درست مثل يک منتقد...
پيکر استاد مسلم کشتي نويسي ايران ساعاتي پيش در سرمايي سوزناک به خاک سپرده شد.
به گزارش برنا، منوچهر لطيف منتقد سفت و سخت فدراسيون کشتي به شمار مي رفت و حتي تا آخرين روزهاي عمر خود که هنوز جاني و نايي براي نوشتن داشت،از مواضعش عقب نشيني نکرد تا به آرمان هاي نيم قرن قلم فرسايي خود مثل يک مرد اداي احترام کرده باشد.
در اين ميان با خود انديشيديم که فدراسيون نشينها نيش قلم هميشه منتقد استاد را پس از شنيدن پيوستنش به ديار سايه ها فراموش کرده و براي وداع با جسم پير ديار گوش شکسته ها قدم رنجه خواهند کرد؛اما نه رئيس و نه نايب رئيس فدراسيون کشتي در اين مراسم حضور نيافتند تا وداع او با دنياي خاکي و فاني هم رنگ و بوي انتقاد به خود بگيرد!
در مراسم تدفين مرحوم لطيف چهره هايي چون بهرام افشارزاده دبير کل کميته ملي المپيک هم حضور داشتند که مشاهده چهره اين عزيزان که سنخيتي با کشتي ندارند،غيبت محمدرضا يزداني خرم را پر رنگ تر جلوه داد.
رئيس حالا که مي دانست قلم استاد براي هميشه غلاف شده و نيش کنايه هاي لطيف ديگر فدراسيون را آزار نخواهد داد،مي توانست مشتيگري را پيشه کرده و با حضور در بهشت زهرا(س) مرحمي باشد براي زخم جانکاه بازماندگان يکي از خدوم راستين ورزش اول اين مملکت؛ولي...
به هر حال اين انتقاد به بسياري از گوش شکسته هاي صاحب منصب يا کنار گود هم وارد است؛چرا که انتطار داشتيم در مراسم تدفين کسي که ساليان سال براي کشتي و کشتي گير نوشت،براي انداختن سوزن بر زمين جايي نصيبمان نشود؛اما زهي خيال باطل که نيش خورده هاي ريز و درشت قلم بي رحم استاد براي پشت کردن به جسم بي جان او کوچکترين قصوري نکردند!
شايد هم تاوان يک عمر عشق ورزيدن و جان کندن براي کشتي همين باشد و ما از آن بي خبر!


