اگر ايران تا سال 1365 بخواهد سالي غير بحراني را از سر بگذراند بايد حداقل 65 ميليارد دلار واردات کالا از خارج داشته باشد. امّا در اين سال با وجود مشکلات و پيچيدگي‌هاي پيش روي ايران، اقتصاد کشور توانست سال غير بحراني را با کمتر از 10 ميليارد دلار واردات سپري نمايد.
در سال 1366 هم که برنامه بحران تهيه شد فقط دولت به دنبال تأمين خورد و خوراک و معيشت مردم بود و بقيه منابع را هم صرف جنگ و نيازهاي آن مي‌کرد. بحث سرمايه گذاري، واردات، صادرات و توسعه اقتصادي، کاملاً بي معنا بود. منابع دولت به دو قسمت تقسيم شده بودند يک قسمت براي خورد و خوراک و زنده ماندن مردم و يک قسمت هم براي اداره جنگ، مصرف مي‌شد.

سازمان برنامه و بودجه در سال 1366 متوجه شد که با برنامه بحران هم ادامه جنگ امکانپذير نيست. مسئولان به اين نتيجه رسيدند که ديگر هيچ سازگاري بين منابع مالي دولت و ادامه جنگ وجود ندارد چون جنگ منابع مالي مي‌خواهد. گرچه دولت آقاي ميرحسين موسوي در آن روزگار که شرايط خاصي بود توانست اقتصاد کشور را با نفت با قيمت 6 دلاري مديريت کند ولي برنامه‌هاي اقتصادي- سياسي تدوين شده براي سال 1366 از تعادل خارج شد.

آقاي روغني زنجاني در سال 1365 نامه‌اي دستي براي آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نوشت و در آن استدلال کرد که جنگ را نمي‌توانيم ادامه دهيم. ايشان نوشته بود که ما دو راه حل در پيش رو داريم يا جنگ را تمام کنيم و نظام را حفظ کنيم و يا اينکه جنگ را با اهدافي که تعريف کرده ايم ادامه دهيم که نتيجه آن فرپاشي نظام و قهرمانانه کنار رفتن است. اين نامه را آقاي ميرحسين موسوي به آقاي هاشمي رفسنجاني که در آن زمان فرمانده جنگ بودند هم نشان داده بودند. البته در سال 1367 تکميل شده اين نامه، خدمت حضرت امام خميني (ره) تقديم گرديد که با ساير نامه‌هايي که امام دريافت کرده بودند موجب پذيرش آتش بس از سوي ايشان شد.

ديدگاه‌هاي گوناگون درباره جنگ در سال 1365
به نظر مي‌رسد که مسئولين مختلف سياسي، اقتصادي و نظامي کشور در سال 1365 ديدگاه‌هاي گوناگوني راجع به نحوه اداره و ادامه جنگ داشته‌اند که به صورت ذيل جمع بندي مي‌شود:
1- مسئولان اقتصادي معتقد بوده‌اند که درآمد‌هاي کشور اعم از درآمد‌هاي نفتي و توليدي توانِ خدمات رساني به مردم را همزمان با جنگ با توجه به تخريب‌هاي روزافزون آن ندارد.

2- مسئولان سياسي کشور فکر مي‌کردند که بايد با کسب امتيازاتي از صدام، جنگ را به سرانجامي مطلوب برسانند تا بتوان با افتخار و سربلندي از جنگ بيرون آمد. آنها لازمه اين کار را انجام يک عمليات بزرگ سرنوشت سازي مي‌دانستند تا بتوان با فشار نظامي آن، امتيازاتي را از رژيم صدام حسين کسب کرد و يا اينکه دنيا را وادار به پذيرش خواسته‌هاي مردم ايران از جمله اعلام متجاوز بودن رژيم بعثي صدام و اخذ خسارت‌هاي جنگ نمود و نيز از عدم بروز جنگي مجدد، اطمينان حاصل نمود.

3- مسئولان ارتش جمهوري اسلامي ايران، احساس مي‌کرده‌اند که انجام عمليات تهاجمي براي آنها به دليل عدم امکان جذب نيروهاي بسيجي داوطلب و نيز نوع سازماندهي نيروي زميني ارتش که متکي بر پشتيباني آتش مي‌توانست بجنگد وجود ندارد و با توجه به اختلاف ديدگاه آنان با سپاه در مورد نوع تاکتيکها و زمين مناسب براي عمليات، از سوي آنها نيز انتظار عمليات سرنوشت‌سازي نمي‌رفته است.

4- مسئولين سپاه هم معتقد بوده‌اند که مي‌توان با تعيين استراتژي نظامي براي سقوط صدام به تغيير سياست‌ها و استراتژي جنگي کشور دست زد. همچنين مي‌توان عمليات بزرگ سرنوشت سازي را انجام داد تا «استراتژي جنگ تا يک پيروزي» به ثمر برسد. آنها فکر مي‌کردند که صدام کسي نيست که از سوي حاميان خود اجازه داشته باشد در مقابل ايران تسليم شود. البته موفقيت در هر دو استراتژي، مستلزم تأمين نيازمنديهاي سخت افزاري جنگ در آن شرايط بوده است که يا از طريق واگذاري تسليحات ارتش قابل تأمين بوده است و يا از طريق تجهيز صنايع داخلي کشور براي توليد نيازمنديهاي تسليحاتي جبهه، امکان پذير بوده و يا از طريق خريد خارجي، بايد مشکل حل مي‌شده است. البته با توجه به تحريم تسليحاتي ايران، تأمين اين نيازمندي‌ها از خارج از کشور، کار مشکلي به نظر مي‌رسيده است.

با تحليل ديدگاه‌هاي فوق مي‌توان نتيجه گرفت که کشور در آن زمان نتوانسته است به يک همدلي و هم نظري بين مسئولين مختلف، در مورد تعيين استراتژي واحدي براي چگونگي ادامه نبرد و نيز روش‌هاي پايان دادن به جنگ برسد و استراتژي غالب که «جنگ جنگ تا يک پيروزي» بوده است با انجام عمليات بزرگ سرنوشت‌ساز، دنبال شده است. بنابراين انجام عمليات کربلاي 5 در راستاي اين استراتژي، قابل تحليل است.

توقعات و انتظارات جمهوري اسلامي ايران در سال ششم جنگ
در سال 1365، جمهوري اسلامي ايران به دنبال اين بود تا بتواند شرايطي را فراهم آورد تا از طريق آن، به خواسته‌هاي خود برسد. باتوجه به کاهش اميدواري به اقدامات ديپلماتيک، تمرکز تلاش‌ها جهت رسيدن به يک موفقيت بزرگ در جبهه‌هاي جنگ بود.

عمده‌ترين تلاش‌هاي ايران معطوف به موارد ذيل بود:
1- پذيرفتن قرارداد 1975 از سوي حکومت عراق به عنوان مبنايي براي تعيين حدود مرزي.
2- تأمين خسارات وارده به ايران از سوي تحميل کنندگان و آغاز گران جنگ.
3- تنبيه متجاوز با ايجاد يک ساز وکار بين المللي.

براي رسيدن به خواسته‌هاي فوق و اطمينان از عدم توانايي دشمن براي ادامه حملات خود در جبهه‌هاي جنگ، عمليات کربلاي5 طراحي گرديد تا بتواند راهي براي رسيدن به انتظارات فوق باشد. بايد توجه داشت که ايران،سال 1365 را سال انهدام ارتش صدام و سال احتمالي پايان دادن به جنگ از طريق فشار نظامي، مي‌دانست و بسياري از رزمندگان، آرزوي اقامه نماز در کربلاي حسيني را پس از موفقيت در جبهه‌ها، داشتند.

شيوه‌هاي اِعمال شده براي غافلگير کردن دشمن
اقدام‌هاي صورت گرفته براي فريب دشمن قبل از اجراي عمليات کربلاي 5 به شرح ذيل جمع بندي مي‌گردد:
1- با اينکه عمليات کربلاي 5 در نيمي از منطقه عملياتي کربلاي 4 انجام مي‌شد و معمولاً در نامگذاري عملياتهاي سابق، اين نوع عمليات به عنوان مرحله دوم و ادامه عمليات گذشته تلقي مي‌گرديد ولي اين بار شيوه قبلي در نامگذاري عمليات ها، کنار گذاشته شد و اين مرحله به عنوان يک عمليات جديد و با اهداف مشخص، مطرح و نامگذاري گرديد.

2- با انتقال يگان‌هاي شرکت کننده در عمليات کربلاي4 به پشت جبهه و به سمت عقبه‌هاي خود، چنين به دشمن وانمود شد که همچون ساير عمليات‌هاي بزرگ اجرا شده در گذشته، اين نيروها به عقب بازگشته و به مرخصي و استراحت رفته‌اند و عمليات پايان پذيرفته است. البته تجهيزات سنگين يگانها در مواضع پيش از عمليات خود، باقي ماند. بلافاصله پس از عقب نشيني نيروها از خطوط عمليات کربلاي4، به آنها اعلام شد که به عقبه‌هاي يگاني خود در اهواز بازگردند يعني حدود 150 کيلومتر از منطقه عملياتي دور شوند. اين اقدام، تکميل کننده عمليات فريب دشمن بود.

3- با تبليغات وسيع راديو و تلوزيوني و رسانه‌اي به دشمن نشان داده شد که عمليات کربلاي4 همان عمليات سالانه ايران بوده است که ناکام مانده و به پايان رسيده است.
مجموعه اين اقدامات تقريباً دشمن را مطمئن ساخت که عمليات بزرگ ساليانه ايران تمام شده است و با توجه به اينکه يگانها پس از پايان هر عملياتي نياز به بازسازي و تجهيز دوباره دارند لذا دشمن چنين تصور نمود که تا چند ماه ديگر تهاجمي از سوي رزمندگان اسلام صورت نخواهد گرفت.

علاوه بر اقدامات فوق در ساير جبهه‌ها نيز فعاليت‌هايي به شرح ذيل براي تکميل عمليات فريب دشمن صورت گرفت:
1- تشکيل 3 قرارگاه عملياتي در هور، فاو و سومار براي انحراف ذهنيت دشمن در مورد منطقه عمليات آتي سپاه. 
2- باز کردن معابر دشمن در خطوط پدافندي منطقه فاو، جهت نشان سمت تک جديد ايران به دشمن، به منظور انحراف ذهن يگان‌هاي وي.
3- تعويض نيروهاي پدافندي در فاو با نيروهاي تازه نفس به عنوان علامتي از احتمال انجام عمليات جديد در اين منطقه
4- آماده باش واحدهاي توپخانه و ادوات خودي در منطقه فاو به منظورِ به اشتباه‌انداختن دشمن.

بنابراين مي‌توان گفت که با اقدامات صورت گرفته فوق دشمن در «زمين و جغرافياي» پيش بيني شده براي انجام عمليات و نيز در «زمان» تعيين شده براي اجراي عمليات کربلاي 5 غافلگير شد.

فرضيات طراحي عمليات کربلاي 5
با توجه به شرايط جنگ در سال 1365،و با توجه به ناکامي عمليات کربلاي4، براي انجام يک عمليات بزرگ ديگر، شرايط و فرضيات زير در نظر گرفته شده بود:
1- طرح ريزي عمليات به گونه‌اي صورت گيرد تا اميد به موفقيت و پيروزي آن تضمين شده باشد.
2- اجراي عمليات در منطقه‌اي انجام شود تا از نظر نظامي و سياسي ارزشمند باشد.

3- از استعداد و توان رزمي آماده شده براي عمليات کربلاي4 در عمليات جديد استفاده شود.
4- فاصله زماني آن با عمليات کربلاي4 بسيار کوتاه باشد تا عمليات با سرعت انجام شود.

5- نياز به جابجايي يگان‌ها و نقل و انتقال آنها به منطقه ديگر نباشد و از بستر سازي‌ها و آمادگي‌هاي ايجاد شده براي عمليات کربلاي 4 کمال استفاده بشود.
6- بتواند به عنوان يک عمليات بزرگ و سرنوشت ساز تلقي گردد.

7- نياز به اقدامات جديد مهندسي زمان بر جهت آماده شدن براي انجام عمليات نداشته باشد.
8- راه کار جديدي به منظور انتخاب منطقه‌اي مهم  و اساسي غير از اين منطقه براي عمليات بزرگ در جبهه جنوب وجود نداشته باشد.
9- دشمن در آن تا حد زيادي غافلگير شود.

ويژگي‌ها و مشکلات عمليات کربلاي 5
عمليات کربلاي 5 داراي ويژگي‌هاي منحصر به فرد و مشکلات عظيمي بود که به مهم ترين آنها در اينجا اشاره مي‌شود:
1- محدوديت زمين عمليات و کم بودن وسعت منطقه عملياتي که موجب موثر بودن آتش‌هاي دشمن بر روي منطقه تصرف شده و نيروهاي رزمنده در آن مي‌گرديد. اين زمين داراي عرضي حدود 10 کيلومتر و عمقي حدود 15 کيلومتر بود که به شدت با عمليات مهندسي، مسلح شده بود. بايد توجه داشت که دشمن با استعداد 45 گردان توپخانه صحرايي، حجم انبوهي از آتش‌ها را براي اين منطقه سازماندهي کرده بود به طوري که رزمندگان سالم مانده از آتش دشمن بر اثر دود ناشي از انفجار گلوله‌هاي توپ، همگي سياه شده بودند.

2- محدوديت عقبه جهت تدارک نيروها در حين نبرد. دشمن با 5 گردان توپخانه مي‌توانست همه عقبه يگان‌هاي عملياتي را زير آتش خود بگيرد.

3- استحکامات منحصر به فرد دشمن در محور شلمچه، به دليل اينکه اين مسير، معبر وصولي به شهر بصره بوده و انجام عمليات در آن جزء مشکل ترين نبردهاي جبهه‌هاي جنگ از نظر موانع، آرايش دفاعي و ميادين مين، به حساب مي‌آمد به طوري که گسترده ترين ميادين مين و موانع دشمن در خط مقدم در سراسر جبهه‌هاي جنگ در اين منطقه وجود داشت و از نظر کارشناسان نظامي اين محور غير قابل نفوذ براي پيشروي بود. بنابراين، از نظر تحليل گران نظامي، انجام اين عمليات، کاري عظيم و سترگ بود.

4- از سوي ديگر زمين منطقه عملياتي کربلاي5 پوشيده از نهرهاي متعددي بود که پس از شکست خطوط دشمن، رزمندگان اسلام بايد از آنها عبور مي‌کردند تا بتوانند به پيشروي خود به سمت اهداف تعيين شده ادامه دهند. بنابراين وجود اين نهرها به عنوان يک مانع طبيعي به نفع دشمن عمل مي‌کرد.

5- زمين اين منطقه براي دشمن کاملاً شناخته شده بود و ارتش بعثي تجربه جنگيدن با قواي اسلام در اين منطقه را در نبردهاي قبلي از جمله در نبرد سال قبل ارتش، کسب کرده بود.
6- با توجه به نزديکي عقبه‌هاي دشمن به منطقه نبرد و وجود معابر وصولي متعدد، امکان پاتک‌هاي گسترده دشمن و پاي کار آوردن سريع نيروهاي احتياط خود وجود داشت و مي‌توانست به سرعت با قواي ايران درگير شود.

7- دشمن در اين منطقه همچنين داراي تمرکز قوا، آتش‌هاي انبوه و متمرکز، يگان‌هاي احتياط متمرکز و فرماندهي متمرکز بود.
8- دشمن براي کنترل حرکت افراد پياده از رادارهاي رازيت ساخت کشور فرانسه استفاده مي‌کرد.

9- عمليات کربلاي5 از نظر شدت درگيري و تصميم طرفين جبهه براي موفقيت، يکي از بزرگترين نبردهاي دوران دفاع مقدس به شمار مي‌رود. از آنجا که ممانعت از پيشروي قواي اسلام در اين ناحيه براي رژيم بعثي صدام اهميت فراواني داشت بنابراين ارتش بعثي به صورت سنگر به سنگر در  لايه‌هاي دفاعي ايجاد شده و در درون دژها و خاکريزهاي چند رديفه مي‌جنگيد و دست به پاتک‌هاي سريع و يورش‌هاي سازمان يافته و غير سازمان يافته مي‌زد تا بتواند در برابر نيروهاي ايران ايستادگي نمايد در اين راه، دادن تلفات سنگين و انهدام تجهيزات دشمن براي وي اهميتي نداشت.

10- يگان‌هاي تک کننده در اين عمليات، فقط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بودند و قرار بود ارتش به صورت مستقل در جبهه‌هاي غرب کشور، عمليات انجام دهد که صورت نگرفت. يعني در اين شرايط، استقلال کامل سازمان سپاه از سازمان ارتش در طرح ريزي و اجراي منطقه عملياتي مستقل، تحقق مي‌يافت.

11- دشمن در آن زمان از «استراتژي عملياتي پدافندي» استفاده مي‌کرد و در اين استراتژي از زمين به عنوان يک عامل اساسي براي جلوگيري از امکان تک رزمندگان اسلام استفاده مي‌شد لذا دشمن زمين اين منطقه را طي بيش از 4 سال با موانع و استحکامات و مواضع دفاعي فراوان و ميادين مين مختلف به عنوان يکي از مولفه‌هاي موثر بر پدافند موفق، پوشانده بود.
12- درون خودِ منطقه عملياتي نيز با عوارض طبيعي و مصنوعي فراواني از جمله آبگرفتگي‌ها و نهرها و کانال‌ها و خاکريزها پوشانده شده بود که مانع عمده‌اي براي پيشروي نيروها به شمار مي‌رود.

استحکامات و موانع موجود در منطقه عملياتي کربلاي 5
1- ايجاد استحکامات هلالي شکل از سوي دشمن بطوري که در درون هر يک از آنها يک دسته تانک مي‌توانست موضع گرفته و با امنيت خاطر تيراندازي نمايد. اطراف اين استحکامات نيز با سيم‌هاي خاردار و ميادين مين در مقابل نيروهاي سپاه پوشانده شده بود. قطر هر موضع هلالي شکل 300 تا 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر مي‌رسيد. سطح فوقاني دژهاي هلالي شکل هم 3 متر عرض داشت که در آن يک کانال مواصلاتي جهت تردد نيروها احداث گرديده بود و مواضع تيربار و سکو‌هاي تانک نيز در آن قرار داشت. در پشت مواضع هلالي شکل، براي تردد و استقرار تانک‌ها فضاي مناسبي احداث شده بود و تانک مي‌توانست با قرار گرفتن روي مواضع مشخص شده، کل منطقه درگيري را زير پوشش گلوله مستقيم و تيربار قرار دهد. با توجه به احداث جاده و با توجه به استحکامات ايجاد شده و هوشياري و حساسيت دائمي دشمن نسبت به تحرکات نظامي ايران، شکستن خطوط دفاعي منطقه شلمچه و عبور از اين مواضع مستحکم و پيچيده، غير قابل تصور تلقي مي‌شد.

2- ايجاد يک منطقه آبگرفتگي در شمال منطقه عمليات با کمک رها کردن آب در زمين آنجا به منظور جلوگيري از عمليات نيروهاي پياده ايران.
3- احداث موانع مختلف از جمله سيم خاردار و ميدان‌هاي مختلف مين با عمق حدود 800 متر در خط مقدم جبهه شلمچه به طوري که عبور هرگونه نيروي پياده را غير ممکن مي‌ساخت.

4- احداث دژهاي متعدد شمالي ـ جنوبي به عنوان مانع اصلي عبور عمده قواي سپاه اسلام. نخستين خط پدافندي دشمن، دژي بود به ارتفاع 4 متر و عرض 15 متر، در ميانه اين دژ و در طول آن کانالي وجود داشت که در يک سمت آن سنگر‌هاي بتوني و سمت مقابل آن، سنگرهاي ديده باني و تيربار و مهمات آماده گرديده بود و نيز تعدادي سنگر تانک در اين قسمت احداث شده بود که موجب تسلط دشمن بر منطقه شلمچه مي‌گرديد.

5- احداث سنگرهاي کمين براي محافظت از موانع و ميادين مين و استحکامات ايجاد شده در بين ساير موانع موجب تکميل سيستم موانع دفاعي دشمن مي‌گرديد.
6- دومين خط دشمن به فاصله 100 متر از خط اول و به موازات آن احداث شده بود. اين خط سيل بندي به عرض دو و نيم متر و به ارتفاع چهار متر و داراي مواضع پياده، کانال مواصلاتي و مواضع تانک بود.

7- خط‌هاي سوم و چهارم و پنجم دفاعي دشمن نيز تا نهر دوعيجي و نهر جاسم با همين شکل و با پيچيدگي بيشتر، آرايش دفاعي دشمن را تشکيل مي‌دادند.
8- رده ششم و هفتم هم شامل کانال ذوجي و مثلثي‌هاي غرب کانال ذوجي بود. بعلاوه کانال ماهي و پاسگاه بوبيان نيز هر کدام به نسبت، از استحکامات قابل توجهي برخوردار بودند. دشمن همچنين تعدادي دکل بلند ديده باني هم در غرب اروند رود در اختيار داشت که هرگونه تردد نيروهاي خود را زير نظر و کنترل خود داشتند.

دشمن در خط اول خود از سلاح‌هاي ضد هوايي هم، براي هدف‌هاي زميني استفاده مي‌کرد و از تعداد زيادي تانک نيز در خط اول به منظور جلوگيري از نفوذ رزمندگان اسلام و شکست خط اول خود استفاده مي‌کرد. در جلوي خط اول هم دشمن از موانع عظيمي از جمله سيم‌هاي خاردار، تله‌هاي انفجاري، کانال، ميدان‌هاي وسيع مين و سنگر‌هاي بتني استفاده مي‌کرد. سنگرهاي استراق سمع و سنگرهاي کمين هم در جلوي خط اصلي قرار داشت. در مقابل دژها هم تا ده رديف موانع گوناگون ايجاد کرده بود که فاصله هر دو مانع با هم 20 تا 30 متر بود عرض آبگرفتگي هم 300 تا 400 متر بود که به عنوان يک مانع اصلي به حساب مي‌آمد و زير آبگرفتگي هم مين کاشته بودند تا عبور هر نوع نيروي پياده غير ممکن گردد.

استعداد دشمن
در مجموع 86 تيپ دشمن شامل 62 تيپ پياده، 11 تيپ زرهي، 8 تيپ مکانيزه و 5 تيپ نيروي مخصوص در طول عمليات کربلاي5 وارد اين منطقه شدند. قبل از آغاز عمليات در مجموع حدود 8 تيپ دشمن به پدافند از اين منطقه مشغول بودند و لشکر11 پياده ارتش بعثي مأموريت دفاع از منطقه شلمچه را بر عهده داشت.
سپاه سوم به فرماندهي سپهبد طالع خليل الدوري مسئوليت منطقه را بر عهده داشت که سپاه هفتم هم به وي کمک مي‌کرد. بعداً واحدهاي کماندويي سپاه‌هاي دوم و پنجم را هم از مناطق کوهستاني براي کمک به اين سپاه‌ها اعزام کردند. سپاه چهارم هم بعداً آمد. در اين عمليات فرمانده سپاه سوم به دليل شکست برکنار شد. در مجموع دشمن 20 پاتک عليه مواضع رزمندگان اسلام انجام داد که سنگين ترين آنها در محور درياچه ماهي بود.

استعداد يگان‌هاي شرکت کننده در عمليات
270 گردان 500 نفره براي عمليات کربلاي4 پاي کار آمد که تنها حدود 60 گردان آن در اين عمليات به کار گرفته شدند لذا حدود 90% اين نيروها با آمادگي کامل براي عمليات کربلاي 5 در اختيار قرارگاه مرکزي عمليات بودند. در مجموع سپاه 16 لشکر و 8 تيپ مستقل را در اين عمليات به کار گرفت.
در اين عمليات 3 قرارگاه کربلا، قدس و نجف از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، هدايت نبرد را بر عهده داشتند.
از سوي ديگر سازمان مهندسي جهاد‌هاي استان‌هاي فارس، نجف آباد، کرمان و همچنين تيپ‌هاي مهندسي 42 قدر و جواد الائمه سپاه نيز در اين عمليات حضور داشتند.  

تاکتيک سپاه در عمليات کربلاي 5 
در عمليات کربلاي 4، لشکر 57 ابوالفضل (ع) متشکل از نيروهاي استان لرستان که يگاني عملياتي براي جنگ در مناطق کوهستاني بود و براي تصرف ارتفاعات صعب العبور سازماندهي شده و متخصص عمليات ويژه در ارتفاعات بود، توانست در منطقه آبگرفتگي پنج ضلعي در شمال شلمچه، نيروهاي خود را به جاي حمله از شرق به غرب، که شکل آرايش نظامي خود دشمن بود از شمال به جنوب حرکت داده يعني برخلاف جهت مواضع و خطوط دفاعي ارتش بعثي حرکت کرده و از منطقه آبگرفتگي به سمت شلمچه پيشروي نموده و دژ مرزي را تصرف نمايد. اين تاکتيک لشکر57 ابوالفضل (ع) به فرماندهي سردار ابولفضل نوري توانست پاشنه آشيل دشمن را در جبهه شلمچه کشف نمايد. از سوي ديگر رزمندگان لشکر 19 فجر هم توانسته بودند به بخش‌هايي از منطقه پنج ضلعي وارد شوند که البته با پاتک شديد دشمن در همان شب عمليات مواجه شدند ولي به هر حال مسير ورود به پنج ضلعي و نحوه شکستن خط اول دشمن با حمله لشکر19 فجر به منطقه دشمن مشخص شده بود. بنابراين تاکتيک عمليات کربلاي5 بر اساس اين نقطه ضعف دشمن طراحي و برنامه ريزي شد و قرار بر اين شد که تمام يگان‌هاي شرکت کننده در عمليات از اين دروازه به سوي عمق مواضع دشمن نفوذ نمايند.

از آنجا که اين معبر بسيار محدود بود لذا فرماندهي کل سپاه تصميم گرفت با دو قرارگاه وارد اين عمليات شود و نيروها به جاي اينکه  به صورت دشت‌بان عمل نمايند، يگان‌هاي قرارگاه کربلا در جلو قرار گرفته و يگان‌هاي قرارگاه نجف براي عبور از اين دروازه از پشت سر قرارگاه کربلا وارد عمل شوند و منطقه درگيري را گسترش دهند. لازم به ذکر است که کل مساحت منطقه آبگرفتگي پنج ضلعي و دژ کشف شده و نوک کانال ماهيگيري در حدود 12 کيلومتر مربع وسعت داشت و داراي ابعادي به‌اندازه 3×4 کيلومتر بود. بنابراين محدوديت منطقه تعيين شده براي شکستن خط اول دشمن با تراکم انبوه يگان‌هاي عمل کننده تناسبي نداشت ولي چاره‌اي هم به جز اين راه کار نبود.

بنابراين مي‌توان تاکتيک يگان‌هاي سپاه را اينگونه جمع بندي نمود:
1- اتخاذ تدابير مناسب براي اجتناب از مواجهه با استحکامات حجيم، متنوع و گسترده دشمن و دوري از انجام تک جبهه‌اي و نيز دوري از تهاجم به مواضع سخت دشمن در شلمچه از سمت شرق که آن مسير، محور تلقي دشمن از سمت تک اصلي رزمندگان اسلام بود.
2- حمله به دشمن از سمت آب گرفتگي و پنج ضلعي يعني از شمال به جنوب و درست عمود بر جهت مواضع آرايش گرفته دشمن يعني حمله به دشمن از منطقه مورد اعتماد و اطمينان وي و منطقه‌اي که قبلاً در آن نبردي اتفاق نيفتاده بود و لذا دشمن نسبت به آن حساسيتي نداشت.

3- تلاش براي بازکردن جاده شلمچه از طريق پشت خطوط جبهه دشمن، جهت بازشدن جاده تدارکاتي به منظور پشتيباني گسترده از نيروهايِ در خط مقدم.
علي رغم اتخاذ تاکتيک‌هاي مناسب براي شکستن خط دشمن در منطقه عملياتي کربلايي 5، با اين وجود جنگيدن در اين منطقه و عبور از خطوط مستحکم دفاعي دشمن نياز به انگيزه بسيار قوي رزمندگان خط شکن داشت. در بعضي مواقع آنقدر شرايط براي نفوذ به خط دشمن سخت مي‌شد که شجاع ترين رزمندگان نيز، فتح سنگرهاي دشمن را غير ممکن مي‌پنداشتند. در لشگر 10 سيد الشهداء به هنگامي که فرمانده لشگر برادر علي فضلي نتوانست نيروهايش را قانع کند تا به خط دشمن بزنند، رزمندگان سلحشور اين لشگر درخواست کردند که وعده ديدار آنان با امام خميني پس از انجام عمليات به آنها داده شود و چون از طريق آيت الله هاشمي رفسنجاني به آنها چنين ملاقاتي قول داده شد، آنان چنان انگيزه‌اي پيدا کردند که توانستند بدون توجه به سختي‌ها و استحکام شديد مواضع دشمن به سنگرهاي بعثي‌ها حمله کرده و خط نفوذ ناپذير دشمن را بشکنند و راه را براي ساير رزمندگان لشگر باز کنند. البته اين رزمندگان پس از پايان عمليات تنها بسيجياني بودند که به طور اختصاصي در حسينيه جماران به ديدار رهبرشان که او را با تمام وجود دوست داشتند، نايل آمدند. 

مانور و شرح عمليات 
با استفاده از آخرين اطلاعات به دست آمده از عمليات کربلاي 4 و شناسايي‌هاي انجام شده براي آن نبرد، طراحان و فرماندهان يگان‌ها توانستند بيش از 19 راه کار از درون منطقه آبگرفتگي پنج ضلعي در شمال محور شلمچه براي نفوذ به جبهه دشمن در شرق بصره، از طريق اين محور ارائه نمايند. يکي از مشکلات عبور از آبگرفتگي پنج ضلعي، تردد با قايق از درون آن به دليل وجود جاده‌اي در وسط آن که 20 سانتيمتر زير آب قرار داشت، بود. اين جاده قبلاً با کمک نيروهاي اطلاعات عمليات شناسايي شده بود لذا قرار شد در آغاز تهاجم، غواص‌ها در نقاط معيني، اين جاده را شکافته و راه‌هايي را از درون آن براي عبور قايق‌ها باز نمايند و نقاط شکافته شده اين جاده را نيز علامت گذاري نمايند. اين نوزده معبر طي 12 روز فرصت بين دو عمليات کربلاي 4 و 5 شناسايي شد و مورد استفاده قرار گرفت. از سوي ديگر براي عبور از اين آبگرفتگي، تعداد 100 دستگاه نفربر‌هاي زرهي به نام خشايار که مي‌توانست به راحتي از آبگرفتگي عبور کند نيز از ارتش به امانت گرفته شد و تعميرات آنها انجام و براي استفاده در عمليات طي اين چند روز آماده شدند. البته تعداد مورد نياز از اين نفربرها500 دستگاه بود که در اختيار قرار نگرفت.

عمليات کربلاي5 در شرايط غافلگيري دشمن انجام شد. در حين عمليات و پس از به اسارت در آمدن تعدادي از نيروهاي دشمن مشخص شد که برخي از فرماندهان ارتش بعثي چند روز پيش از آغاز اين عمليات، به مرخصي رفته بودند و برخي ديگر هم در شب عمليات، فرصت رساندن خود به قرارگاه مربوطه را نيافتند. حتي برخي از فرماندهان گردان‌هاي ارتش بعثي، فرصت پوشيدن لباس نظامي خود را نيز نيافتند و حتي با لباس شخصي به اسارت در آمدند آنها مي‌گفتند ما در خانه بوديم که به ما خبر دادند که بصره در تهديد است و ابلاغ کردند که خود را سريعاً به منطقه عملياتي برسانيم لذا فرصت آماده شدن پيدا نکرديم.
 
سير نبرد
در دو روز اول به دليل عدم آمادگي نيروهاي دشمن، نبرد به خوبي جلو مي‌رفت ولي از روز سوم به بعد آرام آرام، جنگ سختي از سوي دشمن، عليه رزمندگان اسلام شکل گرفت به طوري که در روز هفتم ارتش بعثي با تمام قدرت و توان خود تلاش کرد تا تمام منطقه به تصرف در آمده از سوي رزمندگان اسلام را بازپس بگيرد. تا اين زمان رزمندگان اسلام توانسته بودند با عبور از محور شلمچه خور را به 15 کيلومتري شهر بصره برسانند و با عبور از کانال ماهيگيري، در جنوب آن، يک خط پدافندي تشکيل دهند.

در اين شرايط شهر بصره و تأسيسات نظامي آن زير برد آتش توپخانه کوتاه برد ايران قرار گرفت. از روز هفتم نبرد، پاتک‌هاي سنگين و جنگ بسيار شديدي از سوي دشمن آغاز شد. اين پاتک‌ها تا 20 شبانه روز ادامه يافت و تقريباً هيچ نقطه‌اي از شلمچه و منطقه نبرد نبود که مورد اصابت آتش توپخانه و ساير آتشهاي دشمن واقع نشده باشد. البته سپاه هم پر حجم ترين آتش توپخانه خود در دوران جنگ را در اين عمليات، بکار گرفت و جنگ توپخانه ها، در اين عمليات نسبت به ساير نبردهاي دوران دفاع مقدس، گسترده تر بوده است. با اين همه، رزمندگان سپاه اسلام توانستند که تا خط نهر جاسم که آخرين رده دفاعي ارتش بعثي در منطقه عمليات بود مرحله به مرحله پيشروي کنند و در نهايت، به دليل کمبود يگان پياده و واحد زرهي، امکان اين که رزمندگان اسلام گام‌هاي بلندتري در پيروزي بردارند ميسّر نشد.

وزير دفاع وقت عراق ـ عدنان خيرالله ـ در مصاحبه‌اي تلويزيوني در زمان انجام پاتکها اعلام کرد که مواضع ايران با  2000 قبضه توپخانه سنگين ارتش بعثي زير آتش قرار دارد ولي همچنان ايراني‌ها منطقه تصرف شده را در دست دارند. البته صدام هم، حرف او را اينگونه توجيه مي‌کند که ايران قصد تصرف شهر بصره را داشت ولي ارتش بعثي توانسته است با اين آتش‌ها آنها را از ادامه پيشروي بازدارد بنابراين عدم پيشروي بيشتر ايرانيان، خود يک پيروزي بزرگ است. در اين زمان شايع شده بود که کارشناسان شوروي و فرانسه در قرارگاه‌هاي فرماندهي ارتش بعثي حضور يافته و فرماندهان صدام را هدايت مي‌کنند.
 بعد از 20 روز پاتک مداوم، وقتي دشمن نتوانست منطقه را از تصرف رزمندگان اسلام خارج کند و اين منطقه پس از يک مقاومت سرسختانه در اختيار ايران باقي ماند، فضاي منطقه آرام شد به گونه‌اي که رزمندگان اسلام توانستند پس از دو هفته از آرامش منطقه، عمليات ديگري را تحت عنوان کربلاي 8، طراحي و اجرا کنند و با استفاده از قواي زرهي خود دو کيلومتر ديگر در همين منطقه پيشروي نمايند و خطوط عملياتي کربلاي 5 را تکميل نمايند. اين اولين بار بود که سپاه از نيروي زرهي خود براي يک تک عليه دشمن، استفاده مي‌کرد.

نتايج عمليات
در عمليات کربلاي5 ارتش بعثي هرچه در توان داشت در پاتکهاي خود عليه رزمندگان اسلام بکار گرفت و از 180 تيپ موجود خود در آن زمان، 110 تيپ يعني حدود دو سوم استعداد ارتش خود را وارد منطقه نبرد کرد. به طوري که از 350 اسير گرفته شده در اين عمليات و پاتکهاي آن، اين اسرا مربوط به 110 يگان و تيپ مختلف ارتش بعثي بودند. لذا مي‌توان گفت که شديد ترين و گسترده ترين نبرد‌ها در ميان عمليات‌هاي 90 گانه سپاه در طول دوران دفاع مقدس، عمليات کربلاي 5 است.
شدت آتش دشمن در حين پاتکها به حدي بود که هيچ شيئي بر روي زمين سالم نماند. مقدار گازهاي ناشي از پرتاب گلوله‌ها در فضاي جبهه، به حدي زياد بود که تنفس را براي رزمندگان مشکل مي‌ساخت.

اين عمليات نشان دهنده انعطاف پذيري سازمان سپاه و اوج خلاقيت و جسارت تصميم گيري اين نهاد در شرايط بحراني و پذيرش ريسک زياد بود و در ميان ناباوري و غافلگيري ارتش بعثي آغاز شد. با اينکه جهت تک، مخالف جهت آرايش دفاعي ارتش بعثي بود ولي نبرد سخت و شديدي به وقوع پيوست و از آنجا که هر گام پيشروي در اين زمين، يک قدم به سوي بصره بشمار مي‌رفت لذا ارتش بعثي صدام با تمام توان به مقابله با آن پرداخت.

تاکتيک‌هاي  جنگي دشمن در حين اجراي عمليات کربلاي 5
1- انجام پاتک‌هاي پيوسته 10 روزه در روزهاي آغازين نبرد که از پيشروي نيروهاي ايراني جلوگيري کرد و منجر به تثبيت مواضع تصرف شده رزمندگان اسلام شد. لازم به ذکر است که سپاه ظرف اين ده روز 200 گردان رزمي را براي تصرف منطقه مورد نظر و دفع پاتک‌هاي دشمن بکار گرفت ولي سماجت دشمن موجب شد تا واحدهاي ارتش بعثي حضور خود را در انتهاي ضلع غربي کانال ماهيگيري همچنان حفظ نمايند. رزمندگان اسلام در عمليات کربلاي 5، ميدان نبرد بسيار سختي را آزمايش کردند. بدليل آتش بسيار سنگين دشمن، شرايط جبهه به گونه‌اي شده بود که اکثر فرماندهان دنبال يک ترکش مي‌گشتند تا از فشارهاي دشمن خلاص شوند.
2- تشکيل مواضع پدافندي جديد در حين عمليات و احداث کانال‌هاي پشت سر هم به منظور مقابله با ادامه پيشروي يگانهاي سپاه.
3- تهاجم مجدد به خطوط دفاعي رزمندگان اسلام در منطقه کربلاي 5 و انجام آفند متکي بر خطوط پدافندي احداث شده.

دستاورد‌ها و پيامدهاي  عمليات
اين عمليات باعث شد که مستحکم ترين خط دفاعي دشمن در منطقه شلمچه که با انواع موانع ايذايي و استحکامات دفاعي پوشانده شده بود از سوي رزمندگان اسلام و با تاکتيکي ويژه شکسته شود و نيروهاي ايراني به عقبه دشمن و نيروهاي ارتش بعثي نزديک شوند. در اين عمليات بيش از 150 کيلومتر مربع از خاک دشمن به تصرف قواي ايران درآمد و پاسگاه‌هاي بوبيان، شلمچه، کوت سواري و خيّن در اختيار رزمندگان اسلام قرار گرفت و جزاير بوارين، فياض و ام الطويل و همچنين 14 کيلومتر از جاده شلمچه بصره و نيز 11 پاسگاه فرماندهي ارتش بعثي عراق نيز به کنترل قواي اسلام درآمد. بطور خلاصه مي‌توان گفت در اين عمليات نتايج زير به بار آمده است:
 
1- اين عمليات از سخت ترين نبردهاي دوران دفاع مقدس بوده که در آن حدود 40 درصد از توان رزمي ارتش بعثي منهدم شد.
2- شکسته شدن مستحکم ترين و پرمانع ترين و پيچيده ترين خطوط دفاعي دشمن در شلمچه و در شرق بصره و تا عمق 10 کيلومتري خاک دشمن.

3- نزديک تر شدن به بصره به عنوان دومين شهر مهم عراق و حضور در اطراف آن.
4- شروع بحث در شوراي امنيت سازمان ملل جهت ايجاد مقدماتي براي صدور قطعنامه‌اي که تا حدي خواسته‌هاي ايران را نيز ملحوظ نمايد تا راهي براي برقراري آتش بس و پايان بخشيدن به جنگ فراهم شود.

 لازم به ذکر است که پس از گذشت حدود پنج ماه از اين عمليات قطعنامه 598 تصويب شد.
5- به بن بست رسيدن انجام عمليات بزرگ در جبهه‌هاي جنوب، به گونه‌اي که پس از عمليات کربلاي 8 که يک اقدام تکميلي براي عمليات کربلاي 5 بود، فرماندهان جنگ احساس کردند که مناطق عملياتي در جبهه‌هاي جنوب قفل شده و بايستي در راهبرد عملياتي تغييراتي صورت گرفته و ديدگاه جديدي مورد توجه قرار گيرد. بر همين اساس عمليات‌هاي بعدي در غرب کشور آغاز شد و نبردهاي  بيت المقدس 2 و والفجر 10 طرح‌ريزي شد.

6- تصميم به قطع صدور نفت ايران از سوي صدام و آمريکا با گسترده کردن حمله هوايي و موشکي به اسکله‌ها و پايانه‌هاي نفتي ايران به منظور از بين بردن پشتوانه مالي ايران.
7- عدم تلقي از پيروزي عمليات کربلاي 5  به عنوان يک پيروزي سرنوشت ساز آني.

8- عمليات کربلاي 5 نشان داد که ايران مي‌تواند در سخت ترين شرايط و مشکل ترين جبهه‌ها و از پيچيده ترين موانع عبور کرده و به سوي اهداف مورد نظر پيشروي نمايد. در اين عمليات، بصره کاملاً در آستانه سقوط قرار گرفت. پس از اين عمليات سپاه به اين نتيجه رسيد که براي انجام عمليات بزرگ سرنوشت ساز نياز به تجهيزات جديد دارد که بخش عمده‌اي از اين تجهيزات در ارتش موجود است. بنابراين بعد از عمليات کربلاي 5 آقايان رفيقدوست و سردار غلامعلي رشيد خدمت امام خميني رسيدند و درخواست تجهيزات مورد نياز را از ارتش نمودند که امام هم موافقت فرمودند ولي عملاً واگذار نشد.

9- انهدام 7 فروند بالگرد دشمن.
10- آزاد سازي 155 کيلومتر مربع از اراضي ايران و عراق و جزاير بوارين، فياض و ام الطويل و منطقه شلمچه و شهرک دوعيجي، رودخانه دوعيجي و نهر جاسم.

11- اسارت 2655 اسير عراقي شامل چهل افسر ارشد و چهل افسر جزء و 600 درجه دار.
12- حفظ برتري نظامي در برابر دشمن.

13- عمليات کربلاي 5 بر زمين گير شدن واحد‌ها و لشکرهاي بيشتر سپاه در خطوط دفاعي افزود و بدليل نياز به پدافند در سرزمين تصرف شده در جريان عمليات کربلاي5 و ساير نقاط قبلاً تصرف شده مثل فاو و خيبر و... امکان آزاد شدن لشکرهاي سپاه براي آفند موثر کمتر شد و لذا توان يگان‌هاي سپاه در خطوط مختلف جبهه تقسيم شد. مثلاً از يک لشکر، يک تيپ آن در فاو و يک تيپ آن در شلمچه و تيپ ديگر در حلبچه مي‌جنگيد. لذا بدليل گسترش بيش از حد نيروها، توانايي انجام آفند از سوي لشکرهاي سپاه کاهش يافت.

14- انهدام کامل 55 تيپ، انهدام 50 درصد 67 تيپ، انهدام و آسيب 870 دستگاه تانک، 180 قبضه توپخانه صحرايي و 1000 دستگاه خودرو و انهدام و آسيب 45 فروند هواپيما.
15- به غنيمت گرفته شدن 230 دستگاه تانک، 20 قبضه توپ، 200 دستگاه خودرو و 100 دستگاه وسايل مهندسي و 100 قبضه توپ ضد هوايي.
16- 90000 کشته و زخمي از دشمن.

اين عمليات بار ديگر موازنه قوا را به نفع ايران تغيير داد. شکسته شدن خطوط بسيار مستحکم دفاعي دشمن در شلمچه که آنرا به خط بارلو تشبيه کرده بودند، حاکي از نتيجه بخش نبودن ارسال تسليحات پيشرفته براي رژيم صدام و نيز در اختيار قرار دادن اطلاعات نظامي ايران به ارتش بعثي بود و علامت ناکامي سياست جلوگيري از شکست ارتش صدام از سوي آمريکا و کشورهاي عربي بود. به ويژه آنکه انجام اين عمليات حدود يک سال بعد از عمليات تصرف فاو از سوي ايران، مشخص ساخت که قدرت اقتدار رزمندگان اسلام مي‌تواند جبهه دشمن را در هر شرايطي مورد تهاجم قرار دهد و بر قدرت سلاح و قدرت آتش دشمن و قدرت اطلاعات وي فايق آيد و موازنه را به نفع ايران تغيير دهد. عمليات کربلاي5 زنگ‌هاي سقوط بصره را به صدا درآورد و برخي از تحليل گران غربي معتقد بودند که يک حمله بزرگ ديگر مي‌تواند شيرازه ارتش صدام را به هم ريخته و جنگ را پيروزمندانه به نفع ايران خاتمه دهد تحليل گران پنتاگون هم که معمولاً عزم و قوه ابتکار ايراني‌ها را در مقابل موانع عظيم دشمن کمتر از آنچه هست ارزيابي مي‌کردند با انجام اين عمليات، ديگر احتمال پيروزي بزرگتر ايران را رد نمي‌کردند و اين با سياست آمريکا در آن زمان، که جنگ برنده و بازنده نداشته باشد همخواني نداشت. آمريکا پيروزي ايران را در جنگ تحميلي، يک فاجعه بزرگ مي‌دانست و لذا اين نگراني موجب مي‌شد که کمک‌هاي بيشتري را در اختيار رژيم صدام حسين قرار دهد و مانع پيشروي بيشتر رزمندگان اسلام گردد.

از آنجا که پس از عمليات کربلاي 5 و سقوط خط دفاعي شلمچه، عبور از ساير خطوط دفاعي ارتش بعثي در ساير نقاط جبهه‌هاي جنگ توسط نيروهاي ايراني، کار دشواري به نظر نمي‌رسيد لذا قدرتهاي بزرگ به اين نتيجه رسيدند که پيروزي نظامي ايران بر رژيم صدام حسين کاري دور از دسترس نيست. بنابراين از يک سو به سمت شوراي امنيت سازمان ملل رفتند تا با صدور قطعنامه‌اي که حداقل خواسته‌هاي ايران را داشته باشد از احتمال پيروزي قاطع ايران و نابودي رژيم صدام حسين جلوگيري نمايند و از سوي ديگر آمريکا بر حضور نظامي خويش در خليج فارس افزود تا با گشودن جبهه دريا به روي جمهوري اسلامي ايران، عملاً از پيروزي نظامي ايران بر صدام جلوگيري نمايد. منظور از اين اقدام آن بود که ايران برنده نشود و صدام هم بازنده نگردد.  

شهداي عمليات
در اين عمليات 350 تن از فرمانده هان رده‌هاي مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از جمله حسين خرازي فرمانده دلاور و کم نظير لشکر 14 امام حسين (ع) که قبلاً در عمليات خيبر و در منطقه طلائيه دست راستش را در راه خداوند داده بود و نيز حجت الاسلام والمسلمين شيخ عبدالله ميثمي مسئول دفتر نمايندگي حضرت امام در قرارگاه خاتم الانبياء (ص)، اسماعيل دقايقي فرمانده لشگر 9 بدر، يدالله کلهر قائم مقام لشگر 10 سيد الشهدا (ع)، حاج قاسم مير حسيني قائم مقام لشگر 41 ثارالله،محمد فرومندي قائم مقام لشگر 5 نصر، هاشم اعتمادي فرمانده تيپ امام حسن (ع)، محمدعلي شاه مرادي فرمانده تيپ 44 قمر بني هاشم (ع)، خليل مطهرنيا مسئول عمليات لشکر 33 المهدي، مرتضي جاويدي قوي ترين فرمانده گردان خط شکن لشکر المهدي، نوري جانشين لشکر 27 محمد رسول الله، ذوالانوار رئيس ستاد لشکر 19 فجر به همراه سه برادر و دامادشان، محمدي زاده جانشين لشکر 7 وليعصر، اسلام نصب و نوزاد و... به شهادت رسيدند.
 
علل موفقيت عمليات
1- غافلگيري استراتژيک دشمن، ناشي از بعيد دانستن امکان انجام عمليات در اين منطقه به دليل اجراي عمليات کربلاي4 و نيز استحکامات فوق العاده قوي خود در محور شلمچه که اقدام به هرگونه عمليات را غير ممکن مي‌نمود. يعني دشمن در تفکر و در زمان عمليات غافلگير شد گرچه دشمن قبل از شروع عمليات در برخي از مناطق مثل پنج ضلعي آماده باش 50% اعلام کرده بود.
2- سرعت در آماده شدن براي انجام اين عمليات درست دو هفته پس از ناکامي در عمليات کربلاي4. براي انجام عمليات جديد، زماني کمتر از يک ماه براي رزمندگان اسلام ضروري بود زيرا ارتش بعثي مي‌توانست پس از اين مدت بلافاصله نقطه ضعف خود را بپوشاند و ايران را از دستيابي به منطقه شلمچه محروم کند.

3- با توجه به شکسته شدن خط دشمن در پنج ضلعي در جريان عمليات کربلاي4 استفاده از راه باز شده توسط لشکر57 ابوالفضل (ع) در عمليات کربلاي4 که خداوند راه ورود به شلمچه را به رزمندگان اسلام نشان داد ميسر شد. انجام عمليات کربلاي4 اين حسن بزرگ را داشت که مشخص شد، دشمن در منطقه کربلاي5 داراي نقطه ضعف بزرگي است. در آن منطقه عراق داراي دژي بود که به صورت شمالي – جنوبي امتداد داشت اين دژ به موازات مرز و دقيقاً در امتداد خطوط مرزي احداث شده بود. زمان احداث اين دژ به قبل از سال 1357 هجري شمسي باز مي‌گشت که عراق آن را در قالب استحکامات هلالي شکل براي مقابله با هرگونه تعرض احتمالي ساخته بود و موجب استفاده از ابتکاري تازه در تاکتيک عمليات کربلاي 5 گرديد.

4- استفاده از حجم سنگين آتش‌ها به صورت متمرکز.
5- استفاده از کانال پرورش ماهي براي انجام محور اصلي تک.

البته بايد گفت که در اين عمليات، رزمندگان اسلام نتوانستند همه اهداف خود را تأمين نموده و به نتيجه نهايي برسند. شايد يکي از دلايل آن اين بود که قواي احتياط دشمن بسيار به منطقه عمليات نزديک بوده و توانستند بدون نياز به جابجايي، از حداکثر توان خود براي اجراي آتش‌هاي سنگين و نيز پاتک‌هاي متوالي و شديد، استفاده نمايد و بنابراين موفقيت قواي ايران به صورت کامل شکل نگرفت. 

راهبرد نظامي دشمن پس از عمليات کربلاي 5
1- حفظ عمده قواي خود در جبهه جنوب و عدم تجزيه قواي خود و عدم انتقال آنها به جبهه‌هاي غرب.
2- برنامه ريزي براي بازپس گيري سرزمين‌هاي تصرف شده از سوي ايران از جمله در فاو و جزاير خيبر و منطقه شلمچه و حلبچه.

3- گسترش جنگ نفت کشها در خليج فارس با کمک برخي از کشورهاي پشتيبان صدام ازجمله عربستان و آمريکا به طوري که در يک مورد جنگنده‌هاي F15 عربستان به دو فروند فانتوم F4 نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در آسمان خليج فارس حمله کرده و آنها را سرنگون نمودند.
4- حمله به سکوها و اسکله‌ها و جزاير نفتي ايران و تلاش براي قطع صادرات نفت ايران از طريق عمليات نظامي و بمباران‌هاي هوايي و پرتاب موشک‌هاي ضد کشتي و بمب‌هاي ليزري دقيق.

5- استفاده وسيع از حضور ناوگان نظامي آمريکا در خليج فارس و حرکت اَمن هواپيماهاي دشمن در آسمان منطقه در حضور ناوهاي جنگي آمريکا و حمله از آن طريق به تأسيسات نفتي ايران و شدت بخشيدن به جنگ نفتکش‌ها از سوي دشمن.
6- تغيير تاکتيک‌هاي جنگي و انجام عمليات در نقطه‌اي خارج از منطقه عمليات ايران. مثلاً در جريان عمليات والفجر10 و پس از تصرف حلبچه توسط قواي ايران، دشمن عمده قواي خود را عليه نيروهاي ايراني بکار نگرفت و آنها را در جبهه جنوب حفظ نموده و به سراغ باز پس گيري مثلث فاو رفت.

7- وسعت بخشيدن به جنگ شهرها  از سوي دشمن و انجام اقدامات خلاف مقررات بين المللي بدون نگراني از عواقب آن.
8- حملات هوايي و موشکي به مراکز اقتصادي و نفتي جمهوري اسلامي در خليج فارس.

9- فعال شدن ناوگان نظامي آمريکا در خليج فارس و حمله آنها به قايق‌هاي تندرو سپاه با استفاده از بالگردهاي آپاچي و درگير شدن آمريکايي‌ها با واحد‌هاي شناور سپاه در کنار جزيره فارسي.
10- استفاده وسعيتر دشمن از سلاح‌هاي شيميايي و گسترش حمله با گازهاي شيميايي به غير نظاميان.

اقدامات صورت گرفته پس از عمليات کربلاي 5 در واکنش به برنامه‌هاي دشمن
1- فعال شدن نيروي دريايي سپاه در عمليات مقابله به مثل در خليج فارس به طوري ظرف مدت اندکي حدود دوازده کشتي نفتکش و تجاري مربوط به کشورهاي حامي صدام در مقابله با حمله هواپيماهاي بعثي به نفتکش‌هاي عازم بنادر ايران، مورد تهاجم قرار گرفت
2- مورد حمله قرار گرفتن کشتي حامل پرچم شوروي در مقابله با تجهيز ارتش صدام از سوي شوروي
3- بر روي مين رفتن کشتي مارشال چخوف روسي که ناوگان نظامي شوروي آن را اسکورت مي‌کرد

4- برخورد کشتي بريجتون در 2/5/66 با مين‌هاي سرگردان که براي اولين بار به طور رسمي از سوي 11 فروند ناو جنگي آمريکايي اسکورت مي‌گرديد و به سمت بندر احمدي کويت در حرکت بود.
5- تغيير استراتژي نظامي ايران و انتقال تمرکز حملات از جبهه‌هاي جنوب به غرب کشور و انجام عمليات کربلاي 10 در تاريخ 25/1/66 در محور ماووت و تغيير تاکتيک در ابتکار ايران به منظور دستيابي به اهداف مهم عراق در اين منطقه و نيز کمک به تجزيه نيروهاي عراق و انتقال بخشي از نيروهاي مستقر در جبهه‌هاي جنوب عراق به سمت شمال براي سبک تر شدن تراکم دشمن در جنوب که البته عراق با عدم انتقال نيروهايش از اين موضوع سود جست.

پس از عمليات کربلاي 5، ديگر منطقه مناسبي در جبهه‌هاي جنوب، براي استفاده از ابتکارات جديد، جهت تصرف آن وجود نداشت. زيرا رزمندگان اسلام از منطقه شبه جزيره آبادان تا منطقه هور را عمليات انجام داده بودند و ديگر زمين مناسبي براي به کارگيري آن عليه دشمن وجود نداشت و اگر قرار بود در اين مناطق عملياتي صورت گيرد به ناچار رزمندگان اسلام به استفاده از تک جبهه‌اي به جاي احاطه‌اي و دور زدن دشمن، مجبور مي‌شدند که موفقيت آن زير سوال بود. سپاه از عمليات رمضان و والفجر مقدماتي، به اين نتيجه رسيده بود که به هيچ وجه نبايد در جايي جنگيد که به جز تک جبهه اي، راه کار ديگري وجود نداشته باشد. در تک احاطه اي، اين امکان براي رزمندگان اسلام وجود داشت تا به جاي رو در رويي مستقيم با دشمن، بتوان به صورت احاطه‌اي و دور زدن و قيچي کردن نيروهاي دشمن، وارد درگيري و نبرد با وي شد..وقتي عمليات کربلاي 5 به پايان رسيد، با مطالعه زمين‌هاي جبهه‌هاي جنوب، مشخص شد که ديگر هيچ زمين قابل استفاده‌اي براي انجام تک احاطه‌اي وجود ندارد و اين به معناي بن بست در جنگ و عدم امکان نبرد رو در روي دشمن بود.

اقدامات قدرت‌هاي جهاني پس از عمليات کربلاي 5
تصميم به اينکه ايران در جنگ پيروز نشود از طريق:
1- فشار به ايران از طريق خليج فارس براي قطع صدور نفت ايران با کمک حضور ناوگان نظامي آمريکا در خليج فارس.
2- واگذاري تسليحات پيشرفته براي افزايش برد عملياتي نيروهاي صدام از جمله استفاده از هواپيماهاي ميراژ 2000-F1  و بمب‌هاي ليزري براي عمليات در خليج فارس تا تنگه هرمز.
3- عدم اجازه به ايران براي مقابله به مثل با کمک ناوهاي آمريکايي در خليج فارس.

4- گسترده تر کردن جنگ شهرها و واگذاري هواپيما و موشکهايي به صدام که بتواند تا عمق ايران را هدف قرار دهد و جنگ شهر‌ها را توسعه دهد از جمله تهران.
5- پايين آوردن قيمت نفت به کمتر از ده دلار و کاهش شديد منابع تأمين کننده نيازهاي جنگ.
6- اعمال شرايط سخت براي فروش نفت ايران يعني نخريدن نفت ايران.

7- افزايش کسري بودجه دولت به حدود 50 درصد.
8- تقويت نظامي بيشتر صدام از سوي آمريکا، شوروي و فرانسه.
9- شکل گيري اتحادي نا نوشته به سود صدام و اعلان غير رسمي جنگ از سوي ناوگان نظامي آمريکا در خليج فارس عليه ايران با همکاري شوروي و فرانسه.
جمع بندي

عمليات کربلاي 5، که هم زمان با سالگرد قيام مردم قم عليه رژيم شاهنشاهي با رمز يا فاطمه زهرا (س) آغاز شد مهمترين عمليات در سال 1365 هجري شمسي بود که ضربه بسيار مهلکي بر استعداد و توان رزمي رو به افزايش ارتش بعثي صدام وارد آورد.
پيروزي رزمندگان اسلام در اين عمليات با توجه به امکاناتي که آنها در اختيار داشتند و نيز با توجه به توان نظامي عظيمي که دشمن از آن برخوردار بود، ناباورانه و يک پيروزي تاکتيکي بسيار مهم به شمار مي‌آمد. البته اين عمليات هم پر هزينه و هم پر تلفات بود به طوري که گفته مي‌شود که در اين عمليات حدود 30 هزار نفر به شهادت رسيده و يا زخمي شدند.

اجري عمليات کربلاي 5 نشان داد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم قدرت به كار بستن ابتکار عمل‌هاي مناسب را در شرايط سخت در اختيار دارد و هم مي‌تواند خلاقيت فرماندهان خود را براي شکستن خطوط مستحکم دشمن به کار گيرد و هم مي‌تواند انعطاف لازم را در سازمان خود براي انجام عملياتي ويژه و پيچيده را به وجود آورد و هم از پذيرش ريسک در شرايط ضرورت ابايي ندارد. از سوي ديگر اين عمليات نشان داد که عمده توانايي دشمن در کسب پشتيباني‌هاي قدرت‌هاي شيطاني و سلطه گر نهفته است و راه رسيدن به پيروزي توکل بر خداي بزرگ، نترسيدن از دشمن و اميد به نصرت الهي است و به تعبير امام خميني: «نصرت کنيد خدا را نصرت کند شما را».
اين عمليات آخرين عمليات بزرگ قواي اسلام در جبهه جنوب به شمار مي‌رفت. سختي‌هاي اين عمليات و نيز افزايش اقدامات مهندسي و سخت تر شدن حلقه‌هاي مواضع دفاعي دشمن، موجب شد تا رزمندگان اسلام امکان انجام عمليات در جبهه جنوب را غير ممکن تشخيص داده و براي انجام عمليات‌هاي بعدي در جبهه‌هاي غربي کشور، برنامه ريزي نمايند. 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۲ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۴
مقاله ی پر محتوایی بود . با تشکر از سردار سرافراز جناب دکتر علایی.
البته با توجه به سبک نوشتار به نظر می رسد مقاله هنوز ادامه داشته باشد؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۰ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۵
از شما و آقاي علايي تشكر مي كنم نمي دانم چرا مقالات آقاي علايي نسبت به قبل كمتر شده است لطفا از مقالات ايشان بيشتر استفاده شود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۴ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۵
جالب بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۵ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۵
جالب بود
منتظر بقیه اش هستیم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۶ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۵
خیلی جالب بود اما صحبتی از چگونگی و جزئیات عملیات کربلای5 نشد.
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۶
بسيارمتشكريم ودرودبرروح بلندشهداي اين عمليات عظيم كه پدرم هم يكي ازآنان است
ناشناس
|
Switzerland
|
۱۲:۳۴ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۶
مصاحبه خیلی خوبی بود.
ناشناس
|
France
|
۱۲:۵۶ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۶
امیدوارم که این مقاله راهگشای نقد و بر رسی واقعبینانه از بزرگترین جنگ پس ازجنگ جهانی دوم در دنیا باشد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۰ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۷
پس مثل همیشه ارتش نقشی در عملیات ها نداشته!
بعید می دانم!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۲ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۸
کربلای5 معجزه بی بدیل وماندگار الهی بدست برگزیدگان خاص او در عصر امام خمینی بود.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟