برخيز فلسطيني آواره، برخيز ابواياد
محمد شريف
رسانه ها مي گويند که در اين چند روز نزديک به 430 نفر از اهالي غزه شهيد شده اند و تا زمان نوشتن اين يادداشت نزديک به 2300 مجروح بر جاي مانده است
روزهاي واپسين سال 1357 بود و ايران در گرماي اميدبخش انقلاب به استقبال بهاري مي شتافت که آزادي را وعده مي داد. ابواياد بر بالکن يکي از هتل هاي مشرف به خيابان طالقاني براي آنان که در خيابان فرياد مي کشيدند «اليوم ايران وغد فلسطين» (امروز ايران، فردا فلسطين)، دست تکان مي داد. امروز اما غزه در حمام خون دست و پا مي زند. غزه زادگاه او و اجداد او تا ده ها نسل بود. فرمانده ابواياد (شهيد صلاح خلف) به لحاظ ماموريت پدر که کارمند ثبت املاک بود، در کودکي به يافا کوچ مي کند. (سال 1920) ابواياد در کتاب خاطرات خود (اريک رولو، فلسطيني آواره، خاطرات ابواياد، گام نو، تهران، 1381، ص 42، ترجمه؛ حميد نوحي) در مورد فرار خانواده خود از يافا مي نويسد. در سال 1948 پس از اعلام تشکيل دولت اسرائيل، فلسطيني هاي مقيم يافا، منجمله خانواده ابواياد، براي پناه بردن به غزه، تصميم به فرار از يافا گرفتند. گريز از طريق زمين ميسر نبود، چون اين راه ها تحت کنترل نيروهاي نظامي بود. پس بايد از طريق دريا خود را نجات دهند. ابواياد در مورد اين روزها مي گويد؛ «... به اتفاق والدينم، چهار برادر و خواهرانم و همچنين تعداد زيادي از اعضاي ديگر قوم و خويش خود، سوار يک کشتي شديم. صدها هزار فلسطيني، در شرايطي هولناک جلاي وطن کردند... منظره انبوه مردان، زنان، پيران و کودکاني که در زير بار سنگين چمدان ها و بقچه ها خم شده و به سختي و زحمت فراوان با هياهوي رقت آوري به سوي اسکله بندر يافا روان بودند... شيون ها و گريه و زاري ها با انفجارهاي کر کننده يي قطع مي شد. کشتي تازه به زحمت لنگر خود را بالا کشيده بود که شيون زني به گوش رسيد. تازه متوجه شده بود که يکي از چهار فرزندش در عرشه نيست. با تضرع و التماس مي خواست براي پيدا کردن فرزندش به بندر بازگرديم.
ما که در زير باران آتش توپخانه يهودي ها قرار داشتيم، به زحمت مي توانستيم بدون در خطر مرگ قرار دادن جان 200 الي 300 نفر از جمله تعداد زيادي کودک که هنگام بارگيري روي هم انباشته شده بودند، مجدداً به ساحل بازگرديم. ناله ها و شيون هاي زن بيچاره در برابر قساوت قلب ديگران بي اثر مي شد. ناتوان و درمانده غرق در اشک شد. چند نفري تلاش کرديم با مطمئن کردن او نسبت به اينکه پسر جوان وي پيدا شده و بعداً به غزه فرستاده خواهد شد، وي را آرام کنيم.
اما حتي سخنان اطمينان بخش همسرش هم که با ما همراهي مي کرد، همه بيهوده بود. ناگهان از خود بيخود شد و با يک پرش از روي عرشه خود را به ميان امواج دريا افکند. شوهرش نيز که موفق نشده بود مانع وي شود به نوبه خود، خود را به ميان دريا انداخت. هيچ کدام شناکردن نمي دانستند. امواج خروشان هر دو را در برابر ديدگان ما در خود فرو بردند. مسافران مانند فلج ها مات و مبهوت و بي حرکت برجا خشک شده بودند.» (اريک رولو، همان منبع، صفحات 38-37) در همان ايام فاجعه ديرياسين اتفاق افتاد، در آوريل 1948. ديرياسين دهکده يي آرام در غرب بيت المقدس بود که بايد از اعراب خالي مي شد. سازمان ايرگون که مناخيم بگين رهبري آن را برعهده داشت، تصميم گرفت اين دهکده را به گونه يي از اعراب خالي کند که ارعاب و وحشت و خوف ناشي از آن اقدام مشابه در ساير دهکده ها را تسهيل کند. پس از خاتمه حمله بيش از 250 مرد و زن و کودک بي دفاع سر بريده يا زنده زنده دفن شده بودند. تعداد زيادي جسد با چاقو و قمه مثله شده بودند و شکم حدود سي زن حامله را بريده بودند، (اريک رولو، همان منبع، ص 39) گزارش راجع به اين فاجعه توسط سازمان هاي بين المللي تاييد شد منجمله نماينده صليب سرخ جهاني آقاي ژاک دورانيه به دنبال تحقيقي که با بازديد از منطقه انجام داده بود، آن را تاييد کرد. غزه، موطن ابواياد، بار ديگر غرق در آتش و خون است. رسانه ها مي گويند که در اين چند روز نزديک به 430 نفر از اهالي غزه شهيد شده اند و تا زمان نوشتن اين يادداشت نزديک به 2300 مجروح بر جاي مانده است. براساس گزارش يونيسف بيش از نيمي از جمعيت غزه را کودکان تشکيل مي دهند که در معرض آسيب شديد قرار دارند.
دفتر هماهنگي امور بشردوستانه سازمان ملل اعلام کرده انبوهي از کودکان و زنان در غزه در جريان حملات اسرائيل به قتل رسيده اند. در بيانيه يونيسف درباره وضعيت غزه، عدم رعايت الزامات بين المللي در مورد کودکان مورد اشاره قرار گرفته و به ويژه بر قتل کودکان تاکيد شده است. بان کي مون دبيرکل ملل متحد، ضمن تقاضاي آتش بس سريع به تلخي از قتل زنان و کودکان ياد مي کند. روز سه شنبه 30 دسامبر (10دي) گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در سرزمين هاي فلسطيني در گفت وگو با بي بي سي، اسرائيل را به نقض فاحش حقوق بشر و کاربرد تسليحات پيشرفته براي ارتکاب يک رشته خشونت تکان دهنده عليه مردم بي دفاع غزه متهم کرد. آقاي فالک از اينکه جامعه بين الملل براي تحت فشار قرار دادن اسرائيل و وادار کردن آن به توقف حملات به غزه اقدام نکرده، اظهار تعجب مي کند. رسانه ها از کمبود جا، دارو و وسايل در بيمارستان هاي غزه سخن مي گويند.
ابواياد نيست تا بر اجساد کودکان و زنان موطن خود گريه سر دهد. او در سال 1991 توسط گروه هاي تروريستي اسرائيل در تونس به شهادت رسيد. پيش از ابواياد و پس از او صدها انسان به اتهام اعتراض به پاکسازي نژادي توسط صهيونيست ها توسط جوخه هاي ترور صهيونيست ها به شهادت رسيدند. ابواياد پيش از قتل ده ها بار از تله هاي ترور کماندوهاي اسرائيلي جان سالم به در برده بود و به خوبي مي دانست که همواره در خطر ترور قرار دارد. هيچ گاه محل سکونت مشخصي نداشت، به اماکن عمومي رفت و آمد نمي کرد، هرگز در يک رستوران غذا نمي خورد، به رغم برخورداري از استعداد و قريحه ذاتي، هيچ گاه به تئاتر يا سينما جهت ارضاي قريحه خود در زمينه هاي ادبي و هنري پا نمي گذاشت. قربانيان جوخه هاي ترور اسرائيل محدود در رهبران فلسطيني نبود. گاه فرستادگان سازمان ملل متحد به مناطق تحت اشغال نظاميان اسرائيلي که بيم آن مي رفت که رفتار نظاميان اسرائيلي را با اعراب بومي به ويژه زنان به مقامات سازمان ملل گزارش داده و از آن طريق به رسانه ها منتقل شود نيز قرباني اين جوخه هاي ترور مي شدند. شايد کنت برنادت که از طرف دبيرکل ملل متحد جهت بررسي و احراز صحت و سقم اخبار نگران کننده يي که از منطقه به گوش مي رسيد و در مناطق تحت اشغال نظاميان اسرائيلي ترور شد، در زمره نمونه هاي نخستين باشد. ترور کنت برنادت تبعه سوئيس در سال 1948 اتفاق افتاد. ملاحظه برخي از اسناد بين المللي که مرتبط با چگونگي اخراج ساکنان بومي فلسطين و اسکان مهاجران يهودي در املاک آنان است، مي تواند گويا باشد. تصور فعلي که در اثر موج گرانبار جريان يکسويه اطلاعات از طرف دولت هاي حامي اسرائيل و به ويژه ايالات متحده امريکا ايجاد شده، اين نکته را القا مي کند که تنش فعلي که در جريان آن چهار اسرائيلي و (تابه حال) حدود 430 فلسطيني به قتل رسيده اند، مي تواند از طريق توافق بين طرفين بدون دخالت کشورهاي خارجي يا پذيرش قطعنامه هاي ارکان سازمان ملل متحد از سوي دو طرف فيصله يابد. اين نگرش با پيشينه تاريخي رفتار کساني که سرزمين هاي بومي فلسطين را اشغال کرده و موجوديت غيرقانوني خود را به جهان تحميل کرده اند، مطابقت ندارد. همچنين تجربه کنت برنادت (کميسيون آشتي براي فلسطين) و ماموريت گونار يارنيگ ثابت کرده که ساير وسايل توافق چون ميانجيگري، آشتي، حکميت و نظاير آن نيز مورد پذيرش اشخاصي که با بيرون راندن سکنه اين سرزمين مهاجران هم کيش خود را به جاي آنها ساکن کرده اند، قرار نمي گيرد. جهت احراز اين امر کافي است به اين نکته انديشيده شود که از تاريخ صدور اين اعلاميه توسط جنبش صهيوني جهان در عصر روز 15 مه 1948؛ «ما اعضاي ... جنبش صهيوني جهان... بدينوسيله استقرار حکومت يهودي را که مدينه اسرائيل ناميده مي شود، اعلام مي داريم» تا به حال اسرائيل هيچ گاه توسعه سرزمين هاي يهودي نشين و احداث شهرک هاي جديد را متوقف نساخته است. اين وضعيت در تمام مدتي که حماس اعلام آتش بس کرده بود نيز استمرار داشته است. اعلاميه فوق در عصر روز 15 مه 1948 يعني روزي که قيمومت انگلستان بر فلسطين خاتمه يافت، صادر شد. نوار غزه در ژوئن 1967 توسط نيروي نظامي اسرائيل اشغال شد. بلندي هاي جولان نيز در همين تاريخ اشغال شد و اين وضعيت کماکان استمرار دارد و هيچ گاه قطع نشده است. ايجاد کشوري به نام اسرائيل با هدف تحقق اين شعار؛ «کشوري بدون مردم- براي مردمي بدون کشور» صورت پذيرفت و چون فلسطين کشوري بدون مردم نبود، پس بايد کشور بدون مردم ايجاد شود و راندن مردم فلسطين از کشورشان، راه حل ايجاد کشوري بدون مردم بود. تحقق اين هدف با ايجاد خوف براي سکنه اين کشور با توسل به تروريسم ميسر شد. اين روش قبل از پايان دوره قيمومت با خشن ترين شکل آغاز شد در ميان برجسته ترين اقدامات سازمان هاي تروريستي صهيوني در اين دوره انفجار هتل کينگ ديويد در بيت المقدس بود که 91 کشته به جا نهاد (22 جولاي 1946)، قرار دادن ديناميت در هتل سميرا ميس در همان شهر بود که 20 کشته داشت (5 ژانويه 1948) و وحشتناک ترين آنها قتل عام مردم روستاي ديرياسين بدون هيچ گونه دليل نظامي يا غيرنظامي بود که طي آن 300 نفر که بيشتر آنان کودکان و زنان و مردان سالخورده بودند، کشته شدند. قابل اشاره است؛ اقدامي که در خروج فلسطيني ها در سال 1948 بسيار موثر بود. چنانچه ارکان شکل گيري يک کشور را رکن ارضي يعني سرزمين، رکن انساني يعني مردم و رکن سياسي يعني حکومت بدانيم، ايجاد رکن انساني براي دولتي به نام اسرائيل به ترتيب فوق تحقق يافت. صهيونيست ها اعلاميه بالفور را به عنوان سند اساسي براي تاسيس دولت اسرائيل معرفي مي کنند. اين اعلاميه در 2 نوامبر 1917 توسط آرتور جيمز بالفور وزير خارجه انگليس صادر شده که با اين عبارت آغاز مي شود؛ «بسيار خوشوقتم که از طرف دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان اعلاميه زير را مبني بر موافقت با خواست صهيونيست ها که به وسيله کابينه تصويب شده است، به اطلاع تان برسانم. دولت انگلستان تاسيس وطن ملي براي يهوديان را در فلسطين با نظر موافق تلقي مي کند.» و اين نکته که صدور اين اعلاميه نمي تواند مستند تشکيل يک کشور قرار گيرد، روشن است. به جرات مي توان گفت که هيچ کشوري به اندازه اسرائيل در تاريخ حيات سازمان ملل متحد قطعنامه هاي اين سازمان را ناديده نگرفته است و در عين حال تنها کشوري که به رغم نقض ده ها قطعنامه ارکان مختلف سازمان ملل با هيچ ضمانت اجرايي نيز مواجه نشده است، اسرائيل بوده است. هنري کتان استاد انستيتوي حقوق بيت المقدس در کتاب «فلسطين و حقوق بين الملل» تا سال 1973 ده ها قطعنامه ارکان مختلف ملل متحد را که از سوي اسرائيل ناديده گرفته شده، آورده است. (هنري کتان، فلسطين و حقوق بين الملل، انتشارات اميرکبير، چاپ دوم، 1368، تهران، ترجمه؛ غلامرضا فدايي عراقي) نظريه مشورتي ديوان بين المللي دادگستري در مورد احداث ديوار حائل در سرزمين هاي فلسطين اشغالي (نهم جولاي 2004) يکي از آخرين نمونه هاي اين قبيل اسناد بين المللي است که از سوي اسرائيل با بي اعتنايي کامل مواجه شده است. اسرائيل در مقام دفاع براي توجيه احداث اين ديوار دقيقاً به مطالبي استناد مي کند که در حال حاضر در جريان فاجعه غزه به آنها استناد مي کند، يعني دفاع مشروع در برابر اقدامات نظامي که عليه سکنه غيرنظامي اسرائيل صورت مي پذيرد. ديوان در نظريه خود موهوم بودن اين ادعاها را اعلام مي کند. مفاد بخشي از نظريه مزبور به شرح زير است؛ «ديوان بين المللي دادگستري مرکب از 15 عضو است.»
الف؛ 14 راي در مقابل يک راي
احداث ديوار در حال ساخت توسط اسرائيل (نيروي اشغالگر) در سرزمين هاي فلسطين اشغالي شامل داخل و اطراف بيت المقدس شرقي و تاسيسات مربوطه خلاف قوانين بين المللي است.
ب؛ 14 راي در مقابل يک راي
اسرائيل موظف است به نقض قوانين بين المللي خاتمه دهد، بي درنگ عمليات احداث ديوار در حال ساخت در سرزمين هاي اشغالي را متوقف سازد، سازه هاي مربوطه را تخريب کند و تمام قوانين و مقررات مربوط به آن را لغو يا به حالت تعليق درآورد.
د؛ 13 راي در مقابل دو راي
تمام کشورها موظف هستند وضعيت غيرقانوني احداث ديوار را به رسميت نشناخته و هيچ ياري و کمکي براي حفظ وضعيت ايجادشده در اثر احداث ديوار نکند.
برخي از قضات عضو ديوان ضمن نظريات جداگانه اظهاراتي داشته اند که به بخش هايي از آنها اشاره مي شود.
- نظريه جداگانه قاضي کورو ما
«احداث ديوار باعث ضميمه شدن قسمتي از سرزمين هاي اشغالي و سلب حاکميت از بعضي از فلسطينيان شده و اين امر خلاف قوانين بين المللي (اصل عدم تصرف سرزمين با توسل به زور)، حقوق بشر و حقوق بين الملل بشردوستانه است.»
- نظريه جداگانه قاضي هيگينز
«اسرائيل نمي تواند به بهانه حق دفاع از خود، کارهاي خلاف قانون خود را توجيه کند.»
- نظريه جداگانه قاضي کويچمانز
«در پرونده حاضر اقدامات تروريستي ريشه در سرزميني دارد که تحت کنترل اسرائيل است.»
- نظريه جداگانه قاضي ال خسونه
«حضور اسرائيل در ساحل غربي از جمله بيت المقدس شرقي و غزه به عنوان اشغال نظامي بر پايه يک نظر جمعي و عمومي بوده و بسياري از قطعنامه ها (که بعضي از آنها الزام آور هستند) و موضع دولت ها چه به صورت انفرادي و چه گروهي آن را تاييد مي کند.» نکته قابل توجه در مورد اين نظريه مشورتي اين است که ديوان بين المللي دادگستري سرزمين هاي اشغال شده توسط اسرائيل قبل از 1967 را کماکان مشمول حق تعيين سرنوشت ساکنان آن برشمرد و اين به اين معني است که تا زماني که فلسطينيان اين حق را به دست نياورند، از بين نخواهد رفت. همان گونه که ذکر شده اين راي نيز مانند ده ها قطعنامه الزام آور ديگر با بي اعتنايي کامل اسرائيل مواجه شد. اسرائيل به عمليات احداث غيرقانوني ديوار حائل ادامه داد و آن را ساخت. در حال حاضر 18 سال از ترور ابواياد (صلاح خلف) راوي فلسطيني آواره در جريان عمليات تروريستي در تونس توسط جوخه هاي مرگ اسرائيل سپري مي شود. ابواياد بنيانگذار الفتح و مسوول اطلاعات و امنيت سازمان آزاديبخش فلسطين در زمان تدوين کتاب فلسطيني آواره توسط اريک لورو مي گويد؛ «پس از 20 سال نبردهاي سخت هنوز سرنوشت خلق ما دردناک است. او هنوز نه وطني دارد و نه شخصيت مستقلي.» (فلسطيني آواره، ص 453) در وضعيتي که تروريسم ابزار اوليه صهيونيست ها براي راندن فلسطيني ها از سرزمين بومي شان بود، ابواياد مي گويد؛ «ما به معامله و مذاکره با دولت ها و رجال قدرت معتاد شديم. روي عقايد و آرزوهاي آنها حساب مي کنيم. از ترس اينکه مبادا از جانب سياستمداران کم و بيش مجرب متهم به تروريسم و ماجراجويي شويم براي اثبات ميانه روي، نرمش و آشتي پذيري خود در هر قدم شتاب کرديم.» (فلسطيني آواره، ص 459) و سرانجام خود او نيز ترور شد. حال ابواياد برخيز و بار ديگر نظاره گر فاجعه زادگاه خود و اجداد خود يعني غزه باش.
منبع:اعتماد


