یادی از یک شهرآورد فراموشنشدنی
به گزارش ایسنا،از حجازی اشتباه بزرگی سر میزند. «صفر ایرانپاک» از درون محوطه جریمه
توپ را روی دروازه میفرستد. حجازی که مسیر توپ را تشخیص داده پرواز
میکند. ...
امجدیه، 3 فروردین 1351
پرسپولیس 2 - تاج / استقلال صفر
بارندگی بهاری زمین را نابود کرده. زمین خاکی «امجدیه» باتلاقی و خاک ارهای شده. همه جان کندهاند تا بشود در این میدان چند قدم دوید. تا ضربهای به توپ زد. «پاپا واسیلی» یونانی داور دیدار با حیرت به خاک ارهها نگاه میکند. نگاه میکند خم میشود. خم میشود و دستی به زمین میکشد. دستی به زمین میکشد تا دریابد این ترکیب آجریرنگ چیست. تا دریابد این میدان را چگونه نقاشی کردهاند. «رایکف» برابر «راجرز». امروز مردان رایکف شبیه به شیوه راجرز بازی میکنند و پسران راجرز تا حدی به سنت رایکف. پرسپولیس با سه مهاجم که «حسین کلانی» در جناح چپ مثالزدنی بازی میکند، خستگیناپذیر است و بیاشتباه. دفاع تاج را در نیمه اول به هم میریزد. یک بار. دو بار. سه بار. اولی «ناصر حجازی» را به شیرجه وادار میکند. دومی به شوت سر ضرب «همایون بهزادی» میانجامد و سومی با گرفتن پیراهنش توسط «مسعود معینی» پایان مییابد. تاجیها به سانتر از دو جناح روی آوردهاند. ولی درد پای «غلامحسین مظلومی» که به خروج زودهنگام و ورود «مهدی حاجمحمد» میانجامد رایکف را به دردسر میاندازد. در منگنه قرار میدهد.
سپری شدن نیمه اول. رسیدن دقیقه 55. زمانی که از حجازی اشتباه بزرگی سر میزند. «صفر ایرانپاک» از درون محوطه جریمه توپ را روی دروازه میفرستد. حجازی که مسیر توپ را تشخیص داده پرواز میکند. بلند میشود و توپ را به چنگ میآورد. ولی بدنش رو به دروازه است و با توپ درون سنگرش فرود میآید. میداند خودش آن سوی خط فرود میآید، بنا بر این توپ را رها میکند ولی هم او و هم توپ آن سوی خط پایین میآیند. گل.
واکنش حجازی برابر این گل بیش از حد غلیظ است. بیش از حد پر آب و تاب. بیش از حد بیرونی. تاجیها که بازی را آغاز میکنند او میرود و کز میکند گوشه دروازه. سرش را تکیه میدهد به تیر. تکیه میدهد و عکاسها را خوشحال میکند. عکاسها که عکس میگیرند و عکس. عکس میگیرند تا فردا اشکهایش را نشان دهند. حجازی مات شده و افسرده. بیانگیزه و بیطاقت. همه بار شکست را ریخته روی خودش. عجول و ناشکیبا. دقیقه 88 که میرسد او پس از ارسال توپ بلندی توسط «ابراهیم آشتیانی» دوباره به پرواز در میآید. دوباره بلند میشود و دوباره توپ را از دست میدهد. از دست میدهد و این بار کلانی فرصتطلب از راه رسیده و دروازه را باز میکند. آسمان کماکان ابری است و خاک ارههای میدان چنان با گل قاطی شدهاند که داور یونانی به زحمت کفشهایش را حرکت میدهد. حجازی که از میدان خارج میشود برایش دست میزنند. ستایشش میکنند. بازیکنان حین بازی - خصوصا حین نبرد با حریفان ویژه – به ندرت احساساتشان را جز خشم نشان میدهند. بهندرت به اشتباهات خود اعتراف میکنند. بهندرت دستها را به علامت تسلیم بالا میبرند. ولی حجازی این بار احساساتی شده. اعتراف کرده. دستها را بالا برده. دل همه را به چنگ آورده. حتی پرسپولیسیها را... .


