قابی که از نگاه عکاسان جا ماند
دیروز ورزشگاه شهید شیرودی میهمان خیل عظیم جمعیتی بود که همگی برای محسن رضایی و امیدهای وی آمده بودند. همه آمده بودند تا بگویند محسن رضایی را رئیس جمهور خود می دانند. آمده بودند تا بگویند حمایت آنان از محسن رضایی تنها یک رای نیست بلکه هرکدام از آنان یک ستاد هستند و قلبشان با آقا محسن است.
دیروز محسن رضایی در بین مردم حاضر شد تا برای آنها از آینده و امید و زندگی بگوید. تا به نسل جوان قول زندگی بدهد. در این مراسم که از هر قشری در آن دیده می شد حرف های زیادی زده شد. از امید و آرزو تا برنامه و هدف. جوانان همه برای حمایت از دکتر رضایی آمده بودند اما این جمعیت تنها به جوانان ختم نمی شد. پیرهای این جمع از جوانان نیز پیشرو تر بودند. زنان آمده بودند تا از محسن رضایی تقاضای مشارکت زنان را داشته باشند. کودکان هم حتی با مادران خود آمده بودند تا نظاره گر آینده ساز عرصه انتخابات باشند. در این میان از هر قشری نیز آمده بودند. از مذهبیون گرفته تا دانشگاهیان. از بازاری گرفته تا نسل جوانی که از دکتر رضایی اشتغال را می خواهد. دکتر رضایی بر همه ی اینان درود فرستاد.
اما در این میان جانبازی بود که از عکاسان دور مانده بود. جانبازی که با ماسک تنفسی و عصا خود به کنار محسن رضایی آمد و دکتر رضایی وی را در آغوش گرفت. این جانباز که دکتر رضایی را فرمانده خود می دانست از دکتر رضایی خواست تا به داد مردم این کشور برسد و حرف دل آنان را بشنود. این جانباز که به عنوان نماینده ای از جانبازان عزیز کشور به این مراسم آمده بود از محسن رضایی خواست تا کشوری را که با خون شهیدان اقتدار یافته را دوباره به اوج اقتدار خود بازگرداند.
دکتر رضایی از مردم خواست که اخلاق را همیشه رعایت کنند و با مدارا به ارائه نظرات خود بپردازند و سعی در تخریب دیگر کاندیداها نداشته باشند.


