اصغر پنج بیمار را نجات داد
گفتوگو با عموی جوان مرگ مغزی
اصغر فرخی، پسر جوانی است که چندی قبل دچار مرگ مغزی شد و خانوادهاش با اهدای اعضای بدن او موافقت کردند. اصغر فرزند دوم خانواده بود و یک برادر و یک خواهر داشت. اهدای اعضای بدن این جوان سه زن60، 43 و 32 ساله و دو مرد 22 و 60 ساله بیمار را نجات داد. پیکر اصغر بعد از انجام عمل پیوند در مشهد به اهواز منتقل و به خاک سپرده شد. عموی این جوان در گفتوگو با «شرق» جزییات این حادثه را شرح داده است.

اصغر چند سال داشت و شغلش چه بود؟
او 24 ساله بود و در دانشگاه پیام نور حسابداری خوانده بود، اما هنگامی که این اتفاق افتاد سرباز مرزبانی بود و در کردستان خدمت میکرد.
حادثه چگونه اتفاق افتاد؟
اصغر چند روزی مرخصی گرفته و دو سه روز اول را به اهواز رفته بود تا پدر و مادر و خانواده را ببیند. بعد از آن همراه چهار نفر از دوستانش به قصد زیارت راهی مشهد شد و همگی دچار گازگرفتگی شدند. هر چهار دوست اصغر فوت شدند اما او زنده ماند.
دلیل گازگرفتگی چه بود؟
آنها در یکی از هتلهای مشهد ساکن بودند و ظاهرا مشکل از پکیج اتاق آنها بود. اصغر حدود 25 روز در کما بود و بعد دچار مرگ مغزی شد، وقتی مسوولان بیمارستان مرگ مغزی را تایید کردند، پدر و مادرش برای اهدای اعضا رضایت دادند.
خبر چطور به اطلاع خانواده رسید؟
از طریق مسوولان هتل و اورژانس. مسوولان هتل میگویند آنها ساعت یکونیم شب به اتاقشان رفته بودند و تا ظهر روز بعد هم خبری از آنها نشد به همین دلیل به سراغشان رفتند و متوجه شدند دچار گازگرفتگی شدهاند. آنها تا حدود هفتساعت پس از گازگرفتگی در اتاق بودند. پزشکی قانونی این را تایید کرده و معلوم شده آنها ساعت پنج صبح فوت شده بودند اما مسوولان هتل ساعت یکونیم بعدازظهر سراغشان رفته بودند و اصغر هم تا آن زمان زنده بود. نمیدانم چه حکمتی بود که همه دوستان اصغر در دم فوت شدند اما او زنده ماند. بعد از آنکه مسوولان هتل وارد اتاق آنها شدند از طریق گوشی تلفن همراهشان توانستند خانوادههای اصغر و دوستانش را پیدا کنند.
خود اصغر قبلا در مورد اهدای عضو صحبت کرده بود؟
خودش سه یا چهار سال پیش کارت اهدای عضو گرفته بود.
خانواده چطور راضی شد اعضای اصغر اهدا شود؟
وقتی که ما به مشهد رفتیم پزشکان با من صحبت کردند و خواستند برادرم و همسرش را برای رضایت آماده کنم اما به آنها گفتم من نمیتوانم این کار را انجام بدهم، چون در صورت منفی بودن جوابشان ممکن است تاثیر منفی این خاطره تا مدتها در ذهنشان بماند. پس از آن پزشکان دو سه بار دیگر هم با من صحبت کردند و در نهایت خودشان به طور مستقیم با برادرم و همسرش حرف زدند که خدا را شکر آنها رضایت دادند.
چه اعضایی از بدن اصغر اهدا شده است؟
پدر و مادر او رضایت دادند تا از همه اعضای او استفاده شود چون معتقد بودند هرچه بیشتر از اعضای اصغر استفاده شود نام او ماندگارتر خواهد شد، در نهایت چشمها، کلیهها، کبد و پوست پشت ران او پیوند زده شد.
واکنش دوستان و آشنایان به اهدای اعضای اصغر چه بود؟
اکثرا راضی بودند، میگفتند اصغر زنده است. او به چهار، پنج نفر کمک کرده و آنها را نجات داده است. اصغر فوت نکرده چون اعضای بدن او در بدن افراد دیگری زنده هستند. این اتفاقات برای این افتاد که او به خواسته قلبیاش که اهدای عضو بود برسد.
خود شما چه احساسی دارید؟
اگر شرایطش به وجود بیاید خود من هم حتما اهدای عضو میکنم، چون این کار بسیار پسندیده است. وقتی فردی مرگ مغزی میشود اعضای بدنش زیر خاک میرود و میپوسد، پس چه بهتر که با اهدای اعضای هر قسمتی از بدن بتوان جان کسی را نجات داد.
شما قبل از این اتفاق با اهدای عضو آشنایی داشتید؟
اصلا نمیدانستم اهدای عضو چیست، چون در چنین شرایطی قرار نگرفته بودم اما الان با این موضوع آشنا شدهام و خوب میدانم وقتی کسی مرگ مغزی میشود امکان بازگشت به زندگی برای او وجود ندارد، پس چه بهتر است که اعضای او اهدا شود تا قبل از اینکه او فوت شود جان چند نفر نجات پیدا کند. این کار هم اجر دنیوی دارد و هم اجر اخروی. من خیلی راغبم مانند اصغر در صورت امکان این کار را انجام بدهم.
منبع: شرق

اصغر چند سال داشت و شغلش چه بود؟
او 24 ساله بود و در دانشگاه پیام نور حسابداری خوانده بود، اما هنگامی که این اتفاق افتاد سرباز مرزبانی بود و در کردستان خدمت میکرد.
حادثه چگونه اتفاق افتاد؟
اصغر چند روزی مرخصی گرفته و دو سه روز اول را به اهواز رفته بود تا پدر و مادر و خانواده را ببیند. بعد از آن همراه چهار نفر از دوستانش به قصد زیارت راهی مشهد شد و همگی دچار گازگرفتگی شدند. هر چهار دوست اصغر فوت شدند اما او زنده ماند.
دلیل گازگرفتگی چه بود؟
آنها در یکی از هتلهای مشهد ساکن بودند و ظاهرا مشکل از پکیج اتاق آنها بود. اصغر حدود 25 روز در کما بود و بعد دچار مرگ مغزی شد، وقتی مسوولان بیمارستان مرگ مغزی را تایید کردند، پدر و مادرش برای اهدای اعضا رضایت دادند.
خبر چطور به اطلاع خانواده رسید؟
از طریق مسوولان هتل و اورژانس. مسوولان هتل میگویند آنها ساعت یکونیم شب به اتاقشان رفته بودند و تا ظهر روز بعد هم خبری از آنها نشد به همین دلیل به سراغشان رفتند و متوجه شدند دچار گازگرفتگی شدهاند. آنها تا حدود هفتساعت پس از گازگرفتگی در اتاق بودند. پزشکی قانونی این را تایید کرده و معلوم شده آنها ساعت پنج صبح فوت شده بودند اما مسوولان هتل ساعت یکونیم بعدازظهر سراغشان رفته بودند و اصغر هم تا آن زمان زنده بود. نمیدانم چه حکمتی بود که همه دوستان اصغر در دم فوت شدند اما او زنده ماند. بعد از آنکه مسوولان هتل وارد اتاق آنها شدند از طریق گوشی تلفن همراهشان توانستند خانوادههای اصغر و دوستانش را پیدا کنند.
خود اصغر قبلا در مورد اهدای عضو صحبت کرده بود؟
خودش سه یا چهار سال پیش کارت اهدای عضو گرفته بود.
خانواده چطور راضی شد اعضای اصغر اهدا شود؟
وقتی که ما به مشهد رفتیم پزشکان با من صحبت کردند و خواستند برادرم و همسرش را برای رضایت آماده کنم اما به آنها گفتم من نمیتوانم این کار را انجام بدهم، چون در صورت منفی بودن جوابشان ممکن است تاثیر منفی این خاطره تا مدتها در ذهنشان بماند. پس از آن پزشکان دو سه بار دیگر هم با من صحبت کردند و در نهایت خودشان به طور مستقیم با برادرم و همسرش حرف زدند که خدا را شکر آنها رضایت دادند.
چه اعضایی از بدن اصغر اهدا شده است؟
پدر و مادر او رضایت دادند تا از همه اعضای او استفاده شود چون معتقد بودند هرچه بیشتر از اعضای اصغر استفاده شود نام او ماندگارتر خواهد شد، در نهایت چشمها، کلیهها، کبد و پوست پشت ران او پیوند زده شد.
واکنش دوستان و آشنایان به اهدای اعضای اصغر چه بود؟
اکثرا راضی بودند، میگفتند اصغر زنده است. او به چهار، پنج نفر کمک کرده و آنها را نجات داده است. اصغر فوت نکرده چون اعضای بدن او در بدن افراد دیگری زنده هستند. این اتفاقات برای این افتاد که او به خواسته قلبیاش که اهدای عضو بود برسد.
خود شما چه احساسی دارید؟
اگر شرایطش به وجود بیاید خود من هم حتما اهدای عضو میکنم، چون این کار بسیار پسندیده است. وقتی فردی مرگ مغزی میشود اعضای بدنش زیر خاک میرود و میپوسد، پس چه بهتر که با اهدای اعضای هر قسمتی از بدن بتوان جان کسی را نجات داد.
شما قبل از این اتفاق با اهدای عضو آشنایی داشتید؟
اصلا نمیدانستم اهدای عضو چیست، چون در چنین شرایطی قرار نگرفته بودم اما الان با این موضوع آشنا شدهام و خوب میدانم وقتی کسی مرگ مغزی میشود امکان بازگشت به زندگی برای او وجود ندارد، پس چه بهتر است که اعضای او اهدا شود تا قبل از اینکه او فوت شود جان چند نفر نجات پیدا کند. این کار هم اجر دنیوی دارد و هم اجر اخروی. من خیلی راغبم مانند اصغر در صورت امکان این کار را انجام بدهم.
منبع: شرق
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
این مثل این می مونه که شما قبل از مرگت وصیت نامه رسمی بنویسی که اموالت چطور تقسیم بشه بعد که مردی بیان از خانواده ات اجازه بگیرن که به وصیت شما عمل بشه یا نه ؟؟؟؟
واقعا ایران کشور قوانین من درآوردی و مسخره است .
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



