آیا رییسجمهور اقتصادی میخواهیم؟
سلسله نامگذاری اقتصادی برای شعار سال از سوی رهبر انقلاب برای ششمین سال پیاپی ادامه یافت؛ با این تفاوت که این بار این نامگذاری اقتصادی، یک مقدمه سیاسی نیز داشت. حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامی است که رهبر انقلاب برای سال ۹۲ برگزیدند و طبیعی است که عمده خواست ایشان از ملت ایران در سال جاری در همین شعار خلاصه شده است.
در این نامگذاری هوشمندانه، البته حماسه سیاسی پیش از حماسه اقتصادی به کار برده شده که نشاندهنده مقدمه بودن یک حماسه سیاسی در سال ۹۲ برای تحقق یک حماسه اقتصادی است.
اکنون با کوچکترین تفکری میتوان به این پرسش پاسخ داد که بزرگترین حماسه سیاسی ممکن در سال ۹۲ چه میتواند باشد؟
مشخص است که پاسخ همه «انتخاب یک رییس جمهور جدید برای چهار یا شاید هشت سال اداره کشور» خواهد بود.
طبیعی است که وقتی رهبر انقلاب واژه حماسه سیاسی را مقدم بر واژه حماسه اقتصادی به کار میبرند و با توجه به انتخاب پیاپی شعار اقتصادی توسط ایشان در شش سال گذشته، میتوان چنین ارزیابی نمود که رهبر انقلاب از ملت ایران حماسه سیاسی را انتظار میکشند که نتیجه و منتخب آن یک حماسهساز اقتصادی باشد؛ فردی که افزون بر دارا بودن ویژگیهای کامل یک رجل سیاسی و توانمند در اداره کشور، ویژگیهای کامل یک رجل اقتصادی و یک استراتژیست اقتصادی را نیز دارا باشد و در بیانی اجمالی، فردی باشد که بتواند هدایت و مدیریت درگیری و رویارویی جدید ملت ایران با غرب و جهان استکبار را ـ که چندی است در عرصه اقتصاد آغاز شده ـ به عهده بگیرد و با پیروی از رهبری این رویارویی را در چند سال آینده با پیروزی قاطع و غرور آفرین ملت ایران به پایان برساند.
همان گونه که گفته شد، در نامگذاری رهبر انقلاب، حماسه سیاسی پیش از حماسه اقتصادی به کاربرده شده که نشاندهنده مقدمه بودن یک حماسه سیاسی در سال ۹۲ برای تحقق یک حماسه اقتصادی است.
اکنون با توجه به این تفسیر، میتوان به آسانی دریافت که انتخاب درست مردم در انتخابات جاری در راستای نیاز کنونی نظام یعنی مبارزه اقتصادی با جهان غرب ـ که به شکل تحریمهای گسترده نفتی و ارزی و بانکی در سال ۹۱ کلید خورده است ـ میتواند تا چه میزان سرنوشت این مبارزه و نظام و ملت ایران را تعیین و راه پیروزی را آسان کند. در غیر این صورت انتخاب فردی که مسأله اقتصاد را در چنین شرایط بحرانی خارجی و داخلی دغدغه اول خود نمیداند یا در این زمینه تخصص و تجربهای ندارد، چه مشکلات بزرگی را میتواند پیش روی ملت ایران در پیمودن این راه دشوار و ناهموار قرار دهد.
ناگفته نماند که دو رویارویی قبلی ملت ایران با جهان غرب و استکبار؛ یکی در فاز سیاسی یعنی بیرون راندن شاه وابسته به غرب و پایان دادن به حکومت استبدادی ـ استعماری مطلوب غرب و همچنین در فاز نظامی یعنی هشت سال دفاع مقدس، دو مبارزه فعال بود. به این صورت که در این دو عرصه، عمده زحمات و فشار مبارزه بر دوش کسانی بود که داوطلبانه و مجاهدانه در خط مقدم این مبارزه حضور مییافتند و زجر شکنجه و زندان یا تحمل گلوله دشمن در جبهههای نبرد را تا مرز شهادت به جان میخریدند.
اما در این رویارویی سوم و عرصه جدید نبرد که از سوی دشمن برگزیده شده، یعنی مبارزه اقتصادی، فشار یکسانی بر همه قشرهای مردمی اعم از گروههای مبارز و مجاهد و حامیان عادی انقلاب و طیفهای بیتفاوت یا حتی مخالف نظام وارد خواهد آورد که طبیعتا توان تحمل همه این قشرها در برابر فشار دشمن قابل مقایسه با قشر حاضر در میدان در دو مبارزه گذشته نیست!
از این روی، مبارزه اقتصادی ایران با جهان استکبار از حساسیت بالاتری برخوردار است، زیرا میتواند به امواج نارضایتی عمومی و افزایش فشار داخلی بر دولتها نیز منجر شود که این نکته خود اهمیت بالای انتخاب گزینه مناسب برای سالهای این نبرد حساس از سوی مردم را دوچندان میکند.
امید است که بار دیگر ملت ایران در پیروی از رهبر انقلاب اسلامی و حضور پر شور خود در انتخابات، رییس جمهوری را برگزیند که پس از یک یا دو دوره اداره کشور در شرایط نبرد اقتصادی کشوری با اقتصاد فعال، تولید محور و پیشرو در عرصه جهانی و رضایت کامل داخلی از سطح عمومی قیمتها و کاهش بیکاری به منصه ظهور گذارد.


