واپسماندگی فرهنگی، ریشه نزاعهای مرگبار
گفتوگو با یک بازپرس جنایی
کشته شدن روزانه دو نفر در کشور با سلاح سرد اگرچه از نظر آماری کاهشی را در اینگونه قتلها نشان میدهد، اما همچنان گویای این موضوع است که درصد بالایی از جنایتها با استفاده از این نوع سلاح و بدون برنامه قبلی و اکثرا در نزاعهای خیابانی به وقوع میپیوندد. در گفتوگو با محمد شهریاری- بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران- به بررسی دلایل نزاعهای خیابانی مرگبار پرداختهایم.
درصد زیادی از قتلها بهویژه قتلهایی که با سلاح سرد انجام میشود در نزاعهای خیابانی اتفاق میافتد. اینگونه جنایتها بیشتر دلایل فردی دارد یا ریشههای آن را باید در جامعه جستوجو کرد؟
اگر روی پرونده نزاعهایی که حداقل در شهر تهران اتفاق میافتد بررسی داشته باشیم، اولین نکتهای که به آن میرسیم، این است که اکثر متهمان میگویند لحظهای عصبانی شدم، کنترل خودم را از دست دادم، من نمیخواستم بزنم، من قصد قتل نداشتم و از این دست گفتهها. از این گفتهها چنین نتیجهای به دست میآید که ما با نقص فرهنگی درخصوص کنترل خشم مواجه هستیم. در واقع این رفتارها ناشی از عقبماندگی فرهنگی است که دانشمندان جامعهشناسی به آن واپسماندگی فرهنگی نیز میگویند. واپسماندگی فرهنگی یعنی عدم توسعه یا پیشرفت فرهنگ در تمام زمینهها، اگر قسمتی از فرهنگ همگام با قسمتهای دیگر توسعه پیدا نکند میگوییم در این زمینه واپسماندگی فرهنگی داریم. بنابراین ما در این زمینه با نقص فرهنگی مواجه هستیم. معمولا کنترل نکردن خشم و هیجانات لحظهای آن هم در نوجوانان و جوانان منجر به ایجاد پدیدههای ناهنجاری در جامعه میشود که در برخی موارد جبران آن امکانپذیر نیست، مثل نزاعهای خیابانی منجر به قتل. پس ریشه این نزاعها همان عدم کنترل خشم و احساسات لحظهای است. حالا باید دید که این هیجانات چطور شکل میگیرد و چه راههایی برای پیشگیری از آن وجود دارد قطعا اولین کانونی که میتواند درگیر این موضوع باشد خانواده است. اگر فرزندمان را در کانون خانواده بهدرستی تربیت کنیم و پرورش بدهیم و به آنها بیاموزیم در برابر رفتار ناهنجار دیگران رفتار مناسب داشته باشند و صبر را به آنها یاد بدهیم و این آموزش در سایر نهادها هم ادامه داشته باشد، قطعا کودک در فرآیند اجتماعیشدن یاد میگیرد که چطور بر احساسات و هیجانات لحظهای خود غلبه کند. در عین حال در کنار خانوادهها متولیان دیگری چون مهدکودکها و در سنین بالاتر مدارس دبستان، راهنمایی و دبیرستان و در نهایت خود اجتماع و افراد جامعه، متولیان امور فرهنگی و رسانهها همه و همه میتوانند در الغای نقص فرهنگی کمک کنند و در زمینه اطلاعرسانی دقیق و بهموقع در پیشگیری از این اتفاقات و نزاعها که جرم محسوب میشود نقش موثری داشته باشند.
یعنی در واقع شما معتقدید برای پیشگیری باید گروهی عمل کرد؟
در جرمشناسی گفته میشود پیشگیری یا وضعی یا اجتماعی است. پیشگیری وضعی در مواقعی است که با بزهی مواجه شدهایم که میخواهیم برای پیشگیری بعدی از آن کاری کنیم اما در پیشگیری اجتماعی در روند رشد کودک اقداماتی انجام میشود تا قبل از وقوع جرم مانع از بروز آن شویم. اینکه کدام راه پیشگیری را باید انجام داد اولویت دقیقی وجود ندارد و قطعا در مقطعی مثل اکنون که با بزهکارانی مواجه هستیم باید پیشگیری وضعی به کار ببریم و در مورد فردی هم که مرتکب جرم نشده و امکان بروز رفتار پرخطر در او وجود دارد، باید پیشگیری اجتماعی انجام شود. شیوههای پیشگیری ممکن است مانند بسیاری از جرایم مشابه باشد. مثلا کودک باید در خانواده و مدرسه نوع خاصی از آموزش را ببیند. در عین حال نقش سازمانهای مردمنهاد را هم نمیتوان نادیده گرفت و حتی بهزیستی که نهاد دولتی است نیز میتواند در این پیشگیریها، مداخله کند. در عین حال از لحاظ کیفری، تصویب قوانین درست و مناسب در این خصوص و از طرفی اجرای بهموقع و دقیق این قوانین قطعا میتواند در پیشگیری از نزاعهای خیابانی موثر باشد. شاید ما نقش مجازات در پیشگیری از وقوع جرم را فقط در همان نقش سنتی ببینیم و فکر کنیم اگر مجازات قاطع و سریع باشد در پیشگیری از جرم موثر است، در صورتی که واقعا اینطور نیست. درواقع با ملاحظاتی میتوان قانونی وضع کرد که هم متناسب با تخلفات باشد و هم اینکه افرادی را که در معرض خطر قرار دارند و ممکن است با چنین جرایمی مواجه شوند با مشاوره و... از ارتکاب جرم بازداریم. در مرحله بعد هم با یکسری از قوانین میتوان مجرمان را به جامعه بازگرداند. من نمیتوانم مانند متخصصان جامعهشناسی به سوالها درباره راههای پیشگیری از نزاعهای خیابانی جواب بدهم اما در مورد دلایل وقوع چنین جرمی باید گفت همه عوامل فردی، اجتماعی و خانوادگی با هم موثر هستند.
به هر حال باید روشهای مشخصی برای پیشگیری از اینگونه قتلها وجود داشته باشد؟
باید از بچگی وارد ماجرا شویم و هر کودکی را که در معرض خطر است، شناسایی کنیم و آموزشهای لازم را به او بدهیم.
باوجود همه اقدامات پیشگیرانه باز هم افرادی هستند که ناخواسته وارد چنین ماجراهایی میشوند. چگونه باید از این نوع نزاعهای خیابانی اجتناب کرد؟
افرادی که با این پدیده اجتماعی مواجه میشوند، اولین توضیحی که میدهند این است که من نمیخواستم اینطور بشود. درواقع باز هم ماجرا همان کنترل هیجان، خشم و احساسات لحظهای است و فرد نتوانسته آن را کنترل کند و قدرت تصمیمگیری او از بین رفته است و وی بدون اینکه به عواقب کارش بیندیشد دست به رفتاری زده که موجب قتل یا مجروح شدن فردی شده است.
برخی از متهمان نیز معتقد هستند اگر آنها طرف مقابل را از پادرنمیآوردند، خودشان قربانی میشدند.
معمولا در نزاعهای خیابانی طرفین به هر وسیلهای که دستشان بیاید مسلح میشوند. مشکل همینجاست که شخصی حمله میکند و دیگری در دفاع از خودش در مقابل فردی که مهاجم است دست به چاقو میشود و بعدها میگوید اگر من نمیزدم او میزد. این اتفاقی است که بارها شاهد آن بودهایم و شاید متهم درست هم بگوید و واقعا ممکن بود بهراحتی جای قاتل و مقتول عوض شود.
شما به عنوان بازپرس ویژه قتل پروندههای زیادی را در رابطه با نزاعهای مرگبار رسیدگی کردهاید پیشنهادتان برای اینکه افراد، روزی خود را در مقابل میز شما نبینند چیست؟
باید کنترل خشم و احساسات داشته باشند. در مرحله بعد دخالت جامعه و رسانهها باید نقش پررنگتری داشته باشند. رسانهها همچنین میتوانند در تغییر قوانین مربوط به این موضوع موثر باشند یا اینکه راهبردی پیشگیرانه را تقویت کنند تا این اتفاقات رخ ندهد.
منبع: شرق
درصد زیادی از قتلها بهویژه قتلهایی که با سلاح سرد انجام میشود در نزاعهای خیابانی اتفاق میافتد. اینگونه جنایتها بیشتر دلایل فردی دارد یا ریشههای آن را باید در جامعه جستوجو کرد؟
اگر روی پرونده نزاعهایی که حداقل در شهر تهران اتفاق میافتد بررسی داشته باشیم، اولین نکتهای که به آن میرسیم، این است که اکثر متهمان میگویند لحظهای عصبانی شدم، کنترل خودم را از دست دادم، من نمیخواستم بزنم، من قصد قتل نداشتم و از این دست گفتهها. از این گفتهها چنین نتیجهای به دست میآید که ما با نقص فرهنگی درخصوص کنترل خشم مواجه هستیم. در واقع این رفتارها ناشی از عقبماندگی فرهنگی است که دانشمندان جامعهشناسی به آن واپسماندگی فرهنگی نیز میگویند. واپسماندگی فرهنگی یعنی عدم توسعه یا پیشرفت فرهنگ در تمام زمینهها، اگر قسمتی از فرهنگ همگام با قسمتهای دیگر توسعه پیدا نکند میگوییم در این زمینه واپسماندگی فرهنگی داریم. بنابراین ما در این زمینه با نقص فرهنگی مواجه هستیم. معمولا کنترل نکردن خشم و هیجانات لحظهای آن هم در نوجوانان و جوانان منجر به ایجاد پدیدههای ناهنجاری در جامعه میشود که در برخی موارد جبران آن امکانپذیر نیست، مثل نزاعهای خیابانی منجر به قتل. پس ریشه این نزاعها همان عدم کنترل خشم و احساسات لحظهای است. حالا باید دید که این هیجانات چطور شکل میگیرد و چه راههایی برای پیشگیری از آن وجود دارد قطعا اولین کانونی که میتواند درگیر این موضوع باشد خانواده است. اگر فرزندمان را در کانون خانواده بهدرستی تربیت کنیم و پرورش بدهیم و به آنها بیاموزیم در برابر رفتار ناهنجار دیگران رفتار مناسب داشته باشند و صبر را به آنها یاد بدهیم و این آموزش در سایر نهادها هم ادامه داشته باشد، قطعا کودک در فرآیند اجتماعیشدن یاد میگیرد که چطور بر احساسات و هیجانات لحظهای خود غلبه کند. در عین حال در کنار خانوادهها متولیان دیگری چون مهدکودکها و در سنین بالاتر مدارس دبستان، راهنمایی و دبیرستان و در نهایت خود اجتماع و افراد جامعه، متولیان امور فرهنگی و رسانهها همه و همه میتوانند در الغای نقص فرهنگی کمک کنند و در زمینه اطلاعرسانی دقیق و بهموقع در پیشگیری از این اتفاقات و نزاعها که جرم محسوب میشود نقش موثری داشته باشند.
یعنی در واقع شما معتقدید برای پیشگیری باید گروهی عمل کرد؟
در جرمشناسی گفته میشود پیشگیری یا وضعی یا اجتماعی است. پیشگیری وضعی در مواقعی است که با بزهی مواجه شدهایم که میخواهیم برای پیشگیری بعدی از آن کاری کنیم اما در پیشگیری اجتماعی در روند رشد کودک اقداماتی انجام میشود تا قبل از وقوع جرم مانع از بروز آن شویم. اینکه کدام راه پیشگیری را باید انجام داد اولویت دقیقی وجود ندارد و قطعا در مقطعی مثل اکنون که با بزهکارانی مواجه هستیم باید پیشگیری وضعی به کار ببریم و در مورد فردی هم که مرتکب جرم نشده و امکان بروز رفتار پرخطر در او وجود دارد، باید پیشگیری اجتماعی انجام شود. شیوههای پیشگیری ممکن است مانند بسیاری از جرایم مشابه باشد. مثلا کودک باید در خانواده و مدرسه نوع خاصی از آموزش را ببیند. در عین حال نقش سازمانهای مردمنهاد را هم نمیتوان نادیده گرفت و حتی بهزیستی که نهاد دولتی است نیز میتواند در این پیشگیریها، مداخله کند. در عین حال از لحاظ کیفری، تصویب قوانین درست و مناسب در این خصوص و از طرفی اجرای بهموقع و دقیق این قوانین قطعا میتواند در پیشگیری از نزاعهای خیابانی موثر باشد. شاید ما نقش مجازات در پیشگیری از وقوع جرم را فقط در همان نقش سنتی ببینیم و فکر کنیم اگر مجازات قاطع و سریع باشد در پیشگیری از جرم موثر است، در صورتی که واقعا اینطور نیست. درواقع با ملاحظاتی میتوان قانونی وضع کرد که هم متناسب با تخلفات باشد و هم اینکه افرادی را که در معرض خطر قرار دارند و ممکن است با چنین جرایمی مواجه شوند با مشاوره و... از ارتکاب جرم بازداریم. در مرحله بعد هم با یکسری از قوانین میتوان مجرمان را به جامعه بازگرداند. من نمیتوانم مانند متخصصان جامعهشناسی به سوالها درباره راههای پیشگیری از نزاعهای خیابانی جواب بدهم اما در مورد دلایل وقوع چنین جرمی باید گفت همه عوامل فردی، اجتماعی و خانوادگی با هم موثر هستند.
به هر حال باید روشهای مشخصی برای پیشگیری از اینگونه قتلها وجود داشته باشد؟
باید از بچگی وارد ماجرا شویم و هر کودکی را که در معرض خطر است، شناسایی کنیم و آموزشهای لازم را به او بدهیم.
باوجود همه اقدامات پیشگیرانه باز هم افرادی هستند که ناخواسته وارد چنین ماجراهایی میشوند. چگونه باید از این نوع نزاعهای خیابانی اجتناب کرد؟
افرادی که با این پدیده اجتماعی مواجه میشوند، اولین توضیحی که میدهند این است که من نمیخواستم اینطور بشود. درواقع باز هم ماجرا همان کنترل هیجان، خشم و احساسات لحظهای است و فرد نتوانسته آن را کنترل کند و قدرت تصمیمگیری او از بین رفته است و وی بدون اینکه به عواقب کارش بیندیشد دست به رفتاری زده که موجب قتل یا مجروح شدن فردی شده است.
برخی از متهمان نیز معتقد هستند اگر آنها طرف مقابل را از پادرنمیآوردند، خودشان قربانی میشدند.
معمولا در نزاعهای خیابانی طرفین به هر وسیلهای که دستشان بیاید مسلح میشوند. مشکل همینجاست که شخصی حمله میکند و دیگری در دفاع از خودش در مقابل فردی که مهاجم است دست به چاقو میشود و بعدها میگوید اگر من نمیزدم او میزد. این اتفاقی است که بارها شاهد آن بودهایم و شاید متهم درست هم بگوید و واقعا ممکن بود بهراحتی جای قاتل و مقتول عوض شود.
شما به عنوان بازپرس ویژه قتل پروندههای زیادی را در رابطه با نزاعهای مرگبار رسیدگی کردهاید پیشنهادتان برای اینکه افراد، روزی خود را در مقابل میز شما نبینند چیست؟
باید کنترل خشم و احساسات داشته باشند. در مرحله بعد دخالت جامعه و رسانهها باید نقش پررنگتری داشته باشند. رسانهها همچنین میتوانند در تغییر قوانین مربوط به این موضوع موثر باشند یا اینکه راهبردی پیشگیرانه را تقویت کنند تا این اتفاقات رخ ندهد.
منبع: شرق
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



